محدوده رانندگی با خودرو گذر موقت در مناطق آزاد


محدوده رانندگی با خودرو گذر موقت در مناطق آزاد


محدوده رانندگی با خودرو گذر موقت در مناطق آزاد

محدوده رانندگی با خودرو گذر موقت در مناطق آزاد

محدوده رانندگی با خودرو گذر موقت در مناطق آزاد 

خودروهای گذرموقت در مناطق آزاد حق دارند که تا محدوده خاصی رانندگی کنند. با قوانین رانندگی با خودروهای گذر موقت آشنا می شویم. براساس تبصره ماده ۱۶ آیین نامه راهنمایی و رانندگی مناطق آزاد، مقرر شده خودروهای پلاک منطقه آزاد تا شعاع تعیین شده در برخی از مناطق تردد کنند.منطقه آزاد تجاری، قلمرو معینی است که غالباً در محدودهٔ داخل یک بندر یا در مجاورت آن قرار گرفته و در آن تجارت آزاد با سایر نقاط جهان مجاز شناخته شده است.

 

چنانچه کالاها را می‌توان بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی از این مناطق صادر کرد یا به این مناطق وارد نمود و آن‌ها را برای مدتی در انبار ذخیره و در صورت لزوم بسته بندی و مجدداً صادر کرد.کالاهایی که از منطقه آزاد تجاری به کشور میزبان وارد می‌شوند، حقوق و عوارض گمرکی مقرر را می‌پردازند.

 

مناطق پردازش صادرات علاوه بر تسهیلات فوق، ابنیه و خدمات مورد نیاز جهت تولید، تبدیل مواد خام و کالاهای واسطه‌ای وارداتی به محصولات نهایی را به هدف صدور آن‌ها و برخی اوقات جهت فروش در بازار داخلی، به شرط پرداخت حقوق و عوارض گمرکی معمول فراهم می‌نمایند.

 

از این جهت منطقه آزاد پردازش صادرات ناحیه صنعتی ویژه‌ای است که تولیدات آن جهت گیری صادراتی دارند. تسهیلات این مناطق جهت جلب سرمایه گذاران خارجی و تسهیل استقرار آن هاست و معمولاً با مشوق‌های دیگری نیز همراه است.

 

خودروهای با پلاک منطقه آزاد خودروهایی هستند که نمی‌توانند از نقاط تعیین شده خارج گردند و در صورت خروج از محدوده تعیین شده، ضمن تعیین جرائم سنگین، خودروی مربوط توسط پلیس توقیف و طبق قانون قاچاق با آن برخورد می‌شود.به طور کلی مناطق آزاد ایران در حال حاضر ۷ منطقه هستند که عبارتند از: کیش، قشم، چابهار، انزلی، ارس، اروند و ماکو.

 

آنچه در رابطه با خودروهای با پلاک منطقه آزاد قابل توجه است این است که امکان خرید و پلاک گذاری برای هر شخص حقیقی و حقوقی تنها یک دستگاه خودرو در سال است، اما برای شرکت‌های وارد کننده خودرو محدودیتی وجود ندارد.

 

محدوده تردد خودروهای پلاک منطقه آزاد کجاست؟

در همین راستا و براساس تبصره ماده ۱۶ آیین نامه راهنمایی و رانندگی مناطق آزاد، مقرر شده خودروهای پلاک منطقه آزاد تا شعاع تعیین شده در این مناطق تردد کنند، این محدوده در مناطق آزاد مختلف بوده و به شرح زیر است:

 

منطقه آزاد اروند تا مرکز استان (حدود ۱۲۰ کیلومتر)

منطقه آزاد انزلی تا شعاع ۵۰ کیلومتر

منطقه آزاد ارس تا مرکز استان (حدود ۱۳۰ کیلومتر)

منطقه آزاد ماکو تا شعاع ۳۰ کیلومتر

خودروهای پلاک منطقه آزاد چابهار تا شعاع ۳۰ کیلومتری

 

 به گزارش پارس ناز در صورت خروج این خودروها از شعاع مصوب به منزله ورود غیرقانونی کالای گمرک نشده به قلمرو گمرکی به حساب می‌آید و مشمول بند الف ماده ۱۱۳ قانون امور گمرکی خواهد بود.

 

فارس

 

 

پیش گویی جنجالی زن بلغاری درباره دونالد ترامپ


پیش گویی جنجالی زن بلغاری درباره دونالد ترامپ


پیش گویی جنجالی زن بلغاری درباره دونالد ترامپ

پیش گویی جنجالی زن بلغاری درباره دونالد ترامپ

پیش گویی جنجالی زن بلغاری درباره دونالد ترامپ 

پیرزن بلغاری که پیش گوی بسیار معروفی بود درباره دونالد ترامپ نیز نظرات بسیار نگران کننده ای داشت و آمریکا را با خطر نابودی پیش بینی کرده بود. “بابا وانگا”، پیشگوی مشهور از بلغارستان که تاکنون پیشگویی هایش ردخور نداشته، پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، بار دیگر پیش بینی خود را اعلام کرد و سخنانش تیتر نخست بسیاری از روزنامه‌های جهان را از آنِ خود کرد.

 

پس از پیروزی “دونالد ترامپ” در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، “بابا وانگا” –پیشگوی معروف بلغاری- بار دیگر، تیتر یک برخی روزنامه های جهان شد؛ به ویژه آنکه بیش از ۸۵۵ درصد از پیش گویی هایش تاکنون، درست از آب درآمده است و بسیاری از سیاستمداران، پیش بینی های او را باور دارند.

 

بابا وانگا” پس از آنکه سالها قبل، پیش گویی کرده بود باراک اوباما، چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا خواهد بود، همچنین تصریح کرده بود که او آخرین رئیس جمهور آمریکاست.این پیشگوی بلغاری پیش بینی کرده بود که پس از اتمام ریاست جمهوری اوباما و جلوس جانشین او در کاخ سفید، آمریکا با مشکلات اقتصادی روبه رو خواهد شد.

 

بابا وانگا گفته بود که مردم آمریکا به رئیس جمهور پس از اوباما، امید بسیاری خواهند بست، ولی او آنها را رها می کند که به دنبال آن، نزاع هایی میان ایالت های شمالی و جنوبی درخواهد گرفت.

 

 به گزارش پارس ناز بابا وانگا، پیرزن نابینای بلغاری بود که سال ۱۹۹۶ در سن ۸۵ سالگی درگذشت. او صدها پیش گویی داشته است که صدها مورد از آن، مانند سونامی ۲۰۰۴، حملات یازده سپتامبر، تغییر آب و هوای کره زمین و ظهور گروه تروریستی داعش، درست از آب در آمده بود.

 

 

موجود عجیب و بزرگ در سواحل فیلیپین


موجود عجیب و بزرگ در سواحل فیلیپین


موجود عجیب و بزرگ در سواحل فیلیپین

موجود عجیب و بزرگ در سواحل فیلیپین

موجود عجیب و بزرگ در سواحل فیلیپین 

موجود عجیب و بزرگی در کشور فیلیپین کشف شده است که در سواحل دریا مرده بود و تعجب همگان را به همراه داشته است. اهالی یکی از شهرهای ساحلی جزایر دیناگات ، لاشه موجودی عظیم الجثه و شگفت انگیز پشمالو در کنار ساحل یافتند

 

به نقل از دیلی میل، ساکنان محلی جزیره دیناگات از وجود این هیولای دریایی شگفت زده شدند.به گفته مقامات محلی این جزایز پس از زلزله روز یکشنبه گذشته چند موجود دریایی عجیب و غریب در سواحل جزایر استوایی فیلیپین مشاهده شده اند.این حیوان عجیب که بیشتر شبیه یک نهنگ است ، بدنی کاملا مودار و حدود ۲۰۰۰ کیلو وزن دارد و به گفته افراد محلی احتمالا بر اثر ضربه کشتی ها طی دو هفته گذشته کشته شده است .

موجود عجیب و بزرگ در سواحل فیلیپین

 

 

علی اکبر دهخدا مرد ادبیات و لغت ایران


علی اکبر دهخدا مرد ادبیات و لغت ایران


علی اکبر دهخدا مرد ادبیات و لغت ایران

علی اکبر دهخدا مرد ادبیات و لغت ایران

علی اکبر دهخدا مرد ادبیات و لغت ایران 

علی اکبر دهخدا شاعر و ادیب معاصر ما است که از وی لغت نامه بسیار جامعی در زبان فارسی به یادگار مانده است که این روزها همگی آن را مورد استفاده قرار می دهیم. علامه علی‌اکبر دهخدا را شاید کمتر ایرانی‌ای باشد که نشناسد و یا لااقل نامش را نشنیده باشد. نام «لغت» گره خورده است با اثر سترگ «لغت‌نامه‌ی دهخدا».

