تاثیرات مفید تقویت اعتماد به نفس در کودکان


تاثیرات مفید تقویت اعتماد به نفس در کودکان


تاثیرات مفید تقویت اعتماد به نفس در کودکان

تاثیرات مفید تقویت اعتماد به نفس در کودکان

تاثیرات مفید تقویت اعتماد به نفس در کودکان 

تقویت اعتماد به نفس در کودکان موجب می شود تا بتوانند با چالش های دوران کودکی به خوبی کنار آیند و شخصیت خود را نیز برای آینده بسازند. اعتماد به نفس مناسب، سلاح كودك در برابر چالش‌هاي دنياست. كودكاني كه احساس خوبي در مورد خود دارند، راحت‌تر مي‌توانند با مشكلات محيط اطراف و فشارهاي موجود در جهان مقابله كنند. آنها تمايل بيشتري به شادي و لذت از زندگي دارند. اين كودكان واقع‌بين بوده و معمولا خوشبين هستند.

 

وقتی که کودکان در حیاط در حال بازی هستند و یکی از آن ها زمین می خورد یا با هم دعوا می کنند معمولا اولین عکس العمل والدین وارد شدن در معرکه و دخالت در آن است. اگر چه این کار غائله را در کوتاه مدت حل می کند اما باعث می شود که اعتماد به نفس آن ها در دراز مدت آسیب ببیند. اگر در انجام کار یا حرکتی بیش از حد به آن ها کمک کنید

 

دیگر نخواهند توانست رمز غلبه بر آن مشکل را پیدا کنند پس بهتر است کمی به آن ها آزادی بدهید و بگذارید در حل مسائل کمی مستقل باشند. در ادامه مطلب به چند روش ساده اشاره می کنیم که با رعایت آن ها توسط والدین می توانیم کودکانی توانمند و دارای اعتماد به نفس بالا داشته باشیم.

 

بي قيد و شرط عشق بورزيد

اعتماد به نفس كودك وقتي شكوفا مي‌شود كه نوعي علاقه بي قيد و شرط را ببيند، عشقي كه مي‌گويد «دوستت دارم، هركه باشي و هرچه انجام بدهي». وقتي كودكتان را صرفنظر از توانايي هايش، مشكلاتش، اخلاقش، يا قدرتش مي‌پذيريد، به او بيشترين كمك را مي‌كنيد. بنابراين، او را در عشق خود غرق كنيد. او را تا مي‌توانيد بغل كنيد،

 

ببوسيد و به پشتش بزنيد و فراموش نكنيد به او بگوييد كه چقدر دوستش داريد. وقتي مجبوريد در موردي به او تذكر بدهيد ، به او بفهمانيد تذكر شما در مورد  رفتارش  است و نه خودش . مثلا، به جاي اين كه بگوييد «خيلي پسر شرّي هستي. چرا درست نمي‌شي؟ به او بگوييد، «لطفا تو خونه فوتبال بازي نكن. فوتبال بازي بيرون از خونه است».

 

اشتباهاتشان را تصحیح نکنید
اگر کودکتان در حال حل کردن یک معما یا پازل است و شما می بینید که قطعات پازل را در جای نادرستی قرار داده است نباید وارد عمل شده و راه حل را به او بگویید. بگذارید لذت فهمیدن اشتباه و تصحیح آن را خود کودک تجربه کند حتی اگر اشتباه او مدتی به طول بیانجامد و زمان زیادی را به حل مسئله اختصاص بدهند.

 

چیزی که ما به عنوان اشتباه می بینیم از نظر آن ها اصلاً اشتباه محسوب نمی شود. اشتباه کردن جزئی از پروسه یادگیری در کودکان است. وقتی کودکی خودش اشتباهش را تصحیح کند اعتماد به نفسش افزایش پیدا می کند.

تاثیرات مفید تقویت اعتماد به نفس در کودکان

اعتماد به نفس مجموعه‌اي از باورها و احساساتي است كه ما در مورد خود داريم 

 

محدوديت‌ها را يادش بدهيد

چند قانون منطقي براي كودك خود وضع كنيد. مثلا، اگر به او مي‌گوييد كه موقع دوچرخه سواري در خيابان بايد كلاه  سرش بگذارد، اجازه ندهيد بدون كلاهش به خانه دوستش برود. اگر بداند كه بعضي قوانين خانوادگي نقشِ روي سنگ شده اند، احساس امنيت بيشتري مي‌كند و به زودي بر طبق انتظارات شما زندگي خواهد كرد. فقط بكوشيد واضح و باثبات باشيد  و نشان دهيد كه به او اعتماد داريد و از او انتظار داريد كه كار درست را انجام دهد.

 

کودکان را با محیط اطراف آشنا کنید
بچه ها را بیرون ببریدو با آن ها بازی کنید زیرا این کار تاثیر زیادی در افزایش اعتماد به نفس آن ها خواهد داشت. هر چه کودکان بیشتر ریسک کنند و با چالش های جدید آشنا شوند بیشتر و بهتر می توانند از پس آن ها بربیایند. علاوه بر این کودکان در فضای بیرون از خانه فرصت و فضای بیشتری برای کنجکاوی و جست و خیز و تجربه های تازه دارند.

 

همچنین این کار از لحاظ جسمی و بدنی نیز کودک شما را تقویت خواهد کرد. هرچه کودک قوی تر بوده و با محیط اطراف آشنایی بیشتری داشته باشد به همان اندازه نیز اعتماد به نفس او بیشتر خواهد بود.

 

از ريسك كردن‌هاي سالم استقبال كنيد
كودكتان را به كشف چيزي تازه، مثل خوردن غذايي متفاوت، يافتن دوستان تازه، يا اسكيت سواري تشويق كنيد. با اين كه هميشه احتمال شكست وجود دارد اما بدون ريسك كردن موفقيت هم به دست نمي آيد. پس به كودك خود اجازه‌ي تجربه‌هاي كم خطر را بدهيد و در مقابل تقاضاهاي او در دخالت خود مقاومت كنيد.

 

مثلا سعي نكنيد به محض اين كه از خواندن كلمه‌اي دشوار احساس ياس كرد، او را «نجات» دهيد. پريدن وسط كار او و گفتن اين كه «خودم مي‌كنم» او را وابسته بار مي‌آورد و اعتماد به نفس ِ او را كم مي‌كند. شما با برقراري تعادل در نياز به حمايت از او و نياز او به تجربه كردن كارهاي تازه اعتماد به نفسش را شكل خواهيد داد.
تاثیرات مفید تقویت اعتماد به نفس در کودکان

اعتماد به نفس با رشد كودك تغيير مي‌كند، چرا كه تحت تاثير تجربيات كودك قرار مي‌گيرد

 

آن ها را تشویق کرده و به آن ها جایزه بدهید ولی در این کار زیاده روی نکنید
اگر دائماً به کودک خود بگویید که “تو خیلی باهوش هستی”، کودک شما بعد از چندین بار شکست در حل مسایل به هوش خود شک خواهد کرد. کودک باید بداند که برای رسیدن به موفقیت در هر کار یا فعالیتی باید سخت تلاش کند. درک این موضوع باعث می شود که در آینده توانمندی بیشتر و بهتری در حل مسائل زندگی روزمره داشته باشند.

 

اگر کودکتان گفت که “من این خانه را ساخته ام” شما برای تشویق او می توانید لبخند بزنید و بگویید”بله البته که تو این کار را کردی. کارت عالی بود”. با این تشویق متعادل می توانید با کودک همراه شوید. هیچ وقت کار کودک را ارزش گذاری نکنید.

 

از اتفاقات مثبت تجليل كنيد
همه تشويق  پذير هستند، بنابراين سعي كنيد چيزهاي خوبي را كه كودكتان در روز انجام مي‌دهد با صداي بلند اعلام كنيد. مثلا به پدرش بگوييد «پيتر امروز همه تكاليفش را سريع انجام داد». با اين كار او را در معرض  تحسين خود و پاسخ دلگرم كننده‌ي پدرش قرار مي‌دهيد. واضح و مشخص بيان كنيد.

 

به جاي اين كه بگوييد « خوب بود» بگوييد «ممنون كه ميز شام را چيدي». اين دركِ انجام كار و ارزش فردي را در او بالا مي‌برد و به او اجازه مي‌دهد دقيقا بداند چه كاري را درست انجام داده است.

 

کمی عقب بایستید و دخالت نکنید
 اگر کودکتان هنگام راه رفتن زمین خورد یا اگر دیدید که دو کودک بر سر اسباب بازی با هم درگیر شده اند سریعاً دخالت نکنید. کودکان برای رشد جسمی و ذهنی نیاز به فرصت و فضا دارند به ویژه در شرایطی که دچار مشکل می شوند. وقتی که خودشان مشکلاتشان را حل کنند در آینده انسان های توانمندتری خواهند بود.

 

اگر چه عقب نشستن و نگاه کردن برای والدین بسیار سخت است اما کلیدی ترین نکته در توانمند سازی کودکان به شمار می رود. اعتماد به نفس یعنی این که کودک به خود بگوید “بله من می توانم”. برای تحقق این شعار باید والدین عقب بنشینند و فقط نگاه کنند تا کودک خود مشکلش را حل کند.

 

 

نقاشی های کودکان خود را این گونه تفسیر کنید


نقاشی های کودکان خود را این گونه تفسیر کنید


نقاشی های کودکان خود را این گونه تفسیر کنید

نقاشی های کودکان خود را این گونه تفسیر کنید

نقاشی های کودکان خود را این گونه تفسیر کنید 

نقاشی های کودکان همگی می توانند تفاسیر خاصی داشته باشند. والدین می توانند معانی این نقاشی های بامزه را کاملا تحلیل کنند. دختری هشت ساله دارم که اکثر نقاشی هایش نقش دختر بچه یا دختر نوجوان است و اغلب سر را بزرگ می کشد و تمام اعضای بدن را نیز می کشد و سعی می کند به دخترانه ترین شیوه ممکن بکشد.

 

یعنی همیشه بلوز و دامن و موهای بلند دارد. البته خودش نیز کودکی است که بسیار به زیبایی لباس هایش حساس است. می خواستم بدانم که از نظر روانشناسی کودک این طرز نقاشی کشیدن او چه طور تفسیرمی شود؟آنچه بیان می کنید ناشی از وجود یک مشکل نیست بلکه عمدتا کودکان در این سن نقاشی هایشان شامل انسان است. در ادامه توضیحاتی در رابطه با شکل آدم در نقاشی کودکان ارایه می دهم.

 

کودک وقتی شکل آدم می کشد، قبل از هر چیز شکل خود و یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد، بیان می کند. در واقع، بین بعضی خطوط آدم نقاشی شده با خصوصیات روانی و جسمی کودکی که آن را کشیده، ارتباط مشخصی وجود دارد. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملاً سازگار باشد.

 

اگر برعکس آدمک در اندازه ای خیلی کوچک و یا در گوشه ای از کاغذ کشیده شده باشد، معنایش این است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایین تر می داند.

 

به طورکلی نمادهای اصلی اندام ها در نقاشی کودکان را این گونه تفسیر می کنند:
سر: سر معرف مرکز شخصیت، قدرت فکری، هوشی و عامل اصلی مهار فشارهای درونی است. کودکان، همیشه سرهای بزرگ ترسیم می کنند؛ ولی اگر سر زیاد بزرگ باشد، نشان گر آن است که «من» کودک بیش از حد طبیعی است.

 

چهره: کلیه ی صاحب نظرانی که به تفسیر نقاشی فرافکنی معتقدند در این زمینه توافق نظر دارند که اندازه ی نقاشی از چهره ی انسان مهم ترین جنبه ی آن است؛ زیرا انعکاس مستقیمی از عزت نفس نقاش است. چهره های بلندتر از حد متوسط برای گروه سنی مربوط می تواند نشانه ی جنبه هایی از شخصیت،

 

از قبیل پرخاش گری یا خودبزرگ بینی باشد. نقاشی های ریز و بسیار کوتاه تر از حد متوسط می تواند حاکی از نارسایی، کهتری، عزت نفس پایین، اضطراب یا افسردگی باشد.

نقاشی های کودکان خود را این گونه تفسیر کنید

نقاشی هر کودک بیان گر احساسات درونی اوست

 

صورت: صورت بسیار اهمیت دارد و اغلب تنها کشیده می شود. کودکان پرخاش گر، اجزای صورت را به حداقل اغراق آمیزی بزرگ ترسیم می کنند؛ در حالی که کودکان خجالتی جزئیات را از نظر می اندازند و فقط دایره ی صورت را ترسیم می کنند و به ندرت صورتی را از نیم رخ می کشند.

 

دهان و دندان ها: نقاشی دهان ممکن است معنی نیاز به مواد خوراکی را نمایان سازد؛ و هم به معنای پرخاش گری و یا در ارتباط با مسائل جنبی باشد. لب ها که بسته باشند نشان دهنده ی تنش و فشار است و چانه، نماد قدرت مردانگی است.

 

چشم ها: نقاشی چشم، دنیای درون نقاشی و اجتماعی بودن کودک را نشان می دهد. در کودکان خودخواه، چشم ها ارزش زیبایی نیز دارند.کودک وقتی شکل آدم می کشد، قبل از هر چیز شکل خود و یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد، بیان می کند. در واقع، بین بعضی خطوط آدم نقاشی شده با خصوصیات روانی و جسمی کودکی که آن را کشیده، ارتباط مشخصی وجود دارد

 

دست ها و بازوها: کشیدن دست ها و بازوان بزرگ بیان گر قدرت و کنترل است. به عکس ادعا می شود که حذف دست ها و بازوها، بازتاب احساس فقدان قدرت و بیهودگی و بی یاور بودن است. البته حذف دست ها و بازوها در نقاشی کودکان کم تر از پنج سال امری متداول است. نقاشی هایی از چهره ی انسان که در آن ها دست ها در جیب فرورفته یا پشت سر قرار گرفته، بیان گر احساس گناه و اضطراب درباره ی کنترل محرک های «ممنوعه» است.

 

پاها: کودکان ضعیف و درون گرا اغلب برای آدم ها پا نمی گذارند و یا او را در حالت نشسته نقاشی می کنند.

 

بالاتنه: اگر باریک و لاغر کشیده شود مشخص کننده ی این است که کودک از اندام خود ناراضی است و یا از چاق شدن و بزرگ شدن می ترسد. در مواردی دیگر بالاتنه ی لاغر ممکن است نشان دهنده ی ضعف جسمانی واقعی باشد.

 

موها: دخترها به دلیل جنسیت شان تاکید بیشتری روی کشیدن موهای آدمک‌های نقاشی‌شان دارند و حتی گل سر را روی موهای آدمک شان می‌کشند ولی کمتر پیش می‏آید پسربچه‏ها موهای آدمک شان را با دقت بکشند.البته اینها تحلیل هایی است که در مصاحبه دقیق با کودک ارایه می گردد و با دیدن یک نقاشی از کودک نباید سریع در مورد او قضاوت کرد اما در کل تصور می کنم نگرانی شما بی دلیل است و مشکل خاصی در نقاشی فرزندتان نیست.

 

 

علامت های اختلال روانی در همسران را بشناسید


علامت های اختلال روانی در همسران را بشناسید


علامت های اختلال روانی در همسران را بشناسید

علامت های اختلال روانی در همسران را بشناسید

علامت های اختلال روانی در همسران را بشناسید 

برخی از مشکلات زناشویی اخلاقی به معنای بیماری و اختلال روانی فرد هستند که باید به آن ها توجه شود و هیچ گاه به راحتی از آن گذر نکنید. در زیر به ۱۶ نشانه‌ای اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد ممکن است طرفتان اختلالات روانی داشته باشد!

 

روابط مسموم زندگی را مختل می‌کند و می‌تواند برای شما آزار و درد به همراه داشته باشد. مطمئناً برای بیشتر ما پیش آمده که درگیر چنین روابطی شویم و متعجب بمانیم که آیا طرفمان اختلال روانی دارد یا نه. آیا رفتارهای خشونت‌آمیز و خطرناک او می‌تواند یک دلیل عصبی و روانی داشته باشد؟ برای بعضی از آنها پاسخ، مثبت است.

 

افرادیکه اختلالات شخصیتی دارند برای ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل دارند و همین باعث پر دردسر شدن روابط آنها می‌شود. گروهی از این افراد حتی بخاطر این وضعیت خود موجب آسیب زدن به طرف خود در رابطه می‌شوند. پارتنرهای افرادی که دچار اختلال روانی، اختلال شخصیت خودشیفتگی، اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت ضداجتماعی هستند معمولاً دچار زخم‌های احساسی و فیزیکی می‌شوند.

 

برای خیلی از ما فهمیدن اینکه طرفمان از نظر روانی سالم است یا الگوهای رفتاری او نشانگر یک مشکل شخصیتی است، کار سختی است. در زیر به چند مورد از علامت‌های هشداری اشاره می‌کنیم که می‌تواند نشان دهد طرف شما دچار این اختلالات روانی است.

 

«من از تو برترم» 

افرادیکه دچار اختلالات روانی هستند معمولاً به طرفشان القا می‌کنند که از آنها برتر و بالاتر هستند و طرفشان برای آنها کافی نیست. (مثلاً، به آنها می‌گویند: «تو احمقی»، «تو خیلی احساسی هستی»، «چاقی»، «پارانوئیدی» «دیوونه‌ای»). در چنین روابطی طرف مقابل آنها معمولاً احساس حقارت، بی ارزش‌ بودن و کم بودن می‌کند.

 

«تو خسته‌ام می‌کنی. ازت متنفرم. عاشقتم. نه ازت متنفرم.» 

بعد از گذشتن دوره کوتاه هیجان اولیه، آنها رغبت، هیجان و احترام خود را نسبت به طرف مقابل از دست داده و رفتاری آزاردهنده پیدا می‌کنند. خیلی از آنها مدام رابطه را قطع کرده و دوباره شروع می‌کنند. بی‌احترامی‌ها خیلی زود جای خود را به سوء‌استفاده و آزار می‌دهد و طرفشان به یک قربانی در رابطه تبدیل می‌شود.

 

خیلی از پارتنرهای آنها با افسردگی، اضطراب شدید، اعتیاد به موادمخدر یا الکل و بیماری‌های روانی مختلف باقی می‌مانند. خیلی‌ها هم حتی دست به خودکشی می‌زنند.

 

«من مسئول اتفاق‌های بدی که می‌افتد یا کارهای بدی که کرده‌ام نیستم. این یک قانون است.» 

انداختن تقصیرها به گردن دیگران در این افراد کاملاً عادی است. وقتی نمی‌توانند با دروغ و فریب روی یک خطا و مشکل سرپوش بگذارند، آن را بعنوان یک اشتباه، جوک، سوء‌تفاهم یا حساسیت زیاد طرف‌مقابل قلمداد می‌کنند تا از خود رفع‌تکلیف کنند.

 

آماده‌سازی 

پارتنرهای جدید را معمولاً با درخواست دادن پیدا نمی‌کنند، آنها را برای رابطه با خود آماده می‌کنند. تفاوت این دو در این است که مورد اول به دنبال یک رابطه واقعی است ولی رابطه دوم می‌خواهد یک بازی یا فریب را آغاز کند. مهربانی‌ها، توجه‌ها، ول خرجی ها، وقت گذراندنها، مسافرت‌ها و هدایا همه با هدف و منظور است. آنها توقع دارند که بعد از گذشتن این هیجان اولیه، طرفشان صدبرابر برایشان جبران کند.

 

در گذشته روابط عاشقانه متعددی داشته است 

ازآنجایی که خیلی زود حوصله‌شان سر می‌رود و قادر نیستند بعد از فروکش کردن هیجان اولیه‌شان نسبت به یک نفر، پیوندشان را همچنان با او حفظ کنند، مدام به دنبال روابط عشقی جدید هستند. وقتی می‌خواهند فرد جدید را برای رابطه با خود آماده کنند، از پارتنرهای قبلی خود بعنوان دوستانی خوب یا «فردی دیوانه» یاد می‌کنند!

 

به شدت نسبت به خودش حساس است | به شدت نسبت به دیگران حساسیت ندارد («من مهمم، تو هیچ اهمیتی نداری. و چون تو هیچ اهمیتی نداری، حتی فکرش را هم نکن که بخواهی در مورد من نظر بدهی»)

 

بااینکه معمولاً بسیار قوی، خودشیفته و بی‌عاطفه به نظر می‌رسند، ولی سایرین گاهی شدیداً شگفت‌زده می‌شوند که وقتی از این افراد انتقاد می‌شود یا به چالش کشیده می‌شوند تا چه اندازه حساس می‌شوند. این حساسیت از احساس ناامنی آنها سرچشمه نمی‌گیرد و آنها هیچ علاقه‌ای به خوشنود کردن دیگران ندارند.

 

دلیل این رفتار آنها، اعتقادشان به برتر بودن خودشان است. آنها تحمل ناتوانی و ضعف خود را ندارند و وقتی کسی درمورد نقاط ضعفشان با آنها حرف می‌زند از کوره در می‌روند.

علامت های اختلال روانی در همسران را بشناسید

افراد دچار اختلالات روانی معمولاً به طرفشان القا می‌کنند که از آنها برتر و بالاتر هستند‎

 

«من برنده هستم! همیشه.» 

برای افرادیکه اختلالات روانی دارند همیشه باید یک برنده و بازنده وجود داشته باشد. برنده بودن برای آنها خیلی مهم است. آنها به ندرت می‌پذیرند که در سطحی پایین‌تر از سایرین قرار گیرند. این مسئله به خصوص در مورد روابط که نیاز به همکاری دو طرف و گاهی تسلیم شدن هست، مشکل‌ساز می‌شود.

 

ممکن است احساس کنید که دارید عقلتان را از دست می‌دهید. توانایی‌تان برای فکر کردن و اعتمادبه‌نفستان روز به روز ضعیف‌تر می‌شود.

 

برای آنهایی که مدتی طولانی است در چنین روابطی هستند، مطمئناً مشکل در فکر کردن و تمرکز دیگر عادی شده است. حافظه، تمرکز، توجه، انگیزه و قدرت سازمان‌دهی فرد در چنین روابطی کم‌کم ضعیف می‌شود. احساس خواهید کرد که کارایی‌تان در زندگی به شدت پایین آمده و همیشه احساس اضطراب خواهید داشت.

 

قدرت، کنترل و سلطه 

آنها از تحقیر کردن، خوار و خفیف کردن، حکمرانی کردن، تخریب کردن و کوچک شمردن دیگران لذت می‌برند. ولی هیچوقت تحمل چنین رفتارهایی را در مقابل خودشان ندارند خیلی سریع موجب واکنش خشونت‌آمیز در آنها خواهد شد.

 

دروغ‌ها، رازها و فریب 

فریب و نیرنگ برای این افراد رفتاری عادی است. آنها بی‌اندازه دروغ می‌گویند و خیلی وقت‌ها پنهان‌کاری می‌کنند. این دروغ‌ها می‌تواند کوچک یا خیلی خیلی بزرگ باشند. (مثلاً بچه‌های پنهانی‌شان، ازدواج‌هایشان، هویت دروغین و …)

 

اخلاقیات سوال‌برانگیز 

همیشه یک روند مداوم و دیرینه از عصیان‌ها و خطاهای اخلاقی وجود دارد. نمونه‌های آن عبارتند از: خیانت، دروغ، رعایت نکردن کپی‌رایت، دزدی، خشونت یا مجازات کسی که بر سر راه اهدافش قرار می‌گیرد.

 

احساسات سطحی و کم‌عمق 

روابط سطحی آنها به هیچ عنوان در حدی نیست که روزی به روابط عمیق‌تر تبدیل شود. بعنوان مثال آنها حتی با یک غریبه که به آنها احساس قدرت می‌دهد یا می‌تواند منبع حسادت برای طرفشان باشد، بسیار بهتر از همسرشان رفتار می‌کنند.

 

«ولی قربانی اینجا منم!» 

این روش رفتاری معمولاً در مواجه با افراد دلسوز در آنها ظاهر می‌شود. وقتی ما نسبت به کسی محبت داریم، خشونت‌های آنها را می‌پذیریم. افرادیکه ظرفیت دلسوزی را دارند راحت‌تر مورد آزار این افراد قرار می‌گیرند. در مواجهه با چنین افراد دلسوزی، فردی که اختلال شخصیتی دارد خیلی راحت می‌تواند اشتباهات و گناهانش را کمرنگ کند.

 

مثلث

پارتنر جدید خود را حتی با پارتنرهای قبلی او هم در رقابت می‌بیند.حتی در آداب معاشرت اولیه درمورد مهربانی کردن، اعتماد کردن و احترام گذاشتن هم نیاز به یادگیری دارد.می‌بینید که حتی درمورد مهارت‌های اجتماعی و معاشرتی اولیه هم مثل مهربانی، عدالت و نحوه رفتار کردن هم باید به او توضیح بدهید.

 

مداوماً جملاتی مثل «با من اینطور حرف نزن.»، «خواهش می‌کنم دیگر دروغ نگو!»، «چرا باید اینقدر با خشونت با من رفتار کنی؟» به او می‌گویید. اگر فردی دچار اختلال روانی نباشد، نیازی نخواهد بود که این نوع آموزش‌ها را برای یک فرد بالای ۷ سال داشته باشید.

 

هر چقدر هم که تلاش کنی، نمی‌توانی کاری را درست انجام دهی. 

بخاطر حساسیت‌هایتان، درک نکردنتان، فضولی‌هایتان یا بی‌ارزشی‌تان بعنوان یک پارتنر متهم می‌شوید (مثلاً لباست افتضاحه، خانه تمیز نیست، دیگر اصلاً ظاهر خوبی نداری! چرا اینقدر حساسی، رفتارت خیلی آزاردهنده‌است) هر درخواستی که از او دارید بعنوان تلاش برای کنترل او قلمداد خواهد شد.

 

 به گزارش پارس ناز بعنوان مثال، نگرانی‌های عادی شما و حال و احوال کردن از او و اوضاع زندگیش که بین زوج‌ها کاملاً عادی است (که البته همراه با احترام و عشق است) از طرف کسی که دچار اختلالات روانی است تحمل نمی‌شود.

 

 

همراهی و حمایت فرزندان توسط والدین


همراهی و حمایت فرزندان توسط والدین


همراهی و حمایت فرزندان توسط والدین

همراهی و حمایت فرزندان توسط والدین

همراهی و حمایت فرزندان توسط والدین 

حمایت واژه ای است که فرزندان روی آن حساب ویژه ای باز می کنند تا والدین آن ها به کمکشان بیایند در در عرصه های مختلف به آن ها کمک کنند. کمک به آماده کردن فرزندتان برای زندگی بعد از دبیرستان یکی از مهمترین کارهای والدین است. بااینکه تصور کردن فرزندتان به عنوان یک بزرگسال کار سختی است اما با داشتن یک رویکرد درست، می‌توانید به آنها کمک کنید به راحتی از کودکی به بزرگسالی عبور کنند.

 

رفتن به دانشگاه، پیدا کردن کار یا رفتن به خدمت نظام‌وظیفه معمولاً انتخاب‌هایی است که نوجوانان با آن روبه‌رو هستند. در زیر عنوان می‌کنیم چطور به فرزندتان برای تصمیم‌گیری کمک کنید.

 

دانشگاه و موسسات آموزشی 

بااینکه ممکن است خودتان همان سال آخر دبیرستان به فکر انتخاب دانشگاه و رشته‌تحصیلی بودید اما این روزها بخاطر تقاضای بالا و برنامه‌های رقابتی موجود بین کنکوری‌ها، نوجوانان باید زودتر شروع کنند. درواقع، خیلی از دانش‌آموزان به محض وارد شدن به دبیرستان به فکر دانشگاه هستند.

 

یک آماده‌سازی خوب برای فرزند نوجوانتان می‌تواند این باشد که بنشینید و شروع به نوشتن کنید. نوجوانان باید اهداف و دستاوردهای خود را لیست کنند، حتی اگر هنوز رشته‌تحصیلی مشخصی را برای خود انتخاب نکرده باشند. از فرزندتان بخواهید لیستی از موارد زیر گرد آورد:

 

توانایی‌ها و ضعف‌های درسی و شخصی 

فعالیت‌های فوق‌برنامه 

پاداش‌ها و جوایز 

میانگین معدل 

رتبه کلاسی

 

سپس باید به لیستی از ویژگی‌هایی که در دانشگاه موردنظر خود جستجو می‌کنند تهیه کنند: مثلاً دوست دارند دانشگاه موردنظرشان نزدیک به محل‌سکونتشان باشد، یا دوست دارند زندگی کردن در شهری جدید را تجربه کنند؟وقتی این اطلاعات را جمع‌آوری کردند، باید شروع به تحقیق کنند. اینترنت، مشاوران درسی و تحصیلی می‌توانند منابع خوبی برای کمک باشند.

 

متخصصین توصیه می‌کنند که نوجوانان انتخاب‌های خود را به ۶ تا ۱۰ رشته‌تحصیلی محدود کنند و آنها را اولویت‌بندی کنند.دانشگاه آزاد را بخاطر شهریه بالای آن کنار نگذارید. خیلی از دانشجویان وارد این دانشگاه‌ها می‌شوند و بااستفاده از وام‌های دانشجویی تحصیلات خود را به اتمام می‌رسانند.

 

انتخاب‌های شغلی 

اگر فرزندتان علاقه‌ای به ادامه تحصیل ندارد یا مجبور است برای مخارج تحصیل خود کار کند، باید انتخاب‌های کاری او را بررسی کنید.برای نوجوانی که درمورد آینده خود مطمئن نیست، بد نیست که به ارتش بپیوندد. در آنجا هم نظم و انضباط را یاد می‌گیرد، هم حقوقی دریافت می‌کند که می‌تواند آن را برای خرج تحصیل خود پس‌انداز کند و هم یک حرفه جدید می‌آموزد. همچنین دولت برای جوانانی که به ارتش ملحق می‌شوند، تسهیلات ویژه‌ای می‌گذارد.

 

اما نوجوان شما باید به دقت همه معایب و مزایای کار نظامی را قبل از انتخاب آن بررسی کنند. از این گذشته، اگر پسری ارتش را دوست نداشته باشد یا حتی فکر رفتن به جنگ برای او ترسناک است، باید آن را کنار بگذارد. اگر فرزندتان به دنبال آموزش‌های خاصی در ارتش است، دقت کنید قراردادی که می‌بندد شامل آن آموزش‌ها شود.

 

پیدا کردن کار بلافاصله بعد از مدرسه انتخاب خیلی خوبی است. نوجوانانی که این راه را انتخاب می‌کنند باید یاد بگیرند که چطور دنبال کار بگردند، چطور رزومه کاری بنویسند و مهارت‌های لازم برای مصاحبه‌های کاری را هم بیاموزند.شرکت‌های زیادی لازم می‌بینند که کارمندانشان آموزش و تحصیلات لازم در راستای کار خود را ادامه دهند که فرزندتان باید از قبل در این مورد تحقیق کند.یک انتخاب دیگر کارآموزی است که امکان آموزش کامل در یک رشته خاص را برای او فراهم می‌کند.

همراهی و حمایت فرزندان توسط والدین

می‌توانید به فرزندان کمک کنید به راحتی از کودکی به بزرگسالی عبور کنند‎

 

وقفه و استراحت 

برای خیلی از نوجوانان یک سال فاصله انداختن بین دوران دبیرستان و وارد شدن به دنیای واقعی بسیار مفید است. ای زمان فرصت بسیار خوبی برای مسافرت، انجام خدمات اجتماعی یا حتی زندگی در یک کشور بیگانه قبل از اینکه مسئولیت‌های زندگی سخت‌تر شود است.

 

و یک سال استراحت کردن فرصت دانشگاه رفتن را از آنها نخواهد گرفت—مخصوصاً برای آنهایی که کارآموزی کردن را انتخاب می‌کنند می‌تواند مفید هم باشد.در این یک سال می‌توانند درمورد دانشگاه‌ها و رشته‌های تحصیلی مختلف تحقیق کنند.

