گفتگو با مهدیه محمدخانی خواننده سنتی ایران


گفتگو با مهدیه محمدخانی خواننده سنتی ایران


گفتگو با مهدیه محمدخانی خواننده سنتی ایران

گفتگو با مهدیه محمدخانی خواننده سنتی ایران

گفتگو با مهدیه محمدخانی خواننده سنتی ایران 

حضور بانوان در عرصه موسیقی ایران می تواند بسیار جالب و مورد توجه باشد،به خصوص در مورد موسیقی سنتی که با فرهنگ ایرانی نیز آمیخته شده است. مهديه محمدخاني، خواننده اصيل ايراني، فراگيري موسيقي را با نواختن ساز پيانو و دف آغاز كرده و از سال ٨٧ به فراگيري صداسازي آواز ايراني و شيوه خوانندگي استاد محمدرضا شجريان

 

نزد غلامرضا رضايي پرداخته و در سال ٩٠ در كارگاه استاد شجريان پذيرفته شده است. گروهي به نام گروه شهنوا تشكيل داده است. شخصيتي اصيل، همچون هنر ايراني، لحن كلام و آرامش بيان و پختگي نهفته در صحبت‌هايش از روحي صيقل‌خورده چون الماسي خوش‌تراش خبر مي‌دهد. همه سوالات را شمرده‌شمرده و واژه به واژه و دقيق، همانند تحريرهاي بي‌عيب و نقصي كه در آوازهايش از او شنيده‌ايم پاسخ مي‌دهد.

 

مهديه محمدخاني، خواننده اصيل ايراني، فراگيري موسيقي را با نواختن ساز پيانو و دف آغاز كرده و از سال ٨٧ به فراگيري صداسازي آواز ايراني و شيوه خوانندگي استاد محمدرضا شجريان نزد غلامرضا رضايي پرداخته و در سال ٩٠ در كارگاه استاد شجريان پذيرفته شده است. گروهي به نام گروه شهنوا تشكيل داده است.

 

تا به امروز نزديك به ٥٠ اجراي كنسرت داشته كه براي شناساندن موسيقي اصيل ايراني در بيرون از مرزهاي ايران به جهانيان در خور توجه و تحسين بسيار است.

گفتگو با مهدیه محمدخانی خواننده سنتی ایران

با مهديه محمدخاني درباره شايعه تكخواني در حضور وزير ارشاد، وضعيت فضاي كنوني موسيقي، شيوه استاد شجريان، نحوه پذيرفته شدنش در كارگاه آواز استاد، فعاليت‌ها و دغدغه‌ها و ناگفته‌هايش به گفت‌وگو نشستيم كه در ادامه مي‌خوانيد:

 

گروه شهنوا و فعاليت‌هاي آن به چه صورت است؟

 

هميشه دوست داشتم با گروهي از بانوان كنار هم بتوانيم در داخل و خارج از كشور، اجراي برنامه داشته باشيم و هنري كه سال‌ها آموخته‌ايم را در قالب كنسرت‌هاي اصيل ايراني يا حتي كنسرت‌هاي موسيقي محلي به نمايش بگذاريم. به همين دليل گروه شهنوا را با اعضاي باتجربه و باسابقه تشكيل دادم. نخستين برنامه رسمي گروه (درواقع معارفه گروه شهنوا) با ثبت و مجوز وزارت ارشاد در ٢٢مرداد ٩٣ و با يادي از بانوي آواز ايران قمرالملوك وزيري اجرا شد.

 

اين برنامه شامل طرح موضوعاتي در حوزه فعاليت‌هاي فرهنگي زنان و اجراي چند قطعه توسط گروه‌مان بود. بعدها به دليل كنسرت‌هايم و مسائلي كه در آن دوره پيش آمد وقفه كاري افتاد. ولي در نهايت اين گروه به نام شهنوا پابرجاست. اما اينكه فعاليت‌هايش به چه شكل خواهد بود درحال رايزني و فكر در مورد آن هستم.

 

صحبت از اجرا با مجوز و ثبت وزارت ارشاد كرديد، آيا اين اجرا همان اجراي معروف است كه شما در حضور وزيرارشاد داشتيد؟

 

قبل از هر توضيحي براي چندين و چندمين بار اين شايعه را رسما تكذيب مي‌كنم.

 

پس شرح ماجرا چه بود؟

 

پاييز ٩٢ كه براي نخستين تجربه اجرايي در اروپا بودم از اعضاي گروه موضوع اين شايعه را شنيدم و نه‌تنها باور نكردم، اهميت هم ندادم. به هر حال براي هر هنرمندي ممكن است هزارويك شايعه پيش بيايد. فرداي آن روز وقتي ديدم وزير ارشاد شخصا اين شايعه را تكذيب كردند؛ اين موضوع برايم كمي جدي‌تر شد و احساس كردم بُعد خبري اين موضوع آنقدر گسترده

 

بوده كه خود وزير اين موضوع را تكذيب كرده‌اند. اما تكذيب ايشان بسيار قوي و گسترده‌تر از آن بود كه من بخواهم توضيح ديگري بدهم.

 

تمام موضوع همين بود.

 

اينكه اين ماجرا از كجا و چرا به وجود آمد و چه چيزهايي پشت اين ماجرا بود را نه مي‌دانم و نه در نهايت، فهميدم.به هر حال در هر اتفاق تازه و نو ممكن است داستان و حواشي مختلفي پيش بيايد، اما آنچه مسلم بود اين است كه اين شايعه از درون فضاي موسيقي و هنر بيرون نيامده بود. هرآنچه بود موضوعات ديگري غير از اين بود.

 

خيلي دوست دارم اين را هم اضافه كنم كه من يك زنم. در ايران متولد شدم. در ايران و در منطقه‌اي بزرگ شدم كه آميخته با سنت و اصالت بوده و از اين بابت خيلي خوشحالم. بايد به قوانين احترام گذاشت و من نيز به آن احترام مي‌گذارم و هيچ‌وقت كاري نكرده‌ام كه خارج از محدوده تعريف ارزش‌هاي خود و جامعه‌مان باشد.

 

بنابراين در اين موضوعات و اتفاقاتي كه افتاد مثل بقيه كه از دور نگاه مي‌كنند من هم به اين موضوع فقط نگاه كردم و كنار كشيدم. چون اصلا نه ارتباطي با نوع تفكرم داشته و نه با هنرم. از جايي به وجود آمده كه به دليل دشمني يا رقابت در مسائل مختلف بين چند نفر بوده و در هر صورت ارتباطي با شخص من نداشته است. تنها به هنر فكر كردم و در راه هنر قدم برداشت

گفتگو با مهدیه محمدخانی خواننده سنتی ایران

ما از شما اجرايي در داخل كشور در آينده خواهيم ديد؟

 

هر كسي براي كار خود معيارها و قاعده‌اي دارد. من هم همين طور. در آينده اگر شرايط با معيارهايم متناسب باشد، چراكه نه.

 

چطور در كارگاه استاد شجريان پذيرفته شديد؟

 

اين يكي از بهترين اتفاق‌هاي سال‌هاي زندگي‌ام بوده است. شهريور٩٠ براي ديدن كنسرت استاد به همراه خانواده و دوستان و معلم آوازم آقاي رضايي به تركيه سفر كرديم. به هتل ايشان براي ديدن استاد شجريان رفتيم. خيلي دوست داشتم استاد صدايم را بشنوند و به ايشان گفتم كه «اگر امكان داشته باشد وقتي تشريف آورديد ايران،

 

صداي مرا بشنويد» كه استاد پيشدستي كردند و گفتند همين جا برايم بخوان. و چون استرس داشتم فقط توانستم آخرين درسم را كه آوازي در ابوعطا بود بخوانم. فقط دوبيت. ولي با همه اينها استاد گوش كردند و وقتي تمام شد خطاب به آقاي رضايي گفتند «صدايش حس و حال خوبي دارد» و رو به من گفتند «وقتي آمدم ايران بياييد تا با هم شروع كنيم.»

 

اين بدان معني بود كه در كارگاه استاد پذيرفته شده‌ام. مي‌توانم بگويم بيشترين شوق زندگي‌ام را در آن لحظه داشتم. به ايران برگشتم و منتظر شروع كارگاه شدم. اما متاسفانه استاد به مدت يك سال به ايران برنگشتند و در انتظار برگشت ايشان بودم تا اينكه استاد بعد از يك سال به ايران بازگشته و كلاس‌هاي كارگاه آواز آغاز شد.

 

در واقع استاد شجريان وارث و حافظ موسيقي گذشتگان ما هستند و با انتخاب‌هاي درست ابيات و تلفيق درست اشعار و تغيير در ادوات و بيان تحريرها و سلايق و خلاقيت‌هاي فردي به شيوه‌اي متفاوت دست يافتند.

 

اين روزها از آن ظرافت صداي قمر و سيما مافيها و سيمابينا و پريسا و هنگامه اخوان و… در ميان هنرجوها يا برخي خواننده‌هاي خانم خبري نيست و صداي بانوان مردانه‌تر و پرقدرت‌تر شنيده مي‌شود، فكر مي‌كنيد اين از كجا نشأت مي‌گيرد؟

 

صداي پرقدرت و پرحجم داشتن با تقليد كردن از صداي مردانه متفاوت است. از ديدگاه من آواز يك زن بيانگر لطافت ذاتي زن است و زماني كه يك زن شروع به تقليد از خوانش يك مرد مي‌كند بالطبع اين ظرافت‌ها و لطافت‌ها كه از نوع جنس زنانه است دستخوش تغييرات بسيار مي‌شود. حجم و قدرت صدا در آواز لازم است؛ اما به جاي خود.

 

تقليد از صداي مردانه را هم اين روزها بسيار ديده‌ام. اين ممكن است از موضوعات مختلف نشأت بگيرد. مثلا از كمبود مدرسين آواز خانم براي بانوان. بانواني كه با معلم آقا كار مي‌كنند صداي‌شان حالت‌هاي مردانه مي‌گيرد و اگر روش تدريس مشكل داشته باشد هنرجوها به تقليد از معلم رو مي‌آورند. موضوع ديگر آنكه هنرجوها صداسازي نمي‌كنند.

 

نگرش‌شان نسبت به صداي خودشان تهي است. ناخودآگاه شروع به تقليد كامل مي‌كنند. ولي اگر صداسازي كنند باعث مي‌شود صداي منحصر به فرد خود را داشته باشند و همين باعث مي‌شود تا تنوع صدايي داشته باشيم و باز تاكيد مي‌كنم بايد حتما خواننده‌ها مخصوصا بانوان توجه داشته باشند، هركس بايد صداي خودش را داشته باشد. 

 

يعني خواننده جديد با صداي جديد و دليل ديگر اينكه شايد ما در سال‌هاي گذشته تا به امروز صداي بانوان را در اين دوره كمتر داشته‌ايم. شايد نسل ما از پذيرش لحن صداي بانوان دورتر است و اين فاصله باعث مي‌شود جامعه براي پذيرش صداي تقليدي نزديك به صداي مردانه آماده‌تر باشد. ناگفته نماند كه در اين ميان طبيعت صدا نيز بسيار موثر است. ممكن است برخي بانوان طبيعت صداي‌شان به مردان نزديك و شبيه باشد كه شامل مطالب گفته شده نيست.

 

كمي برگرديم به عقب و به ٢١ سالگي شما و شروع فعاليت‌هاي هنري‌تان. شما در مصاحبه‌اي گفته بوديد تا ٢١سالگي كسي صداي مرا نشنيده بود. چطور ره صدساله را در مدت كوتاهي پيموده‌ايد كه شش سال بعد شما را در تور كنسرت‌هاي اروپايي ديديم و اكنون كه به تازگي ٣٠ساله شده‌ايد اين گونه شناخته‌ شده‌ايد و به اصطلاح به شهرت رسيده‌ايد؟

 

پس اجازه بدهيد من هم برگردم به عقب به دوران كودكي كه برايم بخش شيريني است. چون آنچه حقيقت درونم بوده اتفاق افتاده است. صدايي كه از خودم به ياد دارم، خواندن سرودهاي كودكانه است. سال‌ها گذشت و در تمام دوران مدرسه و تحصيل هر روز تمرين آواز داشتم و نخستين آرزويم خواننده شدن بود.

 

درست است اين آرزو در سال‌هاي مختلف تغيير مي‌كرد؛ اما وقتي در دانشگاه قبول شدم ناگهان به ياد نخستين آرزوي بچگي‌ام افتادم و تصميم گرفتم در كلاس‌هاي آواز شركت كنم.در خانواده اصيل و سنتي‌ام، پذيرش اين مساله كمي عجيب و جديد بود. نمي‌دانستم عكس‌العمل‌ها چطور خواهد بود كه خيلي زود متوجه شدم اغلب افراد خانواده‌ام و فاميل همه به نوعي خوش‌صدا بودند ولي همه در خلوت خودشان آواز مي‌خواندند.

گفتگو با مهدیه محمدخانی خواننده سنتی ایران

استعداد ذاتي و موروثي به علاوه داشتن معلم خوب و حمايت خانواده و انتخاب‌هاي درست براي تجربه كار موسيقي و همچنين تمرين‌هاي بسيار و صداسازي و دوباره تاكيد مي‌كنم حمايت خانواده‌ام باعث شد سريع‌تر پيش بروم.

