لزوم مشاوره قبل از ازدواج برای زندگی آینده


لزوم مشاوره قبل از ازدواج برای زندگی آینده


لزوم مشاوره قبل از ازدواج برای زندگی آینده

لزوم مشاوره قبل از ازدواج برای زندگی آینده

لزوم مشاوره قبل از ازدواج برای زندگی آینده 

اقدام برای مشاوره قبل از ازدواج می تواند احتمال طلاق در آینده و زندگی همراه با صمیمیت زوجین را تا حد زیادی مشخص کند. نقش اولیه یک مشاور ازدواج کمک به مشکلات زوج است. آنها مشاوره و پیشنهاد راه حل هایی که ممکن است دربهبود رابطه سودمند باشد راارائه می دهند. به عنوان یک درمانگر ازدواج کار مشاور بسته

 

به نیاز دولت باید با گواهی یا مجوز باشد. وقتی که مردم دنبال مشاوره ازدواج هستند تلاش برای برقراری ارتباط با یکدیگر و جلوگیری از جدایی با طلاق با آموختن به ارتباط با یکدیگر، صادقانه با یکدیگر برخورد کردن و همچنین یادگیری و درک اینکه چرا ممکن است ارتباط آنها با مشکل همراه باشد. آموزش روش های مختلف از مهارت ارتباطی موثر است

 

که ممکن است به ارتباط و یا اعتماد بین زن و شوهر کمک کند. قبل از اینکه کسی مشاوره ازدواج دهد ، آنها باید از طریق انواع تلاش های آموزشی واجد شرایط باشند. اگر چه شما میتوانید به عنوان یک دستیار در دفتر درمانگر با مدرک لیسانس کار کنید ، به منظور ارائه درمان شما باید کارشناسی ارشد یا مدرک دکترا داشته باشید .

 

چرا مشاوره قبل از ازدواج
کار در زمینه مشاوره ازدواج نیاز به فردی دارد که قادر به مقابله با انواع مسائل حساس باشد و آنها باید قادر به قضاوت افکار و نظراتی که ممکن است با جلسه مشاوره تداخل داشته باشند. ازدواج پیچیده است، هر یک از ما بر اساس آنچه که دیده، شنیده ، تجربه یا فرموله شده در مقایسه با پدر و مادر مان ازدواج می کنیم

 

و این افکاردر ناخودآگاه رفتار و واکنش های ما تاثیر می گذارد . ازدواج مجموعه ای از افسانه ها است.تحقیقات برخی پیچیدگی های ازدواج را روشن میسازد . مسائل زناشویی عموما وقتی پیچیده می شود که زوجین با به کارگیری روش های غلط و مخرب سعی در حل آنها داشته باشند مثلا فریاد بزنید، تهدید کنید، قهر کنید و …..توانایی گفتگو و حل کشمکش ها از طریق مذاکره ی سازنده مشخصه احترام متقابل است هنری است که باید کسب شود.

 

پول
این یکی از چیزهایی ست که هیچ کس مایل به صحبت در مورد ان نیست پس آن سخت و شاید حتی ساده به نظر برسد . بسیاری از ما یک امور مالی شخصی داریم . تحقیقات نشان می دهد که اختلاف نظر بر سر منابع مالی علت شماره یک طلاق ، حتی خیانت در این مورد است .پول واقعی و نمادین است و نه به میدان دید تان بلکه

 

هنگامی که هر یک از شما حساب جداگانه دارید ممکن است . شما ممکن است متوجه شوید شریک زندگی تان نگرش متفاوتی از شما نسبت به پول دارد.او ممکن است محتاط تر از شما باشد یا او ممکن است کمی بی دقت به نظر برسد و در بدهی داشتن از شما بهتر باشد ، اما بعد از ازدواج این یک موضوع مشترک می شود.

 

صحبت در مورد پول شامل بحث پول و چگونه تصمیم گیری باتوجه به هزینه ها انجام خواهد شد، بررسی نگرش نسبت به پس انداز و بدهی و اگر وضعیت خود را عوض کنید اگر یکی از شما کار خود را از دست دهد و یا به بازگشت به دانشگاه تصمیم بگیرد و یا اگر کسی با کودک در خانه می ماند. مهم است که شما را قادر به توافق بر اهداف مالی کند.

 

همیشه صحبت کردن در مورد پول مهم است : گاهی استدلال در مورد پول راحت تر از مقابله با درگیری های عمیق ست که در قلب ازدواج است .

 

چگونه شما استدلال می کنید
مهم این نیست که ایا شما استدلال می کنید، این که شما چگونه استدلال می کنید مهم است .در این مورد شما و شریک زندگی تان باید بدانید ، وقتی مشکلات ظاهر می شوند برای رفع آنها هوشیار باشید: انتقاد و یا حمله به کسی بر اساس شخصیت خود، به جای رفتار خاص؛ تحقیرو یا سوء استفاده و یا توهین به شریک زندگی خود ،

 

امتناع از مسئولیت ، یا صحبت کردن بیش از فرد یا تکرارصحبت خود می تواند شامل این جزءباشد .اگر در عهد خود برای رفع چیزهایی به این الگوها استدلال میکنید شما و شریک زندگی تان باید آگاهانه آنها را با هم حل کنید زیرا انسان به واکنش نسبت به اتفاقات بد متصل است.

 

چگونگی درک شخصیت شما
این یکی واقعا بسته است و کمتر آشکار است. هر ازدواجی با استرس همراه است و مدت زمانی که یک نفر برای نیاز یا تغییر اهداف می خواهد. کسانی که به شخصیت ثابت معتقدند تلاش زیادی نمی کنند و یا ایمان زیادی به تغییر که می تواند باعث شکست معامله شود .

 

ایده های شما برای مشارکت
ازدواج که به اشکال مختلف بسته به نیاز های عاطفی مردم است نوعی مشارکت است . نکته مهم اینکه چگونه شما و همسرتان به زودی ازدواج می کنید این است : شما به دنبال یک مدل رابطه بیشتر باشید وچگونه شما و یا شریک تان برای نیازاستقلال در حالی که صمیمیت حفظ شود تعادل بر قرارشود. برخی از افراد پس از ازدواج

 

و بعد از چند مدت هنوز زندگی سابق خود را تکرار می کنند آنها هنوز هم با دوستان خود معاشرت می کنند و پول خود را از همسران خود جدا نگه میدارند و گاهی افراد می خواهند به عنوان یک زن و شوهر باشندولی منافع دوستان و دارایی را به بستر مشترک نمیکشانند.

 

تجربه های کودکی شما
شما می توانید در مورد دوران کودکی خود صحبت کنید . خوش شانسی همسرتان است که داستان شما رابشنود و یا حداقل تصاویر و فیلم های کودکی شما را ببیند. این صحبت مشکل تراست، به خصوص اگر دوران کودکی خود را کمتربه یاد داشته باشید. به دلایل بسیاری ازخجالتی بودن ادمها ویا تمایل به دوربودن از این بحث ها دارند .اما انها بخش مهمی برای درک شریک زندگی تان است. زیرا که سبک های دلبستگی های مختلف تان تابع دوران کودکی تان است .

 

پرورش کودکان
از آنجا که ما به فکر ازدواج عاشقانه هستیم، ما اغلب بر روی اینکه چه نوع مادر یا پدر به عنوان شریک برای خودمان انتخاب کرده ایم تمرکز نمی کنیم . تعداد و زمان بچه دار شدن مسئله ای مهم درازدواج است زوجین لازم است درباره احساساتشان و عقایدشان در این باره صحبت کنند و درباره مسئولیت ها و برنامه های پس از بچه دار شدن به گفتگو بپردازند.

 

مذهب
دیدگاه فردی و مشترک مذهبی می تواند تأثیر اساسی در ازدواج داشته باشد.مطالعات نشان داده است که انجام اعمال مذهبی مشترک در میزان رضایت مندی بیشتر از زندگی زناشویی و کاهش احتمال طلاق نقش مهمی دارد ایمان زوج ها نه تنها برزندگی آنها اثر می گذارد بلکه برزندگی فرزندان و اطرافیانشان نیز مۆثر است.

 

زمان مشاوره ازدواج
 به گزارش پارس ناز اگر کسی بخواهد ازدواج کند، بهتر است اول به یک مشاور مراجعه، خودش را به او معرفی و روحیاتش را کاملا بیان کند. در این فرآیند، مشاور سوالاتی از او می پرسد تا ببیند که این فرد چه ویژگی هایی دارد. بعد از این پرسشها به او می گوید که چه همسری برایش مناسب است یا خصوصیات روانی همسرش باید چگونه باشد؟

 

به لحاظ عاطفی و اخلاقی باید چه طور باشد و تا اندازه ای حدود انتخاب را برایش مشخص می کند. به هر حال در مرحله اول برای این که فرد مقداری خودش را بشناسد،بهتر است به یک مشاور مراجعه کند و بعد از این که خودش را شناخت باید ببیند بر مبنای این که چه فردی مناسب است.

 

 

ازدواج نکردن به دلیل سخت پسند بودن


ازدواج نکردن به دلیل سخت پسند بودن


ازدواج نکردن به دلیل سخت پسند بودن

ازدواج نکردن به دلیل سخت پسند بودن

ازدواج نکردن به دلیل سخت پسند بودن 

دلیلی که امروزه بسیاری از افراد برای ازدواج نکردن دارند این است: سخت پسند هستم و هنوز گزینه ای که می خواهم پیدا نکرده ام. اگرچه انتخاب همسر سخت‌ترین انتخاب بوده و دقت نظر زیاد و احتیاط از شرایط بنیادین و ملزومات ضروری برای انتخاب اصلح و شایسته است اما افراط در این دو مؤلفه، نشان از ترس و وسواس دارد که بی‌شک این وضعیت چندان خوشایند نبوده و مواجهه فرد با مشکلی به نام وسواس در انتخاب را مبرهن می‌سازد.

 

یکی از خوانندگان ویژه نامه ایران بانو ضمیمه روزنامه ایران نوشته است: دختر ۲۸ ساله مشکل پسندی هستم که هر خواستگاری را بسیار مورد سنجش و محک قرار می‌دهم و معمولاً درنهایت نیز چون نمی‌توانم به انتخاب برسم مجبور می‌شوم جواب رد بدهم یا آنکه آنان از ازدواج با من منصرف می‌شوند، این وضعیت موجب آزارم می‌شود لطفاً راهنمایی‌ام کنید:

 

پاسخ مشاور:
مشکل پسندی را تعریف کنید

ازدواج یکی از مهم‌ترین مراحل در زندگی هر فردی است که سعادت و شقاوت زندگی بعد از انتخاب، بی‌تردید به‌دست آن رقم می‌خورد، پس در نخستین گام مشخص کنید منظورتان از مشکل پسندی چیست؟ چرا خودتان را مشکل پسند می‌دانید؟ آیا خود به این نتیجه رسیده‌اید یا آنکه دیگران شما را به این عنوان لقب نهاده‌اند.

 

شناخت این خصیصه و ابعاد آن بسیار ضروری است، چه بسا دختران امروز متفاوت از دختران دیروز اندیشه و رفتار می‌کنند و به‌طور حتم این تفاوت، هرگز در معنای مشکل پسندی قابل ترجمه نیست، چه بسا برخی از دختران بواسطه تحصیلات دانشگاهی و شاغل بودن، نظر گاهی کاملاً متفاوت از دیگر دختران همسن و سال خود به ازدواج، مرد مورد علاقه و زندگی مشترک‌شان پیدا می‌کنند که این دریافت مهم، گاهی عین حقیقت است

 

و خواسته و انتظار بحقی محسوب می‌شود، مثلاً اگر دختری به دنبال شغل ثابت همسر آینده‌اش است و از پذیرفتن خواستگاری که مدام تعویض شغل دارد یا بیکار است، امتناع می‌کند، با دختری که خواهان ازدواج با مردی ثروتمند است و بسیار دور از ذهن و رؤیایی اندیشه می‌کند؛ توفیر بسیاری وجود دارد؛ بی‌تردید دختر اول مهم‌ترین امر را مورد توجه قرار داده و هیچ گاه نباید مورد مؤاخذه و سرزنش قرار گیرد.

 

خود را بشناسید

اگرچه انتخاب همسر سخت‌ترین انتخاب بوده و دقت نظر زیاد و احتیاط از شرایط بنیادین و ملزومات ضروری برای انتخاب اصلح و شایسته است اما افراط در این دو مؤلفه، نشان از ترس و وسواس دارد که بی‌شک این وضعیت چندان خوشایند نبوده و مواجهه فرد با مشکلی به نام وسواس در انتخاب را مبرهن می‌سازد.

 

توجه به کلیات و جزئیات شخصیت و خانواده فرد مقابل صحیح است اما کند و کاو بسیار و به اصطلاح «مته به خشخاش گذاشتن» هرگز به صلاح نیست. بیش از توجه به درستی یا نادرست بودن انتخاب تان، سعی کنید معیارهای اصلی ازدواجتان را مشخص کنید؛اصالت خانوادگی، اخلاق و شخصیت، نگرش و جهان بینی، تشابه فرهنگی،

 

طبقه اجتماعی و اقتصادی و… سپس خود را با معیارهایی که دارید محک بزنید: «من با مردی احساس آرامش و خوشبختی می‌کنم که آن فرد دارای فلان مشخصات… باشد»؛ با خودتان صادق باشید و افراط و تفریط و خیالپردازی را کنار بگذارید؛ اگر خودتان را بشناسید خواسته‌هایتان را خواهید شناخت و بر طبق شناخت از خود، دست به انتخاب خواهید زد.

 

از روانشناس کمک بگیرید

برای شناخت و خودآگاهی بیشتر و شناسایی معیارهای اساسی ازدواج پیشنهاد می‌دهیم با یک روانشناس مجرب به مشورت بنشینید تا با نهفته‌های درون خود یا احیاناً با خطاهای شناختی خود بیشتر آشنا شوید، یادتان باشد خودآگاهی مهم‌ترین اصل در پذیرش خود و انتخاب موفق در امر ازدواج است.

 

 

نکات مهم قبل از خواستگاری از عشقتان


نکات مهم قبل از خواستگاری از عشقتان


نکات مهم قبل از خواستگاری از عشقتان

نکات مهم قبل از خواستگاری از عشقتان

نکات مهم قبل از خواستگاری از عشقتان 

اگر برای خواستگاری از فردی که خوشتان آمده است می خواهید تا پیش قدم شوید بهتر است کمی فکر کنید و موارد زیر را در نظر داشته باشید. حال که نیمه گمشده تان را یافته اید و می خواهید تشکیل زندگی دهید، فکر های زیادی به سرتان زده که نمی دانید چگونه آنها را مدیریت کنید. در این شرایط، شما باید تمام استرس خود را دور بریزید

 

و بهترین خود را در لحظه ای که هیچگاه تکرار نمی شود، ارائه دهید. مهمترین چیز آن است که از ته قلب تان سخن بگویید و عمل کنید، اما نکاتی هم وجود دارند که باید قبل از خواستگاری از عشق زندگی تان به آنها توجه کنید. ما در اینجا نکات لازم را که به شما یادآوری می کنیم تا در این راه موفق باشید و شیرین ترین جواب مثبت زندگی تان را بگیرید. 

 

جواب او را بدانید
قبل از هر پیشنهادی، بهتر است که از جواب مثبت طرف مقابل تان آگاه باشید. مردانی که در ملا عام از زن مورد علاقه شان خواستگاری می کنند، از جواب مثبت او نیز اطمینان دارند. بنابراین شما هم باید بدانید که نظر فرد مقابل تان در مورد ازدواج با شماست چیست. اگر دوست ندارید که سرخورده شوید، این سوال را از خودتان بپرسید

 

که آیا او دوست دارد با من ازدواج کند؟ اکنون زمان مناسبی برای این کار است؟ اگر به جوابتان شک داشتید، کمی دیگر هم صبر کنید. شما نباید در این کار عجول باشید زیرا یک حرکت اشتباه می تواند شما را از عشق زندگی تان دور کند. آنچه شما فکر می کنید برای خودتان درست است، شاید به نفع او نباشد. بنابراین قبل از هر اقدامی، خوب فکر کنید.

 

سورپرایز

سورپرایز یکی از هیجان انگیزترین کارهاست، به خصوص اگر در مورد پیشنهاد ازدواج باشد. به علاوه، اگر هنگام خواستگاری از فرد مورد علاقه تان او را سورپرایز کنید، کار شما سر زبان ها میان دوستان، اقوام و خانواده ها خواهد چرخید. مطمئنا نامزد شما تمام مراحلی را که برای غافلگیر کردن او طی کرده اید، برای دیگران تعریف خواهد کرد.

 

بنابراین اگر می خواهید که کارتان مطابق برنامه هایی که ریخته اید پیش رود، بهتر است که در مورد آن با دیگران سخن نگویید زیرا که ممکن است دهن به دهن بچرخد و در نهایت به گوش همسر آینده تان رسد. یادتان باشد که اگر در مورد پاسخ پیشنهادتان اطمینان ندارید، از پیشنهاد دادن در ملا عام بپرهیزید. هیچ کس دوست ندارد

 

در مقابل دیگران جواب «نه» بشنود. در این شرایط حتی ممکن است که فرد مورد علاقه تان در جمع و زیر فشار نگاه دیگران، مجبور به «بله» گفتن شود، در صورتی که هنوز آمادگی این کار را ندارد. بنابراین اگر هنوز هم شک دارید، دست نگه دارید.شما باید از خواسته های طرف مقابل تان آگاه باشید، زیرا پس از گرفتن جواب مثبت، ۵۰ سال آینده خود را باید به دنبال انتظارات او بدوید و مطمئنا کم می آورید اگر که توانایی لازم را نداشته باشید.

 

صحبت کردن با خانواده دختر
اگر چه ما در قرن مدرن زندگی می کنیم اما هنوز هم باید برخی از سنت ها را به جای آوریم، به خصوص آداب و رسوم ازدواج. اگر چه مهمترین چیز، نظر عشق زندگی تان است اما اجازه خواستن از پدر او نیز رسمی است که باید ادا شود. این عمل شما احترام و جدی بودن نظرتان را ثابت می کند.

 

طبق آماری که در سال ۲۰۱۷ گرفته شد، از هر ۵ دختر، یک نفر به دلیل مخالفت خانواده خود جواب منفی می دهد. بنابراین قبل از این که از دختر مور علاقه تان درخواست ازدواج کنید، از نظر پدر او مطمئن شوید.اگر که او پدر خود را از دست داده یا که ارتباط خوبی با او نداشته باشد، چه کار باید کرد؟ باید نظر دیگر اعضای خانواده او را جویا شوید.

 

آماده باشید
گفتن یک جمله «با من ازدواج می کنی؟» ساده است اما آیا به بعد از آن لحظه طلایی هم فکر کرده اید؟ شما باید قادر باشید که به راحتی حرف دلتان را بزنید. به او توضیح دهید که چرا می خواهید با او زندگی کنید؟ یا این که هدف شما از ازدواج چیست؟ بنابراین قبل از آن اتفاق، چند بار حرف هایتان را با خود مرور کنید.

 

زمان خواستگاری
زمان خواستگاری بسیار اهمیت دارد. چه زمانی هم برای شما و هم برای شریک زندگی تان مناسب است؟ شما باید آمادگی لازم برای این کار را داشته باشید. به عنوان مثال استرس نداشته باشید یا این که تمام برنامه ریزی ها را از قبل و به صورت دقیق تر بچینید تا اشتباهی رخ ندهد. پس از آن که احساس کردید همه چیز آماده است، موارد زیر را نیز در نظر بگیرید.

 

•  به گزارش پارس ناز آیا روزی که می خواهید در خواست ازدواج دهید، روز خاصی برای هردویتان است؟ به عنوان مثال سالگرد آشنایی یا روز تولد یا حتی ولنتاین از جمله تاریخ های مناسب برای خواستگاری است.

 

• شاید عشق زندگی تان دوست داشته باشد که روز، ماه یا حتی فصل خاصی ازدواج کند، بنابراین قبل از هر اقدامی از دوستان یا آشنایان او بپرسید و طبق آن برنامه ریزی کنید.

 

• پس از خواستگاری، وقتی را خالی کنید تا با نامزدتان تنها باشید. به عنوان مثال اگر مراسم شما در مقابل دیگران بود، به دنبال مکانی باشید تا با او خلوت و احساسات تان را برای هم بیان کنید. این لحظه نابی است که دیگر در زندگی تان تکرار نمی شود، بنابراین نهایت لذت را از آن ببرید و عاشقانه آن را به سر کنید.

 

 

آیا برای زندگی مشترک و ازدواج آمادگی دارید؟


آیا برای زندگی مشترک و ازدواج آمادگی دارید؟


آیا برای زندگی مشترک و ازدواج آمادگی دارید؟

آیا برای زندگی مشترک و ازدواج آمادگی دارید؟

آیا برای زندگی مشترک و ازدواج آمادگی دارید؟ 

هرکسی قبل از این که برای تشکیل زندگی مشترک اقدام کند ابتدا باید ببیند که برای زندگی با فرد دیگری خصوصیت های لازم را دارد یا خیر. افراد پیش از ازدواج آن‌قدر در کلیات و حرف‌های بزرگ غرق می‌شوند که فراموش می‌کنند پس از ازدواج در دام همان جزئیاتی می‌افتند که برای‌شان بی‌اهمیت بوده است؛ علایق شخصی، نوع وقت‌گذرانی و… بسیار مهم است.

 

بیشتر افرادی که قصد ازدواج دارند، به این مسئله فکر می‌کنند که چه فردی را برای همسری انتخاب کنند و طرف مقابل آن‌ها چه ویژگی‌هایی داشته باشد و کمتر به این مسئله می‌اندیشند که آیا خودشان ویژگی‌های مناسب برای مسئولیت همسری را دارند یا خیر؟‌ لازم است به این نکته اشاره شود که وقتی فردی تصمیم به ازدواج می‌گیرد، قبل از هر چیز باید به خودشناسی نسبی رسیده باشد.

 

تا زمانی‌که خودمان ویژگی‌های شخصی خود را نشناسیم، نمی‌توانیم فردی مناسب برای زندگی مشترک انتخاب کنیم. شناخت خودمان، خواسته‌ها و هدف‌مان از زندگی مشترک، باید قبل از بررسی ویژگی‌های طرف مقابل مورد توجه قرار ‌گیرد.

 

هدف‌ از زندگی و ازدواج

در موارد بسیاری به جوانانی برخورد می‌کنیم که خودشان هنوز نمی‌دانند هدف‌شان از زندگی و ازدواج چیست و چشم‌انداز روشنی برای خود ندارند. این عدم آگاهی می‌تواند معیارهای انتخاب آن‌ها را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار دهد. نکته مهم دیگر رسیدن به استقلال اقتصادی، روانی و فکری است.

 

شرط لازم برای ازدواج این است که شما بتوانید خانواده جدیدی تشکیل دهید و آن را به رسمیت بشناسید، نه اینکه با کوچکترین مشکلی به خانواده قبلی خود برگردید و تحت‌تأثیر صحبت‌های اطرافیان و دوستان و آشنایان باشید و قدرت تصمیم‌گیری نداشته باشید.

 

در شرایط ناآرام تصمیم نگیرید

توجه داشته باشید که اگر پیش از ازدواج در فشارهای خانوادگی، اجتماعی، عاطفی و… قرارگرفته‌اید، برای فرار از آن‌ها و در شرایط روحی نامناسب تصمیم به ازدواج نگیرید. ابتدا ازنظر روحی خود را آرام کنید و سپس با کمک متخصص تصمیم بگیرید؛ چون تصمیم‌گیری در شرایط نامناسب دقیقا مانند از چاله در چاه افتادن است.

 

دختران بسیاری برای فرار از سختگیری پدر یا برادر یا برای راحت شدن از شنیدن حرف‌وحدیث دیگران و برای ترس از بالا رفتن سن، تن به ازدواج می‌دهند یا پسران بسیاری به‌دلیل رهایی از تنش‌ها یا به‌علت اینکه به اطرافیان بفهمانند که بزرگ ‌شده‌اند و توجه دیگران را به خود جلب کنند، ازدواج می‌کنند.

 

افراد بسیاری پس از کشمکش‌های عروسی و میهمانی و خوش‌وبش‌های عروسی، تازه پس ‌از آن متوجه می‌شوند که وارد گودی شده‌اند و نمی‌دانند چطور از آن خارج شوند. گیر افتادن در تنش‌هایی که انتظارش را نداشتند و آمادگی پذیرش آن‌ها را هم نداشته‌اند، می‌تواند این افراد را به‌سمت سرخوردگی و افسردگی و گاهی طلاق بکشاند.

 

آموزش الزامی است

آنچه مسلم است، توجه به آموزش پیش از ازدواج برای رسیدن به زندگی شادتر و لذتبخش‌تر است. لازم است تمامی افرادی که وارد مرحله تصمیم‌گیری و ازدواج می‌شوند، با یک روان‌شناس متخصص در تماس باشند و در کلاس‌های گروهی که توسط متخصصان پیش از ازدواج برگزار می‌شود، شرکت کنند.

 

شناخت روحیات جنس مخالف، آموزش مهارت‌های زندگی مانند مهارت حل مسئله و تصمیم‌گیری، آموزش روابط بین فردی و چگونگی ارتباط مؤثر، آموزش مهارت‌های جنسی، نوع برخورد با خانواده همسر و…، ازجمله آموزش‌هایی است که افراد قبل از ازدواج باید فرابگیرند؛ چراکه نمی‌توانند به‌تنهایی نقاط ضعف موجود

 

را تشخیص دهند. بعضی از بیماری‌های روحی در ابتدا خود را نشان نمی‌دهند یا ممکن است فردی که متخصص نباشد، تشخیص ندهد؛ مثلا ممکن است بدبینی و پارانویید بودن فردی را به غیرتی بودن او نسبت دهید یا فکر کنید چون شما را بسیار دوست دارد، این‌قدر حساس است؛ پس در این مسئله بسیار دقت کنید.

 

به جزئیات توجه کنید!

افراد پیش از ازدواج آن‌قدر در کلیات و حرف‌های بزرگ غرق می‌شوند که فراموش می‌کنند پس از ازدواج در دام همان جزئیاتی می‌افتند که برای‌شان بی‌اهمیت بوده است؛ به‌عنوان‌مثال علایق شخصی، نوع وقت‌گذرانی و استفاده از اوقات فراغت و حتی ساعت خوابیدن و بیدار شدن‌تان بسیار مهم است. فرض کنید شما عادت دارید

 

که روزهای جمعه صبح زود از خواب بلند شوید و کوه بروید و همسرتان دوست دارد تا ظهر بخوابد و هیچ‌کدام هم حاضر نیستید که از خواسته خود بگذرید؛ همین مسئله به‌ظاهر کوچک، آغاز مشاجرات بزرگ است. خانواده طرف مقابل را خوب بررسی کنید؛ چون بسیار مهم است شخصی که قرار است همسر شما شود،

 

در همان خانواده و با همان آداب‌ورسوم بزرگ‌ شده و قرار نیست پس از ازدواج خانواده خود را ترک کند و کنار بگذارد. توافقات و تفاهم‌های فرهنگی دو خانواده بسیار مهم است.حتی به نوع صحبت کردن و صدازدن افراد دقت کنید. از نظر آن‌ها هر فردی در خانواده چه مسئولیت‌هایی دارد؟ چون نوع نگاه آن‌ها حتماً در آینده

 

بر انتظاراتی که از شما به‌عنوان عروس یا داماد خواهند داشت، تأثیر می‌گذارد. هول نشوید؛ در ابتدا همه فکر می‌کنند طرف من با بقیه فرق می‌کند اما پس ‌از اینکه وارد زندگی شدید و هیجانات فروکش کرد، اختلافات سلیقه‌ای و فرهنگی خود را نشان می‌دهد. اگر برای آینده تحصیلی یا کاری خود برنامه‌ای دارید، حتماً با یکدیگر صحبت کنید

 

و متوجه شوید که همسری که قرار است انتخاب کنید، چقدر با آن موافق است و کمک‌تان خواهد کرد. خجالت نکشید؛ حتماً درباره بچه‌دار شدن حتی تعداد و نوع تربیت آن باهم صحبت کنید.شما به‌عنوان پدر و مادر آینده، لازم است که در این‌باره باهم همنظر باشید. در پایان این جمله را در ذهن داشته باشید و هیچ‌وقت

 

به این امید نباشید که من او را عوض خواهم کرد! زیرا افراد به این راحتی تغییر نخواهند کرد و اگر هم تغییر اندکی داشته باشند، با انرژی بسیاری که برای آن گذاشته‌اید، شما را فرسوده خواهد کرد. حتما قبل از اینکه تصمیم نهایی را بگیرید، پس از چند جلسه آشنایی و صحبت درباره کلیات، به مشاور یا روان‌شناس متخصص مراجعه کنید تا به شما کمک کند که تصمیم بهتری بگیرید.

 

 

چرا بییشتر آقایان در ازدواج کردن هراس دارند؟


چرا بییشتر آقایان در ازدواج کردن هراس دارند؟


چرا بییشتر آقایان در ازدواج کردن هراس دارند؟

چرا بییشتر آقایان در ازدواج کردن هراس دارند؟

چرا بییشتر آقایان در ازدواج کردن هراس دارند؟ 

در جامعه فعلی ملاک های ازدواج کردن و زندگی مشترک کاملا متفاوت از قدیم است و افراد ملاک های خاصی برای ازدواج در نظر دارند. چرا مردان از ازدواج می ترسند؟ آیا مردان اعتمادشان را از ایجاد رابطه از دست داده‌اند یا فقط دنبال چیز راحت و بی‌قیدوبند هستند؟

 

امروزه مردان از اینکه به یک رابطه متعهد شوند در هراس هستند و می ترسند. اما به راستی دلیل این موضوع چیست.بر خلاف دختران که تمایل دارند در شبکه های اجتماعی گزینه ” در رابطه ” را برای خود فعال کنند اغلب مردان از این گزینه فراری هستند.اما چه عواملی سبب این موضوع شده است؟ دلیل‌اش هر چه باشد،

 

قطعا باعث آزار دخترها می‌شود. و اغلب هم به جدایی منجر می‌شود.در ادامه به دلایلی اشاره می‌کنیم که ترس مردان از تعهد به یک رابطه را ناشی می شود:

 

۱. تاثیر والدین

ممکن است به این دلیل باشد که والدین‌اش تجربه‌ی بدی از ازدواج‌شان داشتند و جدا از هم زندگی می‌کنند یا طلاق گرفته‌اند. حتما در شرایطی بزرگ شده است که در تمام طول کودکی‌اش شاهد دعوا و جروبحث‌ بوده است و این مسئله درک‌اش را در مورد رابطه یا ازدواج دگرگون کرده است.

 

تجربه‌های کودکی معمولا به تفکرات یک فرد در بزرگ‌سالی شکل می‌دهند وی در این مورد واقعا مقصر نیست و بهترین کار این است که به وی زمان بیش‌تری بدهید تا خود را برای ایجاد تعهد آماده کند.

 

۲. چرخه‌ی دوستان

وی حتما دوستانی دارد که هنوز وارد چنین تعهدی نشده‌اند و از دوران مجردی‌شان لذت می‌برند. معمولا برای مردان ترسناک و دشوار است که در میان دوستان‌شان نخستین کسی باشند که به رابطه‌ای متعهد می‌شوند. مردان اغلب در مورد خودشان و روابط بی‌قیدوبندشان با هم شوخی می‌کنند. هم‌چنین می‌ترسد اگر در مورد جدی شدن عشق و رابطه‌اش با شما چیزی به دوستان‌اش بگوید، آنها مسخره‌اش می‌کنند.

 

۳. ترس از محدودیت

مردان از محدودیت خوش‌شان نمی‌آید. و معمولا زنان نیز به تحمیل عقایدشان به دیگران معروف هستند. به دلیل همین تفکرات کلیشه‌ای نسبت به زنان، مردان می‌ترسند که باید در زمان طول زندگی‌شان مطابق با دستورات نامزدهای غیررسمی یا همسران‌شان رفتار کنند. این برای آنها یعنی پایان ‘آزادی’، که فکرهای ترسناکی در مغزهای مذکرشان ایجاد می‌کند.

 

۴. عدم تمایل به سازگاری

برخی مردان همه‌ی فضای موجود را برای خودشان می‌خواهند از این‌که اتاق‌، تلفن یا هر چیز شخصی‌شان را با کس دیگری شریک شوند، خوش‌شان نمی‌آید. دوست ندارند شبیه هیچ کس دیگری باشند؛ و زمان‌ها و فضاهای آزاد زندگی‌شان را از هر چیز دیگری بیش‌تر دوست دارند.

 

وی بازی‌های ویدئویی و مبل راحتی تک‌نفره‌اش را خیلی بیش‌تر از شما دوست دارد چنین مردانی تغییر را دوست ندارند و تمایلی هم ندارند با شخص دیگری سازگار شوند.

 

۵. او یک خائن است

این بدترین حالتی است که می‌تواند اتفاق بیفتد. یک مرد معمولا می‌تواند با دو یا چند زن دیگر در ارتباط باشد، بدون این‌که به هیچ کدام‌شان تعهدی داشته باشد. اگر وی هیچ تعهدی به شما ندارد و با زنان دیگر هم وقت‌گذرانی می‌کند،قطعا یک خائن است و احتمالا اصلا به ‘یک نفر’ اعتقاد ندارد. وی هرزگاهی شما را می‌بیند احتمالا با بسیاری از زنان دیگر هم به همین شکل قرار ملاقات می‌گذارد.

 

اگر با این نوع رابطه مشکلی ندارید،می‌توانید با وی ادامه دهید. ولی اگر این طور نیست، بهترین راه این است که وی را برای همیشه به زباله‌دان تاریخ بیندازید و مطمئن باشید چنین فردی هرگز به شما متعهد نمی‌شود.

 

۶. تجربه‌ی بدِ گذشته

وی حتما تجربه‌ی بدی از یک رابطه‌ی طولانی مدت یا ازدواج داشته است.شکست یک رابطه‌ ‌قطعا می‌تواند ناراحت‌کننده باشد همین مسئله باعث تغییر نحوه‌ی درک‌اش از زنان و چگونگی برخورد با یک رابطه شده است اگر دختر یا زنی پیش از شما در زندگی‌اش رفتار بدی با وی داشت، این رفتار به شدت ذهن‌اش را تحت تاثیر قرار داده است البته می‌تواند دلیل دیگری نیز داشته باشد و آن این است که هنوز مورد قبل از شما از خاطرش نرفته است.

 

۷. هنوز زمان‌اش نرسیده است

 به گزارش پارس ناز شاید وی را زیادی تحت فشار قرار می‌دهید؛ شاید هنوز برای این کار آمادگی ندارد این فشار نه تنها به متعهد شدن‌اش کمکی نمی‌کند بلکه باعث می‌شود بیشتر از شما دور شود. بهترین کار این است که اجازه دهید همه چیز به شکل طبیعی انجام شود اگر تازه چند هفته از رابطه‌تان می‌گذرد، هنوز برای متعهد شدن خیلی زود است برخی مردان حتی تا یک سال زمان نیاز دارند تا بفهمند شما همان کسی هستید که دنبال‌اش هستند.

 

 

درباره اعتیاد پیدا کردن به عشق و روابط عاطفی


درباره اعتیاد پیدا کردن به عشق و روابط عاطفی


درباره اعتیاد پیدا کردن به عشق و روابط عاطفی

درباره اعتیاد پیدا کردن به عشق و روابط عاطفی

درباره اعتیاد پیدا کردن به عشق و روابط عاطفی 

برخی از دختران و پسران در جامعه هستند که مدام با عشق های نسنجیده مواجه می شوند و پس از شکست دوباره به سراغ عشقی دیگر می روند. هرکسی محبت و عشق را دوست دارد و البته به آن نیاز دارد اما وقتی که نیاز به این احساسات بیش از حد شود ممکن است اعتیاد ایجاد شده باشد.

 

اعتیاد به عشق چیست و چگونه درمان میشود؟
اعتیاد به روابط عاطفی، برخلاف نام لطیفش، شکلی از اعتیاد است که ممکن است بسیار ویران‌کننده باشد. این شکل از اعتیاد به فراوانی در فیلم‌ها و داستان‌های به‌ظاهر عشقی به تصویر کشیده می‌شود. با توجه به نیاز طبیعی و فطری انسان به روابط اجتماعی و عاطفی و انتظار بروز پدیدهٔ عشق، بویژه در دورهٔ جوانی، گاهی تشخیص نمونه‌های اعتیاد به روابط احساسی و عاشقانه بسیار دشوار می‌شود.