 

زندگی خودشان است… 

وقتی حرف از آینده پیش می‌آید، بعضی نوجوانان صحبت را تغییر می‌دهند. در زیر نکاتی آورده‌ایم که کمکتان می‌کند به خوبی با فرزندتان درمورد آینده حرف بزنید.

 

به حرف‌های او خوب گوش دهید و با وسوسه نصیحت کردن آنها مقابله کنید. اگر فرزندتان درگیر تصمیمگیری است، تعریف کردن یکی دو خاطره درمورد تصمیم‌گیری‌های سختی که خودتان در گذشته داشتید می‌تواند کمکشان کند.

 

در کمال احترام و حمایت، کمی به فرزندتان آزادی دهید. اینکه سعی کنید آینده او را خودتان هدایت کنید، عواقب خوبی نخواهد داشت. این درست زمانی است که نوجوانان مهارت‌های تصمیم‌گیری و حل مشکل را یاد می‌گیرند.

 

نوجوانتان را برای دور بودن از خانه آماده کنید. به او کمک کنید بتواند در برخورد با مشکلات، جنس‌مخالف، موادمخدر، الکل، رابطه جنسی و همچنین کارها و فعالیت‌های روزمره (مثل غذا پختن، شستشو و نظافت خانه، خرید کردن، پرداخت قبوض و مدیریت مالی) مهارت پیدا کند.

 

اصلاً از محدودیت گذاشتن برای مقدار حمایت مالی خودتان از نوجوانی که تصمیم دارد یک سال وقفه انداخته و استراحت کند، نترسید. برای نوجوانان لازم است که استقلال داشتن را یاد بگیرند.

 

از کجا کمک بگیرید 

اینترنت نقطه شروع خوبی برای تحقیق و به دست آوردن اطلاعات لازم درمورد علایق فرزند نوجوانتان است. می‌توانید از کمک مشاورین مدرسه که می‌توانند بچه‌ها را در مسیر درست قرار داده و اطلاعات موردنیازشان را در اختیارشان قرار دهند نیز استفاده کنید.کتابخانه محل را هم دست کم نگیرید. در کنار کتاب‌ها و مجلاتی که وجود دارد، کتابدار هم می‌تواند منبع اطلاعاتی خوبی برای شما باشد.

 

می‌توانید جلسات و ملاقات‌هایی با افراد در حرفه‌های مختلف ترتیب دهید و فرزندتان را پیش آنها ببرید تا اطلاعات بیشتری درمورد رشته‌های مختلف آموزشی و کاری پیدا کنند. از کمک دوستان، اقوام و دیگران نیز استفاده کنید.

 

آخر اینکه، درمقابل وسوسه سخنرانی و نصیحت کردن فرزندتان مقاومت کنید و سعی کنید خود را پراشتیاق نشان داده و همیشه حاوی و پشتیبان او باشید، حتی اگر فرزندتان مدام فکر و تصمیم خود را تغییر دارد. فرزندتان به تاثیر مثبت شما در این زمان نیاز دارد.

 

منبع: کیدز پرشیا/برترینها

 

 

هیچ گاه جلوی حرف زدن کودکان را نگیرید


هیچ گاه جلوی حرف زدن کودکان را نگیرید


هیچ گاه جلوی حرف زدن کودکان را نگیرید

هیچ گاه جلوی حرف زدن کودکان را نگیرید

هیچ گاه جلوی حرف زدن کودکان را نگیرید 

والدین باید بدانند که اگر جلوی حرف زدن کودکان را بگیرید می تواند موجب از بین رفتن اعتماد به نفس و همچنین لکنت زبان در آن ها شود. یک روان‌شناس گفت: وادار کردن کودک به سکوت، زمانی که تمایل به صحبت کردن دارد، باعث شکل‌گیری عواطف منفی می‌شود و حتی ممکن است او را دچار لکنت زبان کند.

 

«لیلا بابامرادی» اظهار کرد: متأسفانه در برخی فرهنگ‌ها، کودکان نباید هم‌زمان با بزرگسالان سخن بگویند و والدین از آن‌ها می‌خواهند که وقتی بزرگسالان حتی راجع به موضوعات پیش پا افتاده صحبت می‌کنند، در سکوت محض گوش بدهند. این در حالی است که کودک در سنین دو، سه و پنج سالگی از قدرت تحمل بالایی برخوردار نیست

 

ولی متاسفانه برخی پدر و مادرها تصور می‌کنند که مالک همه جهان هستند و می‌توانند حتی در مورد زمان صحبت کردن فرزندشان تصمیم بگیرند.این روان‌شناس ادامه داد: وقتی مشغول صحبت کردن با اطرافیان هستیم و کودک‌مان اظهارنظر می‌کند و یا میان کلام‌مان می‌پرد، بهترین کار این است که از شخص مقابل معذرت‌خواهی کنیم

 

و همه توجه‌مان را به فرزندمان معطوف کنیم و از او جانب‌داری کنیم، در واقع هیچ پدر و مادری حق ندارد که فرزندش را به سکوت هر چند کوتاه‌مدت مجبور کند، چراکه کودکان نیز درست مانند بزرگسالان با خود این‌طور می‌اندیشند که مهم هستند و می‌توانند هر وقت که دلشان خواست صحبت کنند.

 

وی افزود: کودکان بعد از چهار سالگی به‌تدریج قدرت درک پیدا می‌کنند و می‌توانند توضیحات منطقی والدین‌شان را بپذیرند. اما اگر قبل از چهار سالگی مدام سر کودک فریاد بزنیم و به او بفهمانیم که باید ساکت بنشیند، تأثیرات مخرب زیادی روی ذهنش باقی می‌ماند که ممکن است غیرقابل جبران باشد. حتی محققان معتقدند که بسیاری از افرادی که در بزرگسالی از بی‌اعتماد به ‌نفسی رنج می‌برند، در کودکی همیشه از حرف زدن منع شده‌اند.

 

بابامرادی خاطرنشان کرد: اگر به فرزندمان بیاموزیم که پیش از حرف زدن فکر کند، دیگر بابت حرف‌هایی که در جمع می‌زند خجالت نمی‌کشیم، در واقع کودک هنگام اظهار نظر فقط آن‌چه را که می‌بیند بیان می‌کند. از این‌رو بهتر است اظهارنظرهای کودکانه را نوعی بی‌ادبی که نیازمند تنبیه است تلقی نکنیم. این سخنان بیان افکار یک ذهن بسیار کنجکاو و بیش از حد منطقی است که هنوز چگونگی اظهارنظر را نیاموخته است.

 

این روان‌شناس یادآور شد: وقتی کودک‌مان در رابطه با دیگران اظهارنظرهای نابه‌جا می‌کند، نباید او را تنبیه کنیم. هم‌چنین نباید کاری کنیم که نسبت به خود احساس بدی پیدا کند. چنین واکنشی به او می‌آموزد که نباید نظرات خود را فاش کند و یا از والدین و سایر بزرگترها سئوالی بپرسد.

 

 

بیدار شدن حس جنسی زودهنگام در کودکان


بیدار شدن حس جنسی زودهنگام در کودکان


بیدار شدن حس جنسی زودهنگام در کودکان

بیدار شدن حس جنسی زودهنگام در کودکان

بیدار شدن حس جنسی زودهنگام در کودکان 

حس جنسی در انسان بطور غریزی وجود دارد و باید در مورد کودکان مراقبت های لازم را انجام داد تا کودکان وارد این وادی نشوند.  متأسفانه بعضی از والدین، برهنگی را با تمدن اشتباه می گیرند و فکر می کنند که هر چه برهنه تر باشند متمدن تر هستند. در حضور فرزندان پسر و دختر خود به صورت عریان و نیمه عریان حاضر می شوند.

 

برخی از آن ها فکر می کنند با این کار، حساسیت جنسی فرزندان‌شان کم خواهد شد و چشم فرزندشان از دیدن صحنه‌ها پر خواهد شد. در صورتی که ۳ تا ۴ سالگی، سن بیداری جنسی و تشکیل خاطرات در ذهن کودکان است و در ۵ تا ۷ سالگی، کودکان، وقتی با بدن برهنه والدین مواجه می شوند، کنجکاو می شوند که بدن آن ها چه ویژگی هایی دارد و همین ممکن است خطرآفرین و نگران کننده باشد.

 

بیداری جنسی
 در دوران شیر خوارگی و خصوصاً نوزادی، کودک خود را از مادرش جدا نمی بیند. به نحوی که خود و مادر را موجود واحدی می بیند. کودک آن چنان خود را به مادر نزدیک می بیند که وقتی سینه مادر را می مکد احساس می کند، دارد مادرش را می خورد. مطالعه این مطلب که برگرفته از کتاب های نقش مادر در تربیت نوشته دکتر علی قائمی،

 

اسلام و تربیت کودکان نوشته دکتر احمد بهشتی، مسائل جنسی کودکان نوشته دکتر مجتبی امین زاده است به خوانندگان ماهنامه کودک پیشنهاد می شود.در دوران طفولیت، دیدن یا لمس کردن سینه مادر، پاسخ های مکیدن را در کودک پدید می آورد که می توان این خواسته را با شیر دادن به کودک، ارضا کرد.

 

اما در دوران کودکی، سه تا چهار سالگی به بعد دیدن پدر یا مادر برهنه، بر انگیخته شدن و تحریک و میل جنسی کودک را سبب می شود که به هیچ وجه نمی توان در یک زمینه کودک را ارضا کرد. آرایش و لباس های نمیه عریان در هفته تا دو بار کافی است ولی آراستگی باید همیشگی باشد. حالا اگر فرزندان زیر هفت سال هستند

 

این نوع آرایش و پوشش مشکلی ایجاد نمی کند. زیرا غرایز جنسی در بچه های زیر هفت سال بروز ندارد البته وجود دارد ولی بروز ندارد. وقتی بچه وارد مدرسه می شود مادر باید مراقبت کند زیرا با ورود به دوره آموزشگاهی غرایز بروز پیدا می کند با اینکه جدی نیست ولی شما باید پوشش را مراعات کنید.

 

بچه ها با ورود به دوازده سالگی نوجوان می شوند و باید مراقب بیشتری بشود زیرا غرایز در نوجوان جدی تر می شود. پسرها به طور معمول در پانزده سالگی به بلوغ جنسی می رسند و مادر باید مراقبت بیشتری بکند زیرا فرزند در اوج غرایز است. اگر شما در دوره ای پوشش و آرایش را جلوی فرزندان پسر رعایت نکنید ممکن است

 

که بلوغ جنسی آنها را جلوتر بیندازید. یکی از علل بلوغ زودرس بچه ها همین مسئله است. اگر شما فرزند بالای هفت سال دارید باید پوشش و آرایش خودتان را مدیریت کنید یعنی پوشش و آرایش مربوط به خلوت شما باشد. بعضی ها فکر می کنند که فرزند ما محرم هستند و نباید جلوی آنها پوشش رعایت بشود. البته این درست است

 

ولی اگر فرزند شما در سن قبل از آموزشگاهی، قسمتی از بدن شما را ببیند، آزار نمی بیند ولی از آن عکس می گیرد و بعدا او را آزار می دهد یعنی در زمان بلوغ جنسی. اگر فرزند شما در زمان بلوغ و نوجوانی قسمتی از بدن مادر را ببیند بالفعل او را اذیت می کند و ممکن است که دچار انحرافات اخلاقی بشود.

 

درست است که فرزند شما به شما محرم است ولی باید محدودیتی باشد. رعایت مسائل جنسی در نزد کودکی که هم خانه ی ماست با ما زندگی می‌کند و آسوده و بی دغدغه رفت وآمد می کند، موجب حفظ سلامت جنسی و بلوغی کودک می‌شود.مادری که در مقابل فرزند شرم وحیارا حفظ کند وموجبات تضعیف آن را فراهم نیاورد؛

 

تصویر زیبا ودلنشین و آبرومندانه ایی از خود در آینه ی ذهن کودک منعکس کرده و اسباب سعادت او را فراهم آورده است. کودکان به دقت رفتار والدین خود را پیگیری می‌کنند تقلید می‌کنند، الگو می‌گیرند، اظهار می‌کنند ودر آلبوم پاک نشدنی ذهن کنجکاو و نورس خود ثبت وبررسی می‌کنند. پوشش قدری راحت مادر و پدر تا قبل از شش سالگی نگران کننده نیست.

 

اما بین سن شش الی دوازده سالگی کودک با گرافیک بالا تصویر برداری می کند. یعنی او را مبتلا به انحراف اخلاقی نمی کند اما در ذهن کودک ثبت شده باقی می ماند. با ورود به سن دوازده سالگی وبلوغ پوشیدن لباس های نیمه عریان و باز، تنگ، نازک و بدن نما ی والدین تاثیر سوء دارد وکودک را اذیت می‌کند. این یک واقعیت است

 

و از بزرگسالان بسیاری نقل شده است. اسلام دستورات زیبایی در این زمینه داده است: مانند; ورود به اتاق پدرو مادر پس از کسب اجازه، رعایت حجاب در منزل منهای مقدار معمولی که نمایان می‌شود، تحریم نگاه به فیلم ، ترانه وصداهای نامشروع و ناپاک، پوشاندن صورت نوزادهنگام آمیزش، حفظ حیای شرمگاه کودک تادوسالگی ورعایت مضاعف از دو تا پنج سالگی و… می‌باشد. 

 

بچه ها با ورود به دوازده سالگی نوجوان می شوند و باید مراقب بیشتری بشود زیرا غرایز در نوجوان جدی تر می شود. پسرها به طور معمول در پانزده سالگی به بلوغ جنسی می رسند و مادر باید مراقبت بیشتری بکند زیرا فرزند در اوج غرایز است. اگر شما در دوره ای پوشش و آرایش را جلوی فرزندان پسر رعایت نکنید ممکن است

 

که بلوغ جنسی آنها را جلوتر بیندازید. یکی از علل بلوغ زودرس بچه ها همین مسئله است. اگر شما فرزند بالای هفت سال دارید باید پوشش و آرایش خودتان را مدیریت کنید یعنی پوشش و آرایش مربوط به خلوت شما باشدجنین نسبت به موسیقی بسیار حساس و در زمان نوزادی هوشیار است.

 

لذا لازم است والدین تدبیری در جدا نمودن بستر نوزاد از خود داشته باشند. کودکان دارای روح بزرگ و الهی ومومن هستند. ومطلوب را از نامطلوب جدا می‌کنند ودرک والایی دارند.

 

به نکات زیر توجه کنید
۱- رعایت اصول اخلاقی جنسی در خانواده، نقش مهمی در سلامت جنسی کودکان دارد. علاوه بر پوشش مناسب که توضیح داده شد، والدین باید از رفتارهای زیر در حضور فرزندان، پرهیز کنند :

 

* پرهیز از دیدن فیلم های نامناسب جنسی که در آن زنان و مردان با پوشش های نامناسب، عریان و نیمه عریان، روابط و رفتارهای زننده، رقص های تحریک آمیز، معاشقه و روابط جنسی را به نمایش می‌گذارند. * پرهیز والدین از شوخی های رکیک و زننده، ایماها، اشاره ها، کنایه های جنسی، لمس و در آغوش کشیدن

 

هم دیگر که معنی جنسی بدهد. * پرهیز از ناز و نوازش، بوسیدن و معاشقه با همدیگر در حضور فرزندان. * پرهیز از حرف ها، طنزها و فحش های رکیک جنسی ( چون کودکان ممکن است بعداً حرف ها را کلمه به کلمه معنی کنند و همین، سبب انگیزش و تحریک جنسی زودرس آن ها شود.

 

۲- رعایت پوشش مناسب در خانواده کمک شایانی به رشد طبیعی جنسی کودکان و پیشگیری از انحرافات اخلاقی در نوجوانی و جوانی خواهد داشت. 

بیدار شدن حس جنسی زودهنگام در کودکان

بچه ها در دوران نوجوانی باید مراقب بیشتری بشود زیرا غرایز در نوجوان جدی تر می شود

 

پوشش کودکان

در حدود ۳ تا ۴ سالگی کودکان دوست دارند بدن‌شان محرمانه باشد و از این که دیگران آن ها را عریان ببینند، احساس خجالت و شرم می کنند و دوست ندارند برهنه و عریان باشند. بنابراین لازم است که والدین این احساس را در فرزندشان تقویت کنند تا حجب و حیا و عفت در آن ها تقوت و بی پروایی جنسی در آن ها ضعیف شود.

 

والدین، هنگام تعویض لباس کودکان ۲ تا ۳ ساله که کاملاً متوجه جنسیت خود شده اند، باید مواظب باشند که فرد دیگری، خصوصاً کودک دیگری، بدن برهنه او را نبیند. هم چنین باید به آن ها تأکید کرد که هیچ کس اجازه ندارد به قسمت تناسلی آن ها نگاه کند یا دست بزند. اگر سؤال کنند حتی پدر و مادر؟ باید به آنها توضیح داد،

 

پدر و مادر فقط تا ۵ تا ۶ سالگی اجازه دارند داخل دستشویی و حمام و موقع عوض کردن لباس به آن نگاه کنند و بعد از این سن که توانایی حمام رفتن، دستشویی رفتن و تعویض لباس را مستقلاً پیدا می کنند، هیچ کس، حتی پدر و مادر هم اجازه ندارند قسمت تناسلی آن ها را نگاه یا لمس کند.

 

اجازه ندهید کودک‌تان لخت بخوابد
برخی والدین فقط به پوشش دختران حساسند و دختران را بیشتر از پسران می پوشانند و حساسیتی روی برهنگی پسران در سنین کودکی و حتی تا بلوغ ندارند که ممکن است باعث سرخوردگی جنسی دختران در بزرگسالی شود. توصیه می شود والدین، کودکان را همواره با لباس و پوشش هر چند بسیار کم مانند لباس زیر پبپوشانند

 

تا به برهنگی عادت نکنند و حتی موقع خوابیدن هم نباید برهنه و بدون لباس به رختخواب بروند، چرا که تماس اندام و اعضا به همدیگر و تماس بدن برهنه به رختخواب، می تواند تحریک جنسی کودک را فراهم آورد.

 

رعایت نکات مهم هنگام رابطه زناشویی
* گاهی والدین به علل مختلف، مثل نداشتن اتاق خواب مجزا، محدودیت فضای خانه، داشتن بچه زیاد و شلوغ بودن خانه و گاه اهمال کاری و سهل انگاری، نمی توانند شرایط و محیطی امن و آرام برای روابط زناشویی خود فراهم کنند .

 

* برخی دیگر از والدین، کودکان‌شان را با عروسک اشتباه می گیرند و فکر می کنند، آن ها نه احساس دارند، نه می فهمند، نه می شنوند و نه می بینند. ولی کودکان نه کرند و نه کور. کودکان خیلی خوب احساس می کنند، خیلی خوب می فهمند، همه چیز را می بینند و خیلی خوب صداها را می شنوند و درک می کنند ،

 

حتی اگر خواب باشند یا خود را به خواب زده باشند. هر چند کودکان دو ساله بیان خوبی ندارند و نمی توانند مسائل را توضیح بدهند ولی از حافظه ای قوی برخوردارند و همه مناظر، تصاویر و صداهای دور و بر خود را مثل یک دوربین و ضبط صوت، در ذهن و خیال خود ثبت می کنند .

 

* کودکان که نزد والدین می خوابند یا کودکانی که به علت بی مبادلاتی والدین و باز بودن در اتاق خواب، شاهد روابط زناشویی آن ها شوند، درباره روابط زناشویی پدر و مادر دچار ترس، نگرانی و اضطراب شدید می شوند، چرا که رابطه زناشویی را نوعی خشونت پدر علیه مادر تصور می کنند و فکر می کنند که پدر می خواهد با مادر دعوا کند یا آسیبی به او برساند.

 

* والدینی که در حضور کودکان و فرزندان خود روابط زناشویی انجام می دهند، نه تنها در حق آن ها خیانت بلکه بزرگ ترین جنایت را مرتکب می شوند، چرا که باعث تحریک و بیدار شدن زودرس غریزه جنسی کودکان و عامل تباهی و انحراف اخلاقی آن ها در آینده می شوند.
 

 

از بین بردن حسادت بین فرزند اول و دوم


از بین بردن حسادت بین فرزند اول و دوم


از بین بردن حسادت بین فرزند اول و دوم

از بین بردن حسادت بین فرزند اول و دوم

از بین بردن حسادت بین فرزند اول و دوم 

با به دنیا آمدن فرزند دوم در خانواده ممکن است فرزند اول دچار حسادت شود و عدم محبت پدر و مادر و سلب شدن توجه را احساس نماید. حسادت فرزند اول به فرزند دوم موضوع طبیعی و رایجی است اما شیوه مدیریت والدین می تواند این حس را کمتر یا بیشتر کند.

 

حسادت، آتشی که فرزند اول را می سوزاند
تاثیر تولد فرزند دوم روی فرزند اول یکی از موضوعات مهم و در عین حال شایع بین کودکان است. معمولا بازه زمانی ای که آن را برای تولد فرزند دوم توصیه می کنند حداقل ۳ و حدکثر ۵ تا ۷ سال است. درواقع، این فاصله بهترین زمان برای به دنیا آوردن فرزند دوم است. اگر پایین تر از این بازه زمانی فرزند دوم متولد شود باعث بروز مشکل هایی می شود که حسادت یکی از آنهاست.

 

کودک بالای ۳ سال پخته تر است
اگر فاصله بین تولد فرزند دوم و اول زیر ۳ سال باشد باعث می شود فرزند اول از لحاظ روانی آسیب ببیند. مادر به دلیل بارداری و تولد فرزند دوم از نظر روانی، عاطفی یا حتی تغذیه نمی تواند توجه کافی به فرزند اول خود داشته باشد و قادر به ایجاد فضای مناسبی برای رشد فرزند اولش نخواهد بود.

 

اما گر فاصله سنی بین کودک اول و دوم بالای ۳ سال باشد فرزند اول به یک پختگی و در اثر آن به شناخت بیشتری از خود رسیده است. در نتیجه این موضوع به مادر کمک می کند فرزند دوم خود را با مشکل های کمتری به دنیا بیاورد، اما باید این نکته را هم بپذیریم که حسادت یکی از موضوعات طبیعی در فرزند اول محسوب می شود که خواه ناخواه به وجود خواهد آمد اما نوع رفتار والدین به خصوص مادر می تواند روی تعدیل و تقلیل این حس تاثیر داشته باشد.

 

فرزند اول آسیب پذیرتر است
اصولا فرزند اول بیشتر از فرزندان دیگر آسیب می بیند زیرا والدین تجربه ای ندارند و فرزند اول را با آزمون و خطا تربیت می کنند، اما والدین به صورت مطلق در اختیار فرزند اول هستند و درواقع فرزند اول مرکز ثقل خانواده محسوب می شود. حالا در نظر بگیرید در چنین فضایی رقیبی برای فرزند اول، یعنی فرزند دوم به دنیا بیاید. فرزند اول که تا دیروز بیشترین توجه شامل حال او بود حالا باید محبت و توجه والدین را با خواهر یا برادر جدیدش تقسیم کند.

 

او که تا به حال چنین تجربه هایی نداشته به حسادت با فرزند دوم می پردازد، اما اگر این حسادت به وسیله والدین مدیریت و کنترل نشود باعث تولید خشم در فرزند اول خواهد شد.بعضی از والدین برای اینکه چنین مشکل هایی در فرزند اول آنها به وجود نیاید شروع به محبت زیاد و توجه بیش از حد به فرزند اولشان می کنند

 

که این کار اشتباه است. گاهی والدین هیچ اطلاعاتی به فرزند اول خود در زمینه تولد فرزند دوم و نیازهای او نمی دهند و فرزندشان را ناآگاه نگه می دارند، اما وقتی تولد فرزند دوم نزدیک و فرزند اول متوجه این موضوع می شود،دانستن این موضوع باعث ایجاد ضربه روانی در او خواهد شد.

 

در این فضا والدین با پنهانکاری و توجه بیش از حد به فرزند اولشان مرتکب ۲ خطای بزرگ شده اند.

 

به فرزند اول مسئولیت بدهید
اما راهکار درست، دادن اطلاعات به فرزند اول است یعنی والدین قبل از اینکه تصمیم به بارداری بگیرند خوب است با کودک در این مورد صحبت کنند. درواقع، باید برای کودک توضیح داد که با تولد خواهر یا برادری که در راه است ممکن است توجه و محبت والدین به اندازه فعلی نباشد چون برادر یا خواهر به توجه و کمک والدین نیاز دارد.

 

در واقع، باید کودک را از شرایطی که قرار است ایجاد شود، آگاه کنیم. از جمله کارهایی که می توان انجام داد سهیم کردن کودک در مراقبت و نگهداری فرزند دوم است. درواقع، با دادن مسئولیت هایی به فرزند اول او را در تولد فرزند دوم سهیم کنیم. برای مثال از کودک می خواهیم که چیدمان اتاق فرزند دوم را بر عهده بگیرد تا احساس حسادت به حداقل ممکن برسد. این راهکار مدیریتی ارتباطی بین فرزند اول با دوم است.

 

فرزند دوم را از فرزند اول دور نکنید
هرگز سعی نکنید فرزند اول را از فرزند دوم دور کنید. بسیاری از والدین با تصور اینکه فرزند اول ممکن است به فرزند دوم آسیب برساند فرزند دوم را از او دور نگه می دارند که این کار به هیچ وجه درست نیست و باعث بروز حسادت در فرزند اول خواهد شد.مادر با تولد فرزند دوم همچنان باید نوع ارتباط فرزند اول با دوم را مدیریت کند یعنی کماکان مسئولیت هایی را به فرزند اول

 

در خصوص نگهداری و مراقبت از فرزند دوم بدهد تا تعامل بین فرزند اول و دوم را بیشتر کند. وقتی فرزند دوم به یک سالگی رسید لازم است از اتاق والدین جدا شود. در ۶ ماه اول لازم است کودک کنار والدین بخوابد،

 

در ۶ ماهه دوم توصیه می شود کودک در تختی مجزا اما همچنان در اتاق خواب والدین خود باشد و اما در ۶ ماه سوم بهتر است کودک از اتاق والدین خارج شود و در اتاق فرزند اول بخوابد.

 

این کار به فضای ارتباطی بین فرزند اول و دوم کمک بخواهد کرد. معمولا فرزند اول ممکن است این حس را داشته باشد در شرایطی که فرزند دوم کنار والدینش خوابیده، او به نوعی تنها رها شده و به همین دلیل خود را تنها رها شده و به همین دلیل خود را تنها حس می کند و حس حسادت در او ایجاد می شود،

 

بنابراین قبل از اینکه باعث بروز چنین حس هایی در فرزند اول شویم لازم است در مورد چنین شرایطی برای فرزند اول شفاف سازی کنیم و برایش توضیح دهیم در چند ماه اول برحسب نیازهای فرزند دوم لازم است او کنار والدین بخوابد. با این کار حساسیت ها را به حداقل خواهیم رساند.

 

اعتراض فرزند اول را نادیده نگیرید
اما وقتی اختلاف بین فرزندان بیشتر از ۵ سال باشد مشکل های دیگری ایجاد می شود. برای مثال فرض کنید فرزند اول در مقطع ابتدایی و فرزند دوم در مقطع پیش دبستانی است. فرزند دوم ممکن است بی اجازه به وسایل فرزند اول دست بزند و باعث آزار او شود که در این شرایط نوع تعامل والدین می تواند این حساسیت ها و بروز حسادت را کاهش دهد.

 

اگر والدین در جواب اعتراض فرزند اول جملاتی مثل «برادر یا خواهرت از تو کوچک تر است و عیبی ندارد که این کار را انجام داده» یا «اسباب بازی است را به برادر یا خواهرت بده چون او کوچک است» و… را به زبان بیاورند باعث بروز حسادت در فرزند اولشان خواهند شد.

 

چنین واکنش هایی این برداشت را در فرزند اول به وجود خواهد آورد که والدینش خواهر یا برادر کوچک تر را بیشتر از او دوست دارند و بین آن ۲ فرق گذشته اند. این نوع برخورد والدین باعث می شود فرزند اول حس ناخوشایندی نسبت به خودش داشته باشد. در این شرایط بین فرزند اول و دوم رقابتی برای جلب نظر والدین به وجود خواهد آمد و چه بسا باعث ایجاد بحث و چالش بین فرزندان شود.

 

اگر فرزند دوم وارد مرز فرزند اول شد و فرزند اول اعتراض کرد، والدین باید به خوبی این فضاها را مدیریت و تعامل بین فرزندان را بیشتر کنند و مانع حسادت بین آنها شوند.

 

 

برخورد والدین در قبال جیغ و نق زدن کودکان


برخورد والدین در قبال جیغ و نق زدن کودکان


برخورد والدین در قبال جیغ و نق زدن کودکان

برخورد والدین در قبال جیغ و نق زدن کودکان

برخورد والدین در قبال جیغ و نق زدن کودکان 

بسیاری از کودکان وقتی می بینند که به خواسته خود نمی رسند یا در شرایط خاصی قرار بگیرند شروع به جیغ زدن و نق زدن می کنند. به نظر می رسد که جیغ کشیدن و حتی نق زدن، پدیده ای طبیعی برای اعتراض کردن کودکان زیر دو سال به همراه ادای چند کلمه نامفهوم باشد، اما در سنین بعدی، شبیه گریستن و شکایت کردن باشد که اگر نگوئیم ماه ها بلكه سال ها طول كشیده تا صدای جیغ کشیدن به حد گریستن و شکایت کردن رسیده است.

 

جیغ
«دانیل آرونزون»، متخصص اطفال به مقایسه بازی با جیغ کشیدن پرداخته و می گوید که «اگر به بازی کودکی با پازل های مکعبی اش دقت کرده باشید، مشاهده می کنید چگونه او یاد می گیرد اگر مکعب اصلی را بچرخاند شکل یک حیوان درست می شود، جیغ زدن نیز شباهت زیادی به این كار دارد.

 

كودك شما به واكنش های شما درباره صداهایی كه از خود درمی آورد، دقت می كند و متوجه می شود كدام‌یک از آن‌ها بیشترین اثر را بر شما می گذارد. به عبارت دیگر، جای تعجب نیست كه ناله های فرزند شما را كه دارای شیوه خاصی است همیشه در گوش و یا زیر پوست شما احساس می كنید».

 

بیشترین فراوانی مربوط به جیغ کشیدن مربوط به دوران کودکی اول با شیرخوارگی است و دلیل اصلی آن عدم تکامل مهارت های زبانی و عدم بهره برداری از زبان به منظور بیان خواسته ها می باشد و یا دردهای مختلف جسمانی، گرسنگی، خیس کردن، نیاز به خواب و یا حتی بی توجهی مادر می تواند دلیل اصلی توسل به جیغ زدن باشد. فراهم کردن نیازهای کودک طبق تشخیص مادر و بر طرف کردن عوامل ناراحتی او تا حد زیادی مانع جیغ زدن در این سنین می شود.

 

می دانیم که عصبانی نشدن در هنگام مواجهه با جیغ كودك کار آسانی نیست ولی نشان دادن عكس العمل شدید از سوی بزرگسالان ممكن است کودک را برای ادامه داد و فریاد به مدت طولانی تر و با صدای بلندتر تشویق كند، زیرا معمولاً کودک متوجه می شود این كار بهترین روش برای جلب نظر شما به خودش است

 

و حتی گاهی اوقات كودكان ۲ تا ۳ ساله در انجام این كار اصرار می ورزند. بنابراین بهتر است به جای خسته شدن، سعی در شناسایی علل واقعی این رفتار داشت.

 

برخی علل
بیشترین فراوانی مربوط به جیغ کشیدن مربوط به دوران کودکی اول با شیرخوارگی است و دلیل اصلی آن عدم تکامل مهارت های زبانی و عدم بهره برداری از زبان به منظور بیان خواسته ها می باشد و یا دردهای مختلف جسمانی، گرسنگی، خیس کردن، نیاز به خواب و یا حتی بی توجهی مادر می تواند دلیل اصلی توسل به جیغ زدن باشد. فراهم کردن نیازهای کودک طبق تشخیص مادر و بر طرف کردن عوامل ناراحتی او تا حد زیادی مانع جیغ زدن در این سنین می شود.

 

۱- احساس عجز: در مواقعی كه فرزند شما در بیان بعضی از كلمات دچار عجز و ناتوانی می شود، ذهن مستعد او را برای بیان آن‌ها آماده کنید. پاتر محقق تعلیم و تربیت می گوید: «كودك وقتی كه نمی تواند كلماتی را برای بیان آن چه می خواهد پیدا كند، ممكن است عصبانی شود.»

 

۲- سردرگمی: «پاتر» معتقد است شاید فرزندتان دقیقاً از آن چه كه می خواهید مطمئن نباشد.

 

۳- حسادت: ممكن است كودك شما وقتی با شما با تلفن صحبت می كند، شروع به جیغ زدن كند، چون احساس می كند دیگر به او توجهی ندارید.

 

۴- مشکلات جسمی: گاهی اوقات با وجود این كه شما سوار یك اسب آهنی است كه تكان می خورد، مدام فریاد می كشد، در این مواقع دادن تنقلات یا یك چرت خوابیدن از همه چیز برای او بهتر است.

 

چند راه کار مناسب
۱- به او اعتنا نكنید آرونزون می گوید: «كودك ۲ و ۳ ساله شما بیشترین جلب توجه را از شما می خواهد، یعنی بیشترین توجهی كه دیگر نظیر آن در دنیا وجود نداشته باشد. اما شما هم‌چنان شام خود را آماده كنید یا از تا كردن لباس ها دست نكشید به كار خود ادامه دهید و بگذارید ماجرا خود به خود تمام شود». البته این راه کار در همه جا نباید

 

به شدت تعقیب شود زیرا بستگی به موقعیت دارد که معمولاً تشخیص آن با مادر است در واقع اگر نیازهای اساسی کودک مطرح نبوده و محیط هم مخاطره آمیز نباشد، جیغ زدن صرفاً برای جلب توجه است که می توان در مواردی به آن توجه نکرد، زیرا باید کود را از ابتدا به گونه‌ای عادت دارد که دقایقی به حال خود باشد.

 

۲- چشم در چشم او بیاندازید. هنگام جیغ كشیدن بچه به طوری كه صورت شما درست مقابل صورت فرزندتان قرار می‌گیرد، به او چیزهای شبیه این بگوئید: «وقتی كه تو جیغ می زنی منظورت را نمی‌فهمم. آیا می توانی بگویی چه می خواهی» یا اگر نمی تواند كاملاً منظور خود را بیان كند، خودتان حدس بزنید كه او چه می خواهد،

 

مثلاً «آیا تو چیپس می خواهی؟» می بینید كه او سر تكان می دهد. ممكن است چیزهایی را كه شما نمی توانید یا نمی خواهید به او بدهید را تقاضا نماید، هیچ لزومی ندارد كه تسلیم شوید، ولی سعی كنید پیشنهاد چیز دیگری مثل «شیرینی را بعد از شام می توانی بخوری»، «ولی من یك خوراكی خیلی خوب برایت دارد را به او بدهید».

 

۳- به شکل های مختلف او را سرگرم كنید: مثلاً كتابی را كه قبلاً نخوانده را برایش انتخاب كنید یا اگر وقت اضافی دارید با او بازی كنید.

 

۴- پس از جیغ زدن به سرعت خواسته های او را برطرف نکنید؛ اگر همیشه پس از جیغ زدن خواسته کودک را برطرف کنید، کودک یاد می گیرد که از جیغ برای زودتر رسیدن به خواسته خود استفاده کند و از این پس بدون درگیری به سرعت به نتیجه دلخواه خود برسد چون شما از صدای آن خوشتان نمی آید البته به یاد داشته باشید

 

که تنها پس از سنین کودکی اول می توان از این راه کار استفاده کرد زیرا در سنین شیرخوارگی کودکان بیش از هر چیز تابع خواسته های زیستی خود هستند.

 

۵- تغییر و تبدیل موقعیت: اگر خواسته کودک رفتاری است که می دانیم برای او ایجاد ضر می کند، می توانیم با وسیله و رفتاری دیگر او را سرگرم کرده و حواس او را به جای دیگر متمرکز کنیم. بچه ها خیلی زود موقعیت قبلی را فراموش می کنند. پس بدون درگیری او را از جیغ زدن بازداشته ایم.

 

 به گزارش پارس ناز بنابراین رفتار جیغ کشیدن پدیده ی رایج دوران کودکی است، دلایل این رفتار به خصوص در کودکان زیر دو سال مربوط به عدم تکامل مهارت های زبانی و یا نیازهای مختلف و جلب توجه می باشد عدم برخورد شدید با این رفتار و عدم پاسخ گویی سریع در هنگام جیغ کشیدن می تواند از ادامه این رفتار جلوگیری کند آنچه مهم است این که والدین با صبر و تحمل مترصد یافتن علل این رفتار بر آیند و با مرتفع کردن علت از بروز و ارائه آن ممانعت به عمل آورند.

 

 

فعال تر شدن کودکان با کمک پدر و مادرها


فعال تر شدن کودکان با کمک پدر و مادرها


فعال تر شدن کودکان با کمک پدر و مادرها

فعال تر شدن کودکان با کمک پدر و مادرها

فعال تر شدن کودکان با کمک پدر و مادرها 

فعال تر شدن کودکان می تواند به سلامت جسمی و روحی آنان بسیار کمک کند. از طرفی بسیاری از کودکان مستعد چاقی هستند. در این سال‌ها که تکنولوژی و به‌ویژه گوشی‌های تلفن همراه که همه بچه‌ها را درگیر خود کرده، بسیار مهم است که آنها زمانی را هم به فعالیت‌های جسمی و ورزش اختصاص بدهند. بنابر‌این خانواده و نقش پدر و مادر در نهادینه شدن

 

این عادت در کودک بسیار مهم است. به همین دلیل ما در این گزارش روشهایی برای فعال‌تر شدن بچه‌ها با همکاری پدر و مادر‌ها را به شما معرفی می‌کنیم.

 

۱- به بیرون از خانه بروید

وقتی در یک بعد از ظهر با کودکتان بیرون می‌روید، شاید تنها کاری که انجام دهید این باشد که کودکتان را به بازی کردن و دویدن تشویق کنید. در صورتی که در این سن، تلویزیون، فیلم‌ها و بازی‌های کامپیوتری در رقابت با یکدیگر می‌توانند نظر بچه‌ها را جلب کنند. کارشناسان می‌گویند هر کودک دبستانی، به‌طور روزانه حداقل به ۶۰ دقیقه فعالیت فیزیکی نیازمند است.

 

یکی از بهترین راه‌ها برای اطمینان از اینکه فرزندتان فعالیت‌ها و ورزش‌های موردنیازش را انجام می‌دهد این است که سری به بیرون بزنید.بچه‌ها وقتی بیرون از خانه می‌روند، دلشان می‌خواهد خیلی بیشتر از زمانی که در خانه هستند، جست و خیز کنند، لِی‌لِی کنند و بپرند. بچه‌ها در این سن اگر همراه با یک دوست باشند حتی خیلی بیشتر از آن کار‌هایی را که باید، انجام می‌دهند بنابر‌این ورزش کردن و فعالیت همراه با هم سن و سالان بسیار مهم است.

 

پس برای بازی کودکتان دنبال جایی باشید که امن باشد و یک یا دو دوست او را به همراه خود بیاورید، به علاوه وسایلی مانند توپ، دوچرخه، اسکوتر، اسکیت و وسایل بازی دیگر. همچنین وقتی با یکدیگر مسابقه می‌دهند چشم از آنها برندارید. اگر فرزندتان به کلاس‌آموزشی می‌رود، حواستان باشد که ورزش او طبق برنامه و بخشی از آن پیش برود.

 

۲- یک مثال خوب باشید
به احتمال زیاد تا حالا فهمیده‌اید که آنچه که می‌گویید تاثیر زیادی بر چگونه صحبت کردن فرزندتان دارد و هر غذایی هم که می‌خورید بر رژیم غذایی او تاثیر دارد. این مثال‌ها برای ورزش هم صدق می‌کند، بنابر‌این تناسب اندام کودکتان و سطح فعالیت‌های ورزشی او در آینده بسیار بستگی به این دارد که شما اوقات فراغتتان را چگونه می‌گذرانید.

 

پس وقتی می‌‌توانید به جای سوار شدن به ماشین، تا مدرسه، فروشگاه، کتابخانه یا خانه دوستتان پیاده بروید، این کار را انجام دهید. اگر می‌توانید، در خانه حرکات کششی یوگا را انجام دهید یا شروع کنید به انجام حرکات موزون و کودکتان را هم تشویق کنید به شما بپیوندد. اگر او ببیند شما مواظب تناسب اندامتان هستید، احتمالا خودش این عادت‌های سالم را بیشتر رعایت می‌کند.

 

۳- با هم ورزش کنید
همان‌طور که سعی می‌کنید وعده غذای خانوادگی و زمان خواب روتینی داشته باشید،‌هر روز زمانی را هم برای ورزش با کودکتان بگذارید. حتی بعد از شام برای جستجوی ستاره‌ها در آسمان و شمارش آنها و دیدن نور‌ها در شب به پیاده‌روی بروید. آنچه که خیلی اهمیت دارد این است که شما یک نقشه بازی مناسب برای خانوده‌تان دارید.

 

برای تعطیلات آخر هفته جایی بروید که می‌دانید جنب و جوش زیادی دارد و خانواده‌های زیادی در آنجا در حال فعالیت‌هایی مانند دوچرخه‌سواری و پیاده‌روی هستند. اگر نزدیک دریا و جنگل هستید، حتما در این جا‌ها به پیاده‌روی بروید و حواستان به کوچولوی کنجکاوتان باشد و مواظبش باشید.

 

فعالیت‌های آزادی که تحرک زیادی داشته باشند مانند بازی قایم موشک، وسطی و بازی‌های مشابه، بهترین روش‌ها برای علاقه‌مند شدن به ورزش در بچه‌ها هستند.

 

۴- از ورزش مورد‌علاقه کودکتان حمایت کنید
محققان دریافته‌اند کودکانی که والدینشان مرتب آنها را به ورزش حرفه‌ای خود تشویق کرده‌اند، مانند بردن آنها بر سر تمریناتشان، خیلی بیشتر به این ورزش‌ها علاقه پیدا کرده‌اند تا کودکانی که پدر و مادرشان ذوق و شوق کمی به این رشته‌ها نشان داده‌اند. این مهم نیست که آن ورزش شنا،‌اسکیت یا تیر‌اندازی باشد بلکه مهم این است که شما آن ورزش را تشویق کنید.