 

علی‌اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ هجری شمسی در تهران دیده به جهان گشود. گر چه اصلیت او قزوینی بود اما پدرش خانباباخان که از ملاکان قزوین بود پیش از آن که علی‌اکبر به دنیا بیاید قزوین را ترک گفت و در تهران سکنا گزید. زمانی که علی‌اکبر تنها ده سال داشت پدرش در بروجرد فوت کرد. دهخدا آموزش را نزد دوست خانوادگی‌شان «غلام‌حسین بروجردی» آغاز کرد و نزد او تحصیلات قدیمی آموخت. دهخدا نزد بروجردی زبان عربی و علوم دینی را فراگرفت.
علی اکبر دهخدا مرد ادبیات و لغت ایران

او بارها در زندگی‌اش آموخته‌های علمی‌اش را مدیون و مرهون بروجردی دانست. چند سال بعد مدرسه‌ی سیاسی در تهران دایر شد که دهخدا در آن مدرسه به تحصیل پرداخت و زبان فرانسه را فراگرفت. معلم ادبیات این مدرسه «محمدحسین فروغی»، موسس روزنامه‌ی «تربیت» و پدر ذکاء‌الملک فروغی بود

 

که بعضی اوقات تدریس کلاس ادبیات را بر عهده‌ی دهخدا می‌گذاشت. از آن‌جا که خانه‌ی دهخدا در همسایه‌گی منزل شیخ هادی نجم‌آبادی بود، وی از درس او نیز بهره می‌جست. در همین زمان دهخدا جذب وزارت امور خارجه شد و در سال ۱۲۸۱ و در حالی که ۲۴ سال داشت، معاون‌الدوله غفاری که به وزیر مختاری ایران در کشورهای بالکان رسیده بود

 

دهخدا را با خود به اروپا برد و دهخدا حدود دو سال و نیم در اروپا اقامت گزید و در آنجا علاوه بر تکمیل زبان فرانسه به اندختن دانش جدید نائل آمد.بازگشت دهخدا مصادف شد با آغاز دوران مشروطیت. او در سال ۱۲۸۶ شمسی با هم‌کاری جهانگیر خان شیرازی و قاسم‌خان تبریزی، در این زمان روزنامه‌ی «صور اسرافیل» را منتشر کردند.

 

«صور اسرافیل» از جراید مشهور و مهم و تاثیرگذار عصر مشروطیت محسوب می‌شود که شماره‌ی نخست آن در ۱۴ دی‌ماه ۱۲۸۶ شمسی انتشار یافت. جذاب‌ترین بخش این روزنامه ستون فکاهی آن محسوب می‌شد که تحت عنوان «چرند و پرند»، به قلم خود دهخدا منتشر می‌شد. «چرند و پرند» در قالب داستان کوتاه، اعلامیه و گزارش خبری و مانند این منتشر می‌شد.امضای دهخدا در این نوشته‌ها «دخو» بود که مخفف دهخدا محسوب می‌شد.

 

«قطعه‌های چرند و پرند دهخدا نه تنها نوع (genre) جدیدی به ادبیات فراسی افزودند، بل‌که سبک نگارش تازه‌ای نیز آفریدند که نویسندگان بعدی با اشتیاق اقتباس کردند و هنوز هم دارای نفوذ شایان است.
علی اکبر دهخدا مرد ادبیات و لغت ایران

البته نمونه‌هایی از شیوه‌ی طنزآمیز در کارهای نویسندگان قدیم ایرانی یافت می‌شود، ولی این‌‌ها معمولا هدف شخصی دارند و آمیخته با بدگویی‌های رکیک، در واقع گونه‌ای دشنام شاعرانه به شمار می‌روند. طنز دهخدا به راستی تازگی داشت چون نه تنها نهادهای پابرجا را به باد تمسخر می‌گرفت،

 

بل‌که معیاری هم برای واقع‌گرایی اجتماعی – در نثر نه شعر- به دست می‌داد. دهخدا با رشادت و بدون انگیزه‌ی شخصی این سلاح جدید را به کار بست و تمامی عناصری را که در نظر آزادی‌خواهان عصر سد راه پیش‌رفت جامعه بودند مسخره و رسوا کرد: از حمله محمدعلی شاه که سرگرم توطئه بود تا مشروطیتی را که پدرش همین اواخر توشیح کرده بود براندازد؛

 

درباریان و وزیران فاسد که به ظاهر مجلس ملی را می‌ستودند ولی در باطن می‌کوشیدند مصوبات آن‌را خنثا سازند؛ و آخوندهای متعصب که زبان قلمبه‌سلمبه و آکنده از ترکیبات عربی آن‌ها به ویژه تبحر هزل و هجو دهخدا را برمی‌انگیخت.دهخدا خوب می‌دانست که در حمله به این عناصر می‌تواند به شوخ‌طبعی و تیزذهنی مردمانش تکیه کند.»

 

(حسن کامشاد، پایه‌گذاران نثر جدید فارسی، نشر نی، ص ۶۷) این‌گونه شد که دهخدا مورد غضب محمدعلی شاه قرار گرفت و اگر نبود کمک سفارت انگلستان در امان‌گرفتن برای او، سرنوشتی چون جهانگیرخان شیرازی نصیبش می‌شد. محمدعلی شاه پیش از به توپ بستن مجلس درخواست تبعید جهانگیر خان به همراه سیدجمال‌الدین واعظ، ملک‌المتکلمین

 

و سید محمدرضا مساوات را کرد که با مخالفت مجلس رو‌به رو شد. پس از این‌که محمدعلی شاه مجلس را به توپ بست جهانگیر خان به همراه گروهی دیگر از مشروطه‌خوان دستگیر شد و به همراه ملک‌المتکلمین در باغ شاه کشته شد.« پس از انحلال مجلس به امر محمدعلی شاه، دهخدا و گروهی از ایرانیان آزادی‌خواه دیگر به اروپا تبعید شدند

 

و دهخدا کوشید انتشار صور اسرافیل را در سوئیس از سرگیرد ولی موفق به نشر بیش از سه شماره نشد. آن‌گاه به استانبول سفر کرد و به یاری شماری از ملیون ایرانی روزنامه‌ی جدید به نام «سروش» انتشار داد که پانزده شماره‌ی آن منتشر شد. پس از سقوط محمدعلی شاه، دهخدا از دو حوزه‌ی تهران و کرمان به نمایندگی مجلس انتخاب شد

 

و به درخواست مصرانه ی آزادی‌خواهان و مشروطه‌‌طلبان به وطن برگشت و کرسی خود را در مجلس شورای ملی احراز کرد. پس از جنگ جهانی اول، دهخدا به مقاماتی در حکومت و خدمات دولتی، از جمله ریاست دانش‌کده‌ی حقوق و علوم سیاسی، رسید. بقیه‌ی عمر او کاملا وقف تحقیق و مطالعه شد.» ( همان، ص ۶۶) در شماره‌ی سوم در غربت، دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که جهت یادبود میرزا جهانگیر خان شیرازی سروده بود منتشر کرد.
علی اکبر دهخدا مرد ادبیات و لغت ایران

«ای مرغ سحر! چو این شب تار

بگذاشت زسر سیاهکاری

وز نفحه‌ی روح‌بخش اسحار

رفت از سرخفتگان خماری

بگشود گره ز زلف زرتار

محبوبه نیلگون عماری

یزدان به کمال شد پدیدار

و اهریمن زشت‌خو حصاری

یادآر زشمع مرده! یادآر!

ای مونس یوسف اندر این بند!

تعبیر عیان چو شد تو را خواب،

دل پر ز شعف، لب از شکر خند

محسود عدو، به کام اصحاب

رفتی بر یار و خویش و پیوند

آزادتر از نسیم و مهتاب

زان کو همه شام با تو یک چند

در آرزوی وصال احباب

اختر به سحر شمرده، یادآر!» الی آخر

 

پس از پایان جنگ جهانی اول، دهخدا از فعالیت سیاسی کناره‌گیری کرد و طی سلطنت رضاشاه به طور کامل خود را وقف کارهای علمی و ادبی و تحقیقی کرد. او مدتی ریاست دفتر وزارت معارف و پس از آن ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزرات دادگستری بعد) را عهده‌دار شد. در سال ۱۳۰۶ دهخدا ریاست مدرسه‌ی

 

سیاسی که به مدرسه‌ی عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافته بود را بر عهده گرفت و تا ۱۳۳۰ در این پست باقی ماند. در همین سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار «لغت‌نامه» پرداخت. در همین دوره بود که در جواب برخی دوستان که از او خواسته بودند که سبک آن‌چه در صور اسرافیل منتشر می‌کرد شعر و نثر بسراید و بنویسد

 

گفت: «در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آنها در روزنامه‌ها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند «امثال و حکم» و«لغت‌نامه» وظیفه‌ای دشوار و خسته‌کننده و طاقت‌سوز ولی واجب را تحمل نماید.»

 

(دیدار با اهل قلم، غلام‌حسین یوسفی، جلد دوم ۱۳۵۸) مقدمات تالیف و انتشار اثر سترگ و معروف دهخدا، لغت‌نامه، از اواخر دهه‌ی ۱۳۰۰ شمسی با هم‌کاری دولت وقت فراهم شد و اولین قراردادها بین وزارت معارف و دهخدا در سال‌های ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ تدوین شد و اولین مجلد لغت‌نامه در سال ۱۳۱۸ منتشر شد که مدتی نیز این کار از ادامه بازماند.
علی اکبر دهخدا مرد ادبیات و لغت ایران

پس از پایان جنگ جهانی دوم ایده‌ی لغت‌نامه به یک ایده‌ و خواست ملی تبدیل شد و سرانجام در سال ۱۳۲۵ با طرح پیشنهادی تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی و تصویب طرح در مجلس، وزارت فرهنگ مسئولیت پیدا کرد که در تدوین لغت‌نامه مساعدت لازم را به انجام برساند. به این شکل شد که کار لغت‌نامه بر اساس یادداشت‌های

 

علامه دهخدا و فراتر از کار فردی دهخدا صورت گرفت و سازمان لغت‌نامه از آغاز تا پایان نشر آن با هم‌کاری تعدادی از لغت‌شناسان به این کار ادامه داد.معاونت اداره لغت‌نامه با دکتر محمد معین بود تا در سال ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی اداره لغت‌نامه را از منزل علی‌اکبر دهخدا به مجلس منتقل ساخت و دهخدا،

 

دکتر معین را به ریاست اداره معرفی کرد و وصیت کرد که دکتر محمد معین مسئول کلیه‌ی فیش‌ها و ادامه‌ی کار تالیف و چاپ لغت‌نامه باشد. از آثار علی‌اکبر دهخدا می‌توان علاوه بر لغت‌نامه و امثال و حکم و چرند و پرند به تصحیح دواوین بسیاری از شاعران ازجمله ناصر خسرو، منوچهری، حافظ، مسعود سعد، سوزنی سمرقندی، فرخی سیستانی، و همین‌زور تصحیح لغت فرس اسدی اشاره کرد. از دهخدا دیوان شهری نیز باقی مانده است.
علی اکبر دهخدا مرد ادبیات و لغت ایران

علی‌اکبر دهخدا در ۷ اسفندماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانه‌ی مسکونی خود در خیابان ایران‌شهر تهران دار فانی را وداع گفت. پیکر او در ابن بابویه و در مقبره‌ی خانوادگی به خاک سپرده شد. پس از درگذشت دهخدا، خانه‌اش تبدیل به دبستانی به نام خودش شد که پس از انقلاب اسلامی نام او را از این دبستان حذف کردند.

 

 

عربستان به زودی دارای کنسرت و سینما خواهد شد


عربستان به زودی دارای کنسرت و سینما خواهد شد


عربستان به زودی دارای کنسرت و سینما خواهد شد

عربستان به زودی دارای کنسرت و سینما خواهد شد

عربستان به زودی دارای کنسرت و سینما خواهد شد 

کشور عربستان که به شدت از نظر مذهبی افراطی است، اجازه دادن کنسرت و پخش فیلم های مختلف در سینماها را به کسی نمی دهد. روزنامۀ هافینتگون پست از برگزاری کنسرت های موسیقی در جده خبر داد و تاکید کرد که در اقدامی بی سابقه، هیچیک از عناصر کمیتۀ امر به معروف و نهی از منکر، جلوی برگزاری این کنسرت ها را نگرفت.

 

به نوشتۀ این روزنامۀ آمریکایی، ۲۰ هزار تن از شرکت کنندگان در این کنسرت ها زیر ۲۵ ساله ها بودند که ۶۰ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند.این روزنامه، شکل گیری چنین فضایی را وامدار چشم انداز محمد بن سلمان ولیعهد عربستان برای سال ۲۰۳۰ دانست و نوشت: بر اساس این چشم انداز، امکانات رفاهی نظیر کنسرت و سینما برای جوانان عربستانی ایجاد می شود تا جوانان سعودی ناچار نشوند برای خوشگذرانی به بحرین یا امارات بروند.

 

هافینگتون پست، کمیته امر به معروف و نهی از منکر را ناقض آزادی های شخصی جوانان سعودی دانست و تاکید کرد بر خلاف سال های گذشته که دولت تسلیمِ خواسته های این کمیته بود، جوانان سعودی دیگر چیرگی این کمیته بر زندگیشان را نمی پذیرند.به نوشتۀ این روزنامه، امسال، پس از ۴۰ سال برای نخستین بار دختران و پسران سعودی بدون مزاحمت پلیس امر به معروف و نهی از منکر، توانستند جشن ولنتاین بگیرند.

 

 به گزارش پارس ناز هافینتگون پست در عین حال یادآور شد که این آزادی ها، هنوز نتوانسته است آزادی هایی واقعی تر مانند آزادی سفر و دستمزد برابر با مردان و حق رانندگی را برای زنان عربستان به ارمغان بیاورد.

 

العالم

 

 

حراج جنجالی خودرو فراری دونالد ترامپ


حراج جنجالی خودرو فراری دونالد ترامپ


حراج جنجالی خودرو فراری دونالد ترامپ

حراج جنجالی خودرو فراری دونالد ترامپ

حراج جنجالی خودرو فراری دونالد ترامپ 

کلکسیون خودروهای باارزش دونالد ترامپ پس از رسیدن وی به پست ریاست جمهوری ارزش بسیار بیشتری پیدا کرده ند. حالا خودروی فراری وی به حراج گذاشته شده است.چند روز پس از حراج لیموزین کادیلاک قبلی او، هم‌اکنون یک دستگاه فراری F430 خریداری شده در سال ۲۰۰۷ توسط ترامپ در لیست فروش قرار گرفته است. البته مالک فعلی برای فروش خودرو روی مالکیت قبلی ترامپ مانور زیادی می‌دهد.

 

ترامپ این خودرو را تا سال ۲۰۱۱ در اختیار داشته و در این مدت کارکرد ۳۸۶۲ کیلومتری خودرو را شاهد بوده‌ایم.

حراج جنجالی خودرو فراری دونالد ترامپ

دومین مالک خودرو بسیار مراقب آن بوده به‌گونه‌ای که رنگ قرمز خاص خودرو با صندلی‌های سبک دیتونا این موضوع را نشان می‌دهد. علیرغم اینکه خودروی موردبحث امسال ۱۰ ساله می‌شود اما کارکرد آن زیر ۱۰ هزار کیلومتر است.

حراج جنجالی خودرو فراری دونالد ترامپ

تخمین زده می‌شود این خودرو در رویداد حراج‌های آمریکا بهای ۲۵۰ تا ۳۵۰ هزار دلاری داشته باشد. همه‌ی تاریخچه‌های مربوط به سرویس‌های خودرو، دفترچه راهنمای اصلی، جعبه‌ابزار، کاور خودرو و… حفظ شده‌اند.

حراج جنجالی خودرو فراری دونالد ترامپ

 به گزارش پارس ناز احتمالاً این حراجی پذیرای اولین خودرویی است که قبلاً به یک رئیس‌جمهور آمریکا تعلق داشته و اگر این‌گونه باشد ارزش خودرو می‌تواند بیشتر از این‌ها تعیین شود.

 

 

اسقاط پورشه پانامرا برای آموزش نیروی آتش نشانی


اسقاط پورشه پانامرا برای آموزش نیروی آتش نشانی


اسقاط پورشه پانامرا برای آموزش نیروی آتش نشانی

اسقاط پورشه پانامرا برای آموزش نیروی آتش نشانی

اسقاط پورشه پانامرا برای آموزش نیروی آتش نشانی 

کشور آلمان برای آموزش نیروهای آتش نشانی خود خودروی پورشه پانامرا را اسقاط می کنند. این خودرو توسط آتش نشانان قطعه قطعه می شود. معمولا آتش نشانان تحت آموزش برای تمرین بریدن سقف خودرو در مواقع مورد نیاز از خودروهای قدیمی استفاده می کنند. اما مدرسه آتش نشانی در نورنبرگ آلمان برای این تمرین از نسل جدید پورشه پانامرا استفاده کرده است.

 

این پانامرا مربوط به مدل های پیش تولید شرکت پورشه بوده است کهشرکت آلمانی آن را به صورت مجانی در اختیار مدرسه آتنش نشانی قرار داده است.بسیاری از خودروهای پیش تولید و مورد آزمایش دارای اشکالات فنی هستند و یا در تست های قبل از تولید آنچنان مورد استفاده قرار گرفته اند که عملا امکان فروش آن ها وجود ندارد.

 

به همین دلیل هم به شکل معمول این خودروها مستقیما اسقاط می شوند اما این بار برای آموزش آتش نشانان مورد استفاده قرار گرفته اند.در واقع شرکت پورشه با ارائه دستورات و نقشه های ویژه نحوه بریدن ستون B با دقت زیاد را در اختیار این آتش نشانان قرار داده است.

 

خودروسازان به صورت استاندارد نقشه نجات را برای مواقع اضطراری تهیه می کنند که شرکت پورشه هم این نقشه ها را در اختیار نهاد های مربوطه می گذارد.این نقشه ها نشان دهنده بخش های کلیدی، همچون محل دقیق مخزن سوخت، باتری با جریان ولتاژ بالا و اطلاعات فنی دیگر است.

 

در واقع این اطلاعات کمک بسیار زیادی به تیم امداد و نجات برای خارج کردن مصدومان حادثه می کند. به خصوص آنکه خودروهای مدرن با دارا بودن ایربگ های متعدد در زمان بروز تصادف مشکلات خاصی را برای تیم امداد ایجاد می کنند.برای مثال در صورت عمل نکردن کیسه های هوا در زمان تصادف، انفجار ناگهانی آن ها در حین امداد رسانی که ممکن است در اثر اشتباه تیم آتش نشانی اتفاق بیافتد می تواند خطرناک باشد.

 

عضو بعدی خانواده پانامرا نسخه اسپرت توریزمو خواهد بود که طراحی عقب آن حالتی استیشن مانند خواهد داشت و فضای بیشتری برای سرنشینان به ارمغان خواهد آورد

اسقاط پورشه پانامرا برای آموزش نیروی آتش نشانی

اسقاط پورشه پانامرا برای آموزش نیروی آتش نشانی

اسقاط پورشه پانامرا برای آموزش نیروی آتش نشانی

 

 

چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیر


چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیر


چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیر

چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیر

چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیر 

به شما چهره های مشهور ایرانی را که در این هفته حواشی و اخبار زیادی را به خود اختصاص دادند را معرفی می کنیم تا چهره های جنجال برانگیز را بشناسید. 

 

محسن چاوشی یا (خواننده هفته)

مسابقه هفتگی موسیقی در یکی از شبکه های نه چندان خوشنام آن ور آبی عرصه ای برای نقد و نظر در مورد خوانندگی ایجاد کرده که در خاص ترین مورد آن «شهرام آذر» خواننده لس آنجلسی زبان به نقد چاوشی باز کرد و صدای او را ساختگی و ماشینی خواند. صدای دستگاهی یا ماشینی اصطلاحی است که چندین سال است

 

در موسیقی پاپ ایرانی کاربرد دارد و در قضاوت خوانندگان وزن بالایی دارد. خیلی ها خوب نیستند چون ماشینی اند، خیلی ها هم خوبند چون ماشینی نیستند. واژه مبهم و ابهام برانگیز دستگاه یا ماشینی معمولا به صداهایی تلقی می شود که گمان می کنیم اصالت ندارد و با کمک تکنولوژی مثل یک محصول مصرفی فرآوری شده است،

 

در واقع وقتی صدایی دستگاهی است به ماهیت کالای مصرفی نزدیک می شود و از امر خلاقه و بکر فاصله می گیرد. اما در مورد چاوشی و هواداران پرشمارش چگونه باید قضاوت کرد؟

 

نقد اصولی و ساختاری در تئوری پردازی های آکادمیک جایگاه دارد و اصلا متر و معیار مناسبی است برای سنجش کیفیت هر اثر هنری است، اما این که موسیقی چاوشی چه نسبتی با کارهای پاپ با کیفیت دارد مساله ای است و این که این موسیقی در قیاس با اوضاع فعلی موسیقی پاپ ایرانی در کجا قرار می گیرد مساله ی دیگری است!

 

انصافا محسن چاوشی در انتخاب ترانه و ملودی قدرتمند و کم اشتباه کار می کند. او به وقتش از اشعار کلاسیک بهره می گیرد و فضایی کاملا شرقی می سازد در زمانی دیگر با موسیقی راک قطعاتی که فضای پر از تخیل دارد سلیقه ای دیگر را راضی می کند. از این لحاظ چاوشی یک موزیسین پاپیولار است و تمام سلیقه ها را راضی نگه می دارد. گریزش به دنیای فیلم و سریال بخش دیگری از پروسه عمومیت یافتگی در کارنامه او است.
چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیر

در مجموع چاوشی نه به خاطر طرفداران پرشمارش بلکه به خاطر روند روبه رشدی که داشته قابل احترام است او از قطعات سیاه و بی کیفیت به قطعات قابل تاملی رسیده که حتی بخش هایی از روشنفکران را هم مشتری خودش کرده و با این اوصاف جزو بهترین پاپ خوان های حال حاضر است اما در سطحی از موسیقی مصرفی؛ موسیقی ای که فرآوری شده است و به تولید می رسد. مصرف می شود وخوراک عوام است.

 

مساله ی اساسی قبول و پذیرش جایگاهی است که واژه های مثل عوام و مردمی نمی تواند آن را تحقیر کند. به هر حال هر روزگاری خواننده مردمی هم می خواهد، قرار نیست همه ی انواع موسیقی تخیل و بداهه داشته باشد. این که صدای او واقعی است و یا توسط فن آوری های روز تقویت می شود برای یک موزیسن پاپ در حال حاضر چندان اهمیتی ندارد.

 

شاید شهرام آذر متر و معیارش را در دهه پنجاه خورشیدی جا گذاشته (موسیقی با کیفیت و متنوع و خلاق) اما نباید فراموش کنیم که ظرف زمان در سنجه کار هنری اهمیت زیادی دارد. چاوشی را باید با هم نسلانش قیاس کرد بله در دهه پنجاه حال موسیق خیلی بهتر از این ها بود، کار خلاقانه موج می زد و هنوز قطعات آن روزها را بازخوانی می کنند.

 

هنوز هم واژه ای ترانه نویس ها در بهترین حالت به آن روزها پهلو می زند ما هنوز به خوبی شعر موسیقی آن روزگار نشده ایم اما با تمام این ها چاوشی به نوعی حد نهایت یک نسل است فعلا و متاسفانه! نقد شهرام آذر درست و قابل تامل است اما فارغ از شرایط فعلی موسیقی پاپ ایرانی است به هر حال نباید فراموش کنیم رقبای چاوشی

 

کسانی مثل محمد علیزاده و بابک جهانبخش و .. این ها هستند، واقعیت این جاست چند پله پایین آمده ایم! نه تنها ما کل دنیا، هنر تعاریف جدیدتری پیدا کرده روزگاری مواجهه با یک تابلوی نقاشی تجربه ی منحصر به فرد و بی بدیلی بود، حالا اما قطعا موسیقی دائما رونوشت می شود کثرت و کپی از هنر چیز دیگری ساخته.

 

حمید فرخ نژاد یا (کم تحمل هفته)

مسعود فراستی طی جلسه ای که با کمیسیون فرهنگی مجلس داشته در مورد ابتذال فیلم سینمایی «گشت ۲»مسائلی را مطرح کرده که شاید منجر به توقیف این فیلم شود. پیش از این در برنامه هفت و در ایام جشنواره هم فراستی نقدهای تندی را متوجه فیلم سهیلی کرده بود، مساله بعدی این که فرخ نژاد در این فیلم علاوه بر بازیگری تهیه کننده هم هست پس تعجبی ندارد که حساسیتش نسبت به سرنوشت فیلم بیشتر باشد.

 

شکل نقد و رفتار فراستی را که پیشتر درک کرده ایم او اصولا بی رحمانه نقد می کند و نقدش همراه با کلمات و الفاظ نه چندان مؤدبانه است. چارچوب نقادی های او منجر به کاراکتری خاص شده. روی دیگر این ماجرا فرخ نژاد که بازیگر فوق العاده محترمی است بازی بد کمتر داشته و فراتر از بازیگری گاه مثل انتخابات مجلس مواضع فرامتنی هم گرفته و می گیرد به قولی صاحب جایگاه است و یا حداقل ادعای جایگاهی را دارد که با ادبیات این نامه اش نمی خواند.

 

فرخ نژاد در این شکل رفتار تنها نیست، تعمیم و توجیه غرایض و مقاصد شخصی زیر عنوان تئوری های هنری و اجتماعی که قطعا با واژه های پرطمطراق کادو پیچ می شود رفتار شایعی است که متاسفانه شان دیالوگ و گفت و گو را پائین می آورد.
چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیر

انصافا «گشت ارشاد» و اصولا کارهای سعید سهیلی مثل «چارچنگولی» ابتذال عمیقی دارد، چون در تارو پود اثر و مضمون جای گرفته و نابه هنجار است استفاده از الفاظ زشت و رکیک در یک اثر سینمایی فی النفسه جالب نیست اما تا حدی پذیرفته شده است، اما وقتی در طراحی کاراکتر از نشانه هایی استفاده می شود که کمدی های آمریکایی هم در استفاده از آن ملاحظه دارند مساله کمی بغرنج تر می شود و ابتذال آن غیر قابل تحمل تر.

 

فرخ نژاد می داند که گشت اثر قابل دفاعی نیست و البته با توجه به جایگاه هنری که دارد می داند که هر موضع او چقدر می تواند جریان ساز باشد، او حق دارد از فیلمی که در سود آن سهیم است دفاع کند و نگران سرنوشت اثرش باشد و حتی می تواند با فراستی گلایز شود به نوعی حقش را بگیرد، اما نمی تواند مواضع سنگین سیاسی – اجتماعی بگیرد

 

و در نقد جامعه اکت داشته باشد (چون ادعا و عملش سازگار نیست) و از آن طرف خودش ملزومات جایگاهش را رعایت نکند. ادبیات سخیف فرخ نژاد در مقابل فراستی افتادن به بازی ای است که نتیجتا فقط دریچه های گفت و گو را مسدود می کند و این گونه است که گمان می کنیم مساله ای شخصی سایه انداخته و حرف حرفِ پول است.

 

فراستی هر چه هست در این مورد انصافا شاید حق با او باشد؛ گشت مبتذل است و خنده اش از جنس کمدی تئاترهای هرشب سالن های تهران است. فرضا که مداخله فراستی نوعی نان آجر کردن است (که نیست و نقادی است فارغ از لحن زننده اش) اما کاش فرخ نژاد پای چنین فیلمی نام اش را حراج نمی کرد!

 

حالا شما هم مثل پرستویی، مثل کیانیان و مثل خیلی های دیگر وجود متنقاضی جلوی چشممان می گذارید که بدترین بخش اش منفعت طلبی و توجیه کائنات در جهت نفع شخصی است.

 

لیلا حاتمی یا (زیبایی هفته)

سایت «واندر لیست» فهرستی از زیباترین زنان خاورمیانه را منتشر کرده است و نکته جالب توجه حضور هنرپیشه محبوب ایرانی، لیلا حاتمی در این لیست می باشد. حاتمی نمونه تمام عیار و الگوی مطلوب زیبایی در دیدگاه مسلط مردانه ی ایرانی ست او لاغر اندام است و با اصول زیبایی روز در دنیا سازگاری دارد

 

و مهم تر از هر چیز در چهره که با ارزش ترین بخش بدن و محل تجلی هویت انسانی است شمایلی دارد که معصومیت و بکارت را با هم دارد، یعنی همان چیزهایی که مطلوب مرد شرقی و ایرانی است.این ها را بگذارید در کنار کاراکترهای که عمدتا از لیلا حاتمی در ذهن داریم کلی کاراکتر معصوم و از لحاظ رفتاری منفعل مثل آن چه در لیلای مهرجویی دیده ایم و یا حتی معترض نه چندان پرخاشگرایانه ای مثل زن طالب مهاجرت «جدایی نادر از سیمین»،

 

لیلا حاتمی در تمام کارنامه ی هنری اش حتی در کاراکتر مستقل و مردانه ای که در «من» داشت هیچ گاه رفتار مورد پسند گفتمان غالب جامعه ایرانی را نقض نکرد. یعنی تصویر او غالبا مطابق با خواسته های سنتی جامعه ایرانی از یک زن بوده است. هویت در دیالکتیکی که میان خواسته ها ی اجتماعی از فرد و کنش او انجام می گیرد به وجود می آید.(مخصوصا در مورد زنان، چون اصولا در تمام جوامع بدن زن سلطه پذیرتر است)
چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیر

همه ی این ها را گفتیم تا برسیم به مفهوم نسبی زیبایی که می تواند علی رغم گسترش رسانه و تجویز الگوهای مشترک و مصرفی، بازهم در نقاط مختلف دنیا و در دوره های مختلف معانی گوناگونی داشته باشد در خاورمیانه ای که زن را پس از گذر از سال ها اجتماعی می خواهد ودر عین حال کلی قید و بند در تعریف زن اجتماعی می گذارد

 

شمایل افرادی چون لیلا حاتمی جور می آید و با مفهوم زیبایی سازگار است؛ او بلوند نیست و موی مشکی دارد، لاغر و نحیف است و قدرت طلب نیست. به شکلی ظرافت مورد پسند شرقی ها را با خودش دارد، همیشه ابهامی قابل کشف در چهره اش دارد و این مطلوبیت در مفهوم زیبایی اینجایی حل شده. ما زنان را تا اندازه ای چند لایه و قابل کشف می خواهیم

 

چیزی داشته باشند که در آن کند و کاو کنیم و تخت نباشند از زیبایی و نزدیکی و سازگاری لیلا حاتمی با انتظارات مورد پسند مرد ایرانی گفتیم و در انتها حیف است از اوج کارنامه هنری حاتمی در «رگ خواب» ننویسم.درامی که تمام طیف های احساسی بازیگر دوست داشتنی سینمای ایران را نشانمان می دهد؛عاشقی و فارغی و سقوط و زوال و..

 

هر چه که از حاتمی دیده اید را در یک وزنه بگذارید و مطمئنا وزنه ی «رگ خواب» سنگین تر است! اتفاق خوبی است که بازیگرانی این چنینی داریم، نقد گاها می تواند خوبی ها و دلخوشی ها را نشانمان دهد مثل وجود لیلا حاتمی در سینمای ایران وجودی به غایت زیبا.

 

احمد مسجد جامعی یا (مدیر هفته)

احمد مسجد جامعي: سال‌ها خطاب به صدام حسين مي‌گفتيم «صدام، موشك ٩‌متري را در كوچه شش‌متري نزن.» مي‌خواهم بگويم واقعا اين برج‌هاي آهني و سيماني كه داريم مي‌سازيم ويران‌كننده ‌تر از آن موشك‌هاي ٩‌متري براي محله‌هاي ما است. نمي‌دانم داريم شهر را به چه قيمتي مي‌فروشيم. چرا خاطرات شهر را حراج كرديم؟ چرا طبيعت شهر را حراج كرديم؟

 

جناب مسجد جامعی حرف خیلی تازه ای نزده اما همین حرف را خیلی ها که در قدرتند نمی زنند و یکی مثل مسجد جامعی نیاز است که صدای پیاده رو و خیابان را در میکروفون های رسمی نجوا کند. اصلا نجوای یک مدیر و مسئول خودش می تواند فریاد باشد چون در ذات خودش شنیده خواهد شد. مسجد جامعی همیشه همین بوده؛

 

مدیر کم و سرو صدا و عملگرایی که کلی خاطرات خوش از خودش برای اذهان عمومی در زمان وزارت ارشاد دولت دوم خاتمی به جای گذاشته، او حتی در شورای شهر با وجود تفاوت ماهوی که با وزارتخانه وجود دارد خاصیت عملگرای خودش را حفظ کرده. شاید باید متذکر شد حرف زدن از تراکم فروشی های بی قاعده در شورای شهر نوعی شجاعت است

 

چون کلی منفعت را به خطر انداختن، دل شیر می خواهد دلی که مسجد جامعی همیشه داشته آن را در بوق کرنا هم نکرده.
چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیر

او بی سرو صدا در پنجشنبه های کتاب به انتشاراتی ها می رود و توجه رسانه های را به خودش جلب می کند. حضورش که رسانه ای می شود تکانی هر چند کوچک و موقتی به بازار کتاب می دهد، نه این که این ها همه فقط به واسطه ی حضور او باشد، اما همین که یک مدیر آن هم نسخه ایرانی اش برای ترویج فرهنگ مطالعه از پشت میکروفون به خیابان می آیدغنیمت است.

 

مسجد جامعی حالا وقتی برج های تهران را با موشک های صدام مقایسه می کند توجه افکار عمومی را به بی نهایت اثرات مخرب تراکم فروشی جلب می کند. رشد شهرنشینی و میل مهاجرت به شهرهای بزرگ زمین و هوای کلانشهرها را درگیر معضلات بی شماری کرده، برج ها با برهم زدن تعادل زیست محیطی و بافت اجتماعی جدا از سودی که برای شهرداری ها دارند(به نوعی بزرگترین منبع درآمد آن ها هستند) کلی آسیب ریز و درشت ایجاد می کنند.

 

تخریب پیش از موعد بناهایی که به نوعی دارایی هستند و دچار مرگ زودرس می شوند درکنار از دست رفتن هویت محلات و لگدمال کردن خاطرات جمعی در کنار اختلال در روند حمل و نقل شهری سه جنبه ی مهم از آسیب های برج های اضافه بر سازمان در حوزه های گوناگون مالی اجتماعی و شهری است.

 

شهرهای بزرگ در همه جای دنیا مهاجر پذیر است، این آسیب البته فقط برای ما نیست، اما مساله تهران فراتر از موج مهاجرت همگانی به دیگر شهرهای بزرگ دنیا است. تهران تاوان مدیریت کوتاه نگر در حوزه شهری را می دهد که درآمد روزانه هنگفت را به آسیب های سال های بعد ترجیح می دهد، نمی شد این همه سرمایه هایی که در برج های تهران انباشت می شود

 

و خیلی هایش هم خالی از سکنه است به جای دیگری هدایت شود؟ این روند برای سرمایه گذار هم آسیب زاست. برج هایی که ساخته می شوند بعضا خالی می مانند عرضه از تقاضا جلو افتاده اصلا انگار تهران رویایی بوده که از اواخر دهه شصت کم کم تبدیل به کابوسش کرده ایم. فکر می کردیم آپارتمان ها و برج ها فخر و افاده ی مدرنیته است،

 

نمی دانستیم سال ها بعد آسمان و آبی را هم نخواهیم داشت! به مقادیری بیشتری از مسجد جامعی ها نیاز داریم که بی هیاهو فکری به حال آسمان و زمین شهر کنند.

 

صادق هدایت یا (شمایل هفته)

با هدایت چه کرده ایم؟ افراط در تفسیرگرایی و فلسفه بافی گاهی در گذر زمان نام ها را از ذات خود شان تهی می کند، هدایت مثل فروغ، فروغ مثل شاملو تبدیل به نام ها و نشان هایی شده اند که افراد در سطوح گوناگون با چسب به وجودشان الصاق می کنند و اعتبار کسب می کنند. هستند گروهی دیگر که در سطحی پائین تر همین برچسب داران را نقد می کنند و تراژدی اینجاست که هیچکدام از این دو گروه نمی دانند هدایت که بود.

 

چه می نوشت؟ اصلا چرا اینگونه نوشت و این ها همه بالکل شیفته و مفتون یک سبک زندگی و شاید به عبارتی بهتر سبک مردن شده اند، ما حافظه های جمعی بعد از هدایت بیشترین خیانت را به او کرده ایم گاه آنقدر بالا برده ایم نامش را که سرگیجه گرفته، گاه آنقدر خفیفش کرده ایم که تهوع قالب شده، هدایت نویسنده را باید در متر نویسندگی سنجید، نه با میزان کافه گردی هایش و یا با گازهای مسموم آن شب کذایی در پاریس.
چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیرپیمان طالبی یا (مجری هفته)

ماجرا از این قرار است که علی کریمی کامنتی برای معصومه ابتکار می گذارد در اعتراض به شرایط بد و ناگوار مردم اهواز. پیمان طالبی از آن کامنت غلط املایی می گیرد و با ادبیاتی خاص کریمی را مورد خطاب قرار می دهد. منظور از خاص ادبیات زشت و عجیبی است که حتی توهین علی ضیا به مظلومی نسبت به آن مودبانه به نظر می رسد!

 

البته آقای طالبی بابت کامنت جنجالی اش عذر خواهی کرده و از این ماجرای می گذریم. اما چرا باید پدیده هایی همچون علی ضیا و یا پیمان طالبی در رسانه ملی حضور داشته باشند؟

 

مجری ها به گونه ای بی شباهت به ژورنالیست ها نیستند آن ها باید سطح سوادی قابل توجه در زمینه های مختلف داشته باشند و غالبا نیازی نیست خیلی به عمق بروند اما لازم است در سطح گسترده ای از حوزه های گوناگون صاحب نظر باشند، سواد داشته باشند و این سواد را در اجرایی فارغ از تعصب و جمود فکری برای یک اجرای بهتر ارائه کنند.

