رسیدن به تفاهم راز خوشبختی در زندگی مشترک


رسیدن به تفاهم راز خوشبختی در زندگی مشترک


رسیدن به تفاهم راز خوشبختی در زندگی مشترک

رسیدن به تفاهم راز خوشبختی در زندگی مشترک

رسیدن به تفاهم راز خوشبختی در زندگی مشترک 

تفاهم بین زن و شوهر می تواند یکی از مهم ترین شاخصه های زندگی خوب و دلنشین برای زندگی باشد که برای رسیدن به آن باید تلاش نمود. حتما در دور و اطرافتان افرادی را می‌شناسید که به رغم متأهل بودن و داشتن زندگی به ظاهر موفق و توام با آرامش، مدام به شما توصیه می‌کنند ازدواج نکنید و در دام ازدواج نیفتید که موجب سلب آسایشتان می‌شود.

 

باید دانست بسیاری از افراد با وجود متأهل بودن، رضایت چندانی از زندگی ندارند؛ در حالی که در گذشته این روال وجود نداشت. در سال‌های نه چندان دور، افراد متأهل بسیار شاداب تر و  راضی تر بودند، اما به  راستی چه بر سر نسل جوان ما آمده  است؟

 

چگونگی هماهنگ شدن زوجین در جنبه‌های مثبت و منفی زندگی

در تحقیقات پژوهشگران نسبت به ارزیابی زن و شوهرها از رضایت زندگی، آشکار شده که یکی از مهم ترین عوامل خوشبختی، چگونگی هماهنگ شدن آنها (زوجین) در جنبه های مثبت و منفی زندگی و هماهنگ شدن با تغییرات است و این مهم در گروی تغییر افکار و در پی آن تغییر روش های رفتاری زن و شوهر در مواجهه با مسائل گوناگون است.

 

نتایج تحقیقات نشان داده که افراد غیرقابل انعطاف نسبت به  هر نوع تغییر از جمله ازدواج، واکنش های شدید نشان می دهند و پس از مدتی دوباره به دنبال آرزوهای فردی خود هستند؛ درواقع کمتر به  این موضوع فکر می کنند که با ازدواج باید «من» تبدیل به «ما» شود و تلاش طرفین برای رسیدن به اهداف و مصلحت خانواده و زندگی مشترک معطوف شود.

 

ازدواج، جاده‌ای طلایی نیست

ازدواج یک جاده  طلایی برای رسیدن به اهداف ما ایجاد نمی کند، بلکه باید خوشحالی و رضایت را درون خود جست وجو کرد و در دید و نگرش خود تغییراتی ایجاد کرد تا یک ارتباط سالم زناشویی حاصل شود. اگر قرار باشد فرد دیگری را در زندگی و سرنوشتمان شریک کرده، اما باز هم به  تنهایی تصمیم گیری و عمل کنیم،

 

پس این زندگی مشترک تأثیر چندانی بر آینده  ما نخواهد داشت؛ حتی اگر برای مدتی وانمود کنیم که خیلی خوشحال هستیم، اما در افکار مان تغییری نسبت به پیرامون ایجاد نکرده باشیم، بعد از مدتی نیروهای درونی به طور ناخودآگاه ما را به همان مسیر افکار شخصی باز می گردانند.

 

ازدواج مجرایی برای آرامش بیشتر

پژوهشگران معتقدند که در بسیاری از ازدواج‌ها میزان خوشبختی افراد قبل و بعد از ازدواج تفاوت چندانی نداشته و حدود ده درصد فرق می‌کند. حتی زمانی که اتفاق بدی مثل طلاق برای افراد رخ می دهد، با وجودی که واکنش منفی نسبت به آن نشان می دهند، اما پس از مدتی، بسته به شخص از چند ماه تا چند سال متغیر است و به همان نگرش (وضعیت روانی) قبل از این واقعه، که شامل رضایت یا عدم رضایت است، باز می گردند.

 

آنچه در این میان اهمیت دارد؛ اینکه ازدواج می تواند مجرایی برای آرامش بیشتر و استقلال باشد، اما چنانچه همواره دختر یا پسر موضع زمان تجرد خود را حفظ کنند و بیندیشند که راه خودمان صحیح است و بهتر از دیگری (همسرم) قادر به تشخیص مسائل هستم، هرگز نباید توقع داشته باشیم که چنین ازدواجی باعث خوشبختی

 

و سعادت ما شود؛ زیرا حاضر به  تجربه  راه های دیگر نیستیم، اما اگر با تمرین اقدام به تغییر افکار و رفتار خود متناسب با تغییرات زندگی مشترک کنیم و همواره آماده  پذیرش شیوه های صحیح و امتحان شده باشیم، به  تدریج رضایت بیشتری پیدا خواهیم کرد. پس به یاد داشته  باشیم که ریشه  خوشبختی  و اتفاقات مثبت و خوشحال کننده زندگی زناشویی در درون خود ماست.

 

 

نشانه های یک عشق عمیق را بشناسید


نشانه های یک عشق عمیق را بشناسید


نشانه های یک عشق عمیق را بشناسید

نشانه های یک عشق عمیق را بشناسید

نشانه های یک عشق عمیق را بشناسید 

اگر در یک رابطه دونفره قرار دارید به شما تبریک می گوییم! اگر تمایل دارید تا عمق رابطه خود را با شریک زندگیتان بفهمید ما برای شما نکاتی را ذکر می کنیم. 

 

از زندگی با او لذت ببرید: وقتی از تک تک ثانیه های رابطه تان لذت ببرید زندگی شیرین تر می شود. تنها کاری که باید انجام دهید این است که لحظه ای به آن فکر کنید. سپس احساس تان را با تمام وجود درک کنید و آن را به درون خود بسپارید.

 

او را باور داشته باشید: از اعماق درون تان باور داشته باشید و احساس کنید فردی که با او ازدواج کرده اید همان فردی است که می خواستید و این به شما امید و انگیزه بیشتری برای زندگی با او می دهد. وقتی انتخاب تان را باور داشته باشید تمام مشکلاتی که با آن ها دست و پنجه نرم می کنید بیشتر برای تان قابل درک می شود.

 

عشق را احساس کنید: به خودتان اجازه دهید که عشق را با تمام وجود در زندگی احساس کنید. هیچ چیز به زیبایی این احساس در زندگی وجود ندارد. تنها گرفتن دست ها و در آغوش کشیدن یکدیگر کمک زیادی به بهتر شدن رابطه می کند.

 

به او اعتماد کنید: ترس ها را رها کنید و به شخصی که دوستش دارید ایمان بیاورید. وقتی تمام وجودتان را درگیر رابطه تان کنید به رابطه بهتر و قوی تری خواهید داشت. وقتی در رابطه احساس تان را به راحتی به زبان بیاورید و راحت مشکلات تان را با هم در میان بگذارید زندگی مشترک تان هدفمند می شود.

 

ببخشید: با بخشش و سخاوت باعث می شوید همسرتان احساس دوست داشته شدن کند و احساس می کنید به مهم ترین شخص زندگی تان هدیه می دهید. به تمام چیزهای خوبی که دارید فکر کنید و از خودتان بپرسید که همسرتان تا چه اندازه به شما در بدست آوردن این چیزها کمک کرده است.

 

بسازید: با انجام دادن کارهای سازنده با همسرتان روابط تان را محکم تر کنید. به عنوان مثال هدف تعیین کنید، درباره احساس تان حرف بزنید، یا درباره حل مشکلات مشورت کنید. تمام این ها در روابط نقش سازنده ای دارند.

 

لذت ببرید: با تمام وجود گرمای عشقی که در رابطه دارید احساس کنید و روزهای تنهایی را به خاطر بیاورید. این باعث می شود شکرگزار داشته های کنونی تان باشید.

 

به او عشق بورزید: مورد عشق و تحسین قرار گرفتن توسط فردی که دوستش دارید به شما احسا قدرت می دهد و شعله های آتش عشق را برافروخته می سازد.

