چگونگی رفتار والدین با کودکان بی نظم


چگونگی رفتار والدین با کودکان بی نظم


چگونگی رفتار والدین با کودکان بی نظم

چگونگی رفتار والدین با کودکان بی نظم

چگونگی رفتار والدین با کودکان بی نظم 

کودکان بی نظم معمولا روی اعصاب پدر و مادر هستند و توجهی هم به حرف های والدین ندارند. خب حالا راه حل چیست و باید چه کرد؟ والدینی که کودکانی حواس پرت دارند، باید مراحل و گام‌هایی که در این مقاله مطرح می‌شوند را به دقت پیش برده و پیوسته عملکرد کودک خود را مورد بررسی قرار بدهند.

 

بی نظمی و حواس پرتی تقریبا در بین اکثر بچه ها دیده می شود.

 

عواملی از قبیل شنیدن بیش از حد موسیقی، مشاهده برنامه های متعدد تلویزیونی، بازی با انواع اسباب بازی ها و همچنین بی قراری مرتبط با شرایط سنی همگی می توانند باعث حواس پرتی در کودکان شوند.اما، بی نظمی و سردرگمی در برخی از کودکان در مقایسه با همسن هایشان بیشتر بوده و باعث بروز عدم کارایی در انجام فعالیت های روزمره، مشکلات تحصیلی و کاهش اعتماد به نفس در آنها می شود.

 

برای مقابله با این شرایط نامطلوب، کودکان باید طیفی از مهارت ها و عادت های سودمندی همچون چگونگی سازماندهی کارهای روزانه، مدیریت زمان، اولویت بندی فعالیت های روزمره و همچنین کنترل احساسات و هیجانات آنی خود را به خوبی فرا گرفته و به کار گیرند.

 

البته این روند معمولا زمانبر بوده و مستلزم پیگیری و همچنین تمرین زیاد می باشد.

 

۱- تعیین اهداف مشخص و دست یافتنی
در انتظاراتی که از کودک خود دارید بازنگری کرده و اهداف کوتاه مدتی را برای وی در نظر بگیرید. کودکان باید پیوسته احساس کنند که در حال پیشرفت هستند.بنابراین، باید وظایف آنها را به گام های کوچکتر تقسیم کرده و برای انجام هر کاری، زمان مشخصی را به آن اختصاص دهید.

 

اگر وظایف زیادی را بر عهده فرزند خود قرار دهید، معمولا کودک تان دست پاچه شده و از انجام آنها دلسرد می شود.در ضمن، در پایان هر مرحله، پاداشی در نظر گرفته و کودک خود را تشویق نمایید.

 

۲- کمک برای تعیین یک ساختار و برنامه کاری روزانه
به عنوان والدین باید در ابتدای کار به همراه کودک خود یک نظام و ساختار کلی برای انجام کارهای روزمره او ایجاد نمایید.اما به مرور زمان، خود را کنار کشیده و اجازه دهید تا فرزند شما رشته امور خود را به دست گرفته و برای وظایف روزانه خویش، شخصا برنامه ریزی کند.در واقع، توجه، هدایت و کمک مثبت شما در ابتدای کار، به کودک جهت داده و باعث ایجاد شور و اشتیاق زیاد در وی می شود.

 

۳- ایجاد شرایط محیطی مناسب
اگر فرزند شما برای انجام وظایف خود و برخورداری از یک سطح هشیاری مطلوب، نیاز به محرک های بیرونی دارد، سعی کنید برای وی محیطی پویا ایجاد کنید.مثلا می توانید از یک توپ بزرگ به عنوان صندلی استفاده کرده تا کودکتان بتواند حین انجام کارهای روزمره اش، ورجه ورجه کرده و هشیار بماند.

 

علاوه بر این، با انجام فعالیت های سبک ورزشی، انرژی اضافی فرزندتان را تخلیه نمایید تا بتواند با آرامش نشسته و وظایف خود را انجام دهد.در ضمن، می توانید فواصل کوتاهی را به عنوان زنگ تفریح در نظر بگیرید تا کودک از لحاظ ذهنی و جسمی بتواند مقداری استراحت کند.

 

۴- موفقیت های کوچک، پلی به سوی هدف نهایی
 به گزارش پارس ناز هدف نهایی ما در برنامه ریزی برای کودکان سر به هوا این است که زندگی شان را سازماندهی کرده و به آنها یاد بدهیم تا در انجام امور روزانه خود متعهد و مسئول باشند.ایجاد این روند در بزرگسالانی که نظم دارند، کار چندان مشکلی نیست، زیرا آنها به خوبی در دوران کودکی آموزش دیده و تجارب مفیدی را توسط والدین خود کسب کرده اند.

 

بنابراین، ایجاد محیطی که در آن برای دستاوردهای کوچک جشن گرفته می شود و مهارت های لازم با مرور زمان کسب می گردد می تواند باعث شود تا کودک در محیطی پویا و شاد رشد کرده و او را به شخصی با اعتماد به نفس و مستقل در بزرگسالی مبدل نماید.

 

 

تیپ بازیگر زن معروف و برخورد با وی در فرودگاه


تیپ بازیگر زن معروف و برخورد با وی در فرودگاه


تیپ بازیگر زن معروف و برخورد با وی در فرودگاه

تیپ بازیگر زن معروف و برخورد با وی در فرودگاه

تیپ بازیگر زن معروف و برخورد با وی در فرودگاه 

لیندسی لوهان بازیگر سینمای هالیوود که اکنون در همه محافل عمومی به صورت با حجاب ظاهر شده است،در فرودگاه لندن با مشکل مواجه شد. بازیگر سرشناس سینما به دلیل پوشیدن روسری در فرودگاه لندن رفتاری تبعیض‌آمیز را تجربه کرد.لیندزی لوهان بازیگر هالیوودی سینما می‌گوید که برای نخستین بار در فرودگاه هیترو لندن پیش‌داوری به دلیل نژاد و رفتار تبعیض‌آمیز با مسلمانان را تجربه کرده است.

 

بازیگر ۳۰ ساله سینما که بیشتر برای بازی در فیلم‌هایی چون «دختران بدجنس» شناخته می‌شود در گفت‌وگو با شبکه ITV از درخواست مقامات فرودگاه هیترو برای برداشتن حجابش سخن گفت.او که چندی پیش به دیدار آوارگان جنگ در ترکیه رفته بود، هنگام بازگشت به آمریکا در فرودگاه هیتروی لندن هنوز روسری به سر داشت.

 

لوهان در این باره گفت: «من روسری به سر داشتم و به همین دلیل در فرودگاه متوقف شدم و برای نخستین بار در عمرم پیش‌داوری نژادی را تجربه کردم.» او در ادامه افزود: «پاسپورتم را نگاه کرد و هنگامی که نام من را در آن دید به سرعت عذرخواهی کرد. اما پس از آن گفت: «لطفا روسری‌ات را از سر بردار.’»

 

هر چند این بازیگر هالیوودی به تقاضای مامور زن فرودگاه تن می‌دهد اما درباره معنای این گونه دخالت‌ها برای دیگران می‌گوید: «در آن موقعیت اگر به جای من زنی قرار داشت که راضی به برداشتن حجابش نبود، چه احساسی پیدا می‌کرد؟ این برخورد واقعا برای من تازگی داشت.»

 

«لیندزی لوهان اکتبر ۲۰۱۶ به ترکیه رفت و با آوارگان سوری دیدار کرد.»این بازیگر در این گفت‌وگو در پاسخ به پرسشی درباره اینکه مسلمان شده است یا خیر گفت، هنوز تصمیمی در این باره نگرفته است. او در ادامه گفت: «جدای از احترام به تمام کشورهایی که به آن‌ها سفر کرده‌ام، راحت‌ترم که همانند دیگر زنان رفتار کنم.» این پرسش از آنجا پیش آمد که لوهان گفته بود در حال مطالعه درباره اسلام است.

 

سخنگوی فرودگاه هیترو در واکنش به سخنان لوهان گفت:‌ «هیترو به ملزومات فرهنگی و مذهبی تمام مسافران احترام می‌گذارد. تمام تلاش ما این است که بهترین خدمات را برای مسافران فراهم کنیم و مطمئن شویم که همه آن‌ها در امنیت کامل به سر می‌برند.»

 

 

گفتگو با لئوناردو دی کاپریو درباره فیلم هایش


گفتگو با لئوناردو دی کاپریو درباره فیلم هایش


گفتگو با لئوناردو دی کاپریو درباره فیلم هایش

گفتگو با لئوناردو دی کاپریو درباره فیلم هایش

گفتگو با لئوناردو دی کاپریو درباره فیلم هایش 

بدون شک یکی از بهترین بازیگران حال حاضر جهان که فیلم هایش می توانند بدون قضاوت از برترین های جهان باشند لئوناردو دیکاپریو است.

 

نزديک بود در تايتانيک بازي نکنم

هنوز هم وقتي قرار است از تايتانيک حرف بزند، هيجان زيادي دارد؛ لئوناردو دي‌کاپريو، ستاره بي‌چون‌وچراي فيلمي است که دقيقا ۲۰ سال پيش، سينما را تحت‌تأثير قرار داد. او که در آن زمان، جوان و جوياي نام بود، با قيافه جذابش، بسياري از تهيه‌کنندگان سينما را تحت‌تأثير قرار داد. جيمز کامرون براي همکاري با دي‌کاپريو،

 

قيد کارکردن با چندين ستاره مشهور ديگر را زد ولي در نهايت، تجربه ثابت کرد حق با کامرون بوده و دي‌کاپريو، بهترين گزينه براي بازي‌کردن در نقش جک داوسون بود. حالا و به مناسبت ۲۰ سالگي اکران تايتانيک، روزنامه بلژيکي «درنير اور» به‌سراغ يکي از سوپراستارهاي دنياي سينما يعني همين دي‌کاپريو رفته و با او گفت‌وگوي بلندي را ترتيب داده است. در اين مصاحبه، دي‌کاپريو از تايتانيک، پيري و البته پول زياد هم حرف مي‌زند. 

 

چرا براي بازي در تايتانيک به جيمز کامرون «بله» را گفتي؟ ربطي به اين داشت که مي‌گويند تو هميشه عاشق دريا بوده‌اي؟ 

 

براي پاسخ‌دادن به اين سؤال بايد برگرديم به سال‌ها قبل؛ يعني زماني که يکي از معلمان از من پرسيد وقتي بزرگ شدي مي‌خواهي چه کاره شوي؟ بدون اينکه کوچک‌ترين درنگي کنم به او گفتم: قصد دارم کاري کنم تا يکي از دريانوردان مشهور، مرا استخدام کند تا با هم وال‌ها، دلفين‌ها و صدها عروس‌دريايي که نااميد مي‌شوند

 

و خودشان را (براي خودکشي) به ساحل مي‌رسانند، نجات دهیم. براي سال‌هاي زيادي مي‌خواستم اقيانوس‌شناس شوم يا اينکه در زمینه صنعت يا بيولوژي دريايي کار کنم

 

دريا، جهاني است که هميشه مرا جذب و البته مضطرب کرده؛ زيبايي امواجش براي من اغوا‌کننده بوده ولي راستش را بخواهيد، عميقا از اتفاقاتي که در عمق دريا رخ مي‌دهد، مي‌ترسم. حالا با همين مقدمه برگرديم به سؤال؛ وقتي جيمز کامرون به من نقش جک داوسون، پسر فقير رمانتيکي را که عشق و غرق‌شدن را بعد از سوارشدن

 

بر تايتانيک تجربه مي‌کند، پيشنهاد داد خودم را ديدم که با مشکل جدي مواجه شده‌ام؛ مطمئنا مي‌دانستم که با توجه به سناريوي فيلم، مجبور بودم به آب بزنم و لباسم را خيس کرده و به مقابله با عنصر طبيعي‌اي بروم که بيشترين ترديد را در دنيا نسبت به آن داشتم: آب. چيزي که فراموش کردم بگويم، اين است که زمان بسيار زيادي را براي شناکردن، شيرجه‌زدن و … صرف کردم. 

 

خب، تعريف کن… 

بعضي وقت‌ها در روز مجبور مي‌شديم ۱۷ ساعت در استخر دريايي غول‌پيکري که ساخته شده بود، فيلمبرداري کنيم. در آن زمان، آن قدر سرد مي‌شد که فقط دلخوش به استراحت نصف و نيمه برداشت بين دو صحنه بوديم: اينکه خودمان را به جکوزي سوزاني برسانيم که جيمز (کامرون) برايمان تعبيه کرده بود تا کمي دماي بدنمان

 

را به حالت طبيعي برگردانيم؛ البته فيلمبرداري تايتانيک براي من شوک مثبتي هم بود. به لطف کارکردن با همين عناصر و لوازم دريايي، رفته‌رفته از قايق و ناوگان و اين جور چيزها خوشم که آمد هيچ بلکه اين چيزها را دوست هم داشتم. خلاصه مني که سال‌ها دماغم را مي‌گرفتم و با چشمان بسته در استخر شنا مي‌کردم، ديگر به جايي رسيده بودم که حباب‌های ناشي از تنفسم زير آب را به چشم مي‌ديدم و جوري شنا مي‌کردم که انگار پسر الهه دريا هستم. 

 

ادامه داستان را هم که ديگر همه مي‌دانند؛ تايتانيک کتاب رکوردها را درنورديد و از تو يک اسطوره ساخت… 

بگذاريد برايتان موضوع جالبي را تعريف کنم چون هرجا مي‌رفتم يا هرکاري مي‌کردم، همه با من درباره جکي داوسون (شخصيتي که دي‌کاپريو در تايتانيک نقشش را بازي مي‌کرد) حرف مي‌زدند. يک روز به جنگل‌هاي آمازون رفته بودم

 

تا در يک برنامه از قبل تدارک‌ديده‌شده درباره جيوه‌اي که در رودخانه‌هاي آمازون جاري شده و همه‌جا را سمي کرده بود، به اهالي آنجا هشدار بدهم. اتفاق به گونه‌اي بود که نه‌تنها منابع آبي مسموم شده بودند بلکه ماهي‌هاي موجود در آن فضا را هم سمي کرده بود و براي مردمی که ماهيگيري مي‌کردند، خطر داشت. در آن زمان دو روز در کنار آنها بودم و به خطري که اين اتفاق داشت، کاملا آگاه بودم.

 

خلاصه کلام اينکه وسط جنگل دست‌نخورده آمازون در ميان قبيله‌اي بودم که استخوان‌هاي عجيبي به دماغشان زده بودند و هيچ‌کدام هم هيچ نوع لباسي به تن نداشتند. آنجا هم آنها مرا شناختند و گفتند: «تو را در تايتانيک ديده‌ايم. نبايد ديگر دماغه فلزي و بزرگ کشتي را گرفت. خطرناک است.» (مي‌خندد). منظورم اين است که ببينيد اين فيلم تا چه اندازه جهاني شده است. 

 

درست است که مي‌گويند نزديک بود در تايتانيک بازي نکني؟ 

هنرپيشه‌هاي زيادي رفته بودند تا نقش جک را بازي کنند (متيو مک‌کانهي، استيفن دروف، جرد لتو و تام کروز) ولي جيمز کامرون خواسته بود که فقط من اين نقش را بازي کنم. اولش ترديد زيادي داشتم؛ به خودم گفتم بازي‌کردن در فيلمي که همه پايانش را مي‌دانند، به چه دردي مي‌خورد؟ ماهيت داستان اين بود که اين کشتي بالاخره غرق مي‌شود.

 

منظورم اين است که يک سکانس پاياني داشت که همه مي‌دانستند. بعد جيمز کامرون مرا قانع کرد که صحنه تلخ غرق‌شدن کشتي، موضوع اصلي اين فيلم نيست. داستان تايتانيک فقط بهانه‌اي براي ساختن يک داستان عاشقانه بين دختر جواني از طبقه بالاي بورژوازي و پسري فقير است. 

 

فکر مي‌کني اگر تايتانيک نبود، تو الان باز هم همان ستاره‌اي بودي که همه مي‌خواهند او را در فيلمشان داشته باشند؟ 

بياييد واقع‌بين باشيم؛ اگر من در تايتانيک بازي نکرده بودم، فيلم‌هاي تمام‌عياري مثل «دارودسته نيويورکي»(۱) و «هوانورد»(۲) براي سرمايه‌گذاري به مشکل جدي‌اي برمي‌خوردند. به زبان هاليوودي، تