چند نکته درباره بیماری و درگذشت حسن جوهرچی


چند نکته درباره بیماری و درگذشت حسن جوهرچی


چند نکته درباره بیماری و درگذشت حسن جوهرچی

چند نکته درباره بیماری و درگذشت حسن جوهرچی

چند نکته درباره بیماری و درگذشت حسن جوهرچی 

حسن جوهرچی بازیگر سینما و تلویزیون ایران مدتی بود که با بیماری کبد و به دنبال آن عفونت در بدن مواجه بود که در نهایت منجر به مرگ وی شد. دیروز جامعه هنری کشور ما یک هنرمند خوب را از دست داد: حسن جوهرچی که سال‌ها پیش، با مجموعه در پناه تو، محبوب شده بود و به چهره‌ای مشهور تبدیل شده بود.

 

فوت ایشان در شرایطی که تنها ۴۹ سال داشتند، مایه تأسف و البته شگفتی بود و هر شخص بعد از تأسف ابتدایی کنجکاو می‌شد بداند که در شرایطی که خبر خاصی از بیماری ایشان در رسانه‌ها منتشر نشده بود، ایشان چرا به یک‌باره از میان ما رفتند.

 

در این مورد ایسنا به نقل از روابط عمومی بیمارستان امام خمینی گزارش داد که علایم ناراحتی کبدی ایشان از یک سال پیش شروع شده بود و ایشان از ۲ ماه قبل به طور جدی‌تر تحت نظر متخصصین گوارش و کبد قرار گرفتند.

 

به گزارش ایرنا و به نقل از دکتر علی جعفریان -رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران- «ایشان دچار نارسایی شدید و پیشرفته کبد بود و باید به سرعت درخواست پیوند را به کمیسیون پیوند دانشگاه می داد تا اقدامات بعدی برای انجام پیوند انجام شود. اما نمی دانم به چه علت وی از مراجعه به کمیسیون پیوند خودداری کرد.»

 

آخرین مراجعه ایشان در تاریخ دوشنبه هفته گذشته با حال عمومی بد به اورژانس مجتمع بوده که پس از احیاء در بخش آی سی یوی اورژانس مجتمع بستری شدند.اقدامات پزشکی لازم در این خصوص برای ایشان توسط متخصصین مرتبط از رشته های مختلف بعمل آمد. در این بستری تظاهرات نارسایی شدید کبد شامل نارسایی کلیه هم زمان (سندروم هپاتورنال حاد) و عفونت ریوی وجود داشت که علیرغم اقدامات درمانی، کنترل نشد و متاسفانه منجر به فوت وی شد.

 

حالا سؤالی که ناگزیز در ذهن ایجاد می‌شود این است که یک هنرمند شناخته شده و تحصیل‌کرده، چرا باید سیر درمان خود را به گفته مسئولان درمانی، آن طور که ضروری بود، جدی نگرفته باشد و خود را در فهرست کاندیدهای پیوند کبد قرار نداده باشد؟!

 

چندین احتمال مطرح است:

بیمار و نزدیکانش به درستی متوجه وضعیت بالینی حاد نشده بودند، مثلا به خاطر عدم ارائه اطلاعات به زبان ساده یا عدم تکرار هشدار با زبان مؤکد و ادبیات مناسب

 

به خاطر تهاجمی بودن و یک سیر درمانی وقت‌گیر، پایین آمدن نسبی کیفیت زندگی بعد از عمل پیوند (مثلا لزوم مصرف مادام العمر داروهای پیشگیری از رد پیوند و دیگر مراقبت‌های لازم)، بیمار کاملا آگاهانه تصمیم گرفته باشد که وارد این مسیر نشود.
بیمار علیرغم تأکید وضعیت حادش، به این یقین درونی نرسیده باشد که یک‌باره اینچنین بیمار شده، طوری که نیازمند پیوند است و در پی فروکش تدریجی خود بخودی بیماری یا مشاوره با پزشکان دیگر بوده.

 

بیمار وارد مرحله شوک روانپزشکی بعد از اطلاع از بیماری شده باشد.

 

در مورد نخست باید بگویم که متأسفانه مسیر فرایندهای تشخیصی- درمانی سالهاست که در کشور ما به صورت اشتباهی صورت می‌گیرد و بیماران هدایت درمانی مناسبی دریافت نمی‌کنند. به عبارتی اگر یکی از نزدیکان یک بیمار، یک پزشک هوشمند و دارای بصیرت کافی نباشد، یک بیمار ممکن است مدت طولانی در مسیر درمان اشتباهی قرار بگیرد.

 

معمولا مسیر مراجعه به پزشک در مورد بیمارانی که امکانات مالی خوبی دارند این است که از طریق یکی از دوستان و آشنایان به پزشکان متخصصی که «گمان» می‌کنند مربوط به بیماری آنها باشند و شهرت خوبی به هم زده‌اند، معرفی می‌شوند.

 

بیمار مشهور فرضی، احتمالا با سفارشاتی، وارد یک مطب شلوغ می‌شود و کمی زودتر از نوبت، در فرصت کوتاهی که مورد ویزیت قرار می‌گیرد.

 

در این میان ممکن است چند مشکل ایجاد شود:

۱- خیلی وقت‌ها پزشک انتخاب‌شده، اصولا ربط مستقیم با بیماری شخص ندارد و شخص اصولا باید به کلینیک و یا پزشک با نوع تخصص دیگر مراجعه می‌کرد. در نتیجه احتمالا پزشک اول، مدتی از زاویه دید خود بیمار را نگه می‌دارد و بعد مدتی بررسی، اعلام می‌کند که بیماری شخص ربط مستقیم با تخصص او ندارد. البته «گاهی» علیرغم این مسئله، پزشک نخستین، همچنان بیمار را در فهرست بیماران خود نگاه می‌دارد!

 

۲- هر پزشک نامی‌ و مشهوری برای درمان شما بهترین گزینه نیست. برای مثال به خاطر اینکه من پستی در سایتم، در مورد دکتر سمیعی منتشر کرده‌ام، کسانی با جستجوی اینترنتی به سایت من می‌رسند و خواهش می‌کنند اگر آدرس ایمیل مستقیمی از دکتر سمیعی دارم، در اختیار ایشان قرار بدهم.

 

جالب است که در مواردی بیمارانی که مشکل واضحا روانپزشکی داشتند یا بیماری‌های بالقوه قابل درمان مغزی توسط پزشکان داخلی داشتند، به صرافت چنین کاری می افتند. غافل از اینکه تأخیر در درمان و عدم اعتماد به پزشکان خوب دیگر، چه عواقبی می‌تواند برایشان در پیش داشته باشد.

 

۳- به خاطر اینکه عملا در کشور ما سیستم ارجاع، یک مطلب اسمی و نه یک فرایند عملی اجرایی است ما با مطب‌های پزشکی بسیار شلوغ روبرو هستیم که در آن پزشک مجرب آمیزه‌ای از بیماران با مشکلات بسیار ساده و بیماران پیچیده را می‌بیند. بدیهی است که هیچ پزشکی بدش نمی‌آید که به جای بیماران مشکل،

 

بیماران ساده را که بالقوه قابل درمان هستند را ویزیت کند. اما این امر باعث می‌شود که فرضا یک هماتولوژیست- انکولوژیست که همه وقت را باید صرف بیماران دارای بدخیمی و مشکلات پیچیده کند با بیماران دارای کم‌خونی فقر آهن ساده، مشغول شود و وقتی نوبت به بیمار دچار مشکل جدی می‌رسد، وقت بسیار کمی برای ویزیت و مشاوره برای او مهیاست.

 

۴- هر پزشک باید تا حدی روانشناس و جامعه‌شناس حتی کمی هم دیپلمات باشد. دانش کافی و ادبیات مناسب و روتین چیز کافی برای طبابت نیستند. بیماران مختلف بسته به میزان تحصیلات، طبقه اجتماعی و حساسیت‌های درونی به شیوه‌های مختلفی مطالب گفته شده توسط پزشک را پردازش می‌کنند.

 

بنابراین پزشک باید دقیقا بسته به این فاکتورها، از دایره واژگان، تون صدا و تأکیدات مختلفی استفاده کند.چند وقت پیش یک بیمار را دیدم که نگران و در هم ریخته اظهار می‌کرد که پزشک اورولوژیست معالجش با تأکید زیاد به او گفته که بسیار دیر به او مراجعه کرده است و باید خیلی سریع در فهرست عمل قرار بگیرد. بیماری ایشان بزرگی ساده غده پروستات بود،

 

در آزمایشان و سونوگرافی ایشان، نکته‌ای دال بر پیشرفت بیماری به سمت نارسایی کلیه که بیمار در مورد آن هراسان شده بود، به چشم نمی‌خورد. در نگاه بدبینانه نخست، یک ناظر بیرونی ممکن بود که تصور کند که پزشک معالج صرفا به خاطر مسائل مالی کوشیده او را زودتر در فهرست عمل خود قرار بدهد، اما برای پزشکی که با بیمار آشنایی داشت،

 

مسئله روشن بود: بیمار از طیف بیمارانی بود که به احتمال زیاد مسیر درمان ضروری را اصلا جدی نمی‌گرفت، به علاوه به درمان‌های سنتی بی‌اساس بسیار علاقه‌مند بود و بنابراین ممکن بود ماه‌های طولانی زندگی را به خود و خانواده‌اش تلخ کند تا دست‌آخر در پی درمان بیاید. در اینجا پزشک با پیشبینی چنین مسیری، با استفاده از ادبیاتی مناسب، بیمار را وادار کرده بود که تصمیم درست بگیرد.

 

پزشکان خیلی وقت‌ها فراموش می‌کنند که اصطلاحات حتی ساده پزشکی هم توسط عامه مردم به شیوه متفاوتی درک می‌شوند. بنابراین همیشه گذاشتن زمان لازم برای توضیح و مشاوره، لازم است. مثلا شاید جالب باشد که من فراوان بیماران یا همراهانی دیده‌ام که زمانی که به آنها گفته می‌شود، بیمارشان دچار سکته قلبی وسیع شده است،

 

با خونسردی می‌پرسند، که آیا مشکل خطرناک است و پزشکی متخصص قلبی که در استرس مدیریت آن وضعیت حاد و بالقوه کشنده است، در آن لحظه پیش خود شگفت‌زده می‌شود که چرا وقتی از اصطلاح سکته قلبی استفاده می‌کند، چنین سوال بدیهی‌ای باید پرسیده شود!

 

۵- اما مهم‌ترین نکته این پست که من بیشتر به خاطر آن این مطلب را نوشتم، بی‌توجهی سیستم درمانی ما و نیز همراهان بیماران به یک مسئله مهم است:

 

خیلی وقت‌ها بیماران علیرغم تشخیص به‌هنگام بیماری، تا مدت زیادی از درمان درست و توصیه شده امتناع می‌کنند. این امر می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد: بی اعتمادی به پزشکان – تبلیغات نادرست رسانه‌ها که این سال‌ها به جای ایجاد فرهنگ درست، تنها به فکر مچ‌گیری از پزشکان و گزارش موارد بوده‌اند و بس- فرهنگ بیش‌بها داده شده

 

ما که در آن طب سنتی و آلترناتیو و داروهای به اصطلاح گیاهی (علیرغم اینکه در جای خود قابل احترام و استفاده هستند)، قابل اطمینان‌تر از شیوه‌های پزشکی مدرن جا افتاده‌اند و بالاخره مسئله واکنش‌های طبیعی روانپزشکی که این آخری را بیشتر مورد بحث قرار می‌دهم:

 

به هنگامی که یک شخص که تا به حال کاملا سالم و کارا بوده، به ناگاه مطلع می‌شود که به یک بیماری شدید مثلا سرطان پیشرفته مبتلا شده یا برای سلامتی باید یک مسیر طولانی و توأم با هزینه و رنج بسیار را طی کند، این مسئله شوک‌آور، ممکن است او واکنش‌های روانی مختلفی را در او ایجاد کند.

 

مثلا بیمار جوانی که ناگهان بعد از بروز یک سری علایم کلیوی، تشخیص نارسایی شدید کلیه را دریافت می‌کند و به او توصیه می‌شود که حتما در پی پیوند باشد، ممکن است تا مدتی با گرفتن آزمایشات تکراری و مراجعه به پزشکان دیگر، در پی قبولاندن این امر باشد که اصلا مشکلش به این شدت ندارد. البته مشاوره با پزشکان دیگر حق هر بیماری است، اما مراد، وارد شدن برخی بیماران به فاز انکار است.

 

خب، بیایید با هم واکنش‌های روانپزشکی مختلفی که بیماران ممکن است بعد از آگاهی از یک بیماری شدید، وارد هر کدام از آنها شوند را با هم مرور کنیم:

 

مرحله انکار: در اولین مرحله بیمار از پدیده انکار شروع می‌کند و اصلا قبول نمی‌کند که بیماری به آن شدت دارد. داروها لازم را مصرف نمی‌کند و مسیرهای درمانی که به او توصیه شده را طی نمی‌کند.

 

مرحله خشم: بعد از انکار ممکن است بعضی از بیماران وارد مرحله خشم شوند و از اینکه این اتفاق برای آنها افتاده عصبانی باشند. بیماران در این مرحله نسبت به اطرافیان و حتی خدا و هستی خشمگین هستند.

 

مرحله چانه‌زنی: بعد از خشم و عصبانیت، بیمار ممکن است دچار چانه زدن شود. این بار فرد سعی می‌کند وارد معامله شود و با این کار می‌خواهد موقعیت را کنترل کند. معامله ممکن است با خدا، اطرافیان و… باشد.

 

مرحله افسردگی: در مرحله چهارم فرد دچار افسردگی می‌شود و پیشاپیش به استقبال غم و عزا می‌رود. غم و غصه از اینکه تعلقاتش را باید از دست بدهد.

 

مرحله پذیرش: مرحله آخر، مرحله پذیرش است. فرد می‌پذیرد بیماری‌اش جدی است و باید با آن سازگار شود. تا رسیدن به

 

مرحله پذیرش ممکن است چند روز و گاهی هم چند ماه بگذرد.

 

حالا وقتی در یک بیمار، یکی از واکنش‌های روانپزشکی رخ داد، پزشک و همراهان بیمار باید چه کنند:

 

۱- یک چیز مهم و مغفول در پزشکی ما این است که خیلی وقت‌ها بیماران در این فاز، به روانپزشکان و روان‌درمان‌ها و مددکارها ارجاع نمی‌شوند. از نظر قانونی شاید پزشک همه مراحل تشخیصی و درمانی را انجام داده باشد و تشخیص و توصیه خود را حتی مکتوب کرده باشد. اما پزشکی درست بدون ارجاع، مسلما چیزی کم دارد.

 

۲- متأسفانه خیلی وقت‌ها در این شرایط همراهان بیمار وارد تعامل و یا چالش بی‌دلیل با بیمار می‌شوند. مثلا خیلی راحت با بیماری که وارد فاز انکار شده، همراه می‌شوند و معمولا با جمله «دکتر ایکس که چیزی از پزشکی نمی‌داند.» یا «همه‌شون به فکر جیب خودشون هستند.»، وقت باارزش را تلف می‌کنند. یا اینکه بی‌جهت با بیماری که وارد فاز خشم شده، مقابله می‌کنند و می‌خواهند با او ثابت کنند که وظیفه خود را در قبال او انجام داده‌اند.

 

سایت یک پزشک

 

مطالب مرتبط :

شرح زندگی و عکس های مرحوم حسن جوهرچی

توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی

حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت

 

 

توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی


توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی


توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی

توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی

توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی 

حسن جوهرچی صبح امروز در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امام خمینی درگذشت که پزشکان علت آن ها پخش شدن عفونت در سراسر بدن عنوان کرده اند. 

 

رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: حسن جوهرچی به علت نارسایی کبد درگذشت، حدود یک ماه پیش به ایشان گفته شده بود که برای قرارگرفتن درفهرست پیوند کبد اقدام کند اما خودش اقدام نکرد تا زمانی که با حال بد در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان بستری شد.

 

به گزارش پارس ناز علی جعفریان افزود: حسن جوهرچی دچار نارسایی شدید و پیشرفته کبد بود و باید به سرعت درخواست پیوند را به کمیسیون پیوند دانشگاه می داد تا اقدامات بعدی برای انجام پیوند انجام شود اما نمی دانم به چه علت وی از مراجعه به کمیسیون پیوند خودداری و شاید مسئله شدت بیماری خود را جدی نگرفته بود.
توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی

وی اظهارکرد: آمادگی لازم برای انجام پیوند کبد در بیمارستان کاملا وجود داشت و از زمانی که به وی اعلام شده بود تا برای انجام پیوند به کمیسیون پیوند مراجعه کند،۲۰ پیوند کبد در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.

