هفت سین قرآن و سوره هایی که با سلام آغاز شده اند


هفت سین قرآن و سوره هایی که با سلام آغاز شده اند


هفت سین قرآن و سوره هایی که با سلام آغاز شده اند

هفت سین قرآن و سوره هایی که با سلام آغاز شده اند

هفت سین قرآن و سوره هایی که با سلام آغاز شده اند 

به سراغ سوره های قرآن کریم می رویم و نگاهی داریم به سوره هایی که با کلمه مطهر سلام آغاز شده اند و به هفت سین قرآن مشهور هستند. یکی از کارهای ایرانیان برای استقبال از سال جدید «سفره هفت‌سین» است که بطور معمول ساعاتی پیش از تحویل سال نو گسترده شده و سیزدهم فروردین جمع می‌شود.اما در کنار این سفره، برخی خانواده‌ها به سفره هفت‌سین قرآنی نیز اعتقاد خاصی دارند.

 

هفت‌سین قرآنی را با آب و زعفران در یک بشقاب نوشته و سر سفره هفت سین قرار می‌دهند و بعد از تحویل سال کمی آب روی آن ریخته و می‌نوشند و سلامتی و حاجات خود را از خدای خوب و مهربان درخواست می‌کنند. نوشیدن این هفت‌سین برای شفای بیماران توصیه شده است.

 

اما هفت سین قرآنی هفت آیه‌ای از قرآن است که با سلام شروع شده است:

 

۱- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/۵۸)
” از جانب پروردگار ی مهربان به آنان سلام گفته می‌شود.”

 

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا، چنان روح انسان را در خود غرق می‌کند و به او لذت، شادی و معنویت می‌بخشد، که با هیچ نعمتی برابر نیست، آری شنیدن ندای محبوب، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می‌کند، که یک لحظه آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

 

از پیامبر اکرم (ص) روایت شده: ” در همان حال که بهشتیان غرق در نعمت‌های بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می‌شود؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.پس ندایی بر می‌خیزد که “سلام بر شما ای بهشتیان”، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می‌کند که از همه چیز جز او غافل می‌شوند، و همه نعمت‌های بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می‌سپارند.

 

۲- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین. ( صافات /۷۹)
” درود بر نوح در میان جهانیان.”

 

چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح (ع) سلام می‌فرستد، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می‌ماند و تا دامنه قیامت گسترده می‌شود، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می‌شود، به خصوص اینکه لفظ ” العالمین” معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسان‌ها، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی‌گیرد.

 

۳- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/۱۰۹)
” درود بر ابراهیم.”

 

در آیات پیش از این آیه، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم، و جریان دستور ذبح اسماعیل – فرزند ایشان – و تسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است که پس از یاد آوری این قضایا، خداوند می‌فرماید: سلام بر ابراهیم آن بنده مخلص و پاک باد.

 

۴- سلامُ عَلی موُسی و هارون . (صافات/۱۲۰)
” درود بر موسی و هارون.”

 

در آیات پیش از این آیه، خداوند ضمن آیاتی، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می‌فرماید:

 

– ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم. ( صافات/۱۱۵)

– ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند. ( صافات/۱۱۶)

– ما به آن دو، کتاب آشکار دادیم. ( صافات/۱۱۷)

– ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم. ( صافات/۱۱۸)

– ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی و برقرار ساختیم. ( صافات /۱۱۹)

و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند بر آن دو سلام می‌رساند.

سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان.

سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.

سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.

 

۵- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/۱۳۰)
” درود بر پیروان الیاس”

 

خداوند می‌فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امت‌های بعد جاودان کردیم.( صافات /۱۲۹)

 

امت‌های دیگر، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس و سلاله او ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند، هرگز فراموش نخواهند کرد، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.

 

تعبیر به ” ال یاسین” به جای” الیاس” یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه ” الیاس” بوده و هر دو به یک معنی است، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.

 

۶- سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ(رعد/۲۴)
سلام بر شما به خاطر آن همه شکیبایی که ورزیده اید سرای آخرت چه سرایی نیکوست

 

۷- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفَجر. ( قدر/۵)
” آن شب تا دم صبح، صلح و سلام است . “

 

این آیه، در توصیف شب قدر است. آن شبی است که قرآن در آن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‌شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می‌گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می‌گردند.

 

منبع:isna.ir

 

 

دلیل عدم ازدواج حضرت علی در زمان حیات حضرت فاطمه


دلیل عدم ازدواج حضرت علی در زمان حیات حضرت فاطمه


دلیل عدم ازدواج حضرت علی در زمان حیات حضرت فاطمه

دلیل عدم ازدواج حضرت علی در زمان حیات حضرت فاطمه

دلیل عدم ازدواج حضرت علی در زمان حیات حضرت فاطمه 

حضرت علی (ع) وقتی که با حضرت زهرا (س) ازدواج نمودند تا زمان حیات همسرشان هیچ ازدواج دیگری نداشته اند و زن دیگری را به زندگی خود راه ندادند. چرا حضرت علی علیه السلام در زمانی که حضرت فاطمه سلام الله علیها در قید حیات بود؛ همسر دیگری اختیار نکردند؟

 

پاسخ

به چند دلیل حضرت علی علیه السّلام تا حضرت فاطمه علیها السّلام در قید حیات بودند، همسر دیگری اختیار نکردند.

 

شیخ طوسی در امالی از امام صادق علیه السّلام نقل کرده:

«تا زمانی که حضرت فاطمه علیها السّلام زنده بود خداوند متعال زنان دیگر را برای علی علیه السّلام حرام کرده بود.»

 

ابو بصیر اسدی که راوی این حدیث است، می گوید: پرسیدم: چگونه؟

 

امام علیه السّلام فرمود: «چون فاطمه علیها السّلام همیشه طاهر بود و هرگز حائض نمی شد»

 

علامه مجلسی در باره این حدیث دو احتمال داده است:

 

اوّل: چون حائض نمی شد؛ لذا علی علیه السّلام عذری برای ازدواج با زنان دیگر نداشته است.

 

دوم: جلالت و عظمت شأن فاطمه مانع از ازدواج مجدّد علی علیهما السّلام بوده است.[۱]

 

بنابر این با توجه به روایت می توان گفت:

۱- حضرت زهرا علیها السّلام یک زن عادی نبود. بلکه به فرموده پیامبر صلّی الله علیه و آله ایشان حوریه انسیه،

 

[۲] برترین زن جهان

 

[۳] برترین زن بهشتی بودند؛

 

[۴] از این رو علی علیه السّلام جهت احترام به حضرت فاطمه علیها السّلام با زن دیگری ازدواج نکردند.

 

هم چنان که پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله با وجود حضرت خدیجه علیها السّلام با زن دیگری ازدواج نکردند.

 

۲- حضرت زهرا عادت زنانگی نداشتند؛ لذا حضرت علی با وجود ایشان، نیاز به همسر دیگری نداشت.

 

۳- احتمال داشت، همسر دوم، نتواند حرمت حضرت فاطمه علیها السّلام را نگهدارد.

=========================
 پی نوشت ها:
[۱] مجلسی، بحار الأنوار، ج ‏۴۳، ص ۱۵۳٫
[۲] طبرسی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج ‏۲، ص ۴۰۹٫
[۳] مجلسی، بحارالأنوار، ج ۲۵، ص ۳۶۱٫
[۴] مجلسی، بحار الأنوار، ج ‏۴۳، ص ۳۷٫

 

 

نظرات مختلف درباره قبر پنهان حضرت فاطمه (س)


نظرات مختلف درباره قبر پنهان حضرت فاطمه (س)


نظرات مختلف درباره قبر پنهان حضرت فاطمه (س)

نظرات مختلف درباره قبر پنهان حضرت فاطمه (س)

نظرات مختلف درباره قبر پنهان حضرت فاطمه (س) 

همانطور که همه ما می دانیم پیکر حضرت فاطمه (س) بصورت پنهانی و در شب دفن شد و تا امروز نیز کسی از محل دفن ایشان مطلع نیست.  

 

واکنش خلفا درباره قبر مخفی حضرت فاطمه (س) چه بود؟

دست اندركاران امر (ابوبكر و عمر) از این ماجرا با خبر شده و به زنان سوگوار گفتند: آیا كسی در میان شما هست كه این قبرها را نبش كرده تا بدن فاطمه (س) را بیابد و ما بر او نماز گزاریم و سپس او را دفن و محل دفنش را مشخص كنیم؟

 

این خبر به اطلاع امیرمؤمنان (ع) رسید. آن حضرت در حالی كه خشمگین شده بود، به طوری كه دو چشمش را سرخی فراگرفته و رگ های گردنش برآمده بود و قبای زردی را كه معمولا در ایام درگیری و ناراحتی به تن می پوشید، در بر كرد و شمشیر ذوالفقار خود را به دست گرفت و به سوی بقیع رهسپار گردید.

 

همین كه به مردم حاضر در بقیع رسید فرمود: به خدا سوگند، اگر كسی یك سنگ از این قبرها را بردارد، با این شمشیر بر سرش و كسی كه به وی دستور داده است می كوبم.در همین هنگام عمر بن خطاب و همراهان او با امیرمؤمنان (ع) رو به رو شدند.

 

عمر به وی گفت: چه شد تو را ای ابوالحسن! به خدا سوگند ما قبر فاطمه را نبش كرده و بدنش را بیرون می آوریم و بر وی نماز می گزاریم.امیرمؤمنان (ع) با دستان خویش پیراهنش را گرفت و وی را چرخاند و بر زمین كوبید و به وی فرمود: ای سیه چرده زاده! از حق خودم (یعنی خلافت اسلامی) به خاطر این كه با اختلاف ما مردم از دین مرتد نشوند، درگذشتم.

 

اما هیچگاه نسبت به قبر فاطمه (س) در نخواهم گذشت، سوگند به كسی كه جانم در دست او است، اگر تو و ملازمانت چیزی از این قبرها را جا به جا كنید، زمین را از خونتان سیراب خواهم كرد! اگر می خواهی، آزمایش كن، ای عمر!در این هنگام ابوبكر (خلیفه وقت) از راه رسید و عاجزانه به امیرمؤمنان (ع) عرض كرد:

 

ای ابوالحسن! تو را به حق رسول خدا (ص) و به حق آن كسی كه در بالای عرش است سوگند می دهم كه او را رها كنی و مطمئن باش هیچ یك از ما، كاری كه تو را برنجاند انجام نخواهیم داد.آن گاه امیرمؤمنان (ع) دست از عمر برداشت و او را رها كرد و مردم نیز پراكنده شدند و از آن زمان به بعد، هیچ كس جرئت نكرد قبرهایی را كه علی (ع) درست كرده بود، نبش كند و به جستجوی بدن شریف فاطمه (س) بپردازد.

 

 

حتی شیطان نیز از این گناه نفرت دارد


حتی شیطان نیز از این گناه نفرت دارد


حتی شیطان نیز از این گناه نفرت دارد

حتی شیطان نیز از این گناه نفرت دارد

حتی شیطان نیز از این گناه نفرت دارد 

تهمت ناروا زدن یکی از بدترین گناه هایی است که یک شخص می تواند در قبال دیگران انجام دهد که جبران آن بسیار دشوارخواهد بود. تهمت و بهتان به اندازه اى زشت و زننده است که حتى شیطان هم از انجام دهنده آن دو بیزارى مى جوید. شیطان از رفتارهاى زشت و اعمال خلاف استقبال مى کند؛ ولى برخى از رفتارهاى ناروا آن قدر زشت

 

و پلیدند که شیطان هم آن ها را تاءیید نمى کند. یکى از این اعمال ، نابود کردن وجهه افراد در جامعه ، و ریختن آبروى آن ها به وسیله بهتان یا تهمت است .تهمت آثار شومى هم براى تهمت زننده و هم براى تهمت زده شده به بار مى آورد که مى توان آن ها را در دو عنوان ذیل جاى داد:

 

۱ – پیامد تهمت بر بعد معنوى انسان
در روایتى از امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این باره آمده است :

 

اذا اتهم المومن اخاه انماث الایمان من قلبه کما ینماث الملح فى الماء[۱].

 

آن گاه که مومن به برادر مومنش تهمت زند، ایمان در دل او ذوب مى شود؛ همان گونه که نمک در آب ذوب مى شود.همان طور که از این روایت بر مى آید، تهمت موجب از بین رفتن ایمان مومن مى شود.

 

در توضیح این مطلب باید گفت که بسیارى از اعمال انسان بر ایمان او تاثیر مى گذارد. همچنین درباره این اعمال ، دو حالت “انجام ” و “ترک” وجود دارد که هر دو حالت ، در بعد ایمانى او موثر است . ترک واجبات از سویى و انجام گناهان از سوى دیگر، ایمان انسان را ضعیف مى کند. “ترک واجب”و “انجام حرام ” را مى توان دو گونه از کفر عملى به شمار آورد که “انجام حرام ” شامل “تهمت ” هم مى شود و ضعف و نابودى ایمان را در پى دارد.

 

۲ – پیامد تهمت بر روابط انسانى
تهمت مایه نابودى حریم برادرى و روابط انسانى میان افراد جامعه بشرى است و جو عدم اعتماد و ترس از اطمینان را فراهم مى سازد:

 

امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرمود:

 

من اتهم اخاه فى دینه فلا حرمه بینهما[۲].
کسى که برادر دینى اش را متهم کند [= به او تهمت بزند]، بینشان حرمتى وجود ندارد.دین مبین اسلام ، آبرو و حرمت مومن را بزرگ تر از کعبه و حتى قرآن دانسته است و با آگاهى از چنین ارزشى ، هیچ کس نباید به خود اجازه دهد به حریم آبروى دیگران تجاوز کند

 

منظور از کلمه “فى دینه ” در جمله من اتهم اخاه فى دینه چه تهمت زدن به”برادر ایمانى” باشد، به این صورت که کلمه “فى دینه”را صفتى براى کلمه “اخاه” بدانیم و چه متهم کردن او در امور دینى باشد، تفاوتى در ثمره زشت تهمت پدید نمى آید؛ چرا که دین الاهى مانند ریسمانى است که همه به آن چنگ مى زنند و در اثر توسل به آن با هم رابطه برادرى ایمانى برقرار مى کنند

 

که این پیوند از پیوند نسبى و سببى بسیار محکم تر است . با تهمت زدن به برادر یا خواهر دینى ، این رابطه محکم قطع مى شود.انسان عاقل و متدینى که به مبدا و معاد اعتقاد دارد، هیچ گاه به دیگرى تهمت نمى زند. حتى اگر انسانى دین نداشته باشد، سرشت انسانى اش به او اجازه این کار را نمى دهد، مگر آن که از فطرت پاک انسانى به خوى حیوانى گرویده باشد.