 

با چنین تعریف ساده و کلاسیکی از مجری گری به عنوان کسی که در ارتباط مستقیم با مخاطب گسترده تلویزیون است و نبض برنامه را در دست دارد کدام یک از مجریان حاضر صدا و سیما را واجد چنین شرایطی است؟
چهره های خبرساز ایرانی در هفته اخیر

 به گزارش پارس ناز احسان علیخانی، علی ضیا یا فرزاد حسنی؟ هر کدام این ها که نام های درشت صدا و سیما در اجرا هستند، ضعف های عمده ای دارند که با همین تعریف کلی و ساده از اجرا تناقض دارند. علیخانی گرفتار سانتی مانتالیسم است و اصلا فضای اجرا را رقیق می کند، حسنی البته سواد کار را دارد اما دچار نخوت است و غرورش دافعه ایجاد می کند، علی ضیا هم که اصلا به بلوغ اجرا نرسیده و به شکل بدی غیر قابل پیش بینی است.

 

در این میان درجه دوهایی هم مثل پیمان طالبی هستند که اصلا دیده نمی شوند و خنثی به نظر می رسند، این که مجری رسانه ملی ادب را رعایت نمی کند نشان از یک ساختار غلط دارد و آدم هایی مثل شهیدی فر در چنین ساختاری حادثه و اتفاقند. شکل جذب و پرورش مجری ها به نظر با نوعی ساده انگاری همراه شده

 

که چنین آسیب هایی ایجاد می کند، فضای کری های فوتبالی بی منطق ترین و کورترین است، تصور کنید مجری تلویزیونی که باید در دورترین فاصله از تعصب کور قرار داشته باشد خودش درگیر کری باشد؟ چه توقعی از نوجوانی دارید که در فضای مجازی هر چه دلش می خواهد می نویسند و فضا را فحش زده و رکیک می کنند. طالبی و ضیا نمونه هایی مشهوری از افراد کوچکی هستند که اندازه موقعیت شغلی شان بالغ نشده اند.

 

 

۱۳ حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر


۱۳ حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر


۱۳ حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

13 حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

۱۳ حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر 

آدولف هیتلر رهبر حزب نازی و جهانگشای معروف،در زندگی خود حقایق بسیار جالبی دارد که مورد توجه همگان در طول تاریخ نیز قرار گرفته است. آدولف هیتلر دیکتاتوری بود که ایده‌های دیوانه‌وارش و همچنین فلسفه‌اش از زندگی باعث شد تا کشورهای دنیا به سمت نابودی بروند و مردم زیادی در خلال جنگ کشته شوند. اما جز تفکرات نازی، آدولف هیتلر چه چیز دیگری در سر داشت؟

 

آدولف هیتلر یک تکه‌ی گمشده پازل تاریخ است. مرگ او همچنان یک هاله از ابهام است و همچنان با قطعیت تمام نمی‌توان گفت او چگونه مرده است. گرچه قوی‌ترین نظریه این است که او با شلیک گلوله خود را کشته و ماموران اس اس جسد او را سوزانده‌اند تا به دست سربازان شوروی نیفتد. در کنار این همیشه در طول تاریخ تئوری‌ها و نظریات مختلفی درمورد او مطرح شده، در مورد اینکه او چه کارها کرده و چه کارهایی که قرار بوده انجام دهد.

 

۱. او به دنبال جام مقدس بود

ممکن است که هیتلر به صورت مخفیانه به دنبال جام مقدس بوده باشد. او گروهی را مامور کرد تا از طریق یافتن یک تکه از نقاشی‌های محراب گنت ون دایک، به جام مقدس برسد، او باور داشت این تکه گمشده حاوی یک نقشه به سوی جام مقدس خواهد بود. جام مقدس به صاحبش قدرت‌های ماورایی خاصی اعطا می‌کند که در این مورد به نظر می‌رسد هیتلر به دنبال جاوادنگی بوده است.

13 حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

۲. او یک فضاپیما داشت

این تئوری از زمان جنگ جهانی به میان بوده است. برخی خلبان‌ها هنگامی که شب بر فراز آلمان پرواز می‌کردند اشیا نورانی و عجیبی را در هوا می‌دیدند که حرکت می‌کنند و کاملا شبیه یک موجود فرازمینی هستند. خلبانان به این اشیا پرنده Foo Fighters لقب دادند. همچنین پس از جنگ نیز برخی محققین و دانشمندان در این باره که هیتلر برخی دانشمندان و مهندسین را مامور ساخت یک سری شی پرنده کرده بود صحبت کردند.

13 حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

۳. او در ماه تمدن به راه انداخت

برخی بر این باورند که هیتلر یک تمدن فضایی روی سطح ماه خلق کرده است. وقتی که در مورد آدولف هیتلر حرف می‌زنیم در مورد یک شخصیت پلید صحبت می‌کنیم پس تئوری‌های توطئه مختلفی به ذهن انسان خواهد رسید. یکی از آن‌ها نیز این است. برخی اعتقاد دارند هیتلر فکر شکست خود را نیز کرده بود و قصد داشت

13 حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

اگر جنگ را واگذار کرد، به ماه سفر کند و آن‌جا سکنه بگزیند. خب مطمئنا فکر می‌کنید که ماه که نه اتمسفری دارد و نه شرایط زندگی در آن وجود دارد.Vladimir Terziski یک مهندس بلغاری است که سال‌ها در مورد نازی‌ها و ماه تئوری‌های مختلفی ارائه کرده است. بزرگ‌ترین آن‌ها نیز این است که هیتلر در سال ۱۹۴۰ تا ۴۵ قادر به فرود آمدن روی ماه بوده است

 

و همچنین روی ماه ما شاهد اتمسفر و شرایط زندگی هستیم اما ناسا برای دست نیافتن کشورهای جهان سوم به ماه، اطلاعات غلطی از این سیاره به ما می‌دهد.

 

۴. او هدف ترورهای مختلفی بود

اگر فیلم “والکایری” یا “حرام‌زاده‌های بی‌شرف” را دیده باشید خواهید دید که گروه‌های مختلفی قصد ترور هیتلر را دارند. گرچه فیلم تارانتینو یک تخیل کاملا فانتزی است اما فیلم والکایری بر اساس واقعیت ساخته شده و یک تیم آلمانی که در ارتش خدمت می‌کرده‌اند قصد داشته‌اند تا هیتلر را از قدرت حذف کنند.

13 حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

۵. او فرار کرد و همچنان زنده است

خب تئوری قوی در مورد مرگ هیتلر این است که او در پناهگاه خود در آلمان خودکشی کرد، اما برخی بر این باورند که او خودکشی نکرد و از همان پناهگاه به سمت آرژانتین فراری شد. این تئوری بر اساس کتاب Simoni Renee Guerriro است که ادعا می‌کند هیتلر در آرژانتین زندگی کرده و یک معشوقه سیاه‌پوست دارد!

13 حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

۶. او یهودی بود!

هیتلر ایده‌آلش این بود که نسل بشریت را پاک‌سازی کند و همه را نسلی سالم و یک‌دست بار بیاورد. او می‌خواست تا تمامی یهودی‌ها را به قتل برساند و همه را نابود کند. اما نظریه‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه او یهودی بوده است. پدر هیتلر، پدر خود را نمی‌شناخته و پدربزرگ هیتلر ناشناخته است. اما مادربزرگ هیتلر در یک خانواده ثروتمند یهودی کار می‌کرده

 

و خدمتکار خانه بوده است. ایده اصلی این است که مادربزرگ هیتلر با برقراری رابطه با یکی از اعضای این خاندان باردار شده و پدر هیتلر به دنیا آمده است. در سال ۲۰۱۰ تلاش‌هایی برای انجام تست DNA صورت گرفت که بی‌نتیجه ماند پس این نظریه همچنان پابرجاست.

13 حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

۷. برخلاف ظاهر او مرد خوبی بوده است

در اصل خیلی بر این باورند که هیتلر انسان خوبی بوده است و این رسانه‌ها هستند که سعی دارند تا او را مردی خبیث جلوه دهند. او علاقه خاصی به هنرهای تجسمی داشته و علایق لطیف دیگری نیز داشته است. همچنین دیکتاتورهای دیگری نیز در تاریخ وجود دارند که در کنار انجام امور خبیث و زشت علاقه‌ی خاصی به هنر داشته‌اند.

 

فرانسیسکو فرانکو دیکتاتور اسپانیایی مراسم رقص و آواز برپا می‌کرد و همزمان کشتار جمعی انجام می‌داد. پال پات دیکتاتور کمبوجیه که یک چهارم جمعیت این کشور را به قتل رساند نیز همینگونه است. صدام حسین و معمر قذافی نیز که مثال‌های متاخر این مسئله هستند.

 

۸. او معتاد بوده است!

متامفتامین یا همان چیزی که به عنوان شیشه کریستال مصرف می‌گردد در اصل در آلمان نازی به عنوان یک قرص با نام Pervitin مورد استفاده بوده است و بسیاری بر این باورند که پزشکان هیتلر نیز برای امور مختلف این دارو را به او تجویز کرده بودند. طبیعتا پس از مصرف چنین داروی سنگینی انتظار انجام اعمال عاقلانه از رهبر یک حزب نمی‌رود! پس می‌توان گفت که هیتلر واقعا یک معتاد کریستال بوده است.

 

۹. او خود شیطان بود

در اصل این نظریه از سوی سخنگوی واتیکان و پاپ مطرح شده است. خبرگزاری Dailymail مصاحبه‌ای در این باره دارد و به گفته پدر Gabriel Amorth هیتلر و حتی استالین توسط سلطه شیطان بوده‌اند.

 

طبق گفته او شیطان لزوما یک نفر را مورد سلطه خود قرار نمی‌دهد اما طی ادوار مختلف او افراد مختلف را زیر نظر و توجه مشخص و ویژه قرار می‌دهد و اعمال آن‌ها را تغییر می‌دهد. بدین ترتیب او یک کارفرما برای شیطان بوده و اعمال کثیف و غیرانسانی او را اطاعت کرده و انجام داده است. به هر حال نظریات مختلف است!

13 حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

۱۰. او کور بوده است

این یک گفته بالقوه نیست بلکه هیتلر واقعا کور بوده است. او پس از شرکت در جنگ جهانی اول یا همان “جنگ بزرگ” با یک سری گاز سمی تماس داشته و کور شده است. برخی می‌گویند که او مدت‌های مدید پزشکان مختلف را می‌دیده و تلاش داشته تا بینایی کامل خود را بازیابد. اما این نابینایی تا پایان عمر او با او همراه بوده است.

 

۱۱. او به کیمیاگری اعتقاد داشت

کیمیاگری علمی بود در دوران پیش تاریخی که بسیاری باور داشتند به وسیله آن می‌توان مواد مختلف را تبدیل به طلا کرد. بسیاری به این باور رسیدند که این ادعاها بی‌اساس است و چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. اما هیتلر چنین تفکری نداشت و برخی دانشمندان خود را مامور کرده بود تا به این فن جادویی دست یابند. مشخص نیست هیتلر چقدر زمان و هزینه صرف این تحقیقات کرده بود تا متوجه شود که همگی بی‌اساس هستند.

13 حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

۱۲. او یک میلیاردر بود

هیتلر یک میلیاردر مخفی بود. برخی می‌گویند او ثروت عظیمی داشته و همیشه از پرداخت مالیات طفره رفته بوده است. البته برای شخصیتی که کشورهای دنیا را به جان هم انداخته، فرار از مالیات جرم کمی محسوب می‌شود. اما مسئله اینجاست که هیتلر از طرق مختلفی ثروت عظیمی به جیب زده بوده، مثلا کپی‌رایت عکس‌هایی که از او منتشر می‌شده

 

متعلق به خود او بوده و از این طریق پول زیادی کسب می‌کرده. ولی در پایان پس از مرگ او ثروت او نیز ناپدید می‌شود و بسیاری همچنان بر این باورند که ثروت گنج‌گونه او جایی مخفی است.

 

۱۳. او جیمز باند بوده است!

 به گزارش پارس ناز البته منظور از این جمله جیمز باند بالفعل نیست، بلکه منظور این است که او برای سرویس اطلاعاتی بریتانیا فعالیت داشته است. این نظریه در مورد بسیاری از دیکتاتورها و رهبران دنیا وجود دارد، که بسیاری از این افراد توسط سرویس‌ها و دولت‌های بیگانه پشتیبانی می‌شدند. این نظریه قوت بالایی دارد، حتی روزنامه Sun در یک شماره تصاویری از یک فیلم متعلق به خانواده سلطنتی را منتشر کرد که پادشاه ادوارد به ملکه سلام نظامی نازی‌ها را یاد می‌دهد.

13 حقیقت عجیب و جالب درباره زندگی هیتلر

 

فارنت

 

 

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند


آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند


آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند 

به شما آثار هنری بانوان هنرمندی را معرفی خواهیم کرد که ارزش بسیار زیادی دارند و میلیون ها دلار می توان روی آن ها قیمت گذاری نمود. به قول مقاله آوریل ۲۰۱۶ میلادی نشریه نیویورک تایمز آمریکا، بانوان هنرمند در چند سال اخیر، شاهکارهای گران قیمت بسیاری را به تاریخ هنر تقدیم کردند و نقش زنان در توسعه هنر مدرن را نباید دست کم گرفت.

 

از یایویی کوساما(Yayoei Kusama) ، بانوی ژاپنی که با جادوی رنگ و خلاقیت، طرح های شگفت انگیزی را می کشد تا کادی نولاند  و دیگر بانوان مجسمه ساز و  نقاش و فعال در عرصه چیدمان، بخشی از واقعیت تاریخ هنر به شمار می روند.سال ۲۰۱۶ میلادی، شاهد دستاوردهای بدیع هنری از بانوان هنرمند در سراسر جهان بود که توانستند

 

در کسب و کار هنر و اقتصاد هنر مدرن، عرضه اندام کرده و آثاری میلیون دلاری را در حراجی های معروف دنیا مانند کریستی و سوتبی به فروش برسانند.بازار هنر جهان، از توکیو تا لندن و نیویورک و فلورانس، اکنون شاهد حضور بانوان جوان هنرمند بسیاری است که قدرت رویا پردازی آنان که آلبرت انیشتن، آن را قدرتمند تر از علم می دانست،

 

زمینه را برای خلق شاهکارهای هنری گران قیمت فراهم کرده است. آثاری که از بانوان هنرمند در عرصه های مختلف هنری در موزه ها و گالری های مطرح آسیا، اروپا و آمریکا در معرض دید عاشقان هنر قرار گرفته است، واقعیت نقش زنان در کسب و کار هنر (art market) را به وضوح نشان می دهد.

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

جولی مهرتو، بئاتریس میلهازس و یایویی کوساما، ۳ بانوی هنرمند میلیونر در قید حیات جهان

 

در طی چهار سال اخیر، اسامی جدیدی به فهرست بانوان هنرمند گران قیمت در قید حیات جهان اضافه شده است که رقم های سرسام آوری برای آثار آن ها در حراجی ها پرداخته شده است.چندی پیش در گزارشی، به بررسی آثار یائویی کوساما و شماری از هنرمندان گران قیمت آسیا پرداختیم. در این گفتار، شما را با ۱۵ بانوی گران قیمت حال حاضر جهان آشنا می کنیم

 

که آثارشان با رقم های بالایی، خرید و فروش می شوند. رسانه ها از ۲۰ بانوی هنرمند خلاق و تاثیرگذار جهان در سال های آینده خبر می دهند که در گفتاری به بررسی آثار آنان نیز خواهیم پرداخت.

 

کادی نولاند

خانم کادی نولاند (Cady Noland) یکی از سرشناس ترین بانوان هنرمند زنده جهان است که نامش را کم تر در رسانه ها شنیده ایم. وی یکی از گران ترین هنرمندان زن به شمار می روند که آثارش با رقم های میلیونی خرید و فروش می شود. اثر هنری وی در حراجی کریستی در شهر نیویورک آمریکا، در سال ۲۰۱۵ میلادی با رقم ۹ میلیون و ۷۹۷ هزار دلار به فروش رسید.

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

این اثر هنری که Bluewald نام دارد و ایشان آن را در سال ۱۹۸۹ میلادی آماده کرد، در درگاه کریستی جزییات آن در دسترس قرار دارد.

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

آثار کادی نولاند در گالری Paula Cooper

 

کادی نولاند، متولد ۱۹۵۶ میلادی در شهر واشنگتن آمریکا بوده و هنر را در Sarah Lawrence Collge فرا گرفت و مجسمه ساز در مکتب پست مدرن مفهومی به شمار می رود و یکی از هنرمندان مشهور عرصه چیدمان در جهان است. پدر و مادر او که Kenneth Noland و Cornelia Langer هستند، از جمله شخصیت های مشهور دنیای نقاشی آمریکا معرفی شده اند.

 

یایویی کوساما

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

خانم کوساما، اکنون در فهرست مشهور ترین هنرمندان ژاپنی مقیم نیویورک آمریکا است که آثارش با رقم های بسیار بالا خرید و فروش می شود. او دوران کودکی بسیار سختی داشته و بارها مورد تعرض و تجاز جنسی قرار گرفت. اکنون یکی از نقاشان زنده گران قیمت جهان بوده و آثارش در زمینه نقاشی و چیدمان، مخاطبان بسیار دارد که تا حدود زیادی نشات گرفته از هنر و سبک زندگی ژاپنی است.

 

تابلوی نقاشی که در بالا مشاهده می کنید، به نام WHITE NO 28، در سال ۱۹۶۰ میلادی طراحی شد و در سال ۲۰۱۴ میلادی با رقم ۷ میلیون و ۱۰۹ هزار دلار آمریکا در حراجی کریستی به فروش رسید.

 

زندگی، ۸ دهه از يايويي کوساما  عمر گرفت تا او را از روستايي در ژاپن به صحنه هنر معاصر کشورش و سپس به صحنه هنر نيويورک بياورد. جايي در زندگي حرفه اي که در آن او به طور مدام سبک خود را خلق کرده و باز خلق کرده است. او به دليل تکرار نقشينه هاي خال گون، شهرت فراوانی پیدا کرد. هنر او تنوع شگفت آوري دارد. شامل ِ نقاشي، طراحي، مجسمه، فيلم، پروفرمنس و چيدمان هايي همه جانبه مي شود.

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

تصویری از جشنواره خال های سفید در چیدمان یائویی کوساما

 

از نمايش  تصاوير نيمه آبستره پرو پيمان روي کاغذ تا مجسمه هاي مليحي که به نام «کپه ها» معروف هستند تا شبکه بي انتهاي نقاشي ها ، که با دقت حلقه اياز رنگ  که نقشينه اي بزرگ تر را درست مي کنند، طبقه بندي مي شود.