 

رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه داد: درمورد پیوند کبد برخلاف کلیه، زمان درخواست پیوند ملاک نیست بلکه شدت بیماری و بحرانی بودن حال مریض ملاک است و با توجه به پیشرفت بیماری، اگر ایشان به موقع درخواست پیوند کبد را مطرح می کرد، در اولویت پیوند قرار می گرفت و به سرعت عمل پیوند انجام می شد، زیرا نارسایی کبد وی خیلی پیشرفت کرده بود و لازم بود هر چه سریعتر پیوند شود.

 

جعفریان تاکید کرد: گروه متخصصان گوارش بیمارستان امام حدود یکماه پیش، آقای جوهرچی را ویزیت کرده و لزوم پیوند کبد را به وی اعلام کرده بودند اما ایشان موضوع را جدی نگرفت.

 

وی گفت: درکمیسیون پیوند دانشگاه افراد مختلفی ازجمله جراح، متخصص داخلی کبد، متخصص بیهوشی، متخصص گوارش و کبد و روانپزشک حضور دارند و براساس معیارها و استانداردهای علمی افراد بیمار را بر اساس شدت بیماری برای انجام پیوند کبد در اولویت قرار می دهند.

 

رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: اگر آقای جوهرچی پیگیری می کرد و به موقع درخواست خود را مطرح می کرد قطعا به سرعت پیوند کبد می شد و می توانست زنده بماند، دو هفته پیش، مقدمات انجام پیوند فراهم شده بود اما وی مراجعه نکرد و زمانی با حال بد به بیمارستان آورده و بستری شد که شرایط عفونی شده بود و امکان پیوند نبود.

توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی

حسن جوهرچی در کنار دختر و پسرش

توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی

توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی

توضیح درباره علت درگذشت حسن جوهرچی

روحش شاد و یادش گرامی

 

 

حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت


حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت


حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت

حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت

حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت 

حسن جوهرچی بازیگر نام آشنای ایرانی در ۴۸ سالگی درگذشت. پزشکان علت مرگ وی را ایست قلبی عنوان کرده اند. وی یکی از بازیگران محبوب سینما و تلویزیون بود و آثار ماندگار بسیاری را در کارنامه کاری خود داشت. 

حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت

حسن جوهرچی در سال ۱۳۴۷ در یک خانواده اردبیلی در تهران متولد شد. لیسانس عکاسی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دارد.وی که نقش های فراوانی در هر دو عرصه تجربه کرده بود؛ بعد از تحمل مدتی بیماری کبد صبح امروز در بیمارستان درگذشت.

 

بازی در سینما را در سال ۱۳۶۷ با «فیل در تاریکی» که بعد از پانزده سال کامل شد شروع کرد. اولین بازی مطرح او در سینما در سال ۱۳۷۰ با فیلم «برخورد» به کارگردانی سیروس الوند بود. اما با بازی در سریال در پناه تو در سال ۱۳۷۳ به شهرت رسید.او در سال ۸۹ در برنامه ویژه ماه مبارک رمضان شبکه ۳ سینما در بر نامه‌ای به نام «ماه عسل» نیز مجری‌گری کرد.

 

علی دهکردی- بازیگر سینما و تلویزیون، نیز خبر درگذشت حسن جوهرچی را تایید کرد.

 

امینی خواه: علت فوتش بیماری کبد بود

 

مهدی امینی خواه بازیگر سینما و تلویزیون گفت: متاسفانه حسن جوهرچی امروز صبح بر اثر بیماری کبد در بیمارستان عماد در گذشت.وی خاطرنشان کرد:بسیار از این خبر متاسف شدم.

 

سحر سميعی پرستار بيمارستان امام خميني (ره) درباره علت دقیق درگذشت این بازیگر گفت: حسن جوهرچی به دلیل عارضه عفونت ريوی و فشار خون پايين فوت كرد.ايشان به علت فشار خون پايين دارو مصرف می كردند. عفونت بايد كنترل می‌شد تا پيوند كبدی برای ايشان انجام شود اما به علت عفونت شديد ريوی و كنترل نشدن آن دار فانی را وداع گفت.

 

آخرین پست اینستاگرامی حسن جوهرچی که عصر روز گذشته منتشر شده
حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشتبیوگرافی حسن جوهرچی

حسن جوهرچی از خانواده اردبیلی تبار زاده شد ( متولد ۱۳۴۷ در تهران)

 

لیسانس عکاسی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران داشت.بازی در سینما را در سال ۱۳۶۷ با «فیل در تاریکی» که بعد از پانزده سال کامل شد شروع کرد. اولین بازی مطرح او در سینما در سال ۱۳۷۰ با فیلم «برخورد» به کارگردانی سیروس الوند بود. اما با بازی در سریال در پناه تو در سال ۱۳۷۳ به‌شهرت رسید.

 

حسن جوهرچی با مهناز بیات ( چهره پرداز ) ازدواج کرد و حاصل این ازدواج یک پسر به نام علی و یک دختر به نام اوا است.

 

آوا فرزند اول خانواده، هم دانشجوی داروسازی است، هم دوره ‌مهمانداری هواپیما را گذرانده و هم در کلاس‌های بازیگری امین تارخ شرکت کرده تا بازیگر شود. البته متاثر از مادرش و علاقه خودش، قصد دارد به صورت کاملا جدی طراحی لباس را هم دنبال کند.علی فرزند دوم خانواده، دانشجوی رشته فیلمسازی است؛ در یک گروه موسیقی می‌نوازد و آهنگ می‌سازد و در کنار اینها بازیگری تئاتر را نیز دنبال می‌کند.

 

اثار سینمایی جوهرچی

آبی

آقای رئیس جمهور

دختری بنام تندر

بادام‌های تلخ

دو زن

حماسه قهرمانان

زن شرقی

بالاتر از خطر

روزی که خواستگار آمد

سلطان

ویرانگر

افسانه دو خواهر

جای امن

زینت

بر بال فرشتگان

برخورد

فیل در تاریکی

 

آثار تلویزیونی جوهرچی

۱۳۹۴ – تنهایی لیلا

۱۳۹۳ – برابر با اصل

۱۳۹۲ – شب‌های روشن

۱۳۹۰ – مثل شیشه

۱۳۹۰ – سراب

۱۳۸۹ – فاصله‌ها

۱۳۸۸ – فاکتور هشت

۱۳۸۶ – بوی عیدی

۱۳۸۵ – جابر ابن حیّان

۱۳۸۵ – هویت پنهان

۱۳۸۴ – پیله‌های پرواز

۱۳۸۴ – او یک فرشته بود

۱۳۸۳- غریبانه

۱۳۸۲ – سیمای مدرسه

۱۳۸۱ – مشق عشق

۱۳۷۹ – نسیم رویا

۱۳۷۷/۷۸ – روزهای زندگی

۱۳۷۴ – در پناه تو

۱۳۷۵ – دومین انفجار

۱۳۷۴ – وکلای جوان

۱۳۷۳ – هدف گم‌شده

 

تصویر دیده نشده از جشن تولد ۴۸ سالگی مرحوم حسن جوهرچی در یک مرکز خیریه در مشهد

حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت

مرحوم حسن جوهرچی ۴۸ ساله بود و ۲ فرزند به نام های علی و آوا داشت

حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت

تصاویری از بازدید صمیمانه مرحوم حسن جوهرچی از یک موسسه خیریه

حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت

چهل و هشتمین شمع زندگی «حسن جوهر‌چی» برای همیشه خاموش شد

حسن جوهرچی بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون درگذشت

واکنش چهره‌های سینما و تلویزیون به درگذشت حسن جوهرچی

پرویز پرستویی در این باره در اینستاگرام نوشت: « درگذشت این بازیگر با اخلاق رو به خانواده محترمش و جامعه هنری تسلیت عرض می‌نمایم . بازی خوبش در سریال در پناه تو و… یادمان نمی‌رود.»

 

الهام پاوه‌نژاد در این باره نوشت: «‏شوخی می كنيد؟! اين يك مبارزه است ؟ رو كم كنی؟ امتحان؟ ياد آوری؟ خدایا…»

 

بلوکات نیز نوشت: «تسليت برای فوت حسن جوهرچی كه اصلا قابل باور نيست.»

 

رامبد جوان نیز در پیامی درگذشت جوهرچی را تسلیت گفت: «درگذشت دوست و همكار عزيزم حسن جانِ جوهرچى را به همه و خانواده محترمش تسليت مى گم.»

 

مهدی پاکدل نیز به انبوه خبرهای ناگوار سال ۱۳۹۵ اشاره کرد و نوشت: «چه سالى شد، سال نود و پنج. نشد كه نشد يك هفته رو بدون خبر بد بگذرونيم. متاسفانه امروز صبح حسن جوهرچى هم از ميان مان رفت. روح اش شاد و يادش جاويد.»

 

مجید صالحی، رزیتا غفاری، بهنوش طباطبایی، نسرین مقانلو و مهران احمدی دیگر چهره‌هایی هستند که تا لحظه تنظیم این خبر پیام تسلیت خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده‌اند.

 

 

به نمایش گذاشتن انسان ها همراه حیوانات در باغ وحش


به نمایش گذاشتن انسان ها همراه حیوانات در باغ وحش


به نمایش گذاشتن انسان ها همراه حیوانات در باغ وحش

به نمایش گذاشتن انسان ها همراه حیوانات در باغ وحش

به نمایش گذاشتن انسان ها همراه حیوانات در باغ وحش 

انسان های بومی استرالیایی برای بازدید عموم مردم در کنار حیوانات در باغ وحش به نمایش گذاشته شده بودند که اکنون خبر بازنشر شده است. مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهند تعدادی از بومیان استرالیا همراه با حیوانات در باغ وحشی نگه داشته می‌شدند و همراه با این باغ وحش به دیگر نقاط جهان برده می‌شدند.
به نمایش گذاشتن انسان ها همراه حیوانات در باغ وحش

به نمایش گذاشتن انسان ها همراه حیوانات در باغ وحش

در اواخر قرون ۱۹ تا اواسط قرن بیستم بود که حدود ۲۰ بومی استرالیایی همراه با دیگر حیوانات محبوس شده در باغ وحش نگه‌داری می‌شدند و در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی به عنوان وحشی‌های بومرنگ پرتاب من به نمایش گذاشته می‌شدند.
به نمایش گذاشتن انسان ها همراه حیوانات در باغ وحش

نسل‌های بعدی این بومی‌های استرالیایی که در استرالیا زندگی می‌کنند، گفته‌اند برخی اجداد آن‌ها در سیرک‌ها یا باغ وحش‌هایی که به باغ وحش انسانی مشهور بوده‌اند و در آن به نمایش گذاشته می‌شدند، مرده‌اند.