 

برایش ارزش قائل شوید:  به گزارش پارس ناز هیچ چیز با ارزش تر از یک رابطه عاشقانه نیست. با هیچ پولی نمی توان شادی را خرید و یک خانه بدون عشق هر چقدر هم که بزرگ و لوکس باشد ارزشش از صدف خالی کمتر است.

 

تجربه اش کنید: با کمک همدیگر بذر عشق را در باغی که خودتان با عشق ساخته اید بکارید. هیچ گلی زیباتر از بذری نیست که با عشق کاشته و پرورش داده شده است.در این روز از قلبت تان به محبوب هدیه بدهید نه از کیف پول تان. به خودتان جرات بدهید و احساس تان را با او به اشتراک بگذارید تا به نتایج ارزشمندی برسید.

 

 

وقتی شوهر در حالت عصبانیت قرار دارد


وقتی شوهر در حالت عصبانیت قرار دارد


وقتی شوهر در حالت عصبانیت قرار دارد

وقتی شوهر در حالت عصبانیت قرار دارد

وقتی شوهر در حالت عصبانیت قرار دارد 

مطمئنا در دوران زندگی مشترک اوقاتی پیش خواهد آمد که همسران کنترل خود را از دست بدهند و عصبانی شوند. اما در این زمان باید چگونه برخورد کرد. عصبانیت شوهر: مسلما شما شوهر خود را دوست دارید، ولی زمانی که او عصبانی می شود ممکن است به خاطر رفتار بد و خارج از کنترلش گاهی از او احساس تنفر نیز بکنید.

 

این حق شماست که در زندگی مشترک احساس امنیت، آرامش و احترام داشته باشید. اگر شوهر شما هنگام عصبانیت فریاد میکشد، درها را به هم می کوبد و یا الفاظ نامناسب به کار می برد و رفتار نامناسبی با شما دارد به طور قطع باید برای رفع این مشکل اقدام کنید.در ادامه چند راه حل برای برخورد با عصبانیت شوهر به شما ارائه می دهیم با زیباجو همراه شوید:

 

عامل محرک عصبانیت شوهرتان را پیدا کنید
اگرچه معمولا کسانی که عصبانی می شوند برای توجیه رفتار غلط خود تقصیر را به گردن عوامل و افراد مختلف می اندازند اما اگر عصبانیت شوهر شما به دلیل منطقی و یا غیر منطقی است در هر صورت در حالتی اتفاق افتاده است که او از لحاظ فکری و یا روحی در شرایط بدی قرار گرفته است.همواره یک عامل محرک باعث ایجاد عصبانیت

 

و رفتارهای پرخاشگرانه در افراد می شود.زمانی که شوهرتان در حالت نرمال و آرام است با او صحبت کنبد و از او بپرسید که چه مسائل و شرایطی باعث عصبانیت و حس تنش در او می شود.با شناخت این عوامل و شرایط و جلوگیری از به وجود آمدن آن می توانید از عصبانی شدن شوهرتان و عواقب بعد از آن جلوگیری کنید.

 

عصبانی
بهترین رفتار و برخورد در زمان عصبانیت شوهر رها کردن او به حال خود است.بهتر است در این شرایط به جای جر و بحث و یا دفاع کردن از خود،آرامش خود را حفظ کنید. صبر کنید تا عصبانیتش فروکش کند او را تنها بگذارید.بعد از اینکه کمی آرام شد به او بگویید که با عصبانیت و داد و فریاد نه تنها به نتیجه نمی رسید بلکه همه چیز بدتر نیز می شود.اگر او همچنان به رفتار خود ادامه داد او را کاملا با خود تنها بگذارید.

 

با شوهر خود صحبت کنید
زمانی که شوهر شما در حالت معمولی و رفتار متناسب و آرام قرار دارد بنشینید و با او به آرامی صحبت کنید.برای او توضیح دهید که این رفتارهای نامناسب او هنگام عصبانیت چه مشکلات روحی و ناراحتی هایی برای شما و زندگی مشترکتان ایجاد میکند.از او بخواهید رفتارش را تغییر دهد. به او بگویید که این رفتار باعث سردی و مشکلات زیادی

 

در زندگی مشترکتان می شود.از او بخواهید اگر نمیتوانید به تنهایی رفتارش را تغییر دهد به یک مشور برای تغییر رفتار هنگام عصبانیت مراجعه کند.اگر به حرف شما گوش نکرد و تغییری در رفتارش ایجاد نشد از یک بزرگتر و یا فرد معتمد که می دانید از آن شخص پذیرش حرف دارد و به رابطه شما کمک میکند درخواست کنید تا در این رابطه با او صحبت کند.

 

کمک بگیرید
 به گزارش پارس ناز شما لایق این نیستید که در زندگی مشترکی باشید که پر از استرس و حس نا امنی باشد.اگر تلاش های صادقانه و با محبت و آرام شما برای کاهش رفتارهای نامناسب شوهرتان در هنگام عصبانیت فایده ای نداشت، و رفتارهای شوهرتان پرخاشگرانه تر و خشن تر شد از خانواده ها برای حل مشکلتان کمک بگیرید و شوهر خود را تحت فشار قرار دهید که در صورت تغییر ندادن رفتار خود زندگی مشترک شما برای ادامه دچار مشکل خواهد شد.

 

این راه بعد تمام تلاش ها و افاقه نکردن آن ها پیشنهاد می شود چراکه اگر به رفتار های نامناسب شوهر خود و پرخاشگری های او تن در دهید ممکن است رفتارهای نامناسب او رفته رفته نسبت به شما بیشتر شود و وضعیت امنیت شما از لحاظ روحی و شخصی و فیزیکی مورد خطر قرار بگیرد یا همواره شوهر شما با پرخاشگری به دنبال رسیدن به خواسته های خود باشد و شما مجبور به زندگی در شرایط ناراحت کننده و سختی شوید.

 

 

چگونه بفهمید شوهرتان از زندگی با شما رضایت دارد؟


چگونه بفهمید شوهرتان از زندگی با شما رضایت دارد؟


چگونه بفهمید شوهرتان از زندگی با شما رضایت دارد؟

چگونه بفهمید شوهرتان از زندگی با شما رضایت دارد؟

چگونه بفهمید شوهرتان از زندگی با شما رضایت دارد؟ 

نکات بسیار عالی برای خانم ها داریم که می توانید با خواندن این مطلب پی ببرید که رضایت شوهر شما از زندگی در کنارتان تا چه حد است. دوست دارید بدانید که شوهرتان از ازدواج با شما رضایت دارد یا نه؟ این لیست را بخوانید. بعد برای هر کار خوبی که برایتان انجام می‌دهد قدردان باشید.

 

هر زنی دوست دارد شوهرش از ازدواجش با او خوشحال و راضی باشد. این ۷ علامت به شما نشان می‌دهد که نظر شوهر شما درمورد ازدواجتان چیست.

 

۱. بوسه‌ها

وقتی از سر کار به خانه می‌آید با بوسیدنتان به شما سلام می‌کند. این بوسه از آن بوسه‌های تند و سرسری روی گونه نیست. بوسه‌ای همراه با در آغوش گرفتن و از روی لب‌هاست. از آن نوع بوسه‌هایی که باعث می‌شود بفهمید که بدون شک از اینکه در خانه دوباره کنار شماست بسیار خوشحال است.

 

۲. تماس‌ها

وقتی برای یک هدف کاری مجبور است به مسافرت برود، هر روز به شما زنگ می‌زند و می‌گوید که دلتنگتان است. مردی که از زندگی‌اش راضی باشد وقتی دور از خانه باشد واقعاً دلش برای همسرش تنگ می‌شود. او می‌خواهد که با شما باشد و برای برگشتن به خانه بیقرار است. وقتی زنگ می‌زند حرف‌های زیبایی به شما می‌زند که تک‌تک آنها از صمیم قلبش هستند. او همیشه ۱۰۰٪ به شما وفادار است و شما این را می‌دانید.