 

با بررسى این مساءله در جامعه ، مشاهده مى شود که افرادى براى رسیدن به اهدافى شیطانى مى کوشند دیگران را مورد “تهمت” و “بهتان”قرار دهند؛ ولى در نهایت امر، به ذلت و بیچارگى کشیده خواهند شد.

 

موضع ابلیس در برابر تهمت و بهتان
تهمت و بهتان به اندازه اى زشت و زننده است که حتى شیطان هم از انجام دهنده آن دو بیزارى مى جوید. شیطان از رفتارهاى زشت و اعمال خلاف استقبال مى کند؛ ولى برخى از رفتارهاى ناروا آن قدر زشت و پلیدند که شیطان هم آن ها را تاءیید نمى کند. یکى از این اعمال ، نابود کردن وجهه افراد در جامعه ، و ریختن آبروى آن ها به وسیله بهتان یا نعمت است .

 

امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این زمینه مى فرماید:

 

من روى على  مؤمن روایه یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الى ولایه الشیطان ، فلا یقبله الشیطان[۳].

 

اگر کسى سخنى را بر ضد مومنی نقل کند و قصدش از آن ، زشت کردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعى اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از محور دوستى خود خارج مى کند و تحت سرپرستى شیطان قرار مى دهد؛ (ولى) شیطان هم او را نمى پذیرد.

 

انسان عاقل و متدینى که به مبدا و معاد اعتقاد دارد، هیچ گاه به دیگرى تهمت نمى زند. حتى اگر انسانى دین نداشته باشد، سرشت انسانى اش به او اجازه این کار را نمى دهد، مگر آن که از فطرت پاک انسانى به خوى حیوانى گرویده باشد

 

راه های درمان تهمت
پاک ساختن زبان از آفت تهمت ، با کوششى مداوم میسر خواهد بود.درمان این بیمارى را باید با اندیشه و دقت در پیامدهاى زشت و نازیباى آن آغاز کرد؛ سپس به یادآورى مستمر آن ها پرداخت که : «فان الذکرى تنفع المومنین»[۴

 

یادآورى پیامدهاى تهمت ، تنفر و انزجار قلبى انسان از این رفتار زشت و پلید را در پى خواهد داشت و بدیهى است که تمام حرکات درونى و برونى انسان ، بر پایه “دوست داشتن ” و “نفرت ورزیدن” انجام مى گیرد؛ از این رو مى باید در صدد ایجاد و تقویت حالت انزجار از تهمت بر آمد تا بتوان به سوى ترک آن گام برداشت . همچنین باید به ارزش و عظمت آبروى دیگران اندیشید تا به سادگى به سمت تخریب آن گام برداشت .

 

دین مبین اسلام ، آبرو و حرمت مۆ من را بزرگ تر از کعبه و حتى قرآن[۵] دانسته است و با آگاهى از چنین ارزشى ، هیچ کس نباید به خود اجازه دهد به حریم آبروى دیگران تجاوز کند. تقویت حسن ظن و حمل رفتار دیگران بر وجه نیکو، راه دیگرى براى درمان این بیمارى نابود کننده است .

===============================
پی نوشت ها :‌
[۱] . کلینى : کافى ، ج ۲، ص ۳۶۱، ح ۱٫
[۲]. کلینى : کافى ، ح ۲٫
[۳] . کلینى : کافى ، ص ۳۵۸، ح ۱٫
[۴] . ذاریات (۵۱): ۵۵٫
[۵] . علامه مجلسى : بحارالانوار، ج ۷، ص ۳۲۳٫
 منبع : کتاب اخلاق الهى ، جلد چهارم ، آفات زبان استاد آیت الله مجتبى تهرانى (ره) به نقل تبیان
تبیان

 

 

درباره زمان مرگ و از بین رفتن شیطان


درباره زمان مرگ و از بین رفتن شیطان


درباره زمان مرگ و از بین رفتن شیطان

درباره زمان مرگ و از بین رفتن شیطان

درباره زمان مرگ و از بین رفتن شیطان 

شیطان با غرور و تکبری که انجام داد از دربار الهی به دون کشیده شد و با خود عهد بست تا زمانی که زنده است مشغول به اغفال انسان ها باشد. در این فرصت بر آن شده ایم که رمز عاقبت بخیر نشدن شیطان را در کلام قرآن کریم مرور کنیم  ببینیم این شیطان تا چه زمانی فرصت دارد که برای فریب انسان ها با همکاران خود تلاش کند و بالأخره خودش کی از بین می رود…

 

در قرآن کریم از شیطان سخن بسیار زده شده … اینکه از چه جنسی است، چه می خواهد، اصلا چه شد که شیطانی که جزو فرشتگان بود از درگاه خداوند رانده شد؛ رمز عاقبت بخیر نشدن شیطان چه بود،‌ ابزار کارش برای فریب آدم ها چیست؟ چه انسان هایی را می تواند فریب دهد و از توان فریب چه انسان هایی ناتوان است و خیلی چیزهای دیگر که با مطالعه قرآن کریم به آن می رسیم.

 

در این فرصت بر آن شده ایم که رمز عاقبت بخیر نشدن شیطان را در کلام قرآن کریم مرور کنیم، ببینیم این شیطان تا چه زمانی فرصت دارد که برای فریب انسان ها با همکاران خود تلاش کند و بالأخره خودش کی از بین می رود…

 

اولین گرد بدبختی که شیطان را غبار آلود کرد و پله ای شد برای بدبختی و سرنگونی او، غرور و تکبر بود؛ قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ ﴿اعراف، ۱۲﴾؛ فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چیز تو را باز داشت از اینكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفریدى و او را از گل آفریدی.

 

غروری که کم و بیش متأسفانه امروز دیده می شود که شانه های افراد مؤمن را هم آلوده کرده است؛ من از او بزرگترم، اول او باید سلام کند، او باید جلوی پای من بلند شودف باید من را حضوری برای میهمانی دعوت کند و ….و این در حالی است که قرآن کریم می‎ فرماید: “ان الله لا یحب المتکبرین” (سوره نمل آیه ۲۲) یعنی خداوند متکبران را دوست ندارد.

 

و در جایی دیگر می فرماید: « من آنان را که از روی کبر دعوی بزرگی کنند از آیات رحمتم رویگردان کنم.» (سوره اعراف آیه ۱۴۶) و اینجاست که باید مراقب این خصیصه اخلاقی باشیم؛ مراقب باشیم که با خوب ‌ها همنشین شویم تا خلق و خوی خوب و الهی در ما ساخته شود.