 

 

تقلب ۴ متری دانشجوی روسی سر جلسه امتحان


تقلب ۴ متری دانشجوی روسی سر جلسه امتحان


تقلب ۴ متری دانشجوی روسی سر جلسه امتحان

تقلب 4 متری دانشجوی روسی سر جلسه امتحان

تقلب ۴ متری دانشجوی روسی سر جلسه امتحان 

دانشجوی روسی که برای امتحان فیزیک هسته ای درس نخوانده بود شروع به نوشتن تقلب کرد که ۴ متری به درازا کشید و آن را سر جلسه امتحان هم برد! دانشجوی روسی که برای امتحان فیزیک هسته‌ای آماده نبود با همراه بردن تقلب ۴ متری در جلسه امتحان به دردسر افتاد.

 

به گزارش  پارس ناز، دانش‌آموز روسیه‌ای که در جلسه امتحان فیزیک هسته‌ای تقلب ۴ متری خود را به شکل لوله درآورده و در جلسه امتحان ظاهر شده بود با انتقاد شدید معاونان و مراقبان جلسه روبه‌رو شد. دانشجوی رشته فیزیک هسته‌ای که در دانشگاه ایالتی ورونژ تحصیل می‌کند

 

و برای امتحان آمادگی نداشت، با تقلبی که همراه خود به جلسه امتحان برد موجب ایجاد قوانین سخت‌گیرانه‌تری از سوی مسؤلین این دانشگاه به جهت از بین بردن احتمال تقلب در رشته‌های مهم و حساس شد.این تقلب به ۳۵ سؤال مهم که استاد از قبل راجع به اهمیت آنها به دانشجویان تذکر داده بود پاسخ‌ می‌داد.تصویر تقلب این دانشجوی روسی در فضای مجازی به سرعت منتشر شد.

تقلب 4 متری دانشجوی روسی سر جلسه امتحان

تقلب 4 متری دانشجوی روسی سر جلسه امتحان

 

 

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها


دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها


دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها 

دوستی جالب یک مرد با کوسه بسیار خبرساز شده است. این مرد ملیت استرالیایی دارد و یک غواص بسیار ماهر در دریاها می باشد. حتما شما نیز تا به حال درباره دوستی حیوانات و انسان ها ماجراهایی را شنیده اید. اگر بشر رفتار درستی با دیگر مخلوقات داشته باشد، می تواند با آن ها طرح دوستی بریزد. به این ترتیب، نه انسان ها از جانوران می ترسند و نه حیوانات از دیدن ما واهمه خواهند داشت.

 

سگ ها و گربه ها، از جمله بهترین دوستان بشر به شمار می روند و تقریبا در هر خانه ای یافت می شوند. در برخی موارد نیز شاهد برقراری رابطه با دلفین ها و یا دیگر موجودات اهلی بوده ایم. اما موضوعی که قصد داریم به آن بپردازیم، مقداری تفاوت دارد و شما را به حیرت وا خواهد داشت.

 

«ریک اندرسون» استرالیایی یک کوسه را به عنوان دوست و همراه خود انتخاب کرده است. او ۷ سال پیش زمانی که حیوان تنها ۱۵ سانتیمتر طول داشته، تصمیم گرفته با آن بازی کند و به گونه ای این کار را انجام داده که کوسه دچار ترس نشود. این مرد ۲۷ سال است که در زمینه غواصی فعالیت می کند. اکنون کوسه می تواند وی را به خوبی بشناسد و بدون هیچ مشکلی با آن بازی می کند.

 

 به گزارش پارس ناز کسانی که چنین چیزی را برای بار نخست مشاهده می کنند، بسیار حیرت زده می شوند و نمی توانند موضوع را باور کنند. آقای اندرسون به جانور غذا نمی دهد و تنها مانند سگ خانگی اش با آن رفتار می کند. تصاویر زیر جزئیات ماجرا را به شما نشان خواهند داد؛ دعوت می کنیم آن ها را ببینید.

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها

دوستی جالب این مرد با یک کوسه در دریاها

 

 

دختر برده جنسی داعش در کنار لیونل مسی


دختر برده جنسی داعش در کنار لیونل مسی


دختر برده جنسی داعش در کنار لیونل مسی

دختر برده جنسی داعش در کنار لیونل مسی

دختر برده جنسی داعش در کنار لیونل مسی

دختر برده جنسی داعش که کرد تبار است از دست نیروهای تروریستی داعش گریخت و اکنون به دیدار لیونل مسی ستاره فوتبال رفته است. نادیا مراد همان دختر نوجوانی است که مورد آزار و اذیت داعش قرار گرفت اما موفق شد از چنگال آنها بگریزد. او به عنوان سفیر حسن نیت سازمان ملل انتخاب شده و حالا به گوشه و کنار جهان سفر می کند.

دختر برده جنسی داعش در کنار لیونل مسی

 به گزارش پارس ناز سفر اخیر او به اسپانیا و البته شهر بارسلون بود. او به باشگاه بارسلونا هم رفت و در آنجا مورد تقدیر قرار گرفت. باشگاه بارسلونا هم با اهدای پیراهنی که نام خود نادیا روی آن نوشته شده بود از وی تقدیر کرد.
دختر برده جنسی داعش در کنار لیونل مسی

این دختر کرد تبار را در کنار مسی و سوارز می بینید.