 

تمرکز بچه‌های این سن باید در سرگرمی‌هایی که به حفظ اندام کمک می‌کنند و مهارت‌هایشان را افزایش می‌دهند باشد، نه تبدیل شدن به قهرمان آینده المپیک یا سرکوب تیم‌های دیگر. شما نمی‌خواهید به فرزندتان فشار بیاورید یا مجبورش کنید ورزشی را که دوست ندارد انجام دهد. اما هر دو این استراتژی‌ها تقریبا نتیجه معکوس داشته‌اند و شما کودکتان را در معرض دور شدن از همه فعالیت‌های فیزیکی و ورزشی قرار داده‌اید.

 

چه فرزندتان یک ورزش سازمان یافته را انتخاب کرده باشد که می‌تواند مهارت‌های رهبری و کارگروهی را به او آموزش دهد یا به‌طور کلی همراه با بهبود تناسب اندام و مهارت‌های حرکتی باشد یا یک رشته انفرادی که می‌تواند باعث رشد و خودکفایی شود، هدف باید پیدا کردن ورزشی باشد که فرزندتان از انجام مداوم آن لذت ببرد.

 

۵- تعطیلات و تناسب اندام خانواده
 به گزارش پارس ناز برنامه‌های سفرتان را با فعالیت‌های فیزیکی همراه کنید و جا‌هایی را برای تعطیلات خانوادگی انتخاب کنید که برای ورزش کردن راحت باشند. برای تابستان شما می‌توانید گریزی به ساحل بزنید و شنا کنید یا در تعطیلات زمستانی برف بازی کنید و به اسکی بروید.

 

 

طعم برد و باخت در زندگی را به کودک بیاموزید


طعم برد و باخت در زندگی را به کودک بیاموزید


طعم برد و باخت در زندگی را به کودک بیاموزید

طعم برد و باخت در زندگی را به کودک بیاموزید

طعم برد و باخت در زندگی را به کودک بیاموزید

برد و باخت در زندگی هر شخصی وجود دارد که باید در مقابل آن ها واکنش های صحیحی را انجام داد و بهتر است در کودکان این امر نهادینه شود. بسیاری از والدین از این موضوع شكایت دارند كه كودك‌شان به هنگام بازی كردن با دوستان خود به محض باخت در بازی، شروع به داد و فریاد و دعوا می‌كند. این مقاله را بخوانید.

 

كودكانی كه تحمل باختن را ندارند، بسیار زیادند، اما علیرغم این مسئله به جرأت می‌توان گفت كه این عادت و رفتار در كودكان قابل تغییر است ولی این تغییر نیاز به همكاری و تلاش زیاد شما دارد تحمل شكست برای هیچ‌كس لذت‌بخش و خوشایند نیست، پس نمی‌توان از كودكان انتظار داشت كه قادر به درك آن باشند، اما واقعیت این است كه زندگی مقوله‌ای سخت و پیچیده است و همه ما باید طعم از دست دادن و شكست خوردن را در زندگی بچشیم.

 

چرا كه دیر یا زود با از دست دادن‌های متفاوت، آشنا می‌شویم، بنابراین باید به كودكان خود مدیریت از دست دادن را از همان كودكی بیاموزیم تا راحت‌تر بتوانند خود را برای زندگی آماده و هماهنگ كنند.

 

سنین پیش‌دبستانی و دبستان

در میان بچه‌های دبستانی‌، مسابقات و رقابت‌های ورزشی، یك مسئله طبیعی و عادی است. كودكان در همین سن و سال با مفهوم پیروزی و موفق شدن آشنا می‌شوند.آنها درك كرده‌اند كه پیروزی دلچسب و شیرین است پس می‌خواهند در همه چیز پیروز باشند. كودكان پیش‌دبستانی نمی‌توانند ارتباط بین رفتارها و واكنش‌ها را به درستی درك كنند.

 

در كودكان كمتر از ۶ سال نوعی دیدگاه جادویی نسبت به دنیای پیرامون در آنها وجود دارد. آنها دنیا را تقسیم بر ۲ می‌كنند. بچه‌های خوب و بچه‌های بد، بچه‌های خوب پیروز می‌شوند و برنده‌اند و بچه‌های بد، بازنده. پیروزی یعنی من خوب هستم و شكست و باخت یعنی من بد هستم.

 

كودكان دبستانی بسیار رقابت‌جو هستند فكر آنها كمی بلوغ یافته است. آنها معتقدند كه حتی بچه‌های خوب نیز گاهی اوقات شكست می‌‌خورند اما همچنان بچه‌های خوب و بد را باور دارند. والدین قادر به خواندن ذهن كودكان نیستند.آنها كم كم وارد مرحله‌ای می‌شوند كه توانایی بیشتری برای درك حقایق زندگی از خود نشان می‌دهند. بنابراین اتفاقاتی مثل باخت در یك بازی و رقابت را راحت‌تر می‌پذیرند.

 

حقیقت برد و باخت

پژوهشگران و روانشناسان معتقدند كه كودكان باید با این حقیقت روبرو شوند كه همواره یكی برنده می‌شود و دیگری بازنده. آنها باید به اندازه كافی خوب باشند، ولی اگر نتوانستند به نتیجه دلخواه برسند نباید احساس، آشفتگی، پریشانی، خجالت، عصبانیت و غمگینی كنند.

 

پدر و مادر‌ها اگر برای تلاش و زحمت فرزند خود ارزش قائل باشند،‌ كودكان نیز با این واقعیت‌ها راحت‌تر كنار می‌آیند.توانایی لازم برای درك باخت و شكست به مرور زمان و با بزرگ‌تر شدن كودك ایجاد می‌شود و آنها کمی که بزرگ‌تر شدند یاد می‌گیرند که گاهی برنده هستند و گاهی بازنده.در این میان برخی از کودکان روحیه رقابتی‌تری دارند. ممکن است جنبه خشم و تهاجمی‌گری در آنها بیشتر رشد کرده باشد.

 

بسیاری از والدین شکایت دارند که نمی‌توانند با کودک خود بازی کنند، چرا که کودک‌شان به هنگام باخت عصبانی می‌شود و رفتارهای نامناسب از خود بروز می‌دهد.برای بسیاری از کودکان پذیرفتن واقعیت‌های زندگی، کار ساده و راحتی نیست.برخی از آنها تلاش می‌کنند در موقعیتی که برای آنها ایجاد تهدید می‌کند، قرار نگیرند، پس در رقابت‌ها شرکت نمی‌کنند.

 

در اغلب مواقع ما بزرگ‌ترها تشنه بردن و پیروز شدن هستیم و کودکانمان در می‌یابند که در صورت بردن به آنها افتخار می‌کنیم. برخی از ما والدین روحیه رقابتی داریم و همین رفتارمان الگوی کودکانمان می‌شود.ما به آنها می‌گوییم که تلاش کودک برای‌مان اهمیت بیشتری دارد، اینکه ببرد یا ببازد مهم نیست اینکه تلاشش را کرده باشد، مهم است ولی در عمل خلاف آن را ثابت می‌کنیم و نشان می‌دهیم که بردن چقدر مهم است.

 

علاوه بر رفتار و واکنش‌های والدین، سن کودک نیز در این امر بسیار دخیل است. معمولا کودکان در ۶ سالگی تحمل شکست خوردن و باختن را ندارند. آنها همیشه انتظار بردن و نفر اول شدن را دارند.وقتی که می‌بازند، فحش می‌دهند، وسایل را پرت می‌کنند، داد می‌زنند، اشک می‌ریزند و یا واکنش‌های دیگر نشان می‌دهند.

 

واکنش درست والدین

یکی از کارهایی که در این رابطه می‌توانید انجام دهید، این است که در ابتدا وقتی که می‌خواهید یك بازی را به كودك خود یاد بدهید.اجازه بدهید که او برنده باشد. قرار نیست که از همان ابتدا واقعی بازی کنید و به او شکست خوردن را نیز یاد بدهید. کودک شما نیاز دارد که با حس بهتری بازی را شروع کند و با شهامت بالاتری بازی کند.

 

حس پیروزی در ابتدا به آنها حس رقابت می‌دهد و به همین دلیل از بازی کردن بیشتر لذت می‌برند. اگر کودکتان بیش از حد بازی را جدی گرفته است و واکنش نشان می‌دهد و بسیار آشفته و یا غمگین می‌شود، بازی را متوقف کنید و بگذارید در یک زمان دیگر که شرایط بهتر شد، بازی کند.برخی از کودکان قادر هستند شکست به خواهر و برادرهایشان را تحمل کنند، ولی از دوستانشان نه و برعکس و به همین دلیل وارد جر و بحث و دعوا می‌شوند.

 

بازی‌های گروهی و تیمی در این رابطه بسیار موثر هستند و مفهوم برد و باخت را بهتر به کودک یاد می‌دهند. آنها ناامیدی در اثر شکست را در بازی‌ها و رقابت‌های گروهی با سایر هم‌گروهی‌های خود تحمل می‌کنند بنابراین رفتار معقول‌تری خواهند داشت. اجازه بدهید که فرزندتان احساسات و ناامیدی‌هایش را بیان کند و واکنش نشان دهد و با این حس نیز آشنا شود.

 

قضاوت کردن و پند و اندرزهای شما بی‌فایده خواهند بود. بعد از آنکه حس تلخ آنها سپری شد و به حالت معمول برگشتند، می‌توانید با آنها حرف بزنید و ارزش‌های واقعی را برایشان توصیف کنید.در دنیای بزرگ‌سالان ورزش، رقابت و مسابقه بیشتر جنبه تفریح دارد و سعی می‌کنیم که لذت ببریم و باید تلاش کنیم که همین منطق را به کودکانمان انتقال بدهیم و البته لازم است که الگوی خوبی برای آنان باشیم.

 

برای تلاش آنها ارزش و احترام قائل باشید، به طوری که تمایل داشته باشند مجددا در رقابت‌ها شرکت کنند. داستان‌هایی از قهرمانان واقعی و رقابت‌های درست را برایشان تعریف کنید تا با مفهوم واقعی رقابت آشنا باشند.

 

اینکه درست ببازند، نکته کلیدی است. اینکه بعد از شکست مایوس نشوند و دوباره امتحان کنند و تجربه کسب نمایند، اهمیت زیادی دارد. در طول انجام یک بازی یا مسابقه، روی لذت بردن و تفریح کردن بیشتر تمرکز کنید تا نتیجه گرفتن. هرچه بیشتر روی جنبه تفریح تمرکز کنید، کودکتان بیشتر مفهوم برد و باخت را درک می‌کند.

 

گاهی آنها را در موقعیت باخت قرار دهید. حتما نباید کودکتان در یک کار خاص مهارت داشته باشد و وارد رقابت شود بلکه باید در چیزهایی که مهارت ندارد نیز بازی کند و به چالش کشیده شود.اگر برای تلاش آنها ارزش قائل باشید، درمی‌یابند که شما بیشتر از نتیجه رقابت به خود آ‌نها اهمیت می‌دهید و این درس مهمی است. سعی کنید برای فرزندتان بهترین الگو باشید.