 

۳. «دوستت دارم‌ها»

به شما می‌گوید که دوستتان دارد. هر روز این را به شما می‌گوید. و شما هم همین را در جوابش می گویید. این جمله هیچوقت برای شما تکراری نمی‌شود. او مثل شوهری نیست که همسرش بعد از سال‌ها از ازدواجشان شکایت می‌کند که «تو حتی یکبار هم به من نگفتی دوستم داری» و شوهرش جواب می‌دهد

 

«وقتی ازدواج کردیم بهت گفتم اگه نظرم عوض شده بود مطلعت می‌کردم»! این روش یک شوهر راضی و خوشحال در ازدواجش نیست. او به شما می‌گوید که دوستتان دارد چون می‌خواهد هر روز آن را بشنوید و بدانید. او از گفتن این جمله لذت می‌برد چون عمیقاً آن را حس می‌کند. و می‌داند که شنیدن آن برای شما هم مهم است.

 

۴. کمک کردن‌ها

او در کارهای خانه به شما کمک می‌کند. می‌خواهد کارهای شما را سبک‌تر کند و حتی وقتی حالتان خوب نیست بیشتر از سهم خود در کارهای خانه کمک می‌کند. به فرزندانتان هم همین را آموزش می‌دهد. او درک می‌کند که بزرگ کردن بچه‌ها فقط وظیفه شما نیست، وظیفه او هم هست. به عبارت دیگر، او یک عضو فعال در شاد نگه داشتن محیط خانه برای خانواده‌اش است.

 

۵. تحسین‌ها

او شما را تحسین می‌کند. به شما نگاه می‌کند و می‌بیند که چه کار می‌کنید. به شما توجه دارد. در زمان‌های مختلف وقتی به شما خیره شده است نگاهش را دستگیر می‌کنید. او هیچوقت از نگاه کردن به شما خسته نمی‌شود. هر تغییری هم که برای ظاهر شما افتاده باشد، او فکر می‌کند که شما زیبا هستید. او اشکالات و ایرادهایی که شما در خودتان می‌بینید را نمی‌بیند. عشق شما او را کور کرده است.

 

۶. آرامش دادن‌ها

وقتی گریه می‌کنید شما را در آغوش می‌گیرد. وقتی دلشکستگی و ناامیدی‌ها اشک به چشمانتان سرازیر می‌کند، همیشه کنارتان است. او نهایت تلاشش را برای درک وضعیت شما می‌کند. البته همیشه اینکار را عالی انجام نمی‌دهد ولی برای آرامش دادن به شما در شرایط سخت زندگی تلاش می‌کند. اگر عاقل باشید، به استقبال تلاش او خواهید رفت.

 

۷. دردودل کردن‌ها

او رویاها و ناراحتی‌هایش را با شما درمیان می‌گذارد. این کار برای او ساده نیست، همینطور هم برای شما. او می‌خواهد بداند که آیا می‌تواند بدون ناراحت شدن شما این حرف‌ها را با شما درمیان بگذارد و اینکه به اطمینان خاطر می‌دهید یا نه. وقتی می‌خواهد حرف‌های دلش را برای شما مطرح کند و درمورد امیدها

 

و برنامه‌هایش برای کار با شما حرف بزند، می‌داند که گوش می‌دهید و برایتان مهم است. او می‌داند که شما مشوق اصلی او در زندگی هستید. همچنین می‌داند که عشقش برای شما به اندازه کافی عمیق هست که درکش کنید و بخواهید ناامیدی‌هایش را بدانید. مردی که از زندگی زناشویی‌اش راضی باشد، با اعتماد و اطمینان این کار را خواهد کرد.

 

 به گزارش پارس ناز شوهرهایی که این مقاله را می‌خوانند هم یادداشت‌برداری کنند. اگر تا امروز این کارها را انجام نمی‌داده‌اید، الان وقتش است که دست به کار شوید و به همسرتان در زندگی اولویت دهید. هیچوقت برای آوردن شادی و رضایت به زندگی زناشویی دیر نیست. خانم‌هایی که این مقاله را می‌خوانند، از همه کارهای خوبی که شوهرتان

 

برایتان انجام می‌دهد قدردانی کنید. اگر می‌خواهید ازجمله زوج‌های موفق و خوشبخت باشید، او هم باید اولویت اول زندگی شما باشد تا به دنیا ثابت کنید که ازدواج به معنی خوشبختی است، حتی وقتی شرایط زندگی سخت می‌شود.

 

 

این تفکرات پایه های زندگی مشترک را خراب می کنند


این تفکرات پایه های زندگی مشترک را خراب می کنند


این تفکرات پایه های زندگی مشترک را خراب می کنند

این تفکرات پایه های زندگی مشترک را خراب می کنند

این تفکرات پایه های زندگی مشترک را خراب می کنند 

رابطه دونفره زناشویی مطمئنا نیاز به مراقبت دارد و بسیاری از کارها و تفکرها در آن جایی ندارند و باید نسبت به آن ها آگاه بود. خطاهای فکری احساس را خراب می‌کنند و احساس خراب هم رابطه را به هم می‌زند. برای خوشبخت بودن باید مراقب افکارمان باشیم.

 

۹ تفکر کشنده رابطه همسران
خطاهای فکری، تله‌های همیشه باز ذهن هستند که مثل یک شکارچی چیره دست منتظر فرصت می‌نشینند تا صاحبان‌شان را به دام احساسات ناخوشایند و مخرب بیاندازند. در این بین روابطی مثل رابطه‌ی بین همسری که از حساسیت خاصی برخوردار است، بیشتر در معرض خطر قرار دارد. اگر زن یا شوهری در دام این افکار گرفتار شوند، درصوت عدم توجه و رسیدگی به موقع، به دلیل کاهش صمیمیت و عشق، زندگی‌شان از هم خواهد پاشید.

 

۱-تفکر همه یا هیچ: در این شیوه تفکر کلمه‌ی «یا» نقش تعیین کننده‌ای دارد. به این معنا که همسر یا از همه لحاظ مورد تایید است یا به هیچ وجه مورد تایید نیست.

 

۲-تفکر فاجعه سازی: در این شیوه یکی از همسران در بیان کمیت و کیفیت پیامدهای منفی کار اشتباهی که طرف دیگر انجام داده است، اغراق و آن را به یک فاجعه تبدیل می‌کند.

 

۳-تفکر توقعی: در این حالت یکی از همسران بدون اینکه درباره‌ی نیازها و انتظارات خودش صحبت کرده باشد توقع دارد دیگری از دغدغه‌های او اطلاع داشته باشد.

 

۴- تفکر برچسب‌زنی: در این شیوه زن یا شوهر به طور غیرانصافانه از خصیصه‌های مثبت طرف دیگر چشم پوشی می‌کند و ویژگی‌های منفی کوچک او را به یک برچسب بزرگ تبدیل می‌کند.

 

۵-تفکر سرزنش‌گری: در این شیوه یکی از همسران به خاطر مشکل یا مسئله‌ای که در زندگی به وجود آمده به طور غیر منطقی طرف دیگر را مقصر می‌داند و او را سرزنش می‌کند.

 

۶-تفکر بی‌کفایتی هیجانی همسر: در این شیوه یکی از همسران خودش را متقاعد می‌کند که طرف دیگر نمی‌تواند هیجاناتش را مدیریت کند.

 

۷-تفکر قضاوت‌گری: یکی از همسران بدون کسب اطلاعات کافی درباره رفتار طرف مقابل به قضاوت می‌نشیند و به نتیجه گیری‌های غیرمنطقی می‌رسد که بر مبنای واقعیت نیست.

 

۸-تفکر خواندن انگیزه‌های همسر: در این مورد یکی از همسران به اشتباه فکر می‌کند دیگری برای کارش انگیزه‌ای به جز آن چیزی که نشان می‌دهد، دارد. مثلا مردی که به خاطر مهمانی جشن تولد زنش زودتر به خانه آمده درصورتی که زنش فکر می‌کند که زود آمده که بیشتر پیش پدر و مادرش باشد.

 

۹- تفکر «او هم مثل بقیه است»: در این شیوه یکی از همسران به خاطر سرخوردگی‌هایی که قبلا برای او به وجود آمده به طور ناخودآگاه انتظارات فوق‌العاده‌ای از طرف مقابلش در جبران گذشته خودش دارد. به همین دلیل برای خودش تصوراتی به وجود آورده مبنی براین که همسرش باید کامل‌تر از بقیه باشد.

 

 به گزارش پارس ناز برای مثال زنی که زیر سایه پدری معتاد به کار، بزرگ شده، همسرش را به یک اسطوره عشق تبدیل می‌کند. از او انتظار محبت و توجه زیاد و جبران‌کننده‌ای دارد. وقتی شوهر برای تامین خانواده یک شیفت اضافه‌تر سرکار می‌ماند. زن با خودش می‌گوید او هم مثل بقیه به من اهمیت نمی‌دهد و فقط نگران کارش است.

 

 

با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید


با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید


با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید

با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید

با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید 

زبان بدن مطمئنا می تواند روی جذابیت زن و مرد تاثیر داشته باشد و در رابطه زن و شوهرها می تواند همسر را به طرف شخص جذب کند. همه ما با حرکات آشنا هستیم، وقتی نگاه تان به او می افتد و او در پاسخ سرش را تکان می دهد و اشاره چشمی می کند یعنی نشان می دهد که به شما علاقمند است. و اما گام بعدی این است که از زبان بدن برای برقراری ارتباط بهتر و موثرتر استفاده کنیم.

با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید

برقراری ارتباط با چشم ها: در رابطه با زبان بدن چشم ها قدرت بسیار بالایی دارند. چشم ها می توانند نشان دهنده علاقه باشند و یا نشان دهنده این که آیا او نیز به شما علاقمند است یا خیر. تماس چشمی باعث می شود ضربان قلب افزایش یافته و هورمون های عشق آزاد شوند.

 

نگاهتان را به او بدوزید و نشان دهید که در حال برآورد زدن او هستید. نگاه های قفل شده بیانگر علاقه زیاد است.صورتش را برانداز کنید، این کار میزان علاقه شما را به او نشان می دهد.نگاه سریع و دزدکی نیز نشان دهنده علاقه شما می باشد.

با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید

هر زمان که لبخند یا چشمک می زند ابروها را کمی بالا بیندازید: این کار را به آرامی انجام دهید تا متوجه شگفتی و تغییر در حالات شما بشود. ابروها را بیش از حد بالا ندهید چون ممکن است نشاندهنده انزجار شما باشد.

با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید

به پایین یا به شانه ها نگاه کنید و پلک بزنید: این کار معصومیت و علاقه شما را نشان می دهد.

با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید

وقتی نگاه ها به هم دوخته شد شانه ها را جلو بدهید و سپس رها کنید: فقط شانه ها را حرکت دهید بازوها نباید حرکت کند. همچنان که شانه ها را جلو می دهید سرتان را به شانه ها نزدیک کنید و با رها کردن شانه ها سر را بالا بگیرید. در این حالت به شانه ها نگاه کنید تا توجه بیشتری از سمت او به خودتان جلب کنید.

با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید

وقتی به او خیره شده اید سرتان را برگردانید و به کارتان ادامه دهید: با این کار احساس و علاقه او به شما دو چندان می شود.

با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید

به او نزدیک شوید: زمانی که علاقه اش را به شما نشان می دهد با نزدیک شدن به او علاقه اش را دو چندان کنید.هنگام صحبت کردن دست ها یا بازوهایش را بگیرید.به سمت او خم شوید و در گوش هایش نجوا کنید. اما حواستان باشد که اگر در مقابل از شما فاصله گرفت یعنی علاقه ای به این کار شما ندارد. در این صورت از او کمی فاصله بگیرید و خودتان را ریلکس نشان دهید.

با زبان بدن جذابیت خود را برای همسر زیاد کنید

یادتان نرود که خودتان باشید: خودتان را جذاب و گیرا نشان دهید. وقتی در مقابل او خاموش و ساکت باشید او در احساسی که نسبت به او دارید سر در گم می شود و این سوال برایش پیش می آید که دوست داشتن شما راست است یا دروغ!! روش هایی که در بالا به آن ها اشاره شده است

 

را در ابتدا برای جلب توجه او انجام دهید اما بعد از این که با او وارد گفتگو شدید طبیعی رفتار کنید و خودتان باشید. هنگامی که صحبت می کند به دهانش توجه کنید تا به او اطمینان دهید دارید به حرف هایش واقعا گوش می دهید.

 

 

مراقبت از عشق در فاصله های دور از هم


مراقبت از عشق در فاصله های دور از هم


مراقبت از عشق در فاصله های دور از هم

مراقبت از عشق در فاصله های دور از هم

مراقبت از عشق در فاصله های دور از هم 

وقتی دو فرد که همدیگر را دوست دارند بنابر دلایل مختلفی مجبور می شوند تا از هم دور زندگی کنند،باید نکات بسیار ویژه ای را برای مراقبت از عشق مد نظر قرار داد. برخی از زوجین بعد از آشنایی یا ازدواج دچار فاصله می شوند. از مهمترین عوامل ایجاد فاصله بین زوجین ازدواج با فردی اهل شهر دیگر یا اشتغال یکی از زوجین به تحصیل یا کار در شهر دیگر است. به هر حال اگر در چنین رابطه ای وارد شده اید، باید هر کار می توانید انجام دهید که رابطه را مستحکم و زنده نگه دارید.

 

۱ 

به مخاطب خود ارج دهید. این از موارد بسیار مهم است. به همسر خود این حس را دهید که در همه حال، وی بهترین و مهم ترین چیزی است که در زندگی شما رخ داده است و در همه حالی تمام توان خود را برای او می گذارید.

 

۲ 

با صحبت کردن راحت باشید. وقتی وارد رابطه ای فاصله دار می شوید باید به حرف زدن های طولانی پشت تلفن عادت کنید. در واقع این تنها راه ارتباطی شما است. باید از همه چیز و هر جا حرف بزنید. به خصوص از ایام کودکی یادی کنید تا فرد مورد نظر شما را بهتر بشناسد و با شما ارتباط بهتری پیدا کند. از خاطرات کودکی یا نوجوانی خود و وقایع جالب در زندگیتان حرف بزنید و سرگرم شوید.

 

۳ 

با هم کاری انجام دهید. سعی کنید فاصله ها را بشکنید. رابطه ی مداوم خیلی خوب است، اما حرف زدن دائمی پشت تلفن می تواند رابطه را به کسالت بکشد. بهتر است در کنار تماس تلفنی کارهای دیگری را نیز با هم انجام دهید. افرادی که فاصله ی نزدیکی با هم دارند، کارهای یکسانی با هم انجام می دهند. شما هم در این راه تلاش کنید. برای مثال با هم یک برنامه ی تلویزیونی را تماشا کنید و درباره ی آن حرف بزنید.

مراقبت از عشق در فاصله های دور از هم

وقتی وارد رابطه فاصله دار می شوید باید به حرف زدن های طولانی پشت تلفن عادت کنید‎

 

۴ 

برایش هدیه بفرستید. هدیه فرستادن به معنی خرید جواهر، کیف چرم و هدیه های گران قیمت نیست. هر از گاهی برایش هدیه های کوچکی بفرستید. اگر شکلات دوست دارد، یک جعبه شکلات بفرستید. یا از فروشگاه های اینترنتی سفارش گل بدهید و برایش ارسال کنید. اگر هنری دارید، عکس او را بکشید یا برایش یک قطعه ی هنری درست کنید.

 

کلیپی از عکس هایتان تهیه کنید و آهنگی عاشقانه روی ان قرار دهید و برایش ایمیل کنید. مطمئنا اگر در مراحل قبل از عروسی باشید، بهتر است پولتان را برای آینده پس انداز کنید و در عین حال با این هدیه های کم خرج و جالب او را همواره به یاد خود بیاندازید و از عشقتان سرشار کنید.

 

۵ 

برای دیدارها برنامه ریزی کنید. هر چقدر هم تلاش کنید، هیچ چیز جای دیدار را نمی گیرد. هر چند گاهی دشوار است، اما روز ملاقات بعدی را تعیین کنید. گاهی می توانید او را سوپرایز کنید و ناگهانی به دیدارش بروید.

 

۶ 

برنامه ی دیداری با خانواده داشته باشید. هر چند در این زمان کوتاه مایلید وقت بیشتری را با نامزد خود بگذرانید، اما خانواده هم مایلند شما را بهتر بشناسند. اغلب خانواده ها فکر می کنند رابطه ی فاصله دار رابطه ی ناسالمی است. این امر به دلیل عدم شناخت از شما است. ناهاری را در روز جمعه در کنار انها بگذرانید و از خودتان صحبت کنید.

 

۷ 

مثبت باشید. دید و تفکر مثبت و در نظر گرفتن جنبه های خوب رابطه ی فاصله دار باعث حفظ شادابی و سلامت رابطه می شود. هر چقدر بیشتر به فاصله و دوری از یکدیگر و سختی های شناخت فکر کنید، بیشتر از یکدیگر دور می شوید و همه چیز را بدتر می کنید. از مزایای رابطه ی فاصله دار، رسیدن به اهداف شخصی و رشد و بالندگی سریع تر است.

 

از سوی دیگر در این نوع رابطه برای با هم بودن تلاش می کنید و قدر یکدیگر را بهتر از رابطه ی رودر رو که بعد از مدتی ممکن است به عادت کشیده شود می دانید. تا زمانی که به این فاصله به عنوان مشکلی موقت فکر کنید، می توانید استوار باشید و این حس را به همسر خود نیز انتقال دهید.

 

 

رئیس بازی در زندگی مشترک زن و شوهرها


رئیس بازی در زندگی مشترک زن و شوهرها


رئیس بازی در زندگی مشترک زن و شوهرها

رئیس بازی در زندگی مشترک زن و شوهرها

رئیس بازی در زندگی مشترک زن و شوهرها 

این بستگی به جوامع دارد که رفتار زن و شوهر ها در آن ها متفاوت است. در جامعه ما رئیس بازی در زندگی مشترک معمولا از جانب مردان حس می شود. مردی که توان خوشبخت کردن شما را دارد، کیست؟ مردی است که به همه خواسته هایتان چشم می گوید؟

 

یا فرد مقتدری است که همه تصمیم ها را یک تنه می گیرد و با آمدنش، خیالتان را برای همیشه راحت می کند؟ قطعا همه شمایی که این مطلب را می خوانید، مرد رویایی تان را به یک شکل تصویر نمی کنید.
بخش خانواده ایرانی تبیان

 

آیا زندگی مشترک ریس میخواهد ؟
شاهزاده سوار بر اسب سفیدتان را چطور تصور می کنید؟ مردی که توان خوشبخت کردن شما را دارد، کیست؟ مردی است که به همه خواسته هایتان چشم می گوید؟ یا فرد مقتدری است که همه تصمیم ها را یک تنه می گیرد و با آمدنش، خیالتان را برای همیشه راحت می کند؟ قطعا همه شمایی که این مطلب را می خوانید،

 

مرد رویایی تان را به یک شکل تصویر نمی کنید.یک روان شناس و زوج درمانگر می گوید آدم های سلطه پذیر، آرزوی زندگی با فردی قدرتمند را دارند، در حالی که سلطه گرها تنها در کنار فردی «بله قربان گو» احساس آرامش می کنند. اگر می خواهید بفهمید شما و خواستگارهایی که ادعا می کنند توان خوشخبت کردنتان را دارند، به کدام گروه تعلق می گیرید، ادامه این مطلب را بخوانید.

 

با کدام یک خوشبخت می شوید؟
افسانه هایی را که می گویند «مردها عاشق زن های جسور می شوند» یا اینکه «هر مردی دوست دارد زنی سر به راه داشته باشد که جز «چشم» چیزی نمی گوید»، فراموش کنید. این را که یک زن و مرد در کنار هم زندگی خوب و کم تنشی داشته باشند، نمی توان با چنین تعریف های کلی پیش بینی کرد و گفت اگر هر مردی با یک زن بله قربان گو ازدواج کند خوشبخت می شود.

 

تصور نکنید که یک فرد سلطه گر در همه شرایط، رفتارهای سلطه گرانه را به نمایش می گذارد. همه ما تا اندازه ای هر دوی این ویژگی ها (سلطه گری و سلطه پذیری) را در خود داریم و در هر شرایطی که بتوانیم، از آن ها استفاده می کنیم آنچه می تواند دوام و آرامش یک رابطه را تنظیم کند، مناسب بودن ترکیب یک زوج با یکدیگر است؛ یعنی ممکن است هرکدام از این افراد، در صورت ازدواج با شخص دیگری رابطه ناخوشایند را تجربه کنند اما در کنار یکدیگر،

 

به دلیل مناسب بودن ترکیب و هماهنگ بودن روحیاتشان با هم، زندگی موفقی را بسازند. آدم ها را از نظر الگوی ارتباط میان فردی به دو گروه می توان تقسیم کرد. یک گروه سلطه گر هستند و گروه دیگر سلطه پذیر. اما نباید فراموش کرد که این الگوهای رفتاری را در همه لحظات زندگی و در هر شرایطی به نمایش نمی گذارند.

 

به عبارت دیگر، افراد سلطه پذیر در همه روابطشان از این الگو استفاده نمی کنند بلکه در رابطه میان فردی با جنس مخالف، این الگو را در پیش می گیرند و ممکن است با وجود چنین روحیه ای در شرایط دیگر، نقش یک سلطه پذیر را بازی کنند. قرار گرفتن فرد سلطه گر، با فرد سلطه پذیر در یک رابطه ترکیب خوبی را ایجاد می کند.

 

شاید دیگران رابطه ای را که مرد در آن سلطه دارد، مردسالارانه خطاب کنند، اما اگر زن این رابطه، سلطه پذیر باشد و نه به خاطر ترس و اجبار، که به خاطر میلش به تحت سلطه قرار گرفتن در آن رابطه بماند، خطری زندگی زناشویی شان را تهدید نمی کند.شاید از نظر دیگران مرد سلطه پذیر، به اصطلاح مرد زن ذلیلی باشد، اما اگر این مرد هم،

 

نه به خاطر ترس یا اجبار، بلکه به اختیار خود و با میل و رغبت در این رابطه مانده باشد، می توان گفت ترکیب او با زنی سلطه گر، ترکیبی متناسب و ایده ال است.

 

سلطه پذیرها چه کسانی هستند؟
– آن ها دوست دارند حمایت شوند و در جست و جوی یک مراقب هستند.
– سلطه پذیرها قدرت را در زندگی به دست فرد مقابلشان می دهند تا او زندگی شان را جلو ببرد.
– آن ها از اینکه کسی به جایشان تصمیم بگیرید یا به آن ها امر و نهی کند، ناراحت نمی شوند.
– بازی سلطه پذیرها باخت- برد است. آنها ترجیح می دهند در یک تعامل و به تعبیری یک بازی، خودشان ببازند و همسرشان برنده همیشگی باشد.

 

سلطه گرها چه کسانی هستند؟
– افراد سلطه گر، عاشق تسلط و قدرت هستند.
– آن ها می خواهند همان کسی باشند که رابطه را به پیش می برد و تصمیم های ریز و درشت را می گیرد.

 

– سلطه گرها اهل بازی برد- باخت هستند؛ یعنی در هر بازی و تعاملی، باید آن ها برنده و فرد مقابلشان بازنده باشد.

 

– این افراد از تکنیک «به در می گویم تا دیوار بشنود» استفاده می کنند و پیام ها را به شکل غیرمستقیم به طرف مقابلشان منتقل می کنند.

 

– در پیام غیرمستقیمی که صادر می کنند، مفهوم ضمنی از خشم نهفته است و فرد مقابل به خاطر آشنا بودن با لحن و شیوه نگاه سلطه گر، این خشم را متوجه می شود.