 

شیطان چه زمانی از بین می رود؟

بر اساس آیه « و نفخ فی الصور فصعق من فی السماوات و من فی الارض» (زمر/۶۸) در پی نفخ صور همگان خواهند مرد. اما آیا تا پیش از آن گستره حیات شیطان تا کجاست از این آیه به دست نمی آید. بر پایه برخی روایات، ابلیس در میان نفخه نخست و دوم می میرد.(التفسیر الكبیر ، ج ۵۴ ، ص ۳۶۷ – ج۱۱ ، ص ۱۰۸)

 

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، پایان كار شیطان را برپایی حكومت حضرت مهدی (عج) دانسته (المیزان ، ج ۱۲ ، ص۱۶۱-۱۶۰) كه بر اساس برخی روایات، ابلیس به دست مبارك آن حضرت یا طبق روایات رجعت، پس از جنگ با لشكر امیرالمومنین، علی(علیه السلام) ، در حوالی كوفه می گریزد و به دست پیامبر (صلی الله و علیه وآله)

 

بر صخره بیت المقدس (بحارالانوار، ج۵۳ ، ص ۴۲) كشته می شود.(همان ، ج ۶ ، ص ۲۵۴) برخی پایان حیات ابلیس را مقارن با پایان حیات انسان بر روی كره خاكی دانسته اند. (المیزان ، ج ۸ ، ص ۲۸-۲۷

 

پایان کار شیطان در بیان علامه جوادی آملی
استاد علامه جوادی آملی (حفظه الله) در باب پایان کار شیطان فرموده اند: تا آخرین انسان هست، او (ابلیس) هم هست. برای اینکه آخرین انسان را هم اغوا می کند، وسوسه می کند. این چنین نیست که شیطان قبل از یک عده ای بمیرد. آن وقت آن عده ، هیچ وسوسه ای ندارند. اگر وسوسه نداشتند که به کمال نمی رسند.

 

انسان وقتی به کمال می رسد که جهاد اکبر داشته باشد. اگر هیچ گرایشی به طرف رذیلت نبود، انسان که طبعاً به طرف رذیلت و گناه میل ندارد. شهوت می خواهد، لباس می خواهد، غذا می خواهد نه حرام، و همه اینها از سنخ حلالش هست… آنکه انسان را به طرف حرام تشویق می کند، ابلیس است و الا انسان فطرتا به دنبال حلال می رود.(دروس تفسیر سوره اعراف،آیت الله جوادی آملی،جزوه نهم،ص۱۱)

 

منبع:tebyan.net

 

 

حکم نگهداری از حیوانات خانگی در شرع و دین


حکم نگهداری از حیوانات خانگی در شرع و دین


حکم نگهداری از حیوانات خانگی در شرع و دین

حکم نگهداری از حیوانات خانگی در شرع و دین

حکم نگهداری از حیوانات خانگی در شرع و دین 

نگهداری از حیوانات خانگی مانند سگ گربه معمولا درخانه ها رواج دارد و افراد در کنار این حیوانات زندگی می کنند. با توجه به نجس بودن سگ در اسلام باید حکم نگهداری از آنان را دانست. در آموزه‌های دینی و سیرۀ پیشوایان دین در رابطه با مسئلۀ نگهداری حیوانات خانگی از قبیل خروس، مرغ، گوسفند، بز ماده شیرده

 

و کبوتر و حتی مواظبت از گربه روایاتی به دست ما رسیده است که وجود این روایات استحباب و ثواب در امر نگهداری این‌گونه حیوانات را می‌رساند، لذا نگاه دقیق دین و آموزه‌ای اسلامی به امر نگهداری حیوانات خانگی می‌توان مبیّن اهتمام آموزه‌های دینی به بهره‌گیری از فواید مادی و معنوی حیوانات خانگی و نیز رعایت حقوق حیوانات باشد. در ادامه برخی روایاتی که نگهداری حیوانات خانگی را مورد تأیید قرار داده‌اند برای مخاطبین ارائه می‌گردد:

 

 به‌ عنوان نمونه توصیه‌های فراوانی که در مورد نگه‌داری کبوتر وجود دارد؛ زید شحام نقل کرده است: در نزد امام صادق علیه الاسلام   صحبت از کبوتر شد و ایشان فرمودند: «آنها را در خانه‌هاى خود داشته باشید که محبوب هستند».

 

 پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه وآله) به عمه خود فرمودند: «که چه مانع است تو را از آن‌که در خانه خود برکتى نگاه‌داری؟ گفت: یا رسول اللّه برکت کدام است؟ فرمودند: گوسفندى که شیر دهد. هر که در خانه او گوسفند شیرده یا بز شیرده یا گاو شیرده باشد باعث برکت خانه او مى‏شود.»

 

 امام کاظم علیه الاسلام  فرمود: «نشاید که خانه هر یک از شماها از سه چیز تهى باشد که آنها آباد کن خانه باشند: گربه و کبوتر و خروس و اگر با خروس مرغى هم باشد چه ‌بهتر وگرنه باکى نیست بر کسى که توانا بر آن نیست. » هم‌چنین روایات بی‌شماری، در زمینهٔ نگهداری حیوانات در منزل از سوی ائمۀ اطهار علیهم السلام  ذکر گردیده است که برای اجتناب از اطاله در کلام مخاطبین می‌توانند به آن منابع مراجعه نمایند.

 

واکاوی چرائی نگهداری حیوانات خانگی از منظر دین:
حال باید دید فلسفۀ سفارشات فراوان ائمۀ اطهارعلیه الاسلام   مبنی بر نگهداری حیوانات خانگی در منزل چیست و آیا فواید و آثاری بر آن مترتب است؟با نگاهی اجمالی بر روایات می‌توان آثار و کارکردهای فراوان مادی و معنوی را در نگهداری از حیوانات خانگی مشاهده نمود، اما مهم‌ترین شاخصه‌ها و کارکردهای موجود درآموزه‌های دینی را می‌توان در این امور خلاصه نمود:
 استحباب و برکت:

 

با مروری بر روایات ذکرشده و با تأمل در آموزه‌های دینی می‌توان به مستحب بودن و نیکو بودن نگهداری حیوانات خانگی اذعان نمود هم‌چنین برکت در نگهداری این‌گونه حیوانات در زندگی مالک آن حیوان ازجمله مواردی است که در روایات و آموزه‌های دینی به‌صراحت و متعدد ذکرشده است.

 

 به ‌عنوان نمونه عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام نقل مى‌کند که فرمود:
«اذا اتخذ اهل بیت شاة أتاهم الله بارزاقهم وارتحل عنهم الفقر مرحلة. فاذا اتخذو شاتین أتاهم الله بارزاقها وزادفى ارزاقهم وارتحل الفقر عنهم مرحلتین و ان اتخذو ثلاثة أتاهم الله بارزاقها وارتحل عنهم الفقر رأساً.)»