 

افراد معتاد به روابط عاشقانه، درگیر روابطی می‌شوند که نه‌تنها از نگاه روان‌شناختی سالم نیست و برای فرد، شادی و تکامل عشق سالم را به همراه ندارد، بلکه در نهایت موجب آزار و زیانِ وی شده و بر کوله‌بار تجربه‌های طرد شدن، تنهایی و به عبارتی شکست‌های عشقی‌اش اضافه می‌شود. در حالت کلی، تقریباً در همهٔ انواع اعتیاد، فرد معتاد، عادت به فرارکردن از احساسات غم و غصه، خشم و تنهایی دارد.

 

معتادان به روابط عاطفی نیز از این قاعده مستثنا نبوده و در واقع، آن‌ها بر روابط عاطفی تمرکز می‌کنند تا از پرداختن به مشکلات و هیجانات منفی زندگی خودشان بگریزند. معمولاً افرادی که در کودکی، از مهربانی و مهر کافی بهره‌مند نبوده‌اند، در دام اعتیاد به روابط عاطفی گرفتار می‌شوند. متخصصان بر این باورند که «خودکم‌بینی و کمبود عزت‌نفس» در افرادی که در کودکی مهر و محبت کافی دریافت نکرده‌اند،

 

 به گزارش پارس ناز در بزرگسالی آنها را به وابستگی شدید و اعتیاد عاطفی سوق خواهد داد. بسیاری از این افراد، در کودکی تنها گذاشته شده یا رها شده‌اند و به همین دلیل، با تمام وجود می‌کوشند تا به روابط عاطفی خود «بچسبند» و از ترک‌شدن دوباره به هر قیمتی جلوگیری کنند. این افراد گاهی، در گرداب روابط عاطفی ویران‌کننده‌ای می‌افتند، ولی به جهت ترس از ترک‌شدن و تنها ماندن، از تمام‌کردن این رابطه دوری می‌گزینند.

 

فهرست زیر برخی از نشانه‌های افراد معتاد به روابط عاطفی را بیان می‌کند:
تنها در صورتی که توسط افراد دیگر دوست داشته و تأیید شوند، احساس خوبی نسبت به خودشان دارند. آرزوهای آینده برایشان، معمولاً آرزوهای شخصی خودشان نیست و وابسته به آرزو و هدف دیگران است؛ چراکه درواقع از طردشدن و خشم طرف مقابل نسبت به خودشان می‌ترسند.

 

معمولاً می‌کوشند تا دیگران را کنترل کنند.

 

با تمام‌شدن یک ارتباط عاطفی، بلافاصله وارد رابطهٔ عاطفی دیگری می‌شوند.

 

چنانچه زمانی را دور از شریک عاطفی‌شان سپری سازند، دچار احساس گناه می‌شوند.

 

بودن در اجتماع و صحبت در مهمانی‌ها بدون شریک عاطفی‌شان، برایشان دشوار است.

 

در دوران رشد، معمولاً احساس تنهابودن و دوربودن از پدرومادر و خانواده داشته‌اند.

 

آنها قرابت و نزدیکی عاطفی یا صمیمیت را با شدت و افراط در رابطهٔ عاطفی اشتباه می‌گیرند.

 

دچار درد و خشم پنهانی هستند که معمولاً ریشه در ندیدن محبت کافی در کودکی دارد.

 

گاهی دچار انواع دیگر وسواس و اعتیادها نیز می‌باشند.

 

هنگام بروز مشکلات، نیاز بسیار شدیدی به روابط عاطفی یا جنسی حس می‌کنند و از این ابزارها برای تسکین دردهای عاطفی خود بهره می‌برند.ناتوان از ایجاد تمایز بین جذابیت ظاهری و عشق هستند؛ به همین دلیل همواره درگیر «عشق در نگاه اول» می‌شوند.معمولاً از رشد و استقلال شریک عاطفی خود در هراس‌اند و آن را تهدیدی برای رابطه‌شان می‌بینند.

 

 

صحبت درباره رازهای دوران مجردی با همسر آینده


صحبت درباره رازهای دوران مجردی با همسر آینده


صحبت درباره رازهای دوران مجردی با همسر آینده

صحبت درباره رازهای دوران مجردی با همسر آینده

صحبت درباره رازهای دوران مجردی با همسر آینده 

صداقت اولین قدم برای شروع یک زندگی مشترک است و یکی از پایه های زندگی ما را می سازد. اما در مورد اسرار شخصی قبل از ازدواج نیز باید صداقت به خرج دهیم؟ آیا بازگوکردن اسرار زندگی در دوران مجردی به نامزدمان کار درستی است؟ بهتر است اسرار زندگی شخصی تان را برای فردی که می خواهد با شما ازدواج کند برملا نسازید.

 

صحبت درباره اسرار زندگی مجردی
دکتر پروانه صفایی مقدم: آیا باید اسرار زندگی که فرد در زمان مجردی با آنها مواجه بوده را برای نامزد بازگو نمود؟ اصلا چه مطالبی در زمان خواستگاری باید مطرح شوند؟ در این مقاله بیشتر در این باره بحث می‌شود.یکی از نکات بسیار مهم در جلسات خواستگاری این است که فرد تا چه حد می‌‌تواند اسرار زندگی خود را به فرد مقابل بیان نماید؟

 

آیا اگر خطا و اشتباهی یا مسئله‌ای در زندگی‌اش رخ داده است، اجازه دارد آن را با نامزدش مطرح کند یا نه؟ مبادا بیان این اسرار دست مایه‌ای برای سرکوب وی توسط همسرش در زندگی زناشویی آینده گردد؟اسرار زندگی را می‌‌توان مانند مباحث امنیتی اطلاعات به چهار طبقه (بکلی سری، سری، خیلی محرمانه و محرمانه) تقسیم نمود. در زندگی نیز برای مسائل خود طبقه‌بندی داشته باشید.

 

۱- در جلسات اول خواستگاری می‌‌توانید مسائلی را مطرح کنید که دیگران اطلاع و آگاهی دارند ولی خواستگار شما از آن بی‌اطلاع است.

 

 به گزارش پارس ناز مثلاً در محل و فامیل همه می‌‌دانند شما با یک ازدواج غیر موفق روبرو بوده‌اید بهتر است این نکته را قبل از قرار خواستگاری به اطلاع فرد مورد نظر برسانید که اگر با شنیدن این موضوع نظرش تغییر می‌‌کند قبل از جلسات خواستگاری و ایجاد زحمات و مشکلات متوجه شود.

 

۲- گاهی ازدواج تا مراحلی پیش رفته است و بعد به دلایلی انجام نشده و در شناسنامه هم ثبت نشده و عروسی هم انجام نگرفته است در این شرایط لازم نیست قبل از خواستگاری اطلاع دهید ولی در آخر جلسه اول خواستگاری باید برای فرد تشریح کنید. برخی از اسرار را که جز خانواده شما کسی از آن اطلاع ندارد نباید در جلسات اول بیان کنید. شما می‌‌توانید در مراحل بعد و به میزان اعتمادی که به فرد مقابل پیدا کرده‌اید، او را از این اسرار مطلع سازید.

 

۳- هرگز نباید از اشتباهات و لغزش‌‌هایی که در دوران مجردی انجام داده‌اید و کسی هم از آن باخبر نیست و شما نیز توبه کرده‌اید و یقیناً بعد از ازدواج هم همسرتان متوجه آن نخواهد شد، سخنی به میان بیاورید.

 

زیرا گناهان و خطاها امری ما بین ما و خدای ماست، و هیچ کس اجازه ندارد آبروی خود را جلوی دیگران ببرد. علاوه بر این هرگز از فرد مقابل نخواهید که به اینگونه مسائل اشاره کند.ولی اگر مسئله‌ای قبل از ازدواج برای شما پیش آمده و شما مرتکب جرم و خطایی شده‌اید و امکان بر ملاشدن آن را پس از ازدواج وجود دارد، باید حتماً به نحوی آن را برای فرد مقابل بیان کنید.

 

۴- گفتن تمام جزئیات (عصبانیت‌‌های موردی، بی نظمی‌‌های موردی، ضعف در مهارتهای زندگی و…) لازم نیست زیرا مفسده دارد و باعث نگرانی و ایجاد تردید می‌‌شود و زمینه وسوسه‌‌های شیطانی را فراهم می‌‌آورد و ممکن است فرد مقابل اینگونه برداشت کند که مشکل بسیار بزرگ بوده و فقط قسمتی از آن گفته شده است.

 

به همین ترتیب گفتن جزئیات و مسائلی که به زندگی مشترک مربوط نمی شود لازم نیست، پرسیدن از آنها نیز لزومی ندارد بنابراین پرسش درباره اینکه چه گناهی مرتکب شده‌ای؟، آیا دوست پسر یا دختر داشته‌ای؟، چند تا خواستگار برایت آمده است؟، به خواستگاری چند نفر رفته‌اید؟ و… لازم نیست و گاهی توهین و بی‌حرمتی به شمار می‌‌‌رود و پیامدهای منفی بسیاری دارد.

 

۵- از گفتن عیبی که خواستگاری‌تان را به هم می‌‌‌زند، ابا نداشته باشید، چون در غیر این صورت خانه را در زمین سستی بنا کرده‌اید. عیبی که امکان دارد گفتن آن یک خواستگاری را به هم بزند، نگفتن آن یک زندگی را به هم خواهد زد.

 

۶- اگر شما دارای نقص عضو یا بیماری هستید باید به طور کامل و به دور از ابهام در مورد شناخت نقص، ناتوانایی‌‌‌های آن و روش درمانش توضیح دهید.بهتر است در این موارد از پزشک بخواهید شرح بیماری شما را به طور دقیق و شفاف به زبان فارسی مکتوب بنویسد و آن را به فرد ارائه دهید وبا معرفی پزشک خود از آنها بخواهید هرگونه سوالی که دارند از پزشک معالجتان بپرسند.

 

۷- اگر فرد مقابل شما دارای نقص عضو یا بیماری است، نباید عجولانه و ناآگاهانه تصمیم بگیرید، بلکه باید بر اساس میزان ظرفیت و تحمل خود یا فرد مقابل و به دور از هرگونه ترحمی تصمیم‌‌گیری کنید و هرگز به فکر تغییر اوضاع نباشید.

 

 

این شوخی های ممنوعه را با خانم ها انجام ندهید


این شوخی های ممنوعه را با خانم ها انجام ندهید


این شوخی های ممنوعه را با خانم ها انجام ندهید

این شوخی های ممنوعه را با خانم ها انجام ندهید

این شوخی های ممنوعه را با خانم ها انجام ندهید 

انجام برخی از شوخی ها در نظر آقایان شاید کاملا عادی به نظر برسد اما در نگاه خانم ها واقعا تاثیر بدی خواهد داشت و این برای مردان یک هشدار است! باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصا پسرهای جوانی که ازدواج می کنند هنوز در فضای مجردی به سر می برند و نمی دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند. اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم.

 

۷ شوخی زشت آقایان با خانم ها!
در این مقاله بسیار مهم می خواهم شما را با ۷ شوخی بسیار زشت که باعث از بین رفتن عشق در زندگی مشترک می شود آشنا کنم. این شوخی ها شاید عادی به نظر برسد و چندان هم مشکلی در زندگی ایجاد نکند. ولی فکر نکنید زن و شوهری که با هم مشکل پیدا می کنند، یک اتفاق خیلی بزرگ بین شان افتاده یا فیزیکی با هم درگیر شدند!

 

بعضی از موضوعات بسیار ریز در زندگی وجود دارد که اگر آنها را رعایت نکنیم، رابطه ما با همسرمان را به تدریج خراب می کنند. پس بیایید با هم این رفتارها را بخوانیم و کنار بگذاریم!باید بگویم بسیاری از آقایان و مخصوصا پسرهای جوانی که ازدواج می کنند هنوز در فضای مجردی به سر می برند و نمی دانند جلوی همسرشان چه باید بگویند و چه نگویند.

 

اجازه بدهید خیلی ساده تر شوخی های رایج بعضی مردان را با همسرشان بگویم. البته دقت کنید اینها در فضای عادی و شوخی است:

 

شوخی های تهدیدی
طلاق:
مثلا همسر شما می گوید: «اگه یک ماه آشپزی نکنم چیکار می کنی؟» بدترین جواب این است: «خب طلاقت میدم!» بعد هم غش غش می خندید و در پاسخ ناراحتی همسرتان می گویید: «بابا شوخی کردم.» همسر شما هم ناراحت می شود و شما او را «بی جنبه» خطاب می کنید و یک شوخی ساده می شود بهانه ای برای جنجال!خب حالا فرضا اگر خیلی مرد خوبی باشید از دل همسرتان هر طور شده در می آورید.

 

اما یک اتفاق خیلی بد افتاده، همسر شما نگران و مضطرب می شود، به فکر فرو می رود، ناراحت می شود، در رابطه زناشویی اش کمی سرد می شود و… البته منظورم این نیست که با یک شوخی کوچک همه چیز خراب می شود، منظور این است که وقتی از این شوخی ها کردید کم کم عادت می شود و به تدریج تیشه به ریشه رابطه می زنید.

 

زن دوم:
شب دیر به خانه می آیید، همسرتان می گوید: «کجا بودی تا این وقت شب؟» شما هم می گویید: «خونه دومی!!» خیلی شوخی جالبی بود نه؟ یا مثلا بدون هیچ بهانه ای مسئله زن دوم را مطرح می کنید! مثلا به بچه هایتان می گویید: «آره دیگه کم کم میخوام یه مامان جدید براتون بیارم!»

 

البته تجربه من ثابت کرده مردانی که از این شوخی ها می کنند، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی کنند! ولی باز هم می گویم این شوخی ها تیشه به ریشه زندگی می زند، همسر شما مدام در فکر می رود، شما هم با خودتان فکر می کنید همسرم چقدر شکاک است و زن های مردم اینطور نیستند و…!

 

مرگ و زندان:
آقا یک سرماخوردگی کوچک گرفته، همسرش می گوید: «خانم اون قلم و کاغذ رو بردار بیار آخرین وصیت هام رو بکنم.» یا مثلا زیاد دیدم آقایانی که تا مشکلی در کارشان پیش می آید می گویند: «خانم اون وسایل ما رو جمع کن امروز فرداست که با مامور بیان دنبالم. «یا» سعی کن ماهی یه بار بیای ملاقاتم و کمپوت آناناس هم بیاری!»

 

البته اینها نمونه است ولی حرف هایی است که زیاد در زندگی ها می بینم و هیچ پایه و اساسی ندارد و مرد فقط برای شوخی اینها را بیان می کند، ولی نمی داند با همین شوخی ها به همسرش لطمه روحی می زند و او را نگران و مضطرب می کند.

 

شوخی های مردانه
شوخی های فیزیکی:
یک سری شوخی هایی هست که ما در فضای دوستانه خودمان انجام می دهیم. مثلا با بیل می زنیم توی سر رفیق مان و به مدت نیم ساعت با هم می خندیم! یا دوست مان با لگد ما را سه متر جلوتر پرتاب می کند! خب اینها در فضای مردانه همه نشانه محبت و دوست داشتن است! ولی هرگز از این شوخی ها با همسرتان نکنید.

 

خانم ها احساسات بسیار قوی ای دارند، مثلا وقتی شما همسر خود را نوازش می کنید خیلی برای او لذت بخش است و برعکس وقتی به شوخی به او ضربه ای می زنید، به همان اندازه برایش دردآور و ناراحت کننده است. پس از این شوخی ها هم اصلا نکنید.

 

با یکی از دوستانم بیرون رفته بودیم، به بهانه ای یک خودکار به همسرش داد تا خانم خودکار را گرفت ناگهان از جایش پرید و دوستم زد زیر خنده، ظاهرا خودکار برقی بود و یک برق چند ولت خفیف همسرش را گرفته بود، این هم جزء شوخی های فیزیکی محسوب می شود که به هیچ وجه، تاکید می کنم به هیچ وجه نباید مرتکب شوید.

 

شوخی های حاوی فحش:
باز هم این یک نوع دیگر از خوشمزگی های به جا مانده از دوران مجردی است! البته منظورم از فحش، حرفی است که توهین تلقی شود. باز هم می گویم ممکن است این الفاظ در بین دوستان ما نشانه محبت باشد- که البته همان هم غلط است- ولی هرگز در ارتباط با همسرتان از این شوخی ها استفاده نکنید.

 

چیزی که جدیدا در شبکه های اجتماعی دیده ام- با عذرخواهی از همه دوستان- واژه «کثافت» است که مثلا با تغییر شکل «کصافط» می نویسند و بسیار زشت و بی ادبانه است و متاسفانه آقایان در رابطه های پیامکی با همسرشان از آن استفاده می کنند یا لفظش را به زبان می آورند، این هم نمونه ای دیگر از شوخی های خراب کننده رابطه است که نباید مرتکب شوید.

 

 به گزارش پارس ناز یا مثلا واژه های دیگر، بعضی واژه های را هم مجبورم بگویم که خیلی خانم ها از آن شاکی هستند که آقایان در رابطه با آنها به شوخی به کار می برند مثل «بدبخت»، «بیچاره» و… پس خیلی مواظب این واژه ها باشید، همسر شما ممکن است چیزی نگوید و یا عادت کرده باشد، ولی باور کنید شروع با این واژه های ساده زندگی خیلی ها را به مرز طلاق کشانده است. خواهش می کنم از این الفاظ استفاده نکنید.

 

شوخی های تمسخرآمیز
شوخی در مورد اعضای خانواده:
مثلا خانمی به همسرش می گوید: «اگر مشکلی پیش اومد بابای من هست که کمکمون کنه» شما هم قصدی ندارید و به شوخی می گویید: «بابای تو هنوز قسط جهیزیه ات رو داده که بخواد کاری کنه حالا!» این شامل شوخی با اعضای خانواده مخصوصا بزرگترها و پدر و مادر هم می شود، یعنی فرضا با پدر همسرتان یا مادر همسرتان شوخی ای نکنید که دور از شأن آنها باشد و یا بی ادبی محسوب شود.

 

مسخره کردن:
مسخره کردن همیشه بد است، مسخره کردن همسر بدتر و مسخره کردن همسر در حضور دیگران بدترین کار ممکن! این مسخره کردن می تواند جنبه های مختلفی داشته باشد، همسرتان کاری را درست انجام نداده شما با این کلمات او را صدا می کنید «نابغه! آی کیو! دانشمند!»

 

یا مسخره کردن قد، هیکل، یا لهجه همسر که این هم بسیار بد و زننده است، مسخره کردن غذا را هم زیاد دیده ام. مثلا به همسرتان می گویید: «عزیزم میشه بگی این غذایی که پختی دقیقا مزه چی میده؟» و یا: «این غذا رو برم بریزم جلو گربه ها ببینم لب میزنن یا نه!»

 

نکته آخر را هم بگویم، لطفا اگر این شوخی ها را با همسرتان می کنید، بدون هیچ تعارفی، انتظار محبت و شادی و گرم بودن خانه و… را از او نداشته باشید. یکی از دوستان من که اتفاقا خیلی هم به همسرش علاقه داشت، به خاطر همین ناشی گری ها و شوخی های بی مورد، الان در دادگاه خانواده در رفت و آمد برای درخواست طلاق همسرش است. پس لطفا مراعات کنید.

 

 

این علامت ها می گوید یک مرد به شما علاقه دارد


این علامت ها می گوید یک مرد به شما علاقه دارد


این علامت ها می گوید یک مرد به شما علاقه دارد

این علامت ها می گوید یک مرد به شما علاقه دارد

این علامت ها می گوید یک مرد به شما علاقه دارد 

مردها به طور مشترک همگی هنگام علاقمند شدن به یک زن نشانه هایی را از خود نشان می دهند که در زیر ما برای خانم ها آورده ایم.

 

 حالات چهره
اگر می‌خواهید بدانید یک مرد واقعاً شما را دوست دارد یا نه توجه زیادی به حالات صورت او در زمان ارتباط باشید. خصوصاً مردمک چشم‌ها می‌تواند نشانه‌ی مهمی از علاقه و احساس او باشند. اگر زمانی که به شما نگاه می‌کند مردمک چشم‌هایش باز می‌شوند این‌یک نشانه‌ی قطعی از احترام و علاقه به شماست. بعلاوه اگر ابروهایش را بالا می‌برد،

 

لب‌هایش را زبان می‌زند و یا طوری لبخند می‌زند که دندان‌های جلویش دیده می‌شوند، این کارهای کوچک نشانه‌های بزرگی از علاقه‌ی او هستند.

 

زبان بدن
نشانه‌ی دیگری برای تشخیص علاقه‌ی یک مرد حالات بدن او زمانی است که اطراف شما می‌باشد. اگر به نظر می‌رسد حرکات و حالات دست‌های او زیاد می‌شوند این یک نشانه است. دقت کنید، گاهی او با رفتارش می‌خواهد قدرت و نیروی خود را به شما نشان دهد و برای این کار فضای زیادی را به خود اختصاص خواهد داد، او امیدوار است با این کار توجه و علاقه‌ی شما را جذب کنند.

 

توجه به جای قرار گرفتن پاها نیز می‌تواند به نشان دادن احساسات واقعی او کمک کند. در حقیقت اگر در زمان صحبت پاهایش به سمت شما قرار دارند یعنی به‌نوعی با شما احساس راحتی داشته و به شما علاقه‌مند است.

 

نگاه خیره
یک نشانه‌ی بارز دیگر از علاقه‌ی مردان این است که به دنبال فرصتی هستند تا خود را به شما نزدیک کنند. این حالت می‌تواند به شکل علاقه برای برقراری ارتباط چشمی نشان داده شود. بنابراین اگر او به دنبال فرصتی است تا دست‌هایتان را بگیرد این لمس آرام می‌تواند نشانه‌ی علاقه‌ی او به شما باشد.

 

واقعاً به شما گوش می‌دهد
زمانی که یک مرد به شما علاقه‌مند است بدون قطع کردن حرف‌هایتان به آن گوش می‌دهد. این علاقه‌ی او به گوش دادن می‌تواند راهی برای جلب توجه شما باشد، این کار به او فرصت می‌دهد تا نشان دهد چقدر به شما توجه دارد. توانایی او در یادآوری چیزهایی که شما قبلاً در مورد آن حرف زده‌اید، خصوصاً گفتن جزئیات، می‌تواند اجازه دهد علاوه بر نشان دادن مهارت شنیداری خود، به شما بگوید چقدر برای چیزهایی که می‌گویید ارزش قائل است.

 

از شما تعریف می‌کند
اگر کنجکاوید بدانید مردی به شما علاقه‌مند است یا نه، یک نشانه این است که او به دنبال فرصتی برای تعریف و تمجید از شماست. هرگاه او فرصتی می‌یابد با تعریف از شما علاقه‌ی خود را نشان می‌دهد، بدون اینکه چیزی از علاقه‌اش گفته باشد. باید به نوع این تعاریف دقت داشته باشید. زمانی که از ظاهرتان تعریف می‌شود نشانه‌ی خوبی است، اما عامل مهم‌تری که نشانه‌ی علاقه است توجه بیشتر به موارد عاطفی است تا ظاهر فیزیکی.

 

سؤالات شخصی می‌پرسد
یک علامت این است که او از شما سؤالات شخصی می‌پرسد. البته باید به نوع سؤالات نیز دقت داشت. برای مثال زمانی که مردی به شما علاقه‌مند است به جای پرسیدن سؤال در مورد نزدیک‌ترین مغازه، سؤالات شخصی‌تری خواهد پرسید. او با این کار امیدوار است بتواند شما را بهتر بشناسد و ارتباطی میان شما دو نفر برقرار کند.

 

 

پررنگ شدن نقش پول در ملاک های ازدواج


پررنگ شدن نقش پول در ملاک های ازدواج


پررنگ شدن نقش پول در ملاک های ازدواج

پررنگ شدن نقش پول در ملاک های ازدواج

پررنگ شدن نقش پول در ملاک های ازدواج 

بالا رفتن توقعات از زندگی باعث شده است که نقش پول در ملاک های ازدواج دختران و پسران پررنگ تر از گذشته شود و با وضعیت اوضاع فعلی شغلی در ایران این ملاک ها عملا بی معنی می شوند. امروزه معیارهای ازدواج نسبت به زمان‌های گذشته تغییر زیادی کرده است و جوانان برای انتخاب همسر، بیشتر به موضعیت اجتماعی و اقتصادی طرف مقابل اهمیت نشان می‌دهند.

 

پول اصلی‌ترین و اولین معیار ازدواج‌های امروزی

ازدواج زناشویی پیوندی آیینی ‌است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و می‌تواند منجر به زایش فرزند شود.برگزاری مراسم ازدواج در کشورهای مختلف طبق آئین و رسوم همان کشور صورت می‌‌گیرد. در ایران و در هر استان و شهری این آئین سنتی طبق رسم و رسوم خاص آن منطقه برگزار می‌‌شود.

 

در ایام قدیم انتخاب همسر توسط والدین، بزرگان و ریش سفیدان انجام می‌شد و دختر و پسر هیچگونه دخالت و اظهار نظری در مورد انتخاب همسر خود نداشتند.در آن زمان سبک و شیوه زندگی خیلی راحت و ساده بود و با توجه به امکانات محدود در آن زمان سطح توقع همسران از یکدیگر بالا نبود. به اصلاح «همسران با یکدیگر مدارا می‌‌کردند» و کدورت و ناراحتی کمتر بین آنها پیش می‌‌آمد.

 

به مرور زمان روش زندگی کم کم تغییر کرد. امکانات رفاهی برای زندگی هر روز بیشتر و بهتر می‌‌شد و همین امر سبب گردید زندگی سنتی به یک باره به زندگی مدرن تغییر شکل پیدا کند.استقبال مردم از زندگی و امکانات مدرن تاثیر بسزایی در پیشرفت این نوع زندگی در جوامع بشری به وجود آورد.

 

اتفاق بسیار مهم و تاثیر گذار در تغییر سبک زندگی ورود تکنولوژی‌‌های ارتباطی نوین بود. پس از ورود انواع تکنولوژی به روز و مدرن در زندگی مردم به مرور زندگی سنتی را فراموش کردند، در مواردی نیز دیده می‌‌شود برخی خانواده‌‌ها زندگی مدرن را به زندگی سنتی ترجیح دادند و اصل و اساس زندگی خود را تغییر دادند.

 

تغییر دیدگاه برخی خانواده‌‌ها در تربیت فرزندان و تقلید از برخی الگوهای غربی که با فرهنگ ایرانی مغایرت دارد باعث شد تا دید خانواه‌‌ها و هم چنین جوانان نسبت به خیلی از مسائل خانوادگی خصوصا ازدواج تغییر فاحشی پیدا کند.ازدواج و انتخاب همسر که در قدیم تر‌‌ها به صورت سنتی بود کاملا تغییر پیدا کرد.

 

معیارهای ازدواج در گذشته بر مبنای اخلاق، فرهنگ، اعتقادات مذهبی، سطح فرهنگی اجتماعی خانواده‌‌ها، تحصیلات و دیگر موارد بود، اما امروزه اگر جوانی قصد ازدواج داشته باشد صرفا به موقعبت اقتصادی و اجتماعی طرف مقابل خود توجه خاصی نشان می‌‌‌دهد.

 

این تغییر در انتخاب همسر صرفا شامل دختران و یا فقط پسران نمی‌شود بلکه هم برخی دختران و هم برخی از پسران گرایش خاصی به مادیات پیدا کرده‌اند و مادی گرا شده‌اند. گویا دیگر اخلاق خوب داشتن مُد نیست و حرف اول و آخر را در ازدواج‌‌های امروزی فقط پول می‌‌زند و دیگر هیچ.

 

ثروتمند بودن معیار اصلی انتخاب همسر
برخی جوانان امروزی مادیات معیار اصلی و در واقع اولین معیارشان در انتخاب همسر است. چرا که بر این تصور هستند با پول به هر خواسته ای که داشته باشند می‌‌توانند برسند. اما متاسفانه اینگونه انتخاب‌‌ها در اکثر مواقع به ازدواج‌‌های ناموفق منجر می‌‌شود.

 

انتخاب همسر به صرف داشتن موقعیت اجتماعی و اقتصادی، ثروت کلان داشتن مانند یک ویروس واگیر بین جوانان شیوع پیدا کرده است و به گزینه اصلی و خاص انتخاب همسر تبدیل شده است.موارد بسیاری دیده و شنیده شده دخترانی صرفا برای دستیابی به آرزوهای مادی خود با فردی که هم سن و سال پدر و یا پدربزرگ‌اش است ازدواج کرده اند.

 

اینگونه ازدواج‌‌ها به دلیل تفاوت سنی بالا قطعا به مشکل برمی خورد و با گذشت مدت زمان کوتاهی از ازدواج زوجین باید پله‌‌ها دادگاه را طی کنند و از یکدیگر جدا شوند.متاسفانه در برخی از خانواده‌‌ها فرزندانی تربیت می‌‌شوند که وابستگی زیادی به ثروت و اموال پدر خانواده پیدا می‌‌کنند.

 

شاید از این ثروت به تحصیلاتی هم دست پیدا کنند البته آن هم صرفا برای داشتن مدرک است نه چیز دیگری. پسرهای این خانواده‌‌ها به شدت نسبت به تحصیلات و ثروتی که دارند مغرور می‌‌شوند و توقع دارند هر دختری با آنها ازدواج کند حتی اگر از نظر اخلاقی هم وضعیت مناسبی نداشته باشند باز هم ادعا ثروتمند بودنشان همه چیز را تحت‌الشعاع قرار می‌‌دهد.

 

اکثر خواستگاران ثروتمند خود ساخته و مستقل نیستند
خانواده‌‌های متمول و ثروتمند همه امکانات عالی و رفاهی از قبیل منزل لوکس در بهترین منطقه از شهر، اتومبیل مدل بالا، حساب بانکی و دیگر امکانات را در لیست خود قرار می‌‌دهند و اطمینان کامل هم دارند که دست پُر به خواستگاری هر دختری بروند جواب رد نخواهند شنید.اما بدست آوردن کلیه امکانات زندگی آن هم در سطح عالی می‌‌تواند نتیجه زحمت کشیدن یک جوان امروزی باشد؟!چنین رفاهی صرفا با حمایت یک خانواده متمول صورت گرفته است.

 

کمتر جوانی است که با درآمدهای ناچیز بتواند امکانات اولیه زندگی را آن هم در سطح عالی فراهم کند. این‌گونه زندگی‌‌های مرفه صرفا به حمایت خانواده‌‌های ثروتمند وابسته است.برخی از دختران در جامعه امروز که به آرزوهای کودکی خود نرسیده اند و به هر دلیلی آرزوهایشان محقق نشده است با این تفکر قصد ازدواج دارند که باید فرد مورد نظر موقعیت اجتماعی و مالی بسیار مناسبی داشته باشد.

 

اینگونه دختران که تعداد کمی هم نداند بدون در نظر گرفتن سن و اخلاق همسر آینده خود را انتخاب می‌‌کنند و تنها عامل خوشبختی خود را همان ثروت همسر خود می‌‌دانند.

 

رواج چشم و هم چشمی در ازدواج‌‌های برخی جوانان امروزی
ازدواج در جامعه امروزی حرمت و ابهت خود را از دست داده است. دیگر مثل زمان قدیم نه ازدواج پایداری صورت می‌‌گیرد و نه کسی اطمینان خاطر دارد که زندگی مشترک دوام زیادی داشته باشد.تغییر در روش و سبک زندگی تبعات زیادی به دنبال داشت. یکی از بدترین آنها رواج چشم و هم چشمی و فخر فروشی بین خانواده‌‌ها و اقوام بود. به طوری که اکثر زندگی‌‌های امروزی بر پایه چشم و هم چشمی می‌‌چرخد نه دوستی و محبت.

 

 به گزارش پارس ناز چشم و هم چشمی به قدری در بین خانواده رواج پیدا کرده که هیچ راه گریزی برای آن پیدا نمی شود.متاسفانه وقتی در یک خانواده ملاک انتخاب همسر برای دختر پول باشد و نه هیچ چیز دیگر، قطعا تبعات آن بعد از چند ماه طی کردن پله‌‌های دادگاه برای جدایی و طلاق خواهد بود.

 

مهریه‌‌های سنگین ضامن ازدواج‌‌های امروزی شده است
مهریه‌‌های سنگین چند سالی است نقش ضامن زندگی‌‌های مشترک را بازی می‌‌کند. چرا که برخی دختران با رقم‌‌های بسیار بالا و تخیلی می‌‌خواهند پایه‌‌های زندگی خود را محکم نگه دارند اما غافل از این هستند که مهریه با رقم بالا و یا نداشتن مهریه هیچ ضمانتی برای دوام زندگی ندارد.

 

بسیاری از دختران سال تولد خود را تعداد سکه‌‌های مهریه انتخاب می‌‌کنند و از بابت احساس غرور می‌‌کنند و تصورشان بر این است که هر چه تعداد سکه‌‌ها بیشتر باشد شان اجتماعی آنها نیز بیشتر می‌‌شود!متاسفانه دغدغه برخی از این دخترها همین است با نوسات قیمت سکه اوضاع روحی آنها دگرگون می‌‌شود.

 

متاسفانه در همه موارد ازدواج چشم و هم چشمی رسوخ پیدا کرده است. در بعضی خانواده‌‌ها بزرگ ترها خصوصا مادران اصرار زیادی برای رقابت و چشم و هم چشمی دارند و فکر می‌‌کنند با پول همه خوشبختی زندگی فرزندشان فراهم می‌‌شود.درست است پول رفاه نسبی و تا حدودی خوشبختی می‌‌آورد اما با پول نمی توان آرامش و اخلاق خوب را نصیب کسی یا کسانی کرد.

 

پول در برخی زندگی‌‌ها محبت شرطی را به همراه خواهد داشت، یعنی صرفا برای ثروت کسی و اینکه پول زیادی دارد به وی محبت می‌‌شود.در ازدواج‌‌هایی که معیار اصلی آن ثروت و پول باشد همین اتفاق رخ می‌‌دهد. دختری که صرفا برای پول وارد زندگی مشترک می‌‌شود باید به خاطر پول دوست داشتن ظاهری همسر خود را داشته باشد

 

چرا که صمیمیت و دوست داشتن واقعی بین آنها نیست تنها مسئله ای که آنها را در کنار یکدیگر نگه می‌‌دارد پول است.البته در مواردی هم باز برخی زوج‌‌ها زندگی مشترک با پول تحمل نمی کنند و طلاق را انتخاب می‌‌کنند.

 

نکته آخر؛
جوانانی که قصد ازدواج دارند و می‌‌خواهند یک زندگی مطلوب و منطبق بر اصول اخلاقی داشته باشند باید با آگاهی و چشم باز همسرشان را انتخاب کنند. مسئله مهم میزان آگاهی و تقیّد کسانی است که می‌‌خواهند با تشکیل خانواده بهره مناسبی از گذران عمر بگیرند.برای انتخاب همسر معیارهایی شامل شرایط و موقعیت‌‌ها، شرایط اجتماعی و فرهنگی خانواده‌‌ها یعنی طبقه و پایگاه اجتماعی پسر ودختر است که باید این شرایط در سطح همخوانی باشد.

 

از شرایط دیگر ، تناسب جسمی و سنی زوج است که براساس دیدگاه‌‌ها ی بزرگان دین و همچنین روان شناسان ، بایستی به میزانی معین از رشد جسمی و سنی رسیده باشند و دقیق تر از رسیدن به این رشد، تناسب این دو با هم است.اگر دختر و پسر از نظر هر یک از شرایط اجتماعی با یکدیگر همخوانی و همسانی نداشته باشند قطعا ازدواج خوب و موفقی نخواهند داشت و با گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترکشان دچار مشکل خواهند شد.

 

بنابراین بهتر است جوانان برای انتخاب همسر معیارهای اصلی را در نظر داشته باشند و هم چنین با مشاوران مناسب در این زمینه مشورت کنند تا کمتر دچار مشکل شوند.