 

در مورد شهرت هم بايد بگويم تنها چيزي بود كه به آن فكر نمي‌كردم. اعتقاد دروني و تفكرم از روز اول اين بود كه اگر قرار باشد كسي به شهرت برسد حتما خواهد رسيد. به اين اعتقاد دارم ستاره‌اي براي هر فردي در نظر گرفته شده كه با بقيه فرق دارد و هيچ‌وقت دنبال راه‌هايي نبودم كه بخواهم به شهرت برسم و هر اتفاقي هم

 

كه در اين مسير افتاد اين را ثابت كرد. حتي اتفاقات تلخ خير بزرگ و نقطه مثبت در پرونده و روند كاري‌ام بوده است و پله‌هاي پيشرفت و رشد، خودش جلوي پايم چيده شد. چون هميشه به داشتن قلبي مملو از خيرخواهي ايمان دارم و مي‌دانم از هر دست بدهي از همان دست خواهي گرفت. فكر مي‌كنم چيزهايي خارج از محدوده كنترل شخصي‌ام اتفاق افتاد و مسير پيشرفتم را هدايت كرد.

 

ما درباره آثار قمر و امير جاهد و مرتضي ني‌داوود و هنرمندان آن دوره در كتاب‌ها خوانده‌ايم كه صداي قمر شنيده شده و مرتضي ني‌داوود با تحسين صداي ايشان، آهنگ ساختند و نواختند… آيا در فضاي موسيقي امروزي باز هم اين اتفاق‌ها مي‌افتد و براي شما هم اتفاق افتاد كه با تحسين روبه‌رو شويد و راه جديدي براي‌تان باز كند در عرصه هنر؟

 

اين اتفاق نياز به فضاي بخصوصي دارد. محيطي كه هنرمندان در آن حضور داشته باشند و كار جوان‌ترها ديده و تحسين شود. البته احتمال اين اتفاق براي خواننده‌هاي مرد بيشتر است. چون در زمينه موسيقي، جداي از بُعد فرهنگي، مساله تامين مالي هم حايز اهميت است. وقتي يك آهنگساز اثري را خلق مي‌كند،

 

اگر حتي قلبا دلش بخواهد آن اثر با صداي يك زن خوانده و شنيده شود ممكن است به خاطر مشكلات در شرايط انتشار و بازگشت‌هاي مالي، اين كار را نكند و با صداي يك مرد آن اثر ضبط شود. بنابراين زمينه براي آقايان بيشتر فراهم است.در مورد ضبط آلبومم، اين گونه بود كه قصد داشتم از آموخته‌هايم مجموعه‌اي براي خودم داشته باشم. خودم پيشقدم شدم.

 

حتي براي نخستين بار از پس‌انداز شخصي‌ام هزينه‌ها را تامين كردم. اما وقتي نخستين بار براي اجراي كنسرت به گروه دعوت شدم زماني بود كه در استوديو تصنيف «آتش دل» را مي‌خواندم و آهنگساز آن آلبوم از صدا و كارم خيلي خوشش آمد و به عنوان تحسين از من خواست به مدت يك سال هر چه اجرا مي‌كنند همراه‌شان باشم و اين برايم اتفاق بسيار خوشايند و تشويق بزرگي بود.

 

بعدها دوباره اين اتفاق برايم افتاد. با دو آهنگساز ديگر درحال همكاري هستم كه آنها هم چون خواست قلبي‌شان داشتن صداي زن در آثارشان بود و صدايم را دوست مي‌داشتند، بدون آنكه متوجه برآورده كردن مسائل مالي باشم پيشنهاد از سمت آنها اتفاق افتاد و حتي قطعه‌اي را آقاي مزدا انصاري ساختند و به عنوان هديه به من دادند

 

كه اين تشويق‌ها برايم بسيار باارزش است. مي‌بينيم كه اين تحسين‌ها هنوز هم وجود دارد و البته تعداد كساني كه مثل من با اين فرصت‌ها روبه‌رو باشند كم است

 

پس چرا برخي بي‌انصافانه با اين موضوع برخورد مي‌كنند كه پول، حرف اول را مي‌زند؟ پس قطعا فردي كه آلبومي از خود منتشر مي‌كند شاخصه‌هايي براي صدايش بايد داشته باشد.

 

قطعا. ممكن است براي شروع هنرجوهاي جوان و خواننده‌هاي جوان هزينه‌هايي را متحمل شوند كه در اين فضاي بزرگ شنيده و ديده شوند و به پيداكردن حامي مالي (اسپانسر) منتهي شود.

 

ولي چون اين موضوع در مورد بانوان كمتر يا نمي‌تواند اتفاق بيفتد و آهنگساز يا حامي مالي توقع بازگشت مالي را دارند، بنابراين بانوان شايد براي ضبط اثر و آهنگسازي هزينه‌اي را پرداخت كنند. اما اين پرداخت هزينه به معناي اين نيست كه پول حرف اول را مي‌زند.

 

گرچه متاسفانه اين روزها شاهد هستيم كه كارهايي با كيفيت و سطح نامطلوب توليد مي‌شوند با صداهايي كه نياز به صداسازي دارند. درست است هيچ كس كامل نيست؛ اما بايد براي ساخت آهنگ و انتشار آلبوم هم استانداردي در نظر داشت. اما برخي افراد به دليل آنكه شرايط لازم براي برطرف كردن نيازهاي مالي را دارند

 

در عرصه موسيقي و آواز راه پيدا مي‌كنند. البته گذر زمان گوياي همه‌چيز خواهد بود و آنان كه اهل هنر، يعني هنر واقعي هستند ماندگار خواهند شد.

گفتگو با مهدیه محمدخانی خواننده سنتی ایران

البته به غير از استاندارد صدا، استانداردهاي ديگري را هم بايد در نظر گرفت.

 

دقيقا. به غير از داشتن صداي خوب و تكنيك مناسب، اخلاق كاري و حرف‌هاي درست هم بسيار مهم است. همين كه مي‌بينم آهنگساز بزرگي از من براي بار دوم دعوت به عمل مي‌آورد، نشان‌دهنده آن است كه هم تجربه كاري خوبي داشتيم هم ايشان رضايت از خوانندگي و اخلاقم داشته‌اند. مثلا در پروژه «خسروشيرين» كه به تازگي شروع شده و در حال انجام است دعوت استاد حميد متبسم برايم بسيار بزرگ و شيرين است و به اندازه ساعت‌ها تشويق و حمايت ارزش دارد.

 

پروژه خسروشيرين چيست؟

 

پروژه خسروشيرين همان طور كه از نامش مشخص است از منظومه نظامي است و از عاشقانه‌هاي آن. اشعار با انتخاب خود استاد متبسم در حال آهنگسازي است و ما هم در حال تمرين هستيم. يك گروه شش نفره باعنوان «تاروپود.» فضايي كاملا متفاوت و تجربه‌اي كاملا تازه.

 

در آلبوم «يك دريچه» كه روي اشعار فروغ فرخزاد ساخته شد نسبت به كارهاي قبلي‌ام، تجربه متفاوتي داشتم. چه از نظر گردش ريتميك و ملوديك و ظرافت‌هاي خاص كار، چه از نظر تجربه انجام كار حرفه‌اي با استاد متبسم و ديگر اساتيد گروه دستان. فكر مي‌كردم آن كار پيچيده‌ترين كار بوده

 

ولي پروژه خسروشيرين يك فضاي كاملا متفاوت‌تر و تجربه خاص ديگري است. مي‌توانم بگويم استاد متبسم در اين مجموعه علاوه بر كارها و آثار گذشته‌شان كه همگي بسيار زيبا و ماندگار است اين‌بار نمايش تازه و متفاوتي از شيوه آهنگسازي و نگرش‌شان به موسيقي را دارند.

 

يعني در واقع يك شاهكار.

 

واقعا همين طور است. به نظرم كلمه شاهكار برازنده است. بايد بشنويد كه چه اتفاقي در روند خلق موسيقيايي و آهنگسازي اين پروژه مي‌افتد.

 

اين كار اجرا شد يا به صورت آلبوم خواهد بود؟

 

بله، در اروپا اجرا شد. ضبط موسيقي آن انجام شده و من هم در حال آماده‌شدن براي خواندن اين مجموعه هستم.

 

ما شاهد اجراي قطعه «تو را‌ اي كهن بوم و بر دوست دارم» از شما بوديم. دليل انتخاب و اجراي اين قطعه چه بود؟

 

از زماني كه شروع كردم به فعاليت، خيلي ايده‌ها و آرزوها داشتم و دارم. يكي از چيزهايي كه خيلي دلم مي‌خواست و همچنان دوست دارم اتفاق بيفتد خواندن آثاري است كه مربوط به ايران مي‌شود. به هر صورت آن عِرقي كه نسبت به وطن دارم متفاوت است. به خاطر همين خيلي دنبال اين موضوع بودم كه كاري مربوط به ايران بخوانم. اين اجرا قطعه‌اي از آلبومي است كه با اكسترناسيونال اوكراين ضبط شده؛ به آهنگسازي آقاي بهزاد عبدي.

 

وقتي اين قطعه را براي نخستين بار شنيدم به دليل اينكه كار وطني بود و هم به دليل احترام و اعتقاد شخصي‌ام نسبت به شهدا وقتي بيت «شهيدان جانباز و فرزانه‌ات را/ كه بودند فخر بشر دوست دارم» را شنيدم، حس كردم اين كار متعلق به من است و خيلي خوشحالم كه اين اثر را اجرا كردم. كم پيش مي‌آيد از كارهايي كه خوانده‌ام ايراد نگيرم؛ اما اين كار را هر بار مي‌شنوم واقعا دوستش دارم.

 

نظر شما درباره جداكردن موضع بانوان و آقايان در موسيقي چيست؟

 

چيزي كه اين روزها زياد ديده شده جداكردن موضع خانم‌ها و آقايان است. با اين جدايي موافق نيستم كه خانم‌ها و آقايان را مقابل هم و در دو گروه مختلف قرار دهيم. اعتقاد شخصي‌ام اين است كه اگر مردها نباشند خانم‌ها از انجام يكسري كارها ناتوان خواهند بود و نياز به حمايت مردها دارند. مردها هم همين طور در زمينه‌هايي اگر خانم‌ها نباشند و حمايت‌شان نباشد قادر به ادامه مسير نخواهند بود. بنابراين همه ما به هم وابسته و مكمل هم هستيم.

 

در حقيقت خانم‌ها و مردها با هم بستر اين جامعه را تشكيل مي‌دهند و با هم مي‌توانند در عرصه‌هاي مختلف حضور داشته و فعاليت كنند.اما اگر در حال حاضر روي صحبتم با خانم‌هاست و بيشتر از آنها اسم مي‌برم به اين دليل است كه دشواري‌ها و سختي‌هايي كه در اين فضا وجود دارد در محيط موسيقي آقايان خيلي كمتر است. البته اين را هم بگويم خانم‌ها در حوزه‌هاي مختلف به خصوص موسيقي متاسفانه آن طور كه شايسته آنهاست مورد حمايت آقايان نيستند.

 

با توجه به اينكه به تازگي وارد دهه سوم زندگي‌تان شده‌ايد؛ فعاليت‌هاي هنري‌تان تا به امروز را چگونه جمع‌بندي مي‌كنيد؟

 

مي‌خواهم نگاهي اجمالي به اين دهه از زندگي‌ام داشته باشم. آنچه در روند پيشرفت هنري‌ام بسيار حايز اهميت است حمايت خانواده‌ام است كه بسيار از آنها سپاسگزارم. همچنين سه اتفاق مهم در اين دهه از زندگي‌ام رخ داد. يك: ديدار با استاد شجريان و پذيرفته شدن در كارگاه ايشان و دوم: آشنايي با اساتيد گروه دستان و تجربه كار حرفه‌اي با آنها و سوم: حضور استاد شجريان براي ديدن و شنيدن يكي از كنسرت‌هايم با گروه دستان.

 

وقتي به صورت كلي نگاه مي‌كنم اين سه اتفاق شيرين، مانند قله‌اي برايم مي‌درخشد و احساس مي‌كنم در هر زمان انرژي‌اي فوق‌العاده براي ادامه اين مسير، با تمام مشكلات به من مي‌دهد.در كل خوشحالم كه در اين دوره بودم و اين فضا را تجربه كردم و با هنرمندان و موزيسين‌هاي مختلف و معلم دلسوزم كه بسيار همراه هستند و همچنين با هنردوستان

 

بسيار آشنا شدم. با اينكه قبل از وارد شدن به دنياي موسيقي بسيار سفر مي‌كردم، اما به واسطه موسيقي و اجراي كنسرت‌ها سفرهاي بيشتري رفتم و نزديك به ٥٠ اجراي كنسرت در نقاط مختلف دنيا داشتم كه برايم بسيار لذتبخش است و فكر مي‌كنم با توجه به مدت زمان كوتاهي كه فعاليت حرفه‌اي‌ام را آغاز كردم توانسته‌ام تاثيري هرچند كوچك در شناساندن موسيقي ايران در بيرون مرزهاي ايران داشته باشم.

 

بسياري از مخاطبان ما همواره غيرايراني بودند. بخش شيرين‌تر حضور جوان‌ترها بود كه مرا مورد لطف خود قرار مي‌دادند. در كنار آن كودكاني كه صدايم را گوش مي‌دهند و مي‌خوانند و برايم ارسال مي‌كنند و پدر و مادرهاي‌شان پيغام مي‌دادند كه كودك ما با صداي شما زندگي مي‌كند. اينها برايم خيلي باارزش است. آلبوم «دريادل» نخستين تجربه‌ام بود.

 

آلبوم «يك‌دريچه» دومين و آلبوم «درآغوش ماه» سومين آنها و آلبوم چهارمي كه كم و بيش مشغول آن هستم آلبومي كه همان قطعه «تو را ‌اي كهن‌بوم و بر دوست دارم» جزو آن است و پروژه ديگري كه «تاروپود» نام دارد.در حال حاضر وقتي به گذشته نگاه مي‌كنم احساس مي‌كنم همه پستي و بلندي‌هاي مسير پيش‌رويم لازم بوده كه اتفاق بيفتد

 

و خوشحالم كه جاهايي خيلي عميق غمگين شدم و درد كشيدم. چون همين اتفاقات بيشتر مرا ساخت. مهم اين است كه از روز اول به راهي كه رفتم ايمان داشتم.

گفتگو با مهدیه محمدخانی خواننده سنتی ایران

اين اجراهاي خارجي كه گفتيد بودجه‌اش از كجا تامين مي‌شود؟

 

بيرون از ايران هميشه برنامه‌گذاراني هستند و همچنين ايراني‌هايي كه واقعا عاشق موسيقي ايراني هستند. خيلي از آنها با آهنگسازهايي كار كردند كه بعدها من همراه‌شان شدم و خيلي‌ها هم مرا مي‌شناختند و به گروه پيشنهاد حضورم را مي‌دادند.

 

گفتيد مخاطبان خارجي هم داريد؟

 

بله. يك كنسرت در فيلارموني كلن داشتيم با گروه دستان كه يك‌سوم سالن آلماني بودند و اين براي خودم شخصا اتفاق خوبي بود. اجراي ديگري هم در نيويورك داشتيم كه آنجا هم نصف سالن خارجي بودند. در بلژيك هم همين طور و… مخاطبان خارجي نكاتي را گوشزد مي‌كنند كه خودم شخصا شوكه مي‌شوم.

 

شايد به خاطر اينكه موسيقي ايراني را نسبت به شنوندگان ايراني از جايگاه متفاوت‌تري نگاه مي‌كنند و مي‌شنوند و عكس‌العمل‌شان آنقدر پرشور و حال است كه انگار تمام شعر را متوجه مي‌شوند. خيلي خوشحالم كه جوان‌هاي ايراني هم با همين ذوق و شوق براي شنيدن كنسرت‌هاي اصيل ايراني شركت مي‌كنند.

 

براي نسل‌هاي گذشته ما شنيدن موسيقي اصيل، روال بوده ولي اينكه جوان‌هاي اين دوره به موسيقي اصيل، ذوق و شوق نشان مي‌دهند خيلي مرا خوشحال مي‌كند و عكس‌العمل‌هاي مثبت و خوبي از آنها گرفتم.

 

از كنسرت‌ها و آن حال و هوا گفتيد ياد لباس‌هاي خاص‌تان در كنسرت‌ها افتادم سوالي كه به ذهنم مي‌رسد اين است طرح لباس‌هاي‌تان با چه چيزي هماهنگ مي‌شود؟

 

سوال بسيار خوبي بود. طرح و ايده‌ها بين من و طراحان با همفكري اجرا مي‌شود. به طور كلي دليل اينكه بحث لباس را بيشتر در نظر مي‌گيرم اين است كه به عنوان يك زن ايراني وقتي به صحنه مي‌روم، بايد در يك قالب كلي فرهنگ ايراني به بهترين شكل نشان داده شود. هم از طريق لباس و هم براساس موسيقي‌اي كه ارايه مي‌كنيم و هم انتخاب قطعاتي كه اجرا مي‌شود.

 

تلاش مي‌كنم لباس‌هايي كه انتخاب مي‌كنم با حال و هواي شعر هم مرتبط باشد. مثلا در كنسرت‌هاي «يك‌دريچه» طراحي لباس مشكي با طرح‌هايي طلايي بود. براساس اشعار فروغ فرخزاد رنگ مشكي را انتخاب كردم. چون شعرهاي فروغ معمولا در دل تاريكي سروده شده است و فضاي تاريكي دارد و آن رنگ طلايي هم به خاطر ناب‌گونه

 

و زرگونه بودن مظهر وجودي زن بوده است كه اين دو را كنار هم آورديم. همچنين در پروژه خسروشيرين هم المان‌هاي دوره ساساني بايد در لباس‌ها استفاده شود و… .در بسياري از گروه‌هاي موسيقي ايراني به مقوله لباس توجه خاصي نمي‌شود. در حالي كه در ايران از قديم بحث طراحي لباس هميشه موضوع برجسته‌اي بوده

 

و تا جايي كه تحقيق كردم ايراني‌ها هميشه در لباس‌هاي‌شان از رنگ‌ها بسيار استفاده مي‌كردند و بسيار انرژي‌بخش و شادي‌بخش بوده و حيف بود كه در كنسرت‌ها به آن نپردازم. البته در چند سال اخير گروه‌هاي بانوان ديگر هم بيشتر به طرح لباس توجه كرده‌اند و تغييراتي در لباس‌هاي اعضاي گروه دادند كه اين هم باعث خوشحالي است.

 

سخن آخر؟… كه من اين‌بار آن را به ناگفته‌ها تغيير مي‌دهم. ناگفته‌هاي مهديه محمدخاني چيست؟

 

ناگفته‌هايي وجود دارد كه ذهن و قلب مرا درگير كرده و غمگينم مي‌كند. آن هم در مورد دغدغه و ناراحتي بانواني است كه به خاطر برخي سختگيري‌ها از جانب برادر يا پدر يا فرزند يا همسر نمي‌توانند در كلاس‌هاي آواز و ساز شركت كنند. با اينكه استعداد فوق‌العاده‌اي دارند. متاسفانه موضوعات اينچنيني ناراحت‌كننده است.

 

چه دليلي وجود دارد كه باعث شود يك خانم در محيطي كاملا تعريف شده به فراگيري آواز اصيل ايراني كه اصالت هنري و فرهنگي ما را مي‌سازد حضور نداشته و آموزش نبيند؟ اينجا فرصت را غنيمت مي‌شمارم، خواهش و درخواست قلبي‌ام را مي‌گويم: بانوان و عزيزان‌تان را حمايت كنيد و كمي بيشتر و با نگاه مثبت‌تر به اين موضوع بينديشيد.

 

اينكه جلوي علاقه كسي را بگيريم باعث صدمات روحي جدي‌اي است و احترام به نظرات يكديگر و همدل بودن هميشه نتيجه مثبتي داشته است. آرامش را در وجود آن زن‌ها و مرداني مي‌بينم كه شرايط را هم به خوبي درك مي‌كنند و در كمال احترام و همراهي به يكديگر اجازه پرواز مي‌دهند.

 

 

دختری که همزاد تیلور سوئیفت است


دختری که همزاد تیلور سوئیفت است


دختری که همزاد تیلور سوئیفت است

دختری که همزاد تیلور سوئیفت است

دختری که همزاد تیلور سوئیفت است 

افراد مشابه با بازیگران و خواننده ها در جهان رویت می شوند که واقعا کپی برابر اصل همدیگر هستند و در آخرین اخبار دختری کاملا شبیه به تیلور سوئیفت خود را نشان داده است. تیلور سوئیفت، خواننده و ترانه‌ سرای اهل آمریکاست که طرفداران بسیاری در سراسر دنیا دارد. وی متولد دسامبر ۱۹۸۹  مصادف با ۲۲ آذر ۱۳۶۸ خورشیدی است و بیشتر با آهنگ‌ هایی شناخته می‌ شود که در آن‌ ها تجربیات دوران نوجوانی و جوانی‌ خود را بیان کرده‌ است.

 

تاکنون ۲۶ میلیون آلبوم و ۷۵ میلیون نسخه دیجیتال از آثار این هنرمندِ شناخته شده و جوان در سراسر جهان به فروش رسیده‌ است.همچنین بد نیست اشاره کنیم که مجله فوربز دارایی تیلور را ۱۶۵ میلیون دلار آمریکا تخمین زده‌.

 

در کنار تمامی این موارد، جدیدا یک بدل هم برای این خواننده محبوب پیدا شده که چهره ای کاملا شبیه به او دارد. دختری به نام «ایپریل گلوریا» که می توانید تصاویر وی را در ادامه این مطلب مشاهده کنید، از نظر ظاهری همانند سیبی است که با تیلور سوئیفت از وسط دو نیم کرده باشند.

 

البته این خانم با استفاده از روش آرایش تیلور و رنگ و مدل موهای او، موجب بیشتر شدن این شباهت هم می شود.دو عکسی که در پایین مشاهده می کنید، خود تیلور سوئیف واقعی هستند.

دختری که همزاد تیلور سوئیفت است

دختری که همزاد تیلور سوئیفت است

اما بقیه عکس ها به خانم ایپریل گلوریا تعلق دارند.

دختری که همزاد تیلور سوئیفت است

دختری که همزاد تیلور سوئیفت است

دختری که همزاد تیلور سوئیفت است

دختری که همزاد تیلور سوئیفت است

ایپریل گلوریا و تیلور سوئیفت در یک قاب

دختری که همزاد تیلور سوئیفت است

 

 

ستاره های معروف در مراسم گرمی ۲۰۱۷


ستاره های معروف در مراسم گرمی ۲۰۱۷


ستاره های معروف در مراسم گرمی ۲۰۱۷

ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017

ستاره های معروف در مراسم گرمی ۲۰۱۷

مراسم گرمی سال ۲۰۱۷ نیز برگزار شد و باز هم ادل توانست همه جوایز را درو کند و با خود به خانه ببرد تا هنر خود را به رخ جهانیان بکشد. جایزه گِرَمی «Grammy Awards» نام جایزه‌ای افتخاری است توسط آکادمی ملی علوم و هنرهای ضبط، که برای تشخیص دستاوردهای برجسته‌ای که به طور عمده در صنعت موسیقی زبان انگلیسی رخ داده اهدا می‌شود.

 

مراسم سالانه اهدای جوایز با اجرای هنرمندان برجسته و اهدای جوایزی که محبوبیت بیشتری دارند همراه است. از بین سه مراسم بزرگ موسیقی جهان، گرمی بزرگ‌ترین آن‌ها است. ارزش جایزه گرمی برابر با جایزه اسکار در صنعت فیلم‌سازی و جایزه اِمی در تلویزیون است.

 

اولین مراسم گرمی در ۴ مه ۱۹۵۹ برگزار شد. پس از مراسم سال ۲۰۱۱، آکادمی به بازنگری و بازسازی بسیاری از دسته‌بندی‌های جوایز پرداخت. پنجاه و نهمین مراسم جایزه گرمی در سال ۲۰۱۷ در شهر لس آنجلس برگزار شد که تصاویری از آن را در اینجا برایتان آورده ایم.

 

ادل
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017بیانسه 
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017برونو مارس
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017سولانج نولز
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017بلو آیوی و جی زی
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017دفت پانک و د ویکند
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017جان لجند و کریسی تیگن
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017جی زی و چنس د رپر
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017ادل و گرگ کرستین 
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017لیدی گاگا و سلن دیون
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017دی جی خالد و نیکول تاکستاره های معروف در مراسم گرمی 2017دمی لواتو
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017ادل
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017اد شیرن، نیک جونز و جیمز کوردن
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017ریحانا، بلو آیوی و جی زی
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017جیمز کوردن
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017جان تراولتا
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017آندرا دی
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017باستا رایمز و ادل
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017تونتی وان پایلوتس
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017جیمز کوردن
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017ادل
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017کیتی پری
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017کیتی پری
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017جاستین بیبر
ستاره های معروف در مراسم گرمی 2017

 

زندگینامه سیما بینا خواننده مشهور ایرانی


زندگینامه سیما بینا خواننده مشهور ایرانی


زندگینامه سیما بینا خواننده مشهور ایرانی

زندگینامه سیما بینا خواننده مشهور ایرانی

زندگینامه سیما بینا خواننده مشهور ایرانی 

سیما بینا خواننده و آهنگ ساز مشهور ایرانی است که هنر وی در عرصه موسیقی جایگاه ویژه ای را برای وی رقم زده است. سیما بینا زاده ۱۴ دی ۱۳۲۳ در خوسف(بیرجند))، نوازنده، نقاش، آهنگساز و خواننده آوازها و ترانه‌های محلی ایرانی است.

 

نام اصلی: سیما بینا

تولد: ۱۴ دی ۱۳۲۳ خوسف، خراسان جنوبی

ملیت: ایرانی

سبک‌(ها): محلی

ساز(ها): دف، سه تار

 

سیما بینا (زاده ۱۴ دی ۱۳۲۳ برابر با ۴ ژانویه ۱۹۴۵ در خوسف(بیرجند))، نوازنده، نقاش، آهنگساز و خواننده آوازها و ترانه‌های محلی ایرانی است. او از کودکی در کنار احمد بینا پدری که استاد موسیقی سنتی و شاعر و آهنگ‌ساز ترانه‌های اولیه او بود رشد کرد.

زندگینامه سیما بینا خواننده مشهور ایرانی

 ترانه های سیما بینا

 

زندگی‌نامه سیما بینا :

سیما بینا در خوسف از استان خراسان جنوبی به دنیا آمد. نام مادرش پوراندخت ایران‌نژاد بود و پدرش احمد بینا از اهالی تفرش بود. سیما در کنار پدری که استاد موسیقی سنتی و شاعر و آهنگساز ترانه‌های اولیه او بود، رشد کرد.از سن ۹ سالگی خوانندگی را در رادیو ایران آغاز کرد. ردیف موسیقی ایرانی و تکنیک‌های آوازی را نزد استادانی چون موسی‌خان معروفی و نصرالله زرین‌پنجه فراگرفت.

 

سیما بینا پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشتهٔ نقاشی در سال ۱۳۴۹ تحصیل موسیقی ایرانی و ردیف را نزد عبدالله دوامی ادامه داد. او پس از سال ۱۳۵۷ در کنار تدریس موسیقی و آواز به پژوهش و گردآوری ترانه‌های محلی ایرانی و بازنویسی آهنگ‌های مردمی و روستایی،

 

به‌ویژه موسیقی‌های محلی زادگاهش خراسان، پرداخته‌است. او با سفر به دورافتاده‌ترین نواحی در سرتاسر این ناحیه توانسته‌است مجموعه‌ای از ترانه‌ها و آهنگ‌های کمیاب و تقریباً فراموش‌شده را جمع‌آوری کند.از سال ۱۳۷۲ سیما بینا برای ارائهٔ گنجینهٔ یافته‌هایش در موسیقی محلی ایرانی به جشنواره‌های موسیقی در کشورهای گوناگون دعوت شده‌است.

 

سیما بینا پس از پایان تحصیل با عزیز میتویی ازدواج کرد و ۲ فرزند دختر و پسر به دنیا آورد، اما زندگی مشترکشان با خودکشی همسرش پایان یافت.  سیما بینا سال‌ها بعد با حسن زارع ازدواج کرد و گاهی در کلن به سر می‌برد و به تهیه آوازهای محلی مشغول است.

 

او نخستین زنی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ کلاس تعلیم آواز دایر کرد. همچنین نخستین زنی بود که در تالار وحدت به اجرای کنسرت پرداخت. از سال ۱۹۹۳ میلادی تا به امروز به جشنواره‌های جهانی دعوت شده و موسیقی محلی ایران رابه گوش علاقه‌مندان رسانده‌است.

زندگینامه سیما بینا خواننده مشهور ایرانی

سیما بینا نوازنده، نقاش، آهنگساز و خواننده آوازها و ترانه‌های محلی ایرانی است

 

او یکی از نخستین زنان ایرانی است که با تلاش زیاد در احیای موسیقی نواحی و پاس داری از آن کوشید و از این نظر جایگاه ویژه ای در تاریخ موسیقی این سرزمین دارد. سالیان اخیرِ زندگی او به آمد و شد بین ایران و خارج گذشته است. دفتر کاری او در شهر کلن آلمان است؛ شهری که آن را همچون پایگاهی برای برگزاری کنسرت ها و رتق و فتق روابط هنری اش برگیزده.

 

کتاب «لالایی های ایران» حاصل سی سال پژوهش در سفرهای سیما بینا به شهرها و روستاهای مختلف و ملاقات با مادران پیر و جوان ایرانی است.نمی خواهد هنرمندِ کوچ کرده به شمار رود و تاکید می کند که هنرش در این سرزمین ریشه دارد. می گوید که ورکشاپ ها و کلاس های خصوصی اش در تهران همچنان برقرار است،

 

هر چند که به دلیل سفرهای پیاپی نظم سابق را ندارد. از همان دقایق اول مکالمه او را زنی مهربان، صمیمی و فروتن می یابیم که با آرامش و حوصله سخن می گوید و از قضاوت و سوگیری درباره این و آن پرهیز می کند. می گوید هر کسی که زحمت می کشد احترام دارد.صاحب پسر و دختری هنرمند است که از آنها با ستایش یاد می کند. آرش و آسا میتویی حاصل ازدواج او با همسرِ درگذشته اش، مهندس عزیز میتویی هستند. 

 

آرش موسیقی راک را برگزیده و هنرمندی جدی با سبک و سیاقی شخصی است. آسا هم سال های قابل توجهی از عمر خود را به طراحی لباس پرداخته است و پیش تر مجموعه ای را ملهم از پوشش زنان نواحی ایران طراحی و ارائه کرده بود که مادر، تعدادی از آنها را برای اجراهای خود انتخاب کرده است. آسا اکنون در مادرید زندگی می کند

 

و به تدریس در مدرسه ای بین المللی اشتغال دارد. می گوید هر دو عاشق شعر و ادبیات فارسی هستند و از کودکی در محیطی فرهنگی و ادبی رشد کرده اند.از عشقش به نوه کوچک و باهوش خود حرف می زند و از همراهی عاشقانه همسرش. او را بزرگترین حامی و همراه خود می داند؛ مردی که عاشق موسیقی است،

 

ضعف های او را در کارهایی که به تکنولوژی مربوط می شود جبران می کند؛ و در سفرهای پژوهشی پا به پایش می آید و عکس و فیلم می گیرد.

زندگینامه سیما بینا خواننده مشهور ایرانی

بیوگرافی سیما بینا

 

آلبوم‌ها:

همدلان

پریشان

شولا

نوایی

درنا

حنایی

بانو جان

کلاسیک پارسی (با همراهی حسین عمومی)

زلفای یارم

موسیقی جنوب خراسان

موسیقی شمال خراسان

عشق گل

آوای صحرای۱

آوای صحرای۲

لاله‌زار

دلبر

گل سرخ

افغانستان

یا مولا

 

برخی از آثار:

برخی از آثار محبوب و پرفروش او عبارت‌اند از:

ای بت چین ای صنم

عزیز بنشین به کنارم

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

شاه صنم، زیبا صنم

این یار منه که می‌رود سربالا (شفتالوفروش)

چون شب خواندی

از خم زلفت دل شیدا شکست

از این‌جا تا به بیرجند سه گداره

دلبر

بانو

عزیزوم بهلولی‌ام

ننه گل ممد

 

 

مدونا خواننده ۵۸ ساله صاحب دختران دوقلو شد


مدونا خواننده ۵۸ ساله صاحب دختران دوقلو شد


مدونا خواننده ۵۸ ساله صاحب دختران دوقلو شد

مدونا خواننده 58 ساله صاحب دختران دوقلو شد

مدونا خواننده ۵۸ ساله صاحب دختران دوقلو شد 

مدونا خواننده زن مشهور آمریکایی در امور خیریه مشارکت بسیار فعالی دارد و در آخرین اقدام خود دختران دوقلوی مالاوی را به فرزندی قبول کرده است. مدونا و دختران دوقلو جدیدش | دختران دوقلو و جدید خواننده مشهور مدونا به زودی برای شروع زندگیجدیدشان به امریکا سفر خواهند کرد.

 

به گزارش پارس ناز استلا و ایستر دختران یتیمی اهل کشور مالاوی هستند که روز گذشته درحالی که دستشان در دست سوپراستار ۵۸ ساله بود از دادگاه خارج شدند و قاضی به فرزندخواندگیپذیرفتن این دو کودک توسط این ستاره را رسما پذیرفت.مدونا پس از حکم قاضی مبنی بر اجازه بردن آنها به خانه اش در نیویورک ، آنها را در آغوشگرفت و بوسید.

مدونا خواننده 58 ساله صاحب دختران دوقلو شد

عکسی که مدونا از دختر بزرگش لوردس و استلا و ایستر منتشر کرد، مدونا و دختران دوقلو جدیدش قرار بود پس از انجام امور اداری ویزای این دو کودک به امریکا سفر بازگردند.بر طبق گزارش ها مدونا از دو سال گذشته تاکنون در پی انجام مراحل اداری برای پذیرفتن ایندو خواهر دوقلو بوده و سرانجام روز گذشته با موفقیت این مراحل به پایان یافت و اکنون استلا و
ایستر آماده اند تا برای وارد شدن به زندگی جدیدشان با جت شخصی به امریکا سفر کنند.

 

مدونا و دختران دوقلو جدیدش | این اولین بار است که دوقلوها سوار هواپیما شده و این کشور کوچک آفریقاییو پرورشگاهی که در آن بزرگ شده اند را ترک می کنند. مادردوقلوها پس از به دنیا آمدن آنها فوت کرد و بر طبقگفته وکیل این پرونده آقای میسومالی، پدر آنها نیز با اطلاع داشتن از تمام شرایط واگذاری سرپرستی کودکان،برگه ها را امضا کرده است.

 

همچنین به گفته این وکیل بعید به نظر می رسد پدر آنها به امریکا سفر کند و به گزارش پارس ناز اگرآنها روزی به مالاوی بروند، تصمیم دیدار این دو خواهر با پدرشان برعهده مدونا خواهد بود ولی قیمبچه ها که از سوی قاضی انتخاب می شود، حداقل سالی یک بار برای بازدید از شرایط و ارائه گزارشوضعیت بچه ها، از آنها دیدن خواهد کرد.
مدونا خواننده 58 ساله صاحب دختران دوقلو شد

روکو پسر بزرگ مدونا در سفر به مالاوی و در کنار بچه های پرورشگاهمدونا خبر به فرزندخواندگی گرفتن دختران جدیدش را با انتشار عکسی به ۸٫۷ میلیون فالوئر خود درشبکه اجتماعی اعلام کرد. در این تصویر دختر بزرگ وی لوردس در کنار دو خواهر خوانده جدیدشاستلا و ایستر مشاهده می شود. این عکس سال گذشته در پرورشگاه “خانه امید” در کشور مالاویگرفته شده است.

 

این خواننده از ازدواج سابقش دو فرزند به نام لوردس و روکو دارد و دو فرزند خوانده از کشور مالاویدارد به نام دیوید باندا و مرسی جیمز دارد که به ترتیب آنها را در سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ بهفرزندخواندگی پذیرفت و اکنون با کودکان جدید جمع فرزندان او به شش نفر می رسد.

مدونا خواننده 58 ساله صاحب دختران دوقلو شداین خواننده در کنار دو فرزند خوانده دیگرش دیوید باندا و مرسی جیمز

 

مطالب مرتبط :

عریان شدن مدونا بازیگر و خواننده معروف آمریکا برای کار خیر

مدونا خواننده مشهور زن به یک مرد احتیاج دارد + عکس

درباره زندگی مدونا بازیگر و خواننده معروف جهان (عکس)

عریان شدن مدونا برای همدردی با خانواده این دختر + عکس

 

 

خوانندگان کاندید شده در گرمی ۲۰۱۷ و درآمد آن ها


خوانندگان کاندید شده در گرمی ۲۰۱۷ و درآمد آن ها


خوانندگان کاندید شده در گرمی ۲۰۱۷ و درآمد آن ها

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

خوانندگان کاندید شده در گرمی ۲۰۱۷ و درآمد آن ها 

خوانندگانی که در گرمی امسال کاندید شده اند از پردرآمدترین های جهان می باشند و ما در این مطلب به میزان درآمد و رتبه بندی آن ها پرداخته ایم. ادل خواننده مشهور بریتانیایی رقیبان نام آشنایی نظیر ریحانا و جاستین بیبر را پشت سر گذاشت و بر طبق آمار مجله فوربس پردرآمدترین خواننده کاندید شده در جایزه گرمی امسال است.

 

به گزارش پارس ناز بر طبق لیست جدیدی که اخیرا فوربس منتشر کرده ، ادل خواننده آهنگ مشهور “سلام” به عنوان پردرآمدترین اجراکننده شناخته شده است.ادل ۲۸ ساله که امسال در پنج گروه از جمله بهترین آلبوم سال در مراسم گرمی سال ۲۰۱۷ کاندید شده است، به دلیل موفقیت آلبوم اخیرش به نام “۲۵” تاکنون ۸۰٫۵ میلیون دلار درآمد کسب کرده است

 

همچنین وی در طی تور موفق خود در شهرهای مختلف توانسته در اجرای هر شهرحدود ۳٫۸ میلیون دلار به دست آورد.پس از ادل ، خواننده مشهور ریحانا با درآمد ۷۵ میلیون دلار در ردیف دوم قرار دارد. این درآمد از آلبوم وی به نام “آنتی” و همراه با قراردادهای تبلیغاتی او با کمپانی هایی نظیر پوما، سامسونگ و دیور کسب شده است.

 

ریحانا خواننده مشهور آهنگ “الماس” امسال کاندید دریافت ۸ جایزه گرمی شده و نامزد سابقش دریک نیز به همین میزان مورد تقدیر قرار گرفته و حتی در یکی از آنها با هم شریک هستند.بیانسه با کسب درآمد حدود ۵۴ میلیون دلار در ردیف هفتم لیست مجله فوربس قرار گرفته و به گزارش پارس ناز با وجود آنکه درآمد سالانه او پایین تر بوده ولی در مجموع در بیشترین گروه کاندید دریافت جایزه شده است.

 

مجله فوربس اساس این رقم ها را از درآمد این افراد از ماه ژوئن ۲۰۱۵ تا ژوئن ۲۰۱۶ محاسبه کرده استلیست پردرآمدترین خوانندگان کاندید شده در مراسم گرمی سال ۲۰۱۷ را می توانید در زیر مشاهده کنید:

 

لیست فوربس از پردرآمدترین خوانندگان سال ۲۰۱۷

۱٫ ادل با ۸۰٫۵ میلیون دلار/ کاندید ۵ جایزه گرمی

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

۲٫ ریحانا با ۷۵ میلیون دلار / کاندید ۸ جایزه گرمی

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

۳٫ سر پائول مک کارتنی با ۵۶٫۵ میلیون دلار / کاندید ۲ جایزه گرمی

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

۴٫ کنی چسنی با ۵۶میلیون دلار / کاندید ۱ جایزه گرمی

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

۴ . جاستین بیبر با ۵۶ میلیون دلار / کاندید ۴ جایزه گرمی

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

۶ . ویکند با ۵۵ میلیون دلار / کاندید ۱ جایزه گرمی

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

۷٫ بیانسه با ۵۴ میلیون دلار / کاندید ۹ جایزه گرمی

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

۸٫ جی زی با ۵۳٫۵ میلیون دلار / کاندید ۱ جایزه گرمی

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

۹٫ دکتر دره با ۴۱ میلیون دلار / کاندید ۸ جایزه گرمی

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

۱۰٫ دریک با ۳۸٫۵ میلیون دلار / کاندید ۸ جایزه گرمی

خوانندگان کاندید شده در گرمی 2017 و درآمد آن ها

 

 

گفتگو با حامد همایون خواننده پرطرفدار


گفتگو با حامد همایون خواننده پرطرفدار


گفتگو با حامد همایون خواننده پرطرفدار

گفتگو با حامد همایون خواننده پرطرفدار

گفتگو با حامد همایون خواننده پرطرفدار 

حامد همایون خواننده ای اهل شهر شیراز که به سرعت در بین مردم محبوب شد و آلبوم وی که اخیرا منتشر شده است نیز با استقبال زیادی مواجه شده است. هرچند کارش گرفته اما خدا را شکر خودش را نگرفته است. بسیار ساده و صمیمی است. همان مهربانی معروف شیرازی ها را دارد و می شود صمیمیت و صداقت را در کلامش حس کرد.

 

حامد همایون که خیلی زود با خواندن چند قطعه توانست برای خودش در بازار موسیقی و علاقه مندی های مردم جا باز کند، با ما از موسیقی، فکرها و علایقش ساده و صمیمی حرف زد، او که این روزها اولین آلبوم خود«دوباره عشق» را هم منتشر کرده، نخستین خواننده ای بود که بلیت های هر چهار اجرایش در جشنواره موسیقی فجر در چند ساعت به پایان رسید و قرار است در آینده نزدیک در دیگر شهرهای ایران هم روی صحنه برود.
گفتگو با حامد همایون خواننده پرطرفدار

ما در عصری زندگی می کنیم که به شهرت رسیدن در عرصه به کاری بسیار دشوار تبدیل شده است. در همه زمینه ها هنرمندان برجسته ظهور کرده و آثاری ماندگار به جای گذاشته اند. اینها را بگذاریم کنار شرایط پیچیده امروز که به طنز می گویند در ایران تعداد خواننده ها از مردم عادی هم بیشتر است!

 

هر خواننده که کارش را شروع می کند، از خودم می پرسم چطور جرات کرده در میان این همه خواننده وارد عرصه شود. شما چطور جرات کردید وارد این حوزه شوید؟

 

به نظرتان خیلی شجاع هستم؟!

 

برداشت من این است که خیلی محکم جلو آمده و می شود گفت شجاعانه حرکت کرده اید.

 

همیشه گفته ام حامد همایون یک شخص خاص نیست. ما یک مجموعه هستیم که کارش با عنوان «حامد همایون» منتشر می شود. درواقع قدم های محکم از یک گروه موفق شکل می گیرد و در این شرایط است که به قول شما، آدم جرات می کند محکم قدم بردارد.

 

شما پیش زمینه ای در عرصه موسیقی داشتید یا مثل بسیاری از خواننده های جوان به تصور اینکه صدایی خوب دارید وارد این عرصه شدید؟

 

به هیچ وجه جزو دسته دوم نیستم. من قبلا هم در این عرصه فعال بودم و به صورت حرفه ای با موسیقی آشنایی داشتم اما واقعیت این است که قصد نداشتم وارد بازار حرفه ای موسیقی شوم و جدی فعالیت کنم. هرچند کارهایی انجام داده بودم اما ورودم به بازار حرفه ای موسیقی از طریق آشنایی ام با آقای محسن رجب پور مدیر شرکت ترانه شرقی بود و آقای سامان امامی تنظیم کننده کارهایم هم بانی این آشنایی شد.

 

درواقع آقای رجب پور، پروژه استعدادیابی را آغاز کرده و من هم در قالب همین پروژه کارم را با ایشان آغاز کردم. باید بگویم جراتی را که می گویید آقای رجب پور به ما دادند. ایشان در اولین دیدارمان برای من کلاسی گذاشتند و سه ساعت نسخه نوشتند که چگونه می توانم موفق شوم. بعد به شوخی گفتند دوست دارم دیگر نبینمت ولی اگر دوست داری کار کنی، این راه موفقیت است. دو هفته به من مهلت دادند که بروم و فکر کنم.

 

من هم با تفکر جدید برگشتم و کارمان را شروع کردیم. این جرات حاصل تفکر ایشان است. من مجری کار هستم و می توانم بگویم خدا خیلی به من لطف داشته که توانایی خلق موسیقی، نوازندگی و خوانندگی را دارم اما در هر صورت خواستم بگویم ماحصل یک فکریم و به این افتخار می کنیم.
گفتگو با حامد همایون خواننده پرطرفدار

شرکت های موسیقی و تهیه کننده ها در موارد زیادی با خواننده ها درگیری و چالش داشته اند. فکر نمی کنید اگر خودتان تنهایی کار را شروع می کردید، ممکن بود بهتر و بی حاشیه تر پیش برود؟

 

من قبلا هم چند کار خوانده بودم، چرا آنها موفق نشدند؟ مسلما کارکردن با تهیه کننده ها امکان خوبی برای خواننده هاست و به نظرم اگر قرار باشد یک بخش از این چرخه را حذف کنیم، به کار خودمان لطمه وارد می شود. خود من قبلا زمانی که شیراز بودم و در آموزشگاه ها تدریس می کردم، قطعاتی را منتشر کردم که دیده نشدند.

 

می دانید چرا؟ چون جامعه شناسی هنر، کار من هنرمند نیست، کار تهیه کننده است. او می داند چگونه می شود در بازار موسیقی موفق بود و بنابراین با قطعیت می گویم به تنهایی از پس این کار بر نمی آیم.

 

تا جایی که می دانم شیراز نسبت به دیگر شهرها از نظر موسیقی وضعیت بهتری دارد.

 

شیراز در موسیقی قطب است و در اغلب خانواده ها به نوعی موسیقی حضور دارد. پدر بنده صدایی خوب داشت و من هم پیانو و تار می زدم. با شما موافقم اما هر چند در شیراز موسیقی قوی است اما هنوز بازار آن حرفه ای نیست و به چشم صنعت به موسیقی نگاه نمی شود.

 

فکر می کنم دیر یا زود این اتفاق هم رخ بدهد. چون در جشنواره های موسیقی می بینیم گروه هایی که از شیراز می آیند اجراهایی قوی دارند و موسیقی را خوب می فهمند.

 

شیراز رکورددار تعداد آموزشگاه موسیقی در ایران است. همیشه گفته می شود ما در ایران ضعف علمی داریم و مردم موسیقی آکادمیک نمی شنوند. در شیراز کمتر این طور است. مردم با موسیقی برخورد جدی تر دارند و آموزش برایشان مهم است. کلاس های موسیقی کودک پررونق ترین کلاس ها در شیراز است

 

اما هنوز راه هست تا به بازار موسیقی برسد. البته آقای رجب پور به خواهش بنده، دو جلسه رایگان برای فعالان موسیقی در شیراز گذاشته و سعی کرده اند آنها را راهنمایی کنند.

 

و به همین دلایلی که مطرح کردید، فکر می کنید اگر شیراز می ماندید امکان پیشرفت کمتر بود؟

 

دو سال است به تهران آمده ام و ارتباط خیلی خوبی با این شهر دارم. چیزی که تهران به من منتقل می کند محیط فعال برای رقابت کاری است. وقتی شما شیراز زندگی کنی، خیلی کمتر کار جدی می کنی. تهران محیط رقابت و کار است. بسیاری از چهره های شناخته شده موسیقی از شهرستان به تهران آمده اند؛ رضا صادقی و ناصر عبداللهی هم همین کار را کردند و از بندرعباس به اینجا آمدند. محسن یگانه از گنبد کاووس آمد تهران و خواننده شد.

 

در شهرستان ها هنوز این مشکل وجود دارد که هنر را با نگاه های خیلی قدیمی و باستانی می بینند و به روز نشده اند. به همین دلیل هم هنرمند جرات پیدا نمی کند چارچوب های موجود را بشکند و کارش را جدی تر ادامه دهد.

 

زندگی در تهران، سر و کار داشتن با فضای مدرن است و از طریق همین امکانات است که مردم درباره همه چیز حتی هنر تصمیم می گیرند و گوشی شان نقشی مهم در این زمینه دارد. اگر هم قرار باشد چیزی ارائه شود که مردم آن را بپذیرند، باید در همین فضای جدید بتواند خودش را نشان بدهد. اگر قرار باشد با همان شکل و روش قدیمی گفته شود که فایده ندارد.

 

از دهه ۵۰ بهترین های پاپ و بعدتر هم بهترین های موسیقی سنتی را داشته ایم و البته کماکان موسیقی سنتی ما به حیات خود ادامه داده است؛ چون برای خودمان است، صاحبش هستیم و در خون مردم ایران است، به همین دلیل به قوت خودش مانده است.
گفتگو با حامد همایون خواننده پرطرفدار

البته موسیقی ایرانی با انتقادهای فراوان مواجه است و استادان این عرصه از شرایط موجود راضی نیستند.

 

اعتقاد من این است هرجا موسیقی پاپ قوی تر شده یا توجه را به خود جلب کرده، از ابزار موسیقی سنتی بهره برده است. من هم سعی کردم همین کار را بکنم. با اینکه خواننده موسیقی ایرانی نیستم و درس آواز کلاسیک خوانده ام ولی به جرات می گویم لحنی که استفاده کردیم، لحن فردوسی در شاهنامه است. خوانش من در کارهایم حماسی است که همراه با لحنی ویژه خودمان پیش می رود.

 

این ریشه ها هستند که هرچیز را نگه می دارند. موسیقی سنتی ما خیلی عمیق و در رگ و ریشه ماست. به همین خاطر خواننده سنتی خوب خیلی زیاد داریم. چون مال خودمان است و می شود خواننده عجیب و غریب از آن بیرون بیاید اما موسیقی پاپ مال ما نیست. فواصلش غربی است و خیلی کم پیش می آید بتواند قدرت زیادی داشته باشد. شک نکنید هر چیزی هم که در موسیقی ما جذاب می شود، یک ریشه هایی از موسیقی سنتی در خود دارد.

 

البته همیشه توجه ها به موسیقی پاپ بیشتر بوده، زور بیشتری داشته و البته کمتر هم ماندگار شده است.

 

اقبال با پاپ است اما این اقبال از موسیقی ایرانی عاریه گرفته می شود.

 

پس قبول دارید عمر پاپ کوتاه است؟ کار خودتان هم به نوعی پاپ است. فکر می کنید چقدر عمر کند؟

 

به عنوان کسی که اگر بشود نامم را هنرمند گذاشت، تنها کارم تلاش کردن است و مثل یک سرباز واقعا در حال تلاش هستم. اینکه تا چه اندازه مردم ما را قبول داشته باشند و گوش کنند و نگاه مهربان داشته باشند، نمی دانم اما همیشه از خدا می خواهم این اتفاق ها بیفتد. چون شاهد مواردی هستیم که خواننده پاپ ماندگار شده و مردم آثارش را فراموش نکرده اند. هرچند اکثر موارد این طور نبوده است؛ خواننده های پاپ مثل یک موج آمده و مثل یک سیل رفته اند.

 

کارهایی که مانده اند، چه شرایطی را رعایت کرده اند؟

 

عوامل زیاد است و نمی توان در حال حاضر به همه آنها پرداخت اما کاری که کلام ماندگار داشته باشد می ماند. مثلا یک شعر از مولانا بخواند، می شود. کارهایی هست که قبلا از آدم های بزرگ شنیده ایم، پاپ بوده اما هنوز زمزمه می شود. به خاطر اینکه چارچوب ها را رعایت کرده بودند. کلام راحت و ماندگار بوده،

 

نوع گفتارشان از عشق یا هر موضوعی، طوری بوده که با نسل ها و دوره های مختلف ارتباط برقرار کرده و زنده مانده است. از بچه هفت ساله آن نوع گفتار را دوست داشته تا آدم ۵۰ ساله.