 

 هرگاه اهل خانه‌‌اى، گوسفندى در اختیار گیرند خداوند، روزى آن را به ایشان بدهد و در روزى شان بیفزاید و فقر و ندارى، یک درجه از آنان دور شود. و هرگاه دو گوسفند در اختیار گیرند، روزى آنها را به ایشان بدهد و در روزى‌شان بیفزاید و فقر، دو درجه از آنان دور شود و اگر سه گوسفند در اختیار گیرند، روزى آنها را به ایشان بدهد و فقر، به کلى از آنان رخت بربندد.

 

حق حیات
نباید فراموش نمود در آموزه‌های دینی رعایت حقوق حیوانات ازجمله حق حیات و عدم اذیت و آزار حیوانات خانگی به‌عنوان یکی از شاخصه‌های سفارش ائمۀ اطهار مبنی بر نگهداری و مراقبت از این حیوانات مورد تأکید قرار گرفته است.

 

در آموزه‌های دینی و در کلام فقهای اسلامی حفظ جان حیوانات و ضرورت رسیدگی از قبیل تأمین آب و غذای حیوانات مورد تأکید قرار گرفته است، لذا در آموزه‌های اسلامی کشتن حیوانات و سلب حیات از آنها از پلیدترین اعمال شمرده‌ شده است، همان‌گونه که امام صادق علیه السلام فرمود: «اقذر الذنوب ثلاثة: قتل البهیمة …. کشتن حیوان از پلیدترین گناهان است.

 

اجمالاً در باب رعایت حقوق حیوانات به ‌ویژه حیوانات خانگی می‌توان به‌ حق اذیت و آزار ندیدن، حق تولید مثل، حق عدالت در برخورد با حیوان و دوری از رفتار زشت و نفرت‌انگیز، حق اختصاص جایگاه و استراحتگاه برای حیوان، و نیز حق بهداشت برای پاکیزگی حیوان و نیز حق تأمین غذا و آب برای سرپرستی مطلوب به حیوان اذعان نمود.

 

لذا می‌توان اهتمام دین به حفظ جان حیوانات را به‌عنوان یکی از ویژگی‌های سفارش رسول اکرم(صلی‌الله علیه وآله) و امامان معصومین علیهم السلام مبنی بر نگهداری از حیوانات خانگی مدنظر قرارداد

 

رفع بلا:
مقولۀ رفع بلا از اهل منزل از مهم‌ترین کارکردهای نگهداری حیوانات خانگی است که در آموزه‌های دینی بیان‌شده است، به‌عنوان نمونه در حدیث معتبر از حضرت صادق(علیه‌السلام) منقول است که خروس بال گشاده سفیدى که در خانه باشد آن خانه و هفت خانه دور آن خانه را از بلاها نگاه مى‌دارد… .

 

نگهداری حیوانات و فواید معنوی:
در حدیث دیگر منقول است که خدمت حضرت امام رضا(علیه‌السلام) تعریف حُسن طاوس می‌کردند حضرت فرمود که هیچ حیوانى حسنش زیاده از خروس سفید نیست و خروس خوش‌آوازتر از آن است و برکتش بیشتر است و تو را آگاه می‌کند در وقت نمازها .

 

استفتائات:
نگهداری از حیوانات برای تفریح [احکام نگهداری حیوانات]
پرسش : امام صادق(علیه السلام) در حدیثى معروف مى فرماید: «شایسته است انسان وقت خود را به چهار قسمت تقسیم کند، سپس توصیه مى کند که یکى از آن چهار قسمت صرف تفریح شود.» این موضوع نشان مى دهد که تفریح براى یک انسان، خصوصاً براى جوانان لازم است، و باعث مى شود که دیگر وظایف خود را بهتر انجام دهد. نگهدارى از حیوانات که در عین تفریح داراى جنبه هاى علمى و تحقیقى درباره دنیاى آفرینش، تقویت روحیه محبّت، و نیز نظاره و دقّت بر عجایب خلقت و قدرت خداوند متعال مى باشد، به نظر جنابعالى چگونه است؟

 

پاسخ : نگهدارى حیوانات براى اهدافى که در بالا ذکر شد، نه تنها مانعى ندارد، بلکه فواید معنوى و مادّى نیز در بر دارد. ولى طورى باشد که منتهى به اسراف یا آزار حیوانات نشود.آیت الله مکارم شیرازی سایت معظم له

 

هزینه های نگهداری حیوانات [احکام نگهداری حیوانات]
پرسش : نگهدارى از حیوانات ماهانه مبلغى هزینه در پى دارد، مانند دانه اى که براى قنارى یا طوطى مى خرند، یا کاهو یا سبزى که براى خرگوش، خریده مى شود. چنین هزینه هایى چه حکمى دارد؟

 

پاسخ : این هزینه ها مادامى که به اسراف منتهى نشود، ایرادى ندارد.

 

 

درباره خواندن نماز قضای والدین مرحوم شده


درباره خواندن نماز قضای والدین مرحوم شده


درباره خواندن نماز قضای والدین مرحوم شده

درباره خواندن نماز قضای والدین مرحوم شده

درباره خواندن نماز قضای والدین مرحوم شده 

معمولا فرزند بزرگتر خانواده عهده دار خواندن نماز قضای والدین مرحوم و فوت شده می شود که در این میان باید نیت نماز را به جا آورد. نیت نماز قضای والدین این گونه است که قصد کنید به نیابت از طرف والدین خود، نماز قضا بخوانید و در هر نمازی که می خوانید، قصد کنید به نیابت ایشان نماز را قضا می کنید.

 

نماز والدین مرحوم خود را با چه نیتی قضا کنم؟
باید هنگام خواندن نماز قضای میت، در نیّت خود میّت را معیّن نمود و همینکه نیّت شود که از طرف کسى نماز مىی خواند که براى او اجیر شده‌، کفایت می کند.

 

لذا نیت نماز قضای والدین این گونه است که قصد کنید به نیابت از طرف والدین خود، نماز قضا بخوانید و در هر نمازی که می خوانید، قصد کنید به نیابت ایشان نماز را قضا می کنید و همچنین اگر به این قصد که آنچه بر عهده والدین شما بوده، شما از طرف او انجام دهید،نیز صحیح است.

 

 

حضرت داود (ع) خوش صدا ترین پیامبر


حضرت داود (ع) خوش صدا ترین پیامبر


حضرت داود (ع) خوش صدا ترین پیامبر

حضرت داود (ع) خوش صدا ترین پیامبر

حضرت داود (ع) خوش صدا ترین پیامبر

حضرت داود (ع) به خوش صدا بودن در تاریخ معروف است و نعمتی بوده است که از سوی خداوند برای این پیامبر نازل شده است. حضرت داود (ع) یکی از پیامبران بنی اسراییل است که در بیت اللحم متولد شده و در ابتدای جوانی شبانی کرده و به خاطر شجاعت، دانایی و صدای خوبی که داشت شهرت یافت.