 

مطالب مرتبط :

حراج برده های جنسی داعش در فضای مجازی

دختری که به خاطر مادرش برده جنسی معلمش شده بود

آماری از هزاران برده جنسی در اروپا

یک پدر و مادر دختر خود را به عنوان برده جنسی فروختند

 

 

پسر اصفهانی ۴۰۰۰ مودم وای فای را هک کرد


پسر اصفهانی ۴۰۰۰ مودم وای فای را هک کرد


پسر اصفهانی ۴۰۰۰ مودم وای فای را هک کرد

پسر اصفهانی 4000 مودم وای فای را هک کرد

پسر اصفهانی ۴۰۰۰ مودم وای فای را هک کرد 

پسری که در استان اصفهان اقدام به هک نمودن تعداد ۴۰۰۰ مودم وای فای کرده بود در دام پلیس و قانون گرفتار شده و اکنون باید پاسخگو باشد. فرمانده انتظامی استان اصفهان از دستگیری نوجوان ۱۹ ساله ای که اقدام به هک کردن چهار هزار مودم وای فای و ADSL کرده بود در عملیات وی‍ژه کارشناسان پلیس فتای این فرماندهی خبر داد.

 

 به گزارش پارس ناز ،سردار عبد الرضا آقاخانی اظهار داشت: موضوع هک و نفوذ به سیستم های رایانه ای و شبکه ای امروزه به عنوان یک چالش و مشکل اساسی در فضای مجازی محسوب می شود که به شدت کاربران را تهدید می کند.این مقام مسئول با بیان اینکه در حال حاضر یکی از شایع ترین جرم هک و نفوذ در زمینه، هک مودم های وای فای و ADSL است،

 

گفت: باید اذعان کرد شرکت هایی که این نوع مودم ها را به فروش می رسانند معمولاً تنظیمات امنیتی را بر روی آنها اعمال نمی کنند، بسیاری از کسانی که اقدام به خرید آنها می کنند هم اطلاع چندانی در این زمینه ندارند و به همین دلیل مورد هجوم هکرها قرار می گیرند که حداقل آسیب این هکرها نیز استفاده از پهنای باند اینترنت قربانیان است.

 

فرمانده انتظامی استان اصفهان از کشف بررگترین پرونده هک و نفوذ در سطح استان خبر داد و گفت: در پی شکایت تعدادی از شهروندان مبنی بر اینکه فردی ناشناس به سیستم مودم ADSLآنان نفوذ کرده است، موضوع در دستور کار ویژه کارشناسان پلیس فتای این فرماندهی قرار گرفت که در نهایت با کارهای علمی دقیق فرد مذکور شناسایی و در منزلش دستگیر شد.

 

این مقام مسئول بیان داشت: در بررسی های صورت گرفته مشخص شد این هکر که تنها ۱۹ سال داشته، توانسته در مدت دو ماه به مودم وای فای و ADSL،چهار هزار شهروند نفوذ کرده و به صورت رایگان از پهنای باند اینترنت آنان استفاده کند.

 

وی با بیان اینکه چنین پرونده ای در نوع خود بی نظیر و بی سابقه بوده ، پایین آمدن سن هکرها را نگران کننده عنوان کرد و آن را نتیجه افزایش ضریب نفوذ اینترنت، توسعه ابزارها و دانش استفاده از فضای مجازی ، وجود نرم افزارهای هک و نفوذ در سطح بازار و همه گیر شدن گوشی ها و تبلت های هوشمند و گسترش این ابزار در بین کودکان و نوجوانان دانست.

 

سردار آقاخانی به شهروندان توصیه کرد: به صورت مرتب هزینه های اینترنتی خود را کنترل کنند و اگر با افزایش هزینه بدون استفاده از پهنای باند و یا با زودتر تمام شدن ظرفیت باندی که خریداری کردند، مواجه شدند سریعاً موضوع را به پلیس اطلاع دهند.

 

وی امکان نفوذ، سرقت اطلاعات و شنود اطلاعات دارندگان این نوع مودم ها توسط هکرها را متذکر شد و بیان داشت: توصیه ما این است که رمز تنظیمات ورودی مودم ها را تغییر داده و از رمز های مطمئن و غیر قابل حدس زدن استفاده کنند و با این کارها از نفوذ سودجویان به مودم خود جلوگیری کنند.

 

فرمانده انتظامی استان اصفهان در خاتمه گفت: پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات فرماندهی انتظامی استان همه روزه با شماره تلفن ۲۱۸۴۳۵۵ آماده ارائه هرگونه راهنمایی و مشاوره و پاسخگویی به سوالات، ابهامات و مشکلات فنی شهروندان در حوزه جرایم سایبری است.

 

 

رابطه نوعروس با چندین پسر همزمان دردسر ساز شد


رابطه نوعروس با چندین پسر همزمان دردسر ساز شد


رابطه نوعروس با چندین پسر همزمان دردسر ساز شد

رابطه نوعروس با چندین پسر همزمان دردسر ساز شد

رابطه نوعروس با چندین پسر همزمان دردسر ساز شد 

نوعروسی که با چندین پسر همزمان در شکبه های مجازی رابطه برقرار نموده بود و داماد از این کارها خبردار شد و دنیا روی سرش فرو ریخت. در فضای مجازی او را پیدا کردم. یک دل نه، صد دل عاشق و دل‌باخته‌اش شده‌بودم.

 

برایم آن‌قدر عزیز بود که دربرابر خانواده‌ام ایستادم و احترامشان را زیر پا گذاشتم. پدر و مادرم مخالف ازدواج ما بودند، ولی با تهدیدهای جدی، آن‌ها را در شرایطی قرار دادم که از ترس آبرویشان کوتاه آمدند.

 

مراسم ازدواج ما برگزار شد و با عروس رویاهایم پا به خانه‌ای گذاشتیم که قرار بود کاشانه عشق و عاشقی‌مان بشود.در کنار او احساس خوشبختی می‌کردم، اما خیلی زود سرم به سنگ زمانه خورد و احساس عشق و علاقه‌ام به نفرت و بدبینی شدید تبدیل شد.همسرم فقط و فقط درگیر گوشی تلفن همراهش بود‌.

 

چند سیم‌کارت مخفیانه داشت و رفتارش عادی به نظر نمی‌رسید. تازه فهمیدم با دو پسر جوان رابطه مخفیانه دارد. بیدارخوابی‌هایش تا نیمه‌های شب و کوچه‌گردی‌هایش تا نصف روز و شلخته‌بازی‌هایش اعصابم را خط‌خطی می‌کرد. چه می‌توانستم بگویم؟

 

این زن انتخاب خودم بود. راه می‌رفتم و خودم را نفرین می‌کردم. به خاطر تیپ و قیافه زننده‌ای که برای خودش درست می‌کرد خجالت می‌کشیدم با او بیرون بروم. چندبار تصمیم گرفتم با مذاکره و گفتگو مشکل را حل کنم.

 

فایده‌ای نداشت و اصلا به حرف‌هایم گوش نمی‌کرد. برای خودم واقعا متاسفم. هنوز شش ماه از ازدواجمان نگذشته و ما این‌قدر مشکل پیدا کرده‌ایم. نمی‌خواهم به زندگی با زنی ادامه بدهم که به من خیانت Cheat می‌کند. کارمان به کلانتری٢۶ کشید. خودکرده را تدبیر نیست. با غرور و ندانم‌کاری، سرنوشتم را تباه کردم.

 

مطالب مرتبط :

رابطه جنسی منشی جوان شرکت با دو مدیر

رابطه جنسی پسر با دختر دانشجو و باردار شدن دختر

عکس های رابطه جنسی استاد و دختر دانشجو در چین

دختر دوجنسه با لباس مردانه بازداشت شد

 

 

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش


حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش


حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش 

دختر ایزدی که خاطرات بسیار تلخی از داعش در ذهن دارد و حرف های خود را به سختی به زبان می آورد. پای حرف های او می نشینیم. لامیا تنها یکی از چند هزار دختر و زن ایزدی است که به اسارت گروهک تروریستی داعش درآمده‌اند. دختران و زنان بی‌گناهی که مانند حیوان در بازار خریدوفروش می‌شوند تا به‌عنوان برده مورد سوءاستفاده قرار گیرند.

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش

او با وجود اینکه ۱۸ سال بیشتر ندارد، کوهی از درد و رنج بر دوشش سنگینی می‌کند. زخم‌هایی عمیق‌ روح او را می‌آزارد؛ زخم‌هایی عمیق‌تر از آنچه که در صورتش دیده می‌شود.او دو سال در اسارت داعش بوده، روزها و شب‌هایی که یادآوری‌شان کابوس تلخ زندگی او شده است. لامیا اهل روستایی در شمال عراق است. او کودکی شادی داشته، خانواده‌اش کشاورز بوده‌اند و او نیز پابه‌پای آنها کارمی‌کرده تا به رویای معلم شدن دست یابد.

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش

او می‌گوید وقتی برای اولین بار داعش را از تلویزیون دیدم نمی‌دانستم آنها تروریست هستند. یک روز صبح داعشی‌ها به روستای آنها هجوم بردند و مردان روستا را کشتند و زنان و دختران از جمله لامیا و سه خواهرش را با خود به اسارت بردند. پدر و برادران لامیا نیز جزو کشته‌شده‌ها بودند. داعشی‌ها او و سه خواهرش را در بازار شهر موصل به فروش گذاشتند و هر کدام به قیمتی به فروش رفتند.

حرف های تکان دهنده دختر ایزدی برده جنسی داعش

لامیا در مدت اسارت پنج بار اقدام به فرار کرد اما هر بار ناموفق بود تا اینکه سرانجام توانست خود را نجات دهد. در یکی از فرارهای ناموفق وقتی دوباره دستگیر شد صاحب او به او گفت اگر فکر فرار به سرت بزند یا تو را می‌کشم یا پایت را قطع می‌کنم. پاسخی که این دختر ایزدی به صاحبش داد این بود “اگر پایم را قطع کنی با پای دیگرم فرار می‌کنم.

 

من هرگز تسلیم نخواهم شد”. او می‌گوید من تصمیم گرفته بودم به هر نحوی مقاومت کنم. من باید با سرنوشتی که آنها برایم رقم زده بودند مبارزه می‌کردم.یکی از تلخ‌ترین خاطراتی که در ذهن لامیا مانده تعرض ۴۰ داعشی به اوست. او شاهد فروش دختران خردسالی بود که به‌عنوان برده به فروش می‌رفتند. با این حال هرگز امید خود را از دست نداد و تسلیم نشد.

 

هر بار که صدای جنگنده‌ها به گوشش می‌رسید از خدا می‌خواست که مقر آنها را بمباران کنند تا از این زندگی خلاص شود. او حتی مجبور بود در ساخت بمب‌های انتحاری به آنها کمک کند و سرانجام در انفجاری خودساخته که باعث آسیب‌های جدی به صورتش شد توانست از چنگال داعش فرار کند.

 

لامیا اکنون در آلمان زندگی می‌کند و یکی از اهدافش این است که به دختران و زنان اسیر داعش کمک کند و صدای آنها را به مجامع جهانی برساند. او به خاطر شجاعتش برنده جایزه ساخاروف (جایزه اتحادیه اروپا) شد.

 

مطالب مرتبط :

عاقبت رابطه نامشروع دختر ۱۵ ساله با دو مرد مسن

عاقبت این خانم متاهل که از رابطه نامشروع بچه دار شد

روزی ۳۰ بار به من تجاوز می شد + عکس

حاملگی حرام و نامشروع مادر از پسرش

رابطه جنسی برادر شوهر با عروس خون به پا کرد