 

به نظرم این نوع خواننده ها می مانند اما خواننده هایی که برای یک قشر خاص می خوانند ممکن است همان قشر یک خواننده دیگر را پیدا و او را فراموش کند. اگر ۲۰ تا ۳۰ ساله ها فقط من را گوش کنند، ممکن است سنشان برود بالاتر و نخواهند مرا بشنوند و اینگونه فراموشم کنند.

 

شما و گروه در کلام کارهایتان تا چه اندازه این موضوع ها را رعایت می کنید؟

 

روزی که قرار شد من بشوم خواننده ترانه شرقی، یک ایدئولوژی و تفکر تصویب شد؛ قرار شد ما به جامعه مان عشق و امید بدهیم، عشق را از نگاه مثبت و خدایی نگاه کنیم. هر چند قبل از ما هم این کار شده بود اما غلب کارها آه و ناله و خواندن از غم بوده اند. من دوست داشتم کار جدید انجام بدهم اما خیلی جراتش را نداشتم

 

کسانی که موسیقی حرفه ای کار می کنند، خیلی در چارچوب قرار می گیرند و شکستن این چارچوب هم برایشان دشوار است. آقای رجب پور این اعتماد به نفس را به من داد که مردم کار جدید می خواهند و کارم را می پذیرند. بعد هم با گروه کارکردیم و فعلا نتیجه اش خوب بوده است.

 

خیلی از خواننده های جوان آمده و ابتدا مثل شما پرشور و موفق بوده اند اما حالا کارهایشان چنگی به دل نمی زند. فکر نمی کنید ممکن است سرنوشت به تکرار افتادن در انتظار شما هم باشد؟

 

این عزیزانی که شما می گویید، کسانی هستند که به هر دلیل تمایل ندارند با تهیه کننده کار کنند. حالا هر دلیلی که دارند… ما در مرحله ای هستیم که فکر نمی کنم به تکرار بیفتیم، گروه هستیم و این یعنی بیشتر از یک فکریم. چند نفریم و سعی می کنیم تکراری نشویم. من معتقدم هر قدر اطلاعات در یک جمع بیشتر شود،

 

امکان تکراری شدن کمتر خواهدبود. چون افراد می توانند از سواد خودشان و دیگر اعضای گروه استفاده کنند. خواه سواد موسیقایی، خواه اجتماعی.

 

سواد اجتماعی را هم تهیه کننده دارد و خوب می داند باید چه کرد که هم موسیقی خوب داشت، هم نظر مردم را جلب کرد. من فکر می کنم همه بچه هایی که گرفتار این اتفاق شدند، یک ضلع شان می لنگد… از منیت و فردگرایی دل خوشی ندارم، همیشه مسیر آدم را سد می کنند.
گفتگو با حامد همایون خواننده پرطرفدار

اگر روزی کارهایتان تکراری شود، جرات خداحافظی دارید؟

 

اگر روزی کارهایم تکراری شود… نمی خواهم فعلا به این اتفاق فکر کنم. قول می دهم اگر این طور شد درباره اش حرف بزنیم. حالا که خدا برایم خواسته، به همه آرزوهایم رسیده ام و همه تلاشم را می کنم در روحیه جامعه تاثیر مثبت بگذارم و به آنها عشق و انرژی مثبت بدهم، این فکر برای بعد بماند.

 

امیدوارم بخشی از میراث بزرگان ادبیات ایران را که همشهری هایتان هم هستند با خودتان از شیراز آورده باشید و واقعا بتوانید عشق و زندگی را با صدایتان به گوش همه برسانید.

 

خودم هم امیدوارم این اتفاق بیفتد. البته من برعکس حافظ کوچ کرده ام.

 

پس روش سعدی را انتخاب کرده اید.

 

همیشه معتقدم عمق کلام سعدی بیشتر است، چون خیلی سفر کرده و سفر آدمی را می سازد.

 

اما نکته پایانی، گفتید در اوج هستید، به همه آرزوهایتان رسیده و دوست دارید به مردم عشق و انرژی بدهید. کمی صریح بگویم؛ در تمام این سال ها مقابل خواننده های جوان نشسته ام که در قدم های ابتدایی حال و رزوشان مثل شما خوش بوده اما بعد باد شهرت، آنها را با خودش برده است. در چند ماه شده اند یک آدم دیگر

 

و هیچ کس را نشناخته اند. البته به شدت هم افت کرده اند. آیا سال آینده همین موقع اگر خیلی موفق و مشهور باشید، همین حامد همایون مهربان و خوش برخورد امروز خواهید بود یا باد شما را هم می برد؟

 

(با خنده) من به شما قول می دهم هرگز این اتفاق نیفتد. اگر می خواهم بمانم، باید همین باشم. عاشق کارم، عاشق مردم و بدون غرور و منیت… و یادم بماند هر چه دارم از خداست.

 

 

عکس های حامد همایون + بیوگرافی حامد همایون


عکس های حامد همایون + بیوگرافی حامد همایون


عکس های حامد همایون + بیوگرافی حامد همایون

عکس های حامد همایون + بیوگرافی حامد همایون

عکس های حامد همایون + بیوگرافی حامد همایون

حامد همایون خواننده ای است که ره ۱۰ ساله را در عرض ۱ سال طی نمود و خیلی زود به یکی از پرطرفدارترین خواننده های ایران بدل شد. حامد همایون (همچنین حامد محمودزاده نیز شناخته شده است) یک خواننده پاپ ایرانی زادهٔ بابل است.حامد همایون قبلا با اسم اصلی اش فعالیت میکرد

 

ملیت: ایران

سبک‌(ها) : پاپ

حرفه(ها): خواننده، آهنگساز، نوازنده

ساز(ها) : گیتار

سال‌های فعالیت: ۱۳۹۵ تاکنون

 

حامد همایون (همچنین حامد محمودزاده نیز شناخته شده است) یک خواننده پاپ ایرانی زادهٔ بابل است.حامد همایون قبلا با اسم اصلی اش فعالیت میکرد.همایون نخستین کنسرت خود را به نفع کودکان سرطانی در مؤسسه محک برگزار کرد. او که آثارش در سال ۱۳۹۵ با استقبال مخاطبان مواجه شده آهنگ برنامه صبحگاهی شبکه اول به نام فرمول ۱ را اجرا کرده است. همایون در آغاز توسط پروژه استعدادهای موسیقی ایران مؤسسه ترانه شرقی معرفی شد.

عکس های حامد همایون + بیوگرافی حامد همایون

جدیدترین عکس های حامد همایون

 

نخستین حضور همایون در تلویزیون در ویژه برنامهٔ شب یلدای سال ۱۳۹۵ بود که او به طور زنده از برج میلاد برای ویژه برنامهٔ شبکه پنج برنامه اجرا کرد. و هم چنین اولین آلبوم رسمی او به اسم دوباره عشق ۲۳ دی ۱۳۹۵ منتشر شد. حامد همایون در مصاحبه با روزنامه جام جم در دی ۹۵ گفته است «بیشتر ترانه‌ها در کشور ما حس غم را منتقل می‌کنند

 

و از ناله و خیانت و سیاهی می‌گویند. ما تصمیم گرفتیم سردمدار ترانه‌های شاد و مثبت باشیم.» این خواننده در نخستین اجرای رسمی خود در تهران در سی و دومین جشنواره فجر در نمایشگاه بین المللی تهران به روی صحنه رفت. 

عکس های حامد همایون + بیوگرافی حامد همایون

حامد همایون یک خواننده پاپ ایرانی زادهٔ بابل است

 

آلبوم‌ها

دوباره عشق

نخستین آلبوم حامد همایون، «دوباره عشق» نام دارد که در دی ۱۳۹۵ منتشر شد. این آلبوم هجده آهنگ دارد که ۱۲ آهنگ آن قبلاً در فضای مجازی منتشر شده بودند و ۶ آهنگ جدید و شنیده نشده نیز داشت.

نام  سرایندهتنظیم  مدت
 دیوونگیندا حاتمی/سهیل حسینیسامان امامی  ۰۳:۰۲
 قسمتآرزو مرجانی  سامان امامی ۰۳:۱۰
 چه عشقیسهیل حسینی مسعود جهانی  ۰۳:۰۷
 نگاهم کنمریم زاهدی  سامان امامی ۰۳:۱۳
 دوباره عشقمحمدرضا نظری سامان امامی  ۰۳:۴۶
 می‌روم سهیل حسینی سامان امامی  ۰۲:۵۴
 بارون که زد سهیل حسینی  سامان امامی ۰۳:۰۴
 چنین کنم، چنان کنم  سهیل حسینی مسعود جهانی  ۰۳:۳۱
 مجنون سهیل حسینیسامان امامی  ۰۳:۴۳
 دنیای من المیرا بهشتی  سپهر شاکری ۰۴:۲۲
 خدا همین حوالیه سهیل حسینی  سامان امامی ۰۲:۳۰
 شیدایی سهیل حسینی  سامان امامی ۰۳:۰۹
 به چشمات قسم سهیل حسینی سامان امامی  ۰۲:۵۴
 چتر خیس محمدرضا نظری  محمدرضا نظری ۰۳:۵۱
 مردم شهر محمدرضا نظری  محمدرضا نظری ۰۳:۲۹
 آه نکش سهیل حسینی  سامان امامی ۰۳:۳۳
 جادوی نگاه سهیل حسینی  سامان امامی ۰۳:۰۹
 هیهات سهیل حسینی  سامان امامی ۰۳:۱۱

تک‌آهنگ‌ها:

شیدایی

چتر خیس

مجنون

خدا همین حوالیه

دنیای من

الکل نگاه

بارون که زد

چنین کنم، چنان کنم

مردم شهر

به چشمات قسم

آه نکش

هیهات

عکس های حامد همایون + بیوگرافی حامد همایون

بیوگرافی حامد همایون

 

 

گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک


گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک


گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک 

کاوه آفاق یکی از محبوب ترین های موسیقی راک ایران است که به سبک خودش ترانه های بسیار زیبایی را اجرا کرده است. کاوه آفاق اسمش با خیلی چیزها گره خورده، از ممنوع‌الکاری گرفته تا موسیقی راک، از حرف‌های جنجالی گاه‌وبی‌گاهش تا عشقی که به وطنش دارد. از the ways تا شال، اتاق آبی،

 

فلوکستین و بیگانه. همه‌وهمه نام او را به ترکیبی جذاب تبدیل کرده تا یکی از ستاره‌های جوان نسل خودش باشد؛ نسلی که عصیان از ویژگی‌های آن است و می‌شود آن را در هنرهای مختلف از سینما و تئاتر گرفته تا موسیقی و هنرهای تجسمی دنبال کرد.
گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

آفاق اما پکیجی است از همه آنها، به‌تازگی نمایشگاه نقاشی‌هایش را برگزار کرد، مجسمه ‌می‌سازد، فیلم‌نامه می‌نویسد، ترانه‌سرایی می‌کند، آهنگ‌سازی و نوازندگی را هم که همیشه کنار خوانندگی داشته. امسال بعد از دقیقا ١٠ سال‌ که ممنوع‌الکاری گریبان او و کارهایش را گرفته بود، آلبوم «با قرص‌ها می‌رقصد» را منتشر کرد.

 

سپس به روی صحنه رفت و از پس این سال‌ها، با مخاطبان وفادارش روبه‌رو شد. برای اولین بار در جشنواره موسیقی فجر شرکت کرد و چند روز بعد از آن با ما به گفت‌وگو نشست و از برنامه‌هایش، آرزوهایش و دلایل حرف‌های جنجالی‌اش گفت.

 

اولین بار بود که در جشنواره فجر شرکت می‌کردید. چطور بود؟

 

دفعه اول بود که از ما خواسته شد در جشنواره فجر شرکت کنیم و ما هم قبول کردیم. جشنواره جای گروه‌هایی است که از لحاظ مردمی یا هنری موفق هستند. یعنی با اینکه جشنواره‌های زیادی در ایران نداریم، ولی این جشنواره کاملا معتبر است. مثل جشنواره فیلم‌مان، اصولا معتبرها هم در آن هستند. به همین دلیل مشارکت در جشنواره برایمان باعث افتخار بود.

 

اما کیفیت اجراها در جشنواره موسیقی فجر با سالن‌های مستقل و خارج از جشنواره فرق دارد. درست است؟

 

اگر بخواهیم نگاه درستی به معنای واقعی این جشنواره داشته باشیم، باید برای کسانی باشد که در طول سال موقعیت دیده‌شدن ندارند و از نظر هنری کارشان اعتبار بالایی دارد ولی چون روش کارشان پول‌ساز نیست، باید در جشنواره بیشتر دیده شوند و در نقاط مختلف چندین بار روی صحنه بروند. یعنی جشنواره باید جایی باشد برای کشف هنرمندان بزرگی که آثار موسیقایی بزرگ را خلق می‌کنند.

گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

یعنی چیزی مثل ساندنس در سینما. اینکه آدم‌های شناخته‌شده به جشنواره دعوت شوند و آخر هم جایزه بگیرند، چیزی به بار فرهنگی و موسیقایی کشور اضافه نمی‌شود چون چیز جدیدی ارائه نشده است. درست است که گروه‌های اسم و رسم‌دار و تهیه‌کنندگان هم در این میان حق دارند دیده شوند، ولی کاش جشنواره به بستری برای کشف استعدادها تبدیل شود. این‌طوری است که به فرهنگ کمک کرده‌ایم.