 

زیبایی، معجزه صحبت کردن با حیوانات، داشتن مهارت در اومور حکومتی، صدای خوش و …از جمله توانمندی هایی است که پروردگار الهی در کنار هدایت الهی و رستگاری بندگان به پیامبران خود از حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم(ص) توفیق داده است.زیبایی را به یوسف نبی، صبر را حضرت ایوب(ع)، عمر طولانی به نوح نبی، جمال و ختم هدایت خود را به محمد رسول الله(ص) عطا فرموده و صدای خوش را نصیب نبی الله الحکام(حضرت داود(ع)) کرده‌است.

 

پیش از آنکه حضرت داود نبی(ع) را به عنوان پیامبر خوش الحان معرفی کنیم،شهرت این پیامبر الهی به جنگ سربازان طالوت و جالوت بازمی گردد. بدین ترتیب که این حضرت(ع) به عنوان یکی از سربازان طالوت به جنگ جالوت و لشکریانش می رود و یا سنگی که در سنگ قلاب خود گذاشته، جالوت جبار را از پای در‌می‌آورد.

 

مشخصات حضرت داوود (ع) و ویژگی‎های او

حضرت داود(ع) یكی از پیامبران بزرگی است كه علاوه بر قدرت معنوی و نبوّت، دارای حكومت ظاهری وسیع نیز بوده و نام مباركشان شانزده بار در قرآن آمده است.

 

نبی الله الحکام(ع) در سرزمینی بین مصر و شام دیده به جهان گشود، او از نواده‎های حضرت یعقوب نبی(ع)است و به ۹ واسطه به یكی از فرزندان حضرت یعقوب(ع) می‎رسد، پدرش «ایشا» نام داشت.او صد سال عمر كرد، كه چهل سال از آن را حكومت نمود.

 

حضرت داود (ع) بسیار خوش صوت بود، به طوری كه وقتی صدایش به مناجات بلند می‎شد، پرندگان به سوی او می‎آمدند و حیوانات وحشی گردن می‎كشیدند تا صدای دلنشین او را بشنوند، او كوتاه قد و كبود چشم و كم مو بود، در میان بنی اسرائیل و در پیشگاه طالوت فرمانده شجاع و با ایمان لشكر بنی اسرائیل، دارای موقعیت عظیم بود،

 

پس از آن كه طالوت از دنیا رفت، بنی اسرائیل حكومت و فرماندهی طالوت را، در اختیار داود(ع)گذاشتند و همه ثروتهای طالوت را به او سپردند، وقتی كه به حاكمیّت رسید، خداوند او را به مقام پیامبری نیز رسانید.همچنین این پیامبر الهی، دومین پادشاه اسرائیل به روایت عهد عتیق بود. در کتاب عهد عتیق پادشاهی برحق، اما نه بی‌اشتباه،

 

جنگ‌جویی متبحر و نوازنده و شاعری بزرگ معرفی شده و تعدادی از ترانه‌های منسوب به حضرت داود(ع) در کتاب «مزامیر» یا «زبور» جمع‌آوری شده‌است.

 

۱۰ خصلت عظیم حضرت داوود(ع)

 در قرآن، در آیه ۱۵ تا ۲۰ سوره «ص»، خداوند داوود(ع) را با ۱۰ خصلت ارجمند می‎ستاید، حتی به پیامبر اسلام (ص) سفارش كرده كه در برابر گزند مخالفان و بدخواهان همانند داوود(ع) صبر و مقاومت داشته باشد.

 

در آیه نخست (آیه ۱۷ ص) چنین آمده: «اِصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ؛

 

ای پیامبر! در برابر آن چه مخالفان می‎گویند شكیبا باش و به خاطر بیاور بنده ما داوود علیه السلام را كه صاحب قدرت، و بسیار بازگشت كننده به خدا بود.»

 

خصال دهگانه ارجمند داوود(ع) عبارتند از:
* صبر و مقاومت.
* مقام عبودیّت و بندگی.
* قوّت و قدرت معنوی و جسمی.

 

* بازگشت و رجوع مداوم به خدا، و رابطه تنگاتنگ با خدا.
* كوهها در تسخیر او بودند و با او صبح و شام تسبیح خدا می‎گفتند.
* پرندگان در تسبیح خدا با او هم آواز می‎شدند.

 

* آنها نه تنها در آغاز كار بلكه در همه احوال، با تسبیح او هماهنگ می‎شدند.
* داشتن حكومت استوار و مقتدرانه.
* علم و دانش سرشار كه مایه بركات است.
* منطقی گویا، و بیانی لطیف و شیوا

 

خداوند گاهی او را به عنوان «نِعمَ العَبدِ» «نیكوترین بنده» و زمانی او را به عنوان خلیفه خود، و نیز به داشتن امتیاز و فضایل علم و حكمت معرفی كرده، و نزول كتاب اخلاقی و مهم زبور را بر حضرت داوود(ع)، بر شمرده او را با عالی‌ترین خصلت‎ها ستوده است.

 

 

فضیلت ها و ثواب خواندن دعای قاموسی


فضیلت ها و ثواب خواندن دعای قاموسی


فضیلت ها و ثواب خواندن دعای قاموسی

فضیلت ها و ثواب خواندن دعای قاموسی

فضیلت ها و ثواب خواندن دعای قاموسی

دعای قاموسی در تسخیرات و ارباب علمات بسیار تاثیر دارد و خواندن آن نیز ثواب بسیار زیادی دارد که می توانیم شرح آن را در زیر بخوانیم. مرحوم ثقة الاسلام نوري، در صحيفة ثانيه علويه مي فرمايند: از دعاهاي علي ـ عليه السّلام ـ سيفي صغير مي باشد كه همان دعاي قاموس مي باشد. و ايشان مي فرمايند دعاي قاموس در شهرت، كمتر از مناجات خمسة عشر نيست. و در كلمات ارباب علمات و تسخيرات، آثار عجيبي براي آن ذكر شده است.

 

دعاي سيفي صغير چه خواصي دارد و در چه مواردي خوانده مي شود؟

قبل از هرچيز، خواص دعاي سيفي صغير را متذكر مي شويم:

۱٫ از علي ـ عليه السّلام ـ نقل شده است. هركس دِين و قرض داشته باشد و اين دعا را به جهت اداي دين بخواند خداي تبارک و تعالي از خزانة غيبش دين او را اداء نموده، و او آسوده گردد.

 

۲٫ هركس آن را در سفر يا حضر بخواند آفتي به او نرسد.

 

۳٫ و اگر دعا را نوشت و با خودش حمل كند، از شرّ دشمن و دزد و راهزن و هر مفسدي در امان باشد. و اگر اين دعا را با شكر يا آبي كه از نهري جاري برداشته اند، بخواند و آن را بخورد، باب سعادت بر روي او گشوده شود و اسباب سفر برايش به بهترين وجه فراهم گشته و همنشيني نيك قرين او گردد.

 

۴٫ خواندن اين دعا موجب رستگاري در دو جهان مي گردد.و باز از آن حضرت نقل شده است كه فرمودند: در اثناي خواندن دعاي سيفي مُلهِم به اين حكمت شدم و دانستم كه هر خاصيتي در دعاي سيفي كبير است در اين كلمات نيز هست.

 

۵٫ عرفاء مي فرمايند: هركس اين كلمات (دعاي سيفي) را هر روز يك بار بخواند، از سرّ توحيد چيزي بر او منكشف گردد كه «لا عينٌ رأت، و لا اُذُن سمعمت» [۱۱] يعني هيچ چشمي نبيند و هيچ گوشي نشنود . و هركس صدبار بخواند، صاحب كشف(مكاشفه) مي گردد و از اهل يقين مي شود.

 

و اين كلمات شريفه به جهت داشتن مقاصد و مضامين عاليه توحيدي، تأثير بسزايي در دل آدمي دارد. و اگر بعد از دعاي سيفي كبير[۲] خوانده شود در سرعت اجابت بسيار مجرّب است.[۳]

 

دعاي سيفي صغير در كلمات بزرگان و عارفان

۱٫ مرحوم سيد هاشم حدّاد. يكي از عرفاء بزرگ، نظرش اين بوده كه اين دعا، آنقدر مضامين قدرتي و سلطنتي دارد كه موجب قبض و تنگي صدر مي گردد. و نبايد بدون اجازه استاد خوانده شود. يعني معلوم مي شود كه بايد انسان مراحلي از عرفان و سير و سلوك را بپيمايد تا لياقت و توان خواندن چنين دعائي را داشته باشد. چنان كه نقل شده، مرحوم قاضي، به شاگردان خصوصي اجازه مي دادند، اين دعا را بخوانند.

 

۲٫ ولي آية الله مرعشي (ره) و همچنين آية الله كشميري، هم خودشان مي خوانده اند و به افراد هم توصيه مي كرده اند.  

فضیلت ها و ثواب خواندن دعای قاموسی

خواندن دعای قاموس موجب رستگاري در دو جهان مي گردد

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانیاش هميشگى است

 

رَبِّ أَدْخِلْنِي فِي لُجَّةِ بَحْرِ أَحَدِيَّتِكَ وَ طَمْطَامِ يَمِّ وَحْدَانِيَّتِكَ وَ قَوِّنِي بِقُوَّةِ سَطْوَةِ سُلْطَانِ فَرْدَانِيَّتِكَ حَتَّى أَخْرُجَ إِلَى فَضَاءِ سَعَةِ رَحْمَتِكَ وَ فِي وَجْهِي لَمَعَاتُ بَرْقِ الْقُرْبِ مِنْ آثَارِ حِمَايَتِكَ مَهِيبا بِهَيْبَتِكَ عَزِيزاً بِعِنَايَتِكَ مُتَجَلِّلاً مُكَرَّما بِتَعْلِيمِكَ وَ تَزْكِيَتِكَ وَ أَلْبِسْنِي خِلَعَ الْعِزَّةِ وَ الْقَبُولِ وَ سَهِّلْ لِي مَنَاهِجَ الْوُصْلَةِ وَ الْوُصُولِ وَ تَوِّجْنِي بِتَاجِ الْكَرَامَةِ وَ الْوَقَارِ وَ أَلِّفْ بَيْنِي

 

وَ بَيْنَ أَحِبَّائِكَ فِي دَارِ الدُّنْيَا وَ دَارِ الْقَرَارِ وَ ارْزُقْنِي مِنْ نُورِ اسْمِكَ هَيْبَةً وَ سَطْوَةً تَنْقَادُ لِيَ الْقُلُوبُ وَ الْأَرْوَاحُ وَ تَخْضَعُ لَدَيَّ النُّفُوسُ وَ الْأَشْبَاحُ يَا مَنْ ذَلَّتْ لَهُ رِقَابُ الْجَبَابِرَةِ وَ خَضَعَتْ لَدَيْهِ أَعْنَاقُ الْأَكَاسِرَةِ لا مَلْجَأَ وَ لا مَنْجَى مِنْكَ إِلا إِلَيْكَ وَ لا إِعَانَةَ إِلا بِكَ وَ لا اتِّكَاءَ إِلا عَلَيْكَ ادْفَعْ عَنِّي كَيْدَ الْحَاسِدِينَ ،

 

پروردگارا مرا در ژرفاى درياى يگانگى ات، و در ميان اقيانوس يكتايى ات وارد ساز، و با نيروى چيرگى سلطنت تنهاى ات توانمند گردان تا به فضاى بیكران رحمتت درآيم، درحالى كه در چهره ام درخشندگي های پرتو قرب از آثار حمايتت فروزان باشد و به شوكتت پرشكوه باشم، و به عنايتت عزيز باشم، و به آموزش و پرورشت بزرگ و بزرگوار باشم، خدايا خلعت هاى عزّت و قبولى را بر من بپوشان، و برايم راه هاى پيوند و پيوستگى را هموار كن، و به تاج كرامت

 

و وقار تاجدارم نما، و ميان من و شيفتگانت در دنيا و آخرت پيوند انداز، و از نور نامت شوكت و قوّتى به من عنايت كن كه دلها و جانها مطيع من گردند، نفوس و بدنها نزد من فروتن شوند، اى آن كه گردن گردنكشان برايش خوار گشته، و پادشاهان در پيشگاهش فروتن شده اند، پناهگاه و راه رهايى از تو جز به تو نيست و كمكى نيست جز از تو، و تكيه گاهى نيست جز بر تو، خدايا! بدانديشى حسودان،

 

وَ ظُلُمَاتِ شَرِّ الْمُعَانِدِينَ وَ ارْحَمْنِي تَحْتَ سُرَادِقَاتِ عَرْشِكَ يَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ أَيِّدْ ظَاهِرِي فِي تَحْصِيلِ مَرَاضِيكَ وَ نَوِّرْ قَلْبِي وَ سِرِّي بِالاطِّلاعِ عَلَى مَنَاهِجِ مَسَاعِيكَ إِلَهِي كَيْفَ أَصْدُرُ عَنْ بَابِكَ بِخَيْبَةٍ مِنْكَ وَ قَدْ وَرَدْتُهُ عَلَى ثِقَةٍ بِكَ وَ كَيْفَ تُؤْيِسُنِي [تُوئِسُنِي ] مِنْ عَطَائِكَ وَ قَدْ أَمَرْتَنِي بِدُعَائِكَ وَ هَا أَنَا مُقْبِلٌ عَلَيْكَ مُلْتَجِئٌ إِلَيْكَ بَاعِدْ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَعْدَائِي

 

كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ أَعْدَائِي اخْتَطِفْ أَبْصَارَهُمْ عَنِّي بِنُورِ قُدْسِكَ وَ جَلالِ مَجْدِكَ إِنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ الْمُعْطِي جَلائِلَ النِّعَمِ الْمُكَرَّمَةِ لِمَنْ نَاجَاكَ بِلَطَائِفِ رَحْمَتِكَ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ

 

و تيرگي هاى شرّ دشمنان را از من دور كن، و به من مهر ورز زير سراپرده هاى عرشت، اى گرامى ترين گراميان، ظاهر هستى ام را در به دست آوردن خشنوديت تأييد كن، و قلب و نهادم را با آگاهى بر راه هاى رسيدن به پيشگاهت روشن فرما.خدايا چگونه از در خانه ات مأيوس و نااميد بازگردم درحالى كه با اعتماد به تو وارد آن شدم،

 

و چگونه از عطايت نااميدم میكنی درحالیكه مرا به دعا در پيشگاهت فرمان دادى، اينك به تو روى آورده ام و از تو پناه می جويم بين من و دشمنانم دورى انداز، چنان كه بين دشمنانم دورى انداختى، به نور پاك و عظمت و بزرگوارى ات ديدگان دشمنانم را از دين من نابينا كن، به يقين تو خداى عطابخش نعمت هاى بزرگ و باارزش به بندگان نجواگر خويش هستى،

 

كه با لطائف رحمتت تو را مى خوانند، اى زنده، اى پاينده اى صاحب بزرگ و كرامت و درود خدا بر مولاى ما و پيامبر ما محمّد و بر خاندان پاك و پاكيزه اش همه و همه.

 

===============================

پي نوشت ها:
[۱] . نه چشمي و نه گوشي شنيده است.
[۲] . منظور از سيفي كبير حرز يماني مي باشد.
[۳] . نصر اللهي، محمد ابراهيم، كتاب هزار و يك ختم، انتشارات تهذيب، ص۱۳۵، با تقريظ آية الله سيد عباس كاشاني.

 

 

شعرهای ناب تبریک میلاد حضرت زینب (س)


شعرهای ناب تبریک میلاد حضرت زینب (س)


شعرهای ناب تبریک میلاد حضرت زینب (س)

شعرهای ناب تبریک میلاد حضرت زینب (س)

شعرهای ناب تبریک میلاد حضرت زینب (س) 

میلاد حضرت زینب،همراه برادر،زن سرسخت و سخت کوش کربلا،یگانه نام ماندگار در تاریخ،مبارک باد! این روز به نام پرستاران نیز نامگذاری شده است.

 

 

نسیم پرده ی گهواره را تکان می داد

برای عرض ارادت خودی نشان می داد

 

ستاره های درخشان خوشه ی پروین

کنار پنجره مبهوت کودکی شیرین

 

شمیم قدسی او در مدینه پیچیده

بهار آمده, بلبل به غنچه خندیده

 

چکاوکان به در باغ ریسه می بندند

شکوفه ها همه دیوانه وار می خندند

 

نشانه های ظهور مسیح ظاهر شد

مدینه مرکز ثقل خیال شاعر شد

 

نسیم گرد سر نو رسیده دف می زد

بنفشه داخل گلدان مدام کف می زد

 

 صدای خواندن پروانه ها چه زیبا بود

تبسم لب شیر خدا چه زیبا بود

 

ز نور طلعت رویش ستاره حیران شد

و ماه با عجله پشت ابر پنهان شد

 

ستاره گفت به خورشید:- بی خبر ساده –

خدا به فاطمه خورشید دیگری داده

 

زمان سیطره وسلطه گشته طی خورشید

 شکسته حرمت پوشالی تو ای خورشید

 

حریر جذبه ی چشمان او اهورایی ست

طلوع خنده ی زینب عجب تماشایی ست

 

بساط فخر فروشی ز آسمان بر چین

بیا زمین به تماشای دخترک بنشین

 

بیا ببین که ندیدی کسی به این پاکی

شدند خادمه اش, حوریان افلاکی

 

نگاه حیرت خورشید تا بر او افتاد

اسیر بند جنون گشت و نعره ها سر داد

 

هوار می زدومی گفت:وه چه نوری داشت!

شبیه مادر خود چهره ی صبوری داشت

 

بدون شبه وشک از قبیله ی نور است

میان هاله ی انوار خویش مستور است

 

وقار و نور جبینش به مصطفی رفته

ولی غرور نگاهش به مرتضی رفته

 

چه کودکیست ! که خود اشهدین می گوید

و گاه خنده کنان یا حسین می گوید

 

چه کودکیست ! که گوید ثنای رب جلی

دوچشم او شده خیره به ذوالفقار علی

شعرهای ناب تبریک میلاد حضرت زینب (س)

شعر ولادت حضرت زینب (س)

 

آمدی و بیت وحی از مقدمت پر نور و زیباتر شده

 پُر فضا بار ِ دگر از رشحه های سوره ی کوثر شده

شور و شادی کار پیغمبر شده

مرحبا،قنداقه ات چون مصحفی جلوه بر آغوش ِ خوش ِ مادر شده

آمدی و فاتح خیبر یل بدر و حنین و حجت داور،علی بن ابیطالب،

امیر ِ مؤمنان

صاحب ِ دختر شده

ای به آسمان ِ عشق چون کوکب

عمه ی سادات یا زینب…

 

ای تمام ِ هستی من نذر نور نام تو

مرغ دل پر میزند بر بام ِ تو

معجزات عیسَوی هم هست فیض عام ِ تو

طائران ِ عرش ِ دلها در حریم ِ عشق،دربند و اسیر دام ِ تو

وَحش ِ صحرا رام ِ تو

ساقی رحمت به دستش جام ِ تو

 ای نام ِ خوشت تجلّی ِ یا رب

عمه ی سادات یا زینب…

 

ای همیشه مکتب و راه و طریقت،مکتب و راه ِ خدایی

کعبه ای،رُکنی،مقامی،زمزمی،بیتی،صفایی

 نور چشم مصطفایی،آبروی مرتضایی

ثانی خیر النسایی،تو عزیز مجتبایی

هستی و دار و ندار ِ آفتاب ِ نینوایی

تو پس از عباس یا زینب علمدار ِ قیام ِ بی نظیر ِ کربلایی

ما تمام ِ فخرمان از محضرت باشد گدایی

ای نگار هل اتایی

حسین خورشید و تو چون کوکب

عمه ی سادات یا زینب…

 

شعرهای ناب تبریک میلاد حضرت زینب (س)

شعر میلاد حضرت زینب کبری (س)

 

امشب ز اوج آسمان باران اختر می‌چکد

از انتهای کهکشان مینای کوثر می‌چکد

از دست ساقی تا سحر جرعه ز ساغر می‌چکد

بر دل رسیده کیمیا از دیده ها زر می چکد

امشب شب مولودی دردانه زهرا بود

 

بر مقدم او از سما اختر نشانی می شود

ساغر به رقص آید کنون می جاودانی می شود

رنگین کمان در سجده اش قامت کمانی می شود

با یک اشاره از ازل دل آسمانی می شود

عشق از پی تفسیر او سرگشته معنا بود

امشب شب مولودی دردانه زهرا بود

 

از نور روی او قمر رو سوی انجم میکند

خود را به پشت ابر ها خورشید هم گم میکند

چون غنچه ای لب وا کند طاها تبسم میکند

زهرا به اشک شوق خود در دل ترنّم میکند

او زیور هفت آسمان و زینت بابا بود

امشب شب مولودی دردانه زهرا بود

 

شد از هم اکنون صبر عالم واله و شیدای او

شمس و قمر پروانه ای بر چهره مهتاب او

او بی قرار و در کنارش جد و مام و باب او

تا آنکه آغوش حسینش میشود محراب او

در عشق او پیغمبر فرهنگ عاشورا بود

امشب شب مولودی دردانه زهرا بود