 

وقتی زور می گوید، شاکی می شوید؟
این سکه روی دیگر هم دارد. اگر زن و مردی که سلطه پذیر نیستند، با فردی سلطه گر زندگی کنند و به خاطر اجبار، ترس از تنها شدن یا مسائلی از این دست تسلط همسرشان را بپذیرند، ترکش های این پذیرش اجباری، رابطه شان را دچار مشکل می کند.

 

ابراز خشم منفعلانه، یکی از واکنش های شایع به این موضوع است. خشمی که منفعلانه بروز می کند، خود را به شکل مخالفت های پنهان و غرولند نشان می دهد. زنی که می داند همسرش انتظار به موقع آماده بودن شام را دارد، خشمش را با بی پاسخ گذاشتن این انتظار نشان می دهد.

 

شاید او آشکارا با این خواسته همسرش مخالفت نکند، اما یک شب به بهانه نبود ماده غذایی خاص در خانه، یک شب به بهانه بیماری و گریه کردن بچه و شب دیگر هم با عذر و بهانه ای دیگر از آماده کردن غذا طفره می رود.یا مردی که در ظاهر به همه خواسته های همسرش بله می گوید و از او حساب می برد، با برآورده نکردن نیازهای عاطفی همسرش- مثل توجه نکردن به او یا ابراز نکردن محبت کلامی- خشمش را نشان می دهد و ناخودآگاه از او انتقام می گیرد.

 

به در می گوید که دیوار بشنود؟
پیام رسانی غیرمستقیم یکی از رفتارهای شایع این گونه افراد است. یک فرد در پیامی مستقیم می تواند به فرد مقابلش بگوید: «من از تو ناراحتم!» در این شیوه پیام رسانی، از ضمایر «من» و «تو» استفاده شده و مشخص است که فرد در پیامش چه کسی را خطاب قرار می دهد. همچنین در چنین پیامی مشخص است که فرد به چه موضوعی اشاره می کند. «ناراحتی» موضوع مشخصی است که فرد در پیامش آن را مطرح کرده است.

 

این در حالی است که در پیام رسانی غیرمستقیم، افراد بیشتر از ضمیر سوم شخص استفاده می کنند و با مثال زدن و حکایت تعریف کردن، موضوع را به شکلی غیرمستقیم طرح می کنند.

 

گاهی رییس است، گاهی مرئوس؟
برای اینکه فردی به سلطه گر یا سلطه پذیر تبدیل شود، چند عامل در کنار هم نقش بازی می کنند. شخصیت هر فرد از یک سو تحت تاثیر وارثت است و از دیگر سو تحت تاثیر محیط. شرایط خانوادگی که فرد در آن زندگی کرده، محیط اجتماعی و تجربیاتی که در جریان زندگی داشته، می تواند در تبدیل شدنش به هر کدام ازاین شخصیت ها نقش داشته باشد.

 

تصور نکنید که یک فرد سلطه گر در همه شرایط، رفتارهای سلطه گرانه را به نمایش می گذارد. همه ما تا اندازه ای هر دوی این ویژگی ها (سلطه گری و سلطه پذیری) را در خود داریم و در هر شرایطی که بتوانیم، از آن ها استفاده می کنیم. برای مثال، همسر سلطه گری که حتی تصمیم های شخصی زندگی همسرش را هم به تنهایی می گیرد، وقتی توسط پلیس راهنمایی و رانندگی در خیابان متوقف می شود، به یک سلطه پذیر تبدیل می شود.

 

آرزوی زندگی با فردی قدرتمند را دارند، در حالی که سلطه گرها تنها در کنار فردی «بله قربان گو» احساس آرامش می کنند
همین فرد ممکن است وقتی رییس یک اداره می شود، دوباره نقش سلطه گر را بازی کند اما زمانی که در دانشگاه، سر کلاس یک استاد بزرگ می نشیند، دوباره سلطه پذیر شود. با توجه به این موضوع،

 

می توان به یک نکته مهم دیگر هم اشاره کرد. گفتیم که هر فرد با توجه به شرایطی که در آن قرار می گیرد، سلطه پذیر یا سلطه گر می شود. در چنین وضعیتی می توان گفت که یک زن سلطه پذیر، بعد از ازدواج از همسرش مردی سلطه گر می سازد. در حالی که ممکن بود چنین مردی بعد از ازدواج با یک زن سلطه گر، رفتارهای حاکی از قدرت طلبی را نشان ندهد.

 

درست یا نادرست
اگر با سلطه گرها ازدواج کنید، کارتان به طلاق می کشد. محققان در بررسی هایشان به یک نتیجه عجیب دست پیدا کردند. آن ها دریافتند که زندگی با یک همسر سلطه گر می تواند دوام رابطه را تضمین کند و حتی به تولد و پرورش فرزندان بیشتر بینجامد. با توجه به بررسی های انجام شده، ازدواج هایی که در آن ها یکی از طرفین سلطه گر بوده از رابطه هایی که برابری و اشتراک نظر در آن ها مبنای تصمیم گیری بوده، دوام بیشتری داشته اند.

 

در میان همین آشنایان محدودتان، خیلی ها با همسری سلطه گر زندگی می کنند. محققان گفته اند که تقریبا در یک چهام روابط زن و شوهری، یکی از زوج ها سلطه گر بوده است. سلطه پذیرها قربانی خشونت خانگی می شوند.از نظر محققان قرار گرفتن در رابطه ای که در آن یکی از طرفین سلطه گر است، الزاما به معنای زندگی در شرایط خشونت آمیز نیست. به عبارت دیگر، در صورتی که فردی که سلطه پذیر نیست، با همسری سلطه گ زندگی کند

 

و به خاطر شرایط خاص و محدودیت هایش به قدرت طلبی او تن دهد، می توان گفت که این فرد قربانی خشونت خانگی شده، اما اگر فردی با سلطه جویی های همسرش مخالفتی نداشته باشد و به خاطر ویژگی های شخصی اش آن ها را آزاردهنده تلقی نکند، نمی توان حرفی از خشونت به میان آورد. عاقبت زندگی با آدم های سلطه گر،

 

مدام جنگ و دعوا کردن است.با توجه به نتایج اعلام شده، در چنین شرایطی زن و شوهر با آرامش بیشتری در کنار هم زندگی می کنند، کمتر با هم درگیر می شوند و بیشتر به صاحب فرزند شدن تمایل نشان می دهند.

 

 

اگر فهمیدیم که همسرمان خیانت کرده چه کنیم؟


اگر فهمیدیم که همسرمان خیانت کرده چه کنیم؟


اگر فهمیدیم که همسرمان خیانت کرده چه کنیم؟

اگر فهمیدیم که همسرمان خیانت کرده چه کنیم؟

اگر فهمیدیم که همسرمان خیانت کرده چه کنیم؟ 

قطعا خیانت کردن یکی از طرفین بعد از ازدواج و رفتن با شخص دیگری کاری است بس ناپسند و ناراحت کننده که پایه های زندگی را سست می کند. زندگی با یک همسر خیانتکار شاید یکی از سخت ترین کارهایی باشد که تا به حال مجبور به انجام آن بوده اید. موقع تصمیم گیری در مورد اینکه می خواهید چه بکنید و چه نکنید،

 

هیچ پاسخ صحیحی وجود ندارد. همه کاری که می توانید انجام دهید این است که با همسر خود ارتباط برقرار کنید، به ندای دلتان گوش بدهید، و تصمیم بگیرید آیا این رابطه ارزش حفظ کردن دارد یا نه.

 

۱ 

خودتان را سرزنش نکنید. دلایلی که همسرتان به شما خیانت کرده همیشه آشکار نیست، و ممکن است احساس کنید سرزنش کردن خودتان امری طبیعی است. شاید فکر می کنید که از هم دور شده اید، یا که در اتاق خواب خیلی بهم نزدیک نشده اید. شاید اجازه داده اید کار، تمام وقت شما را بگیرد و زمان کافی برای رابطه تان اختصاص نداده اید.