 

البته سیاست‌گذاری جشنواره اصلا این نیست. شاید این سیاست در جشنواره موسیقی جوان پیش گرفته شده باشد… .

 

اما ما کسانی را داریم که بیش از ٧٠ سال دارند و یک‌دفعه در گوشه‌ای از کشور با موسیقی مقامی کاری کرده‌اند که تا به امروز کسی انجام نداده است. اینها در جشنواره جوان جایی ندارند. ضمنا جشنواره فجر اعتبار دیگری برای حضور چنین آدم‌هایی که خیلی‌هایشان را می‌شناسم که مثلا در خراسان زندگی می‌کنند، دارد.

 

اما باز همین هم غنیمت است. می‌دانم مسئولان ارشاد، آقای مرادخانی و طالبی برای اینکه جشنواره این‌طوری برگزار شود، جنگیده‌اند. اگر اهل تعامل باشیم و بدانیم فرهنگ را باید گام‌به‌گام با آنچه در ایران و جهان هست پیش برد، نفس ‌بودن این جشنواره را باید غنیمت شمرد.

 

اما منطقی و طبیعی است الان خیلی جلوتر از این حرف‌ها باشیم. در همین مشهد که امروز کنسرت برگزار نمی‌شود، ٢٠ سال پیش، استادیوم برای کنسرت پر می‌شد. برخلاف شما فکر می‌کنم روندی که الان از نگاه دولتی است، رو به جلو نیست.

 

من رویکرد کلی دولت مدنظرم نبود. در خیلی از دولت‌ها، آدم‌ها صدتا اختیار دارند اما جرئت ندارند از ٥٠تایش استفاده کنند.
گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

چرا این را می‌گویید درحالی‌که خودتان ١٠ سال نتوانستید کار کنید؟

 

این ممکن است برای هرکسی پیش بیاید که بالاخره بعد از ١٠ سال… .

 

فقط همین نیست. اینها از بسیاری از خواننده‌های جوان پشتیبانی کردند. کنسرت برج میلاد خودمان که داشت لغو می‌شد، آقای مرادخانی نصف شب خودشان را از مشهد به تهران رساندند و در ردیف جلو نشستند تا جلوی این اتفاق را بگیرند.

 

اما همین که معاون وزیر می‌‌آید می‌نشیند تا جلوی لغو کار را بگیرد، چقدر روی اجرای شما تأثیر می‌گذارد؟

 

این اتفاق خوبی نیست اما کشور ما ویژگی‌های خودش را دارد. البته در هر جای دنیا، هرکسی باید از خدایش باشد که وزیر یا معاونش در یک کنسرت شرکت کنند. در آن کنسرت هم در کار من مشکلی پیش نیامد ولی شاید اگر کسانی دیگر بودند، خودشان را جمع‌وجور می‌کردند.

 

مگر می‌‌شود حداقل روی ژست و نحوه ظاهرشدن‌تان تأثیر نگذارد؟

 

آخر آدم‌های دیگری را در سالن می‌‌دیدم که برای ژست یک آدم خیلی اذیت‌‌کننده‌تر بودند. ایشان که جز خوبی به ما نکردند. من آدم‌هایی را می‌‌دیدم که به ما بدی کردند و آن هم به چشمم نمی‌‌آمد.

 

پس برخلاف بسیاری، شما به یک‌جور رضایت از اوضاع رسیده‌اید… .

 

نه این رضایت نیست. این پختگی من در امور سیاسی است. از آرمان‌گرایی‌‌های بیهوده به رئالیسم رسیده‌ام و به گام‌به‌گام قدم‌برداشتن برای هر اقدام فرهنگی معتقد هستم. هر اقدام شتاب‌زده فرهنگی به‌سرعت تأثیر می‌گذارد و به‌سرعت ناپدید می‌شود. هر چقدر گام‌به‌گام و با تحمل و صبر و رئالیستی‌تر نگاه کنیم، به نتیجه ماندگارتری می‌رسیم.

گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

این نگاه کنونی من است. حتی در زندگی خصوصی هم هر حرکت شتاب‌زده یا نقد بدون پشتوانه یا به قولی غرغرکردن بدون ارائه راهکار می‌شود همان چیزی که الان در تاریخ‌مان رسیده‌ایم. کار همه فقط از مشکل و مسئولیت فرارکردن و نیمه خالی را دیدن و غرغرکردن شده. مطالعه و کنکاش و کشف علل و راه‌های جلوگیری و ارتقای سیستم را کنار بگذاریم

 

و فقط ناله و آه و غر راه بیندازیم، به جامعه‌ای می‌رسیم که دو هزار سال است که غر زده و کسی مسئولیتش را نپذیرفته. خیلی کم بوده‌اند کسانی که غر زده‌اند و راه‌هایی برای حل مسئله هم ارائه داده‌اند.

 

شخصا چقدر آدم سخت‌کوشی هستید؟

 

شدیدا. شاید ١٠، ١٥ سال است که یکی از معضلات خانواده‌ام این است که به صورت میانگین روزی بیشتر از سه، چهار ساعت نمی‌خوابم. همین باعث مشکلات زیادی شده اما اگر این کار را نکنم، وقت کم می‌‌آورم.

 

وقت‌تان را صرف چه کاری می‌کنید؟

 

بخش زیادی را صرف موسیقی می‌کنم. بخشی هم هنرهای دیگر.

 

نقاشی؟

 

نقاشی هم می‌کشم. تنها کاری که نمی‌‌کنم عکاسی است. معماری و مجسمه‌سازی می‌کنم و فیلم‌نامه هم می‌نویسم. چند مدل گیتار هم ساخته‌ام. در تمام ٢٠ سال اخیر، روزی نبوده که به صورت میانگین یک ساعت کتاب نخوانده باشم. روزهایی هم هست که ١٠ ساعت کتاب می‌خوانم اما حداقلش روزی یک ساعت است. همین است که وقت کم می‌آید.
گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

همه اینها را سعی می‌کنید در مشهد انجام دهید؟

 

من مشهدی نیستم اما در مشهد دانشجو بودم. هنوز هم سه، چهار ماه یک‌بار می‌روم. همه آهنگ‌هایم را هم آنجا می‌سازم. منبع الهام من تنفس در هوای مشهد است. ٩٠ درصد آهنگ‌‌هایی که از من شنیده و دوست داشته‌اید، در مشهد ساخته‌ام. حال‌وهوای مشهد بی‌نظیر است. دقت کنید، می‌بینید بیشترین و بهترین موزیسین‌های کشورمان مال مشهد هستند. خراسان هنرمندخیز است.

 

در ١٠سالی که مجوز نداشتید، چه می‌‌کردید؟

 

فرصت مطالعاتی بود دیگر! می‌توانست برای خیلی‌ها بد شود ولی برای من بد هم نبود. به خیلی از چراهایی که درباره جامعه داشتم بیشتر اندیشیدم و پی پاسخ علمی‌اش رفتم؛ به‌ویژه در پنج سال اخیر، کارم کم و فرصتم بیشتر بود.

 

اما برای یک هنرمند که عرضه‌کردن کارش بخش عمده‌ای از جهان‌بینی‌‌اش را تشکیل می‌‌دهد، شرایط بدی است… .

 

پدرم از بچگی به من می‌‌گفت کافی است یک کار داشته باشی که در تاریخ بماند تا وظیفه‌ات را نسبت به فرهنگ انجام داده باشی. همیشه فریدون فروغی و فرهاد را مثال می‌زد که عملا یک آلبوم استودیویی کامل‌شده اصلی و رسمی در زندگی داشته‌اند که محبوب شده‌اند. اما ماندگارترین اسم‌های پاپ کشور هستند.

 

از یک روشنفکر گرفته تا کسی که سواد خاصی ندارد، «بوی عیدی» فرهاد را بلد است یا لااقل یک‌بار شنیده است. یا مثلا تارکوفسکی فیلم‌های زیادی نساخته، اما اسمش سر جایش است. من هم دنبال این هستم که همان یک کار را انجام دهم.

 

در این سال‌ها برایتان مایه آرامش بود؟

 

بله، برایم تسکین درد بود. فکر کردم می‌توانم آن‌قدر مطالعه کنم تا در هر سنی که شد، بتوانم یک آلبوم ماندگار داشته باشم.

گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

از اینکه به عنوان یک هنرمند فراموش شوید، هراس نداشتید؟

 

چندی پیش یک فیلم مستند درباره استرس‌های شغل‌های مختلف می‌دیدم. بزرگ‌ترین استرس زندگی همه آهنگ‌سازان و خوانندگان کل دنیا در کل تاریخ، که دلیل بسیاری از بیماری‌های روانی آنها هم شد، این است که فراموش شوند. این استرس که هر روزی که کار بیرون نمی‌آید، رقابت را به دیگری واگذار کنیم، همیشگی و شایع است. ولی من همیشه دلم را با امثال فرهاد و فریدون فروغی خوش می‌کردم.

 

با توجه به این شرایط که اجازه فعالیت رسمی نداشتید و با توجه به نوع موسیقی‌تان یک گزینه دم‌دست، رفتن از کشور بود. چرا نرفتید؟

 

چون تاریخ ایران را خوانده بودم. می‌دانستم برای هر ایرانی یک کشور و یک ملت هزینه کرده تا بزرگ شود، از نانی که خورده‌اند و آبی که حمام کرده‌اند تا اتوبوسی که سوار شده‌اند، مالیات مردم است. اگر قرار باشد با هر تلنگری برود و منبع انسانی برای کشور دیگری شود و آنجا پول‌سازی کند، می‌شود همینی که هست.

 

وقتی به هرکسی یک تلنگر می‌زنند درمی‌رود، چه کسی قرار است بماند و مملکت را بچرخاند؟ آدم می‌ایستد تا کار درست را انجام دهد؛ اگر به نتیجه رسید چه بهتر و اگر نه، حداقل می‌دانی ایستاده‌ای و وظیفه‌ات را انجام داده‌ای.

 

چه شد فکر کردید بعد از ١٠ سال این سد می‌تواند بشکند؟

 

باز هم چون تاریخ را خوانده بودم. هر آدمی روزی به حقش می‌رسد. تا به حال ندیده‌ام کسی به معنای واقعی تلاش کرده باشد و به چیزی که خواسته، نرسیده باشد.

 

با این اوصاف، قطعا کفش‌های آهنی به پا داشتید!

 

بله، خیلی‌ها به من می‌گفتند تو دیوانه‌ای! از ایران برو چون کسی به تو مجوز نخواهد داد.
گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

کمی به موسیقی‌تان بپردازیم. خیلی از شنوندگان، از حرفه‌ای گرفته تا عامه مردم، وقتی موسیقی شما را می‌شنوند، می‌گویند نه این راک نیست. شما چه می‌گویید؟

 

راست می‌گویند. راک نیست. اما پاپ هم نیست. شاید بتوان اسم اینها را راک ایرانیزه‌شده گذاشت. یک نمونه در موسیقی بین‌الملل، کریس دی‌برگ است که آثارش نه راک است نه پاپ. روی مرز راه می‌رود. خیلی جاها مایکل جکسون هم پاپ-راک را دارد. نکته دیگر این است که ما در ایران راک را فقط با گیتارالکتریک می‌شناسیم اما این‌طور نیست.

 

ممکن است اثری باشد که فقط با یک پیانو همراه باشد، اما باز راک باشد. مثلا «مرد تنها»ی فرهاد، با هیچ‌کدام از المان‌های موسیقی پاپ هم‌خوانی ندارد. بدون اینکه گیتارالکتریک داشته باشد، راک است. این موسیقی اعتراض، ژست روشنفکری، نوآوری خاص خودش، خشونت پنهان و المان‌های دیگر موسیقی راک را دارد.

 

بسیاری از آهنگ‌های کریس دی‌برگ هم همین ویژگی‌ها را دارد. مایکل جکسون هم همین‌طور است، اما چون برخلاف نظر دوستان و تهیه‌کننده و مدیر برنامه‌هایش اسم خودش را king of pop گذاشت، نمی‌شود از او مثالی زد. آهنگ wish you were here را در نظر بگیرید؛ با اینکه با تصور ما از راک یکی نیست، ولی یک اثر راک است.

 

بنابراین نظرتان این است در ایران وقتی حرف از موسیقی راک می‌شود، حرف از هارد راک است.

 

دقیقا، توقع شنیدن گیتارالکتریک و دیستوریشن وجود دارد. مشکل این است که منتقدان ما موسیقی‌شناس نیستند و موسیقی‌شناسان‌مان منتقد نیستند. در سینما منتقدانی هستند مثل هوشنگ کاووسی که سینما را می‌شناسند و کارشان را و ادبیات را هم بلدند. چنین کسی را در موسیقی نداریم که نظر متخصصانه داشته باشد. چون موسیقی هیچ‌وقت فضایی برای ارائه‌شدن نداشته و همیشه بحث سر این بود که چطور می‌شود آن را به هر ترتیب حفظ کرد.

 

غیر از آلبوم رسمی‌تان، تعداد زیادی قطعه از شما در دست مردم وجود دارد. این قطعات به‌اتفاق، به فراخور سبکی که انتخاب کرده‌اید، در همکاری با گروه‌های مختلف، ترانه‌های غمگینی دارد و به شکلی غمگین اجرا شده. اما الان مردم می‌خواهند حداقل در موسیقی کمی از غم فرار کنند. این چقدر شما را وادار به عقب‌نشینی از طرز فکرتان می‌کند یا مصمم‌تر می‌کند؟

 

این‌طوری بگویم ٩٩ درصد شعرها و آهنگ‌ها را خودم ساخته‌ام. به خاطر همین حال‌وهوای آهنگ به شدت به حال‌وهوای خودم بستگی پیدا می‌کرد. نمی‌دانم اینکه گاهی غمگین و گاهی ریتمیک و شادتر بود، از کجا نشئت می‌گیرد؛ این به حال خودم برمی‌گردد. خیلی وقت‌ها پیشنهاد شده از این فضا فاصله بگیرم اما این من نیستم

 

و از من چنین چیزی بیرون نمی‌آید. اگر هم این کار را انجام دهم تصنعی خواهد شد. تنها وظیفه‌ای که برای خودم می‌بینم این است که آنچه به صورت ناخودآگاه از ذهنم می‌آید، روی کاغذ بیاورم و با هوادارانم به اشتراک بگذارم. اگر روزی یک آهنگ ریتمیک و شاد از من شنیدید، مطمئن باشید آن روز، این حس‌وحال را داشته‌ام.

 

کمی درباره صحبتی که در جشنواره داشتید، توضیح دهید. چه اتفاقی افتاد که این حرف را درباره جان لنون زدید؟

 

این حرف را درباره فردی مرکوری یا مایکل کیمن یا میک جگر نمی‌زنم. درباره جان لنون می‌گویم چون خوب می‌شناسمش. این رفتار را از خودش یاد گرفتم. اولین‌باری که به آمریکا می‌رود، در مورد رقیبش الویس پریسلی از او می‌پرسند، می‌گوید من اصلا الویس را نمی‌شناسم. جان لنون خودش می‌گوید من به هیچ‌چیز باور ندارم؛ زنده‌باد زنم.

گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

بعد یک نفر در ایران می‌گوید مردم زنده‌باد کشورتان. متأسفانه مردم مطالعه ندارند و اینها را نمی‌دانند. این حرف را فقط درباره جان لنون می‌زنم که به هوادارانش توهین می‌کرد.

 

حالا چه اصراری بود دراین‌باره حرف بزنید؟

 

من حرفی نزدم. یکی از طرفداران از سر لطفش می‌خواست بگوید خوش‌تیپ‌ شدی، من هم گفتم نه ما خیلی از اینها خوش‌تیپ‌تریم. شما خبر ندارید آن پشت‌ها چه خبر است. باید مطالعه کنی تا بدانی در ١٩٥٦ به بعد در اقتصاد جهانی و در رسانه‌ها چه اتفاقاتی افتاد. چه کمپانی‌هایی پشت چه کسانی آمدند

 

که چه تصویری از آنها بسازند. چه بلاهایی سر چه کسانی آمد. بعدش هم یک بیانیه دادم اگر من را با شجریان مقایسه می‌کردند که رنج بسیار کشیده، بند پوتینش را هم می‌بستم. یا با راجر واترز مقایسه می‌کردند که جرئتش را داشت جلوی ملکه انگلستان بایستد، باعث افتخارم بود. یا با فردی مرکوری که یک نوازنده،

 

خواننده، شاعر، بالرین و هنرمند بزرگ است مقایسه شود، فرق می‌کند. من جان لنون را خیلی دوست داشتم و خیلی درباره‌اش تحقیق و مطالعه کردم و می‌دانستم کیست. بنابراین خودم را سانسور نکردم و واقعیت را به مردم گفتم. ایشان نه نوازندگی‌اش مثل خیلی از ما ایرانیان خوب بود، نه خواننده برجسته‌ای بود و نه تیپ و قیافه خاص و عجیب‌وغریبی داشت.

 

پس چرا به نظر شما در جهان اسطوره است؟

 

شما در فوتبال می‌بینید علی دایی بهترین گل‌زن جهان است، به خاطر اینکه باید نگاه کنید چه کسی برای او سانتر می‌کرده و او توی گل می‌زده. این فرق می‌کند با مسی که ژاوی برایش سانتر می‌کند. آقای مسی نمی‌توانست یکی از این سانترها را توی گل بزند. این حکایت ما و جان لنون است. کنار او بهترین کمپانی‌ها و استودیوها و اعضای گروه جهان بودند،

 

بهترین امکانات و پول و آسایش و آزادی را داشت. او می‌توانست یک دقیقه تصور کند که ممنوع‌الفعالیت شود؟ تحت کوچک‌ترین فشاری از انگلستان فرار کرد و رفت آمریکا.

گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

با این روحیه هیچ‌وقت به همکاری با گروه‌های بین‌المللی فکر کرده‌اید؟

 

بله و یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌ها را از کلاهبرداری یک گروه انگلیسی خوردم. خوب است فراموش نکنیم تمام نقش مخربی که انگلیس در تاریخ ما داشت. حالا که من گفته‌ام مرا با اینها مقایسه نکنید، این حرف‌ها پیش می‌آید.

 

استایل و شیوه کار شما خیلی مخصوص به خودتان است. این استایل شخصی از کجا آمده است؟

 

بخشی از این مسئله به آموزش‌هایی برمی‌گردد که از کودکی از پدرم دیدم که تئاتری بود. بخش دیگر هم برمی‌گردد به مطالعاتی که انجام دادم و دوستانی که در حوزه سینما و تئاتر داشتم. اندکی هم به استعدادی برمی‌گردد که هر آدمی می‌تواند داشته باشد. بخشی دیگر هم مربوط می‌شود به اکتسابی که از دیدن حرکات بزرگان موسیقی در کنسرت‌هایشان داشته‌ام.
گفتگو با کاوه آفاق خواننده محبوب موسیقی راک

چرا این پایه میکروفون را این‌قدر در اجرا می‌چرخانید؟!

 

راستش نمی‌دانم! بالاخره روی استیج باید دستت را یک جوری جمع کنی. اگر گیتار داشته باشی که مشغول هستی اگر نه باید یک کاری کرد. یکی از کارگردان‌های بزرگ تئاتر همیشه می‌گوید فرق بازیگرها را فقط این‌طوری می‌شود فهمید که ببینی دستشان چطوری بازی می‌کند. بهترین یا بدترین بازیگر جهان را می‌توانید

 

وقتی تشخیص دهید که ببینید می‌تواند وقت بازی دست‌هایش را جمع‌وجور کند یا نه. بازیگری که نتواند دست‌هایش را جمع‌وجور کند، اگر بهترین و بااحساس‌ترین گریه‌ها را روی صحنه کند یا چیزی از این قبیل، باز به دل نمی‌نشیند. برای جمع‌وجورکردن دست‌ها وسایل زیادی هست مثل جیب یا پایه میکروفون که می‌توان انتخاب‌شان کرد.

 

کاوه آفاق چه موزیک‌هایی گوش می‌دهد؟

 

همه‌چیز. از استاد شجریان تا سنگین‌ترین آهنگ‌های متال تا هرچه که حتی بسیار‌بسیار عامیانه باشد، همه را رصد می‌کنم. یکی از دلایلش این است کارهای اشتباهی که دیگران در آهنگ‌هایشان انجام داده‌اند را تکرار نکنم و دیگر اینکه چیزهای مثبتی بیاموزم. به خاطر همین اصولا آثار داخل و خارج از ایران را از کشورهای مختلف پیدا و گوش می‌کنم.

 

ایده مچ‌بند از کجا آمد؟

 

دوستی به نام آقای علیزاده دارم که دکترای مدیریت شهری دارند. ایشان همیشه موسیقی‌های داخلی را زودتر از من گوش داده‌اند و جو حاضر موسیقی را به من انتقال می‌دهند و همیشه از مشاوره‌هایشان بهره می‌برم. روز اولی که می‌خواستم ویدئوکلیپ بدهم، با ایشان هم‌فکری کردیم که یک نماد از کشورمان داشته باشیم

 

که تا ابد همراهمان باشد. چون آن موقع می‌خواستم موسیقی بین‌المللی کار کنم. ایده‌های بسیاری مطرح شد، یکی این بود که همیشه کفش سفید بپوشم که یکی از بندهایش سبز و یکی قرمز باشد. اما ایده مچ‌بند را یک روز در خیابان به ذهنم رسید و انتخابش کردم.

 

گروه the ways دیگر قرار نیست فعالیتی داشته باشد؟

 

نمی‌دانم. چون بچه‌های آن گروه از لحاظ جغرافیایی هر کدام از هم دور افتادند و دیگر نمی‌شود به عنوان یک گروه محسوب‌شان کرد.

 

از آلبوم جدید بگویید. چه زمانی منتشر خواهد شد؟

 

برای آلبوم جدید که احتمالا در سال آینده منتشر خواهد شد، ٢٠ تراک حاضر شده که از میان آنها ١٢تا را انتخاب می‌کنیم. از این ١٢ تا، دوتا قبل از آلبوم به صورت تک‌آهنگ بیرون می‌آید. در همین هفته هم یک کار به نام «امسال» ارائه می‌دهیم. امسال بزرگان زیادی را از دست دادیم؛ از استاد کیارستمی و مرحوم حبیب گرفته تا جعفر والی، آقای رفسنجانی و آتش‌نشانان‌مان.

 

برنامه کنسرت هم دارید؟

 

درخواست برای سالن داده‌ایم و امیدواریم به‌زودی اتفاق بیفتد. سعی بر این است تا پایان سال، پیچیدگی‌های درعین‌حال ساده اجرای کنسرت هموار شود.

 

با همین ارکستری که در جشنواره اجرا کردید؟

 

بله، گروه ما سال‌هاست که ثابت است.

 

در کنسرت قطعات جدید را هم خواهید داشت؟

 

بله، صد درصد.

 

 

سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش


سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش


سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش

سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش

سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش 

سلنا گومز اخیرا با پسری در خیابان ها دیده شده است که حرکات عاشقانه با هم انجام می دادند و گویا باید شاهد عشق جدید این خواننده محبوب باشیم. سلنا گومز یکی از خواننده ها و بازیگران هالیوودی در آمریکا می باشد سلنا در فیلم سینمای بارنی و دستان به محبوبیت و اوج شهرت دست یافت و سلنا گومز صدای زیبای دارد

 

او با آهنگ های زیبایش در سراسر دنیا معروف شده است و طرفداران زیادی دارد سلنا گومز سیاه پوست است و در آمریکا زندگی می نماید سلنا گومز به تازگی  معشوقه ای جدید پیدا کرده است و با او در حال گردش و پیاده روی در خیابان بود که سوژه خبرنگاران شد و عکس های زیادی از این دو زوج گرفتند در ادامه مشاهده فرمایید.

 

سلنا گومز و نامزدش در فلورانس

فلورانس یکی از رمانتیک ترین شهرهای دنیا محسوب می شود و سلنا گومز و نامزد جدیدش د ویکند آن را برای قدم زدن عاشقانه خود انتخاب کردند.

 

به گزارش  پارس ناز سلنا گومز نامزد سابق جاستین بیبر به همراه مرد جدید زندگی اش روز جمعه از گالری آکادمیا در شهر فلورانس –ایتالیا و پیکره “دیوید” اثر میکل آنژ و دیگر آثار عصر رنسانس دیدن کردند.

سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش

گردش عاشقانه سلنا گومز و د ویکند در شهر فلورانس

پیش از بازدید از این موزه نیز آنها در حین خرید و صرف غذا در میدان سانتو اسپیریتو مشاهده شدند. این ستاره ۲۴ ساله برای این گردش عاشقانه در شهر ایتالیایی یک پیراهن گلدار چین دار و یک کت مشکی بلند را انتخاب کرده بود.

 

دویکند خواننده ۲۶ ساله با نام اصلی آبل مکنن تسفی نیز لباس معمولی تری متشکل از شلوار جین مشکی و کت سرمه ای به تن داشت. نامزد سابق وی سوپرمدل مشهور بلا حدید بود که پس از یک سال و نیم از یکدیگر جدا شدند.

سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش

بازدید این زوج جدید از موزه اکادمیا

ارتباط این دو خواننده مشهور تا حدی برای هواداران تعجب برانگیز بود، به گزارش سماتک چرا که تنها دو ماه از جدایی د ویکند و بلا حدید می گذشت و عده ای نیز اظهار داشتند که سلنا گومز نامزد دوستش را از وی دزدیده است ولی برطبق گزارش ها گومز ادعا می کند که او هیچ ارتباط نزدیکی با بلا و یا با خواهر وی گی گی حدید ندارد و تنها از دور آشنایی مختصری با این دو خواهر سوپرمدل داشته است.

سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش

سفر سلنا گومز به ایتالیا و بازدید از موزه گالری آکادمیا

سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش

زوج جدید هالیوودی سلنا گومز و د ویکند

سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش

سلنا گومز در حال خوش گذرانی با دوست پسر جدیدش

سلنا گومز و نامزد جدیدش