 

در سال ۱۹۷۷ میلادی، کوساما به شکل داوطلبانه در يک موسسه پژوهش هاي رواني زندگي کرد.  بيشتر کارهاي او نشانه هايي از وسواس شديدش و آرزوي فرار از آسيب هاي رواني را در خود دارد. کوسوما در تلاش براي به اشتراک گذاري  تجربيات خود،  چيدماني بر آمده  از ديدگاه هاي وسواس گون  خود ارايه داد که تماشاگران را در نقطعه ها و شبکه ها و فضاي آينه اي بي پاياني غرق مي کرد.

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

چیدمانی زرد و سیاه رنگ اثر یائویی کوساما ژاپنی

 

در نيويورک دهه ي شصت او با کساني چون دنالد جاد، اندي وارهول، جوزف کرول و کلاس اولدنبرگ ارتباط و دوستي نزديکي داشت که تاثير زيادي بر ادامه مسيرش گذاشت. درباره  ي هويت او به عنوان يک «غريبه»  در خيلي از زمينه ها به عنوان يک زن هنرمند در سيطره ي جامعه مردسالار و به عنوان يک شخص ژاپني در دنياي هنر غرب حرف هاي زيادي زده شده است.

 

او بعد از رسيدن به شهرت و انگشت نمايي بسيار به دليل آثارو کارهاي پيشروانه اش به زادگاهش بازگشت و اکنون  چون چهره اي والادر هنر ژاپن ديده مي شود..

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

سیندی شرمن

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

خانم سیندی شرمن (Cindy Sherman) با فروش اثری به نام Untitled Film Still که در اواخر دهه هفتاد میلادی قرن بیستم تکمیل شد، در فهرست گران قیمت ترین بانوان هنرمند جهان قرار گرفت. این عکس جذاب، در سال ۲۰۱۴ میلادی با قیمت ۷ میلیون دلار در حراجی جریستی به فروش رسید.

 

سیندی شرمن را مطرح ترین عکاس پست مدرن آمریکا می دانند. اهمیت او در هنر معاصر دنبال کردن همزمان دو هنر عکاسی و پرفورمنس و تلاقی این دو هنر با یکدیگر است. او که از سال ۱۹۷۴ بدن را موضوع کارش قرار داده بود و آثاری را با همین موضوع و در مدیا عکس خلق کرده بود با مجموعه کاری با عنوان «عکسهای بدون عنوان فیلم» (untitled film still) در اواخر سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۰مجموعه‌ای را کار کرد که باعث شهرت بین‌المللی او شد.

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

این مجموعه از عکسهایی سیاه و سفید تشکیل شده است که در آنها شرمن خود در هیئت زنان دهه ۵۰–۶۰ ظاهر شده است. او در واقع بازیگر عکسهای خود است و نباید تصور کرد که این عکسها سلف پرتره‌های او محسوب می‌شوند.

 

زیرا شرمن خود با بازسازی شخصیت‌ها و فضاها نسلی از زنان را به نمایش می‌گذارد که تحت تأثیر سینمای هالیوود و تبلیغات تلویزیونی به موجوداتی مسخ شده بدل شده‌اند که صرفاً باعث حض بصری مردان می‌شوند. این آثار مفهوم خود بودن و خویش بودن را مطرح می‌کنند.

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

نگاه انتقادی او به فضای حاکم بر صنعت مد با این مفهوم که این موجود در این لباس‌ها یک انسان نیست و یک موجود بیمار در حال مرگ است.

 

مارلن دوماس

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

مارلن دوماس (Marlene Dumas)، نقاش آفریقای جنوبی، چهارمین بانوی گران قیمت هنرمند جهان است که آثارش مخاطبان بسیار دارد. تابلوی نقاشی وی به نام The Visitor که در سال ۱۹۹۵ میلادی کشیده بود، در سال ۲۰۰۸ میلادی به قیمت ۶.۵ میلیون دلار به فروش رسید.

 

بریجیت ریلی

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

توهمات نوری، بخشی از زندگی هنری بریجیت ریلی (Bridger Riley) هنرمند انگلیسی   است. گران ترین نقاشی جهان در سال ۱۹۶۷ میلادی، اثری از او به نام Chant 2 به شمار می رود. این اثر در یک حراجی در سال ۲۰۰۸ میلادی به رقم ۵ میلیون دلار به فروش رسید.

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

رزماری تروکل

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

خانم روزماری تروکل (Rosemarie Trcokel)، هنرمند آلمانی با تابلوی Untitled که در فاصله سال های ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸ میلادی کشید در فهرست گران قیمت ترین بانوان هنرمند زنده جهان قرار گرفت.این تابلو در سال ۲۰۱۴ میلادی در حراجی Sotheby با قیمت ۵ میلیون دلار به فروش رسید. آثار او بین صنایع دستی و هنرهای زیبا است  و مخاطبان بسیاری دارد.

 

جولی مهرتو

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

خانم جولی مهرتور (Julie Meheretu) دیگر بانوی هنرمند میلیون زنده جهان است که تابلوی نقاشی او به نام A Renegade Excavataion که در سال ۲۰۰۱ میلادی طراحی کرد، در سال ۲۰۱۳ میلادی در حراجی کریستی به رقم ۴.۶ میلیون دلار به فروش رسید.

 

تریسی امین

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

خانم تریسی امین (Tracey Emin) یکی دیگر از بانوان هنرمند انگلیسی است که آثار او در فهرست گران قیمت ترین آثار قرن بیست و یکم قرار دارد. اثر وی به نام My Bed  در سال ۱۹۹۸ میلادی با قیمت ۴ میلیون و ۳۶۵ هزار و ۶۷۸ دلار در حراجی کریستی در سال ۲۰۱۴ میلادی به فروش رسید.

 

ویجا کلمینز

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

خانم ویجا کلمیز (Vija Celmins) با تابلوی نقاشی هواپیمای در حال سوختن (Burning Plane) در سال ۱۹۶۵ میلادی، به فهرست بانوان میلیونر قرن حاضر اضافه شد. اثر او در سال ۲۰۱۴ میلادی در یک حراجی به مبلغ ۳.۵ میلیون دلار به فروش رسید.

 

در سال ۲۰۰۵ میلادی، یک ملاک بزرگ به نام Edward Broida ، ۱۷ عدد از تابلوهای ایشان را به گالری MOMA تقدیم کرد که در مجموع ۵۰ میلیون دلار قیمت گذاری شده بود.

 

جنی ساویله

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

خانم جنی ساویله (Jenney Saville) از جمله نقاشان سرشناس انگلیسی است که در سال ۱۹۹۳ میلادی، تابلویی به نام Plan را کشید که اندام انسان را نشان می داد. این تابلو در سال ۲۰۱۴ میلادی در حراجی کریستی به رقم ۳ میلیون و ۴۹۱ هزار و ۶۸۱ دلار به فروش رفت.

 

چن زی

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

نام یک بانوی هنرمند چینی به نام (Chen Xi) در فهرست هنرمندان زن میلیونر جهان دیده می شود. یکی از آثار او به نام works by memory که در فاصله سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ میلادی تکمیل شد، در حراجی بین المللی holly به قیمت ۳ میلیون و ۲۶۷ هزار و ۴۵ دلار به فروش رسید.

 

تائبا آرباخ

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

خانم تائبا آرباخ (Tauba Auerbach) ، یکی دیگر از نقاشان میلیونر عصر حاضر است که آثارش با قیمت های سرسام آوری به فروش می رسد. تابلوی نقاشی او که بی نام است، در سال ۲۰۱۱ میلادی تکمیل شد و در حراجی فیلیپس در سال ۲۰۱۴ میلادی به قیمت ۲ میلیون و ۲۸۵ هزار دلار به فروش رسید.

 

او تنها ۳۵ سال سن دارد و به همین خاطر وی را باید یکی از جوان ترین بانوان نقاشی میلیونر جهان دانست. برای مشاهده آثار این بانوی جوان آمریکایی به درگاه ایشان در این نشانی مراجعه کنید.

 

بئاتریس میلهازس

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

 به گزارش پارس ناز خانم بئاتریس میلهازس (Beatriz Milhazes)، نقاش برزیلی، یکی دیگر از نقاشان زن میلیونر جهان است که آثارش مخاطبان بسیاری دارد. نقاشی وی به نام MEU LIMAO که در سال ۲۰۰۰ میلادی کشید، در یک حراجی در سال ۲۰۱۲ میلادی به مبلع ۲ میلیون و ۹۸ هزار و پانصد دلار به فروش رفت که تصویرش را در بالا مشاهده می کنید. دو سال بعد، اثری به نام Palmolive در حراجی کریستی به رقم ۱ میلیون و ۶۸۵ هزار دلار به فروش رفت.

 

پائولا رگو

آثار بانوان هنرمند که میلیون ها دلار ارزش دارند

خانم پائولا رگو (Paula Rego) نقاش پرتغالی است که در فهرست بانوان هنرمند میلیونر عرصه نقاشی جهان قرار دارد. تابلوی نقاشی وی که در سال ۱۹۹۸ میلادی کشید و THE CADET AND HIS SISTER نام داشت، در یک حراجی در سال ۲۰۱۵ میلادی به رقم ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار به فروش رفت.در روزهای آینده، شما را با شاهکارهای نقاشی جهان آشنا می کنیم.نقاشی، هنر خلاقیت و نوآوری و راهکاری برای عملی کردن رویاهای زیبا را بهتر ببینیم و بشناسیم.