 

با این حال، ممکن است اینها دلایلی باشند که باید بیشتر بر روی رابطه تان کار کنید، اما باید بدانید که هر کاری که انجام دهید هرگز نباید باعث شود همسر تان به شما خیانت کند ، و شما هرگز نباید خود را بخاطر اشتباهات همسرتان مقصر بدانید.

 

۲ 

مطمئنا، ممکن است در رابطه دچار اشتباهاتی شده باشید، و مهم این است که به آن اذعان کنید. با این حال، هرگز فکر نکنید که برخی از اشتباهات از جانب شما، باعث شده همسرتان به شما خیانت کند. اگر بیش از حد بر روی سرزنش کردن خود تمرکز کنید، به شریک زندگی خود اجازه داده اید از این ماجرا قصر در برود. مهم این است که بر رفتار شریک زندگی خود نیز تمرکز کنید.

 

۳ 

بیش از حد بر روی نفر سوم حساس نشوید. اگر می خواهید به سرعت دیوانه شوید، پس می توانید یک میلیون سوال در مورد آن مرد یا زن بپرسید، ساعتها پروفایل فیس بوک او را دنبال کنید، و یا حتی سعی کنید یک نظر آن شخص را ببینید. ممکن است فکر کنید که دانستن همه چیز در مورد این فرد می تواند به شما کمک کند کشف کنید

 

چه چیزی در رابطه شما اشتباه بوده است، اما در واقعیت، این کار هیچ پاسخی به شما نمی دهد، چه بسا که درد و غم شما را هم اضافه خواهد کرد.

 

۴ 

هنگامی که همسرتان رابطه دیگری دارد، آن رابطه به ندرت به شخص سوم مربوط می شود. مگر در مواردی که همسرتان فکر می کند واقعا ارتباط معنی داری را با شخص سوم آغاز کرده باشد. بیشتر اوقات، این کار نشانه ای برای بیان نارضایتی فرد خیانتکار از خود یا ازدواج است. اگر بیش از حد بر روی آن مرد یا زن تمرکز کنید، دیگر نمی توانید در مورد همسر و یا رابطه تان فکر کنید.

 

۵ 

اگر چه دانستن برخی از چیزها در مورد این رابطه می تواند برای شما آرامش به ارمغان آورد، ولی داشتن اطلاعات بیش از حد در مورد آن فرد، شغلش، و یا هر گونه اطلاعات دیگر به احتمال زیاد شما را از مسیر اصلی منحرف می کند و یا باعث می شود احساس بدی نسبت به خود داشته باشید. این کار اصلا ارزش ندارد.

 

۶ 

سعی نکنید دنبال توجیه منطقی بگردید. اگر چه ممکن است فکر کنید با پیدا کردن توضیح منطقی می توانید پیش بروید، مثل این واقعیت که از زمانی که شوهرتان کار خود را از دست داده، احساس ناتوانی می کرده، یا اینکه شخص سوم زیاد پیش همسرتان می آمده تا جایی که او احتمالا نتوانسته در برابر او مقاومت کند،

 

اصلا فایده ای ندارد، سعی نکنید از یک چیز بی معنی چیز معناداری پیدا کنید. قبول کنید که شما صدمه دیده اید و نیاز دارید راهی پیدا کنید تا بتوانید به حرکت ادامه دهید، اما فکر نکنید که پیدا کردن بهانه برای همسرتان راه درستی است.

 

۷ 

آنچه درهنگام خیانت از ذهن همسرتان گذر کرده، ممکن است منطق را به چالش بکشد. سعی نکنید زمان زیادی را صرف تلاش برای آوردن یک دلیل مناسب برای این اتفاق بکنید و در عوض، تلاش کنید رو به جلو حرکت کنید.

 

۸ 

با همه راجع به این اتفاق صحبت نکنید. ممکن است فوق العاده صدمه دیده و عصبانی باشید، و ممکن است نیاز داشته باشید این موضوع را با همه اعضای خانواده، نزدیکترین دوستان، و یا حتی رسانه های اجتماعی در میان بگذارید تا احساساتتان را بروز دهید. با این حال، اگر شانسی برای آشتی وجود داشته باشد، باید دنبال افرادی باشید

 

که برای بقیه زندگیتان، به همسر و ارتباط تان دید متفاوتی داشته باشند. به جای اینکه به همه بگویید، تنها با افراد نزدیکی که واقعا می توانند به شما کمک کنند این موضوع را در میان بگذارید.

 

۹ 

هنگامی که همه چیز را در مورد آنچه اتفاق افتاده است بگویید، ممکن است اول احساس تسکین کنید، اما در ادامه چیزی جز درد و پشیمانی نخواهد بود. ممکن است متوجه نشوید که آماده دریافت مشاوره و یا قضاوت دیگران نیستید. اگر دوستان نزدیک خود را در مورد خیانت شریک زندگی تان مطلع میسازید، مطمئن شوید

 

که این کار را با احتیاط انجام می دهید. اگر دوستان تان فکر می کنند که شما قطعا شریک زندگی خود را ترک خواهید کرد، سپس ممکن است ۱،۰۰۰ چیز که هرگز در مورد او دوست نداشتند را بگویند، و در واقع این به شما کمک نمی کند که حس بهتری داشته باشید و اگر بخواهید باز هم با او در این رابطه بمانید، حس بدی خواهید داشت.

اگر فهمیدیم که همسرمان خیانت کرده چه کنیم؟

دلایلی که همسرتان به شما خیانت کرده همیشه آشکار نیست‎

 

۱۰ 

خیلی نگران نباشید که دوستان و خانواده تان چه فکری در این باره خواهند کرد. اگرچه افراد نزدیک شما می توانند توصیه های مفیدی به شما بکنند، در پایان، خودتان باید ببینید چه چیزی برای شما بهتر است، و شما نباید از خودتان بپرسید که دیگران در این رابطه چه فکری می کنند. در پایان ، مهم نیست دیگران چه فکری می کنند

 

و شما نباید اجازه دهید قضاوت دیگران بر فرایند تصمیم گیری شما سایه اندازد. گفتگو با افراد نزدیک قطعا می تواند به شما کمک کند قدرت و یک چشم انداز جدید در مورد وضعیت تان به دست آورید. اما در نهایت، بدانید که نظرات آنها هرگز نمی توانند جایگزین نظرات شما شوند.

 

۱۱ 

قبل از فکر کردن، هرگز اقدامات مهم را انجام ندهید. اگر چه ممکن است فکر کنید که به محض آگاهی یافتن از خیانت همسرتان، چمدانتان را می بندید و خانه را ترک می کنید، یا همسرتان را از خانه بیرون می کنید، ولی شما برای تصمیم گیری به زمان بیشتری احتیاج دارید. مطمئنا می توانید مدتی را دور از همسرتان سپری کنید،

 

اماهرگز نگویید طلاق می خواهید یا هیچ گونه اقدامات شدیدی را فورا انجام ندهید. خوب فکر کنید بعد تصمیم بگیرید و کاری نکنید که بعدا موجب پشیمانی شود.

 

۱۲ 

همسرتان را مجازات نکنید. هر چند ممکن است با بی رحمی رفتار کردن با همسرتان، دور کردن او از چیزهایی که دوست دارد، و یا حتی داشتن رابطه برای تلافی کردن احساس خوبی داشته باشید. این نوع رفتارها شما را به جایی نمی رساند. هر چند آسیب دیده اید، احساس سردی می کنید، و برای مدتی فاصله خود را با او حفظ می کنید، ولی نباید فعالانه کاری بکنید که او احساس بدتری بکند، و یا هر دو شما احساس وحشتناکی داشته باشید.

 

۱۳ 

با مجازات همسر خود تنها اوقات تلخی بیشتری درست می کنید و باعث می شوید رابطه تان حتی بدتر هم بشود. خوب است که مدتی از هم دور بمانید و سردتر و دورتر از قبل باشید، اما بی رحمی کردن هیچ چیز را بهتر نخواهد کرد.

 

۱۴ 

خواسته های خود را طلب کنید. قبل از صحبت کردن با همسرتان، ببینید چه می خواهید به او بگویید. زود شروع نکنید به صحبت در مورد خیانت و گریه. در عوض، زمان صرف کنید تا بازی ترتیب دهید که در صورت ادامه رابطه، همسرتان بداند که از او چه انتظاری دارید. این به منزله یک مجازات نیست، بلکه مانند یک برنامه برای حرکت رو به جلو با همدیگر است.

 

بگذارید همسرتان بداند برای ادامه رابطه چه باید بکند. این می تواند شامل موارد زیر باشد: رفتن نزد مشاوره با هم و احتمالا جدا از هم، برداشتن گام های ملموس برای کشف چیزهایی که دوست دارید با هم انجام دهید، اختصاص زمان برای برقراری ارتباط هر شب، و یا خوابیدن در اتاق های جداگانه تا وقتی که احساس کنید می توانید به راحتی دوباره یک فضای مشترک داشته باشید.

 

۱۵ 

اگر به فکر گرفتن طلاق هستید، ممکن است بخواهید هر چه سریعتر یک وکیل بگیرید. هر چه زودتر این کار را انجام دهید، موقعیت چانه زنی بهتری خواهید داشت.

 

۱۶ 

سوالاتی که دنبال جوابهای آن هستید را بپرسید. ممکن است به دنبال جواب واضح باشید که چرا همسرتان به شما خیانت کرده است. می توانید راجع به جزییات سوال کنید. ولی قبل از پرسیدن هر سوالی دوبار فکر کنید. سوالاتی بپرسید که فکر می کنید کمک خواهند کرد درک بهتری از رابطه خود پیدا کنید. با این حال، از پرسیدن سوالات برای ارضای حس کنجکاوی تان اجتناب کنید؛ چراکه پاسخ ممکن است در نهایت بیش از حد به شما صدمه بزند.

 

۱۷ 

آزمایش بدهید. هر چند شرم آور است، به محضی که مطلع شدید که همسرتان به شما خیانت کرده است، باید هر دوی شما بلافاصله آزمایش بدهید. شما نمی دانید که شخص سوم ممکن است چه بیماری هایی داشته باشد، و شما نمی دانید آیا این بیماری ها به شما منتقل شده یا نه. هر چند همسرتان اصرار کند که این کار لازم نیست، ولی شما باید مطمئن شوید که هر دوی شما در خطر نیستید. ضمنا با این کار همسرتان سنگینی اعمال خود را نیز درک خواهد کرد.

 

۱۸ 

به همسرتان گوش بدهید. هر چند شما احساس می کنید در این رابطه صدمه دیده اید، به شما خیانت شده است، عصبانی هستید، ولی مهم این است که بنشینید و به همسر خود گوش دهید. شاید این آخرین کاری است که دوست دارید انجام دهید ولی برای دریافت حقایق، باید داستان را از جانب او هم بشنوید

 

تا از احساسات جدید و یا سرخوردگی اش که از آن بی خبر بودید، آگاه شوید. این عادلانه نیست که فکر کنید او سزاوار نیست داستان را به روایت خودش بازگو کند و احساساتش را در این باره آشکار سازد. هر چند ممکن است شما آماده مواجهه با احساسات همسرتان نباشید، ولی باید به او اجازه دهید حرفهای خودش را بزند.

 

۱۹ 

ارتباطات خود را هر روز بهبود بخشید. هنگامی که شما و همسرتان در مورد خیانت شروع به صحبت می کنید، می توانید ارتباطات تان را بهبود بخشید. صادق باشید، منظم صحبت کنید، و تا جایی که امکان دارد از غیر فعال بودن و تهاجم بپرهیزید. هر چند ظاهرا پس از آنچه همسرتان انجام داده، این کار غیر ممکن است، ولی اگر می خواهید اوضاع به سامان شود، مهم این است که تا جایی که ممکن است خوب ارتباط برقرار کنید.

 

منبع: phow.ir

 

 

راز رابطه های بادوام و کیفیت را بدانید


راز رابطه های بادوام و کیفیت را بدانید


راز رابطه های بادوام و کیفیت را بدانید

راز رابطه های بادوام و کیفیت را بدانید

راز رابطه های بادوام و کیفیت را بدانید

اگر در رابطه برخی از اصول و قواعد حفظ شوند می توانند موجب دوام و پایداری گردند. متاسفانه برخی افراد بدون این که آگاه باشند به رابطه خود خاتمه می دهند. 

 

۵ قانون برای داشتن زندگی زناشویی همراه با آرامش

قانون اول؛ او را همان طور که هست بپذیرید
مطالعات نشان می دهد که یکی از لایل بروز تنش و کشمکش بین دو طرف که احتمال جدایی را بالا می برد، تمایل آن ها برای تغییر دیگری است؛ شاید آن ها متوجه نیستند که بعضی ویژگی ها اساسا تغییرناپذیر هستند، حداقل می توانم بگویم که شما قادر به تغییر دادن آن نیستید.

 

 به گزارش پارس ناز بعضی رفتارهایی که شما از او می بینید، «ویژگی های شخصیتی» هستند. مثلا برای یک فرد درونگرا، زندگی ذهنی جذابیت بیشتری نسبت به زندگی اجتماعی دارد، او از خلوت کردن با خودش انرژی می گیرد و در تعامل با دیگران انرژی خود را از دست می دهد. او تمایل دارد که حلقه محدودی از دوستانش را داشته باشد. ولی در همین حلقه کوچک، اعتماد بالایی برقرار باشد.

 

بنابراین اگر شما یک همسر درونگرا دارید، تلاش برای تغییر دادن وی به یک فرد برونگرا و اجتماعی که در جمع ها نقل محافل باشد و در مهمانی جمع را به دست بگیرد، احتمالا موجب شود که رابطه شما با همسرتان رو به وخامت بگذارد.بنابراین سعی کنید شریک زندگیتان را همان گونه که هست بپذیرید؛ با تمام ویژگی هایی که دارد. این کار شما نیست که او را تغییر دهید، شما فقط می توانید در فرآیند تغییر به او کمک کنید.

 

قانون دوم؛ فضای کافی برای رشد او فراهم کنید
بعضی وقت ها آدم ها دچار یک احساس افسردگی از بابت زندگی شخصی شان می شوند. از اینکه چه پتانسیل ها و توانمندی ها و استعدادهایی داشته اند و نتوانستند به آن ها رسیدگی کنند. بنابراین تا جای ممکن فضا برای رشد شخصی بدهید.هیچ چیز مثل یک رابطه سالم نمی تواند موجب رشد شخصی آدم ها باشد

 

قانون سوم؛ اتفاق های ناگوار ارتباطی را با خود حمل نکنید
در زندگی ممکن است اتفاق هایی بیافتد که شما را رنجیده خاطر کند. مثلا اتفاقی که در اوایل دوستی تان افتاده.اگر منتظرید که یک روز این خاطره ها از ذهن شما فراموش شود تا به آن فکر نکنید، سخت در اشتباه هستید. واقعیت این است که باید این اتفاق ها را بپذیرید، که بخشی از زندگی تان هستند و خواهند بود و دیگر قابل تغییر نیست.

 

قانون چهارم؛ از نقد مثبت شرمنده نشوید
نقدها به ما کمک می کنند که با بعضی ویژگی های خودمان که تا به حال به آن توجه نکرده بودیم، آشنا شویم. ولی توجه داشته باشید که این نقدها نباید دیگری را تخریب کنند.

 

قانون پنجم؛ مثل روز اول دوستش داشته باشید
تصور کنید اولین روزی که قرار بود او را ببینید چه طور بودید؟! چه حرف هایی به او زدید؟! چه قدر به سر و وضع و ظاهرتان رسیده بودید؟! چه قدر نسبت به حرف هایش پذیرش داشتید؟!می دانم گفتنش راحت است، ولی سعی کنید همیشه همان طوری باشید که قرار بود برای اولین بار عزیزترینتان را ببینید. همان قدر محترمانه و دوست داشتنی. تحقیر و تخریب، روان آدم ها را زخمی می کند و سخت می شود جای زخم را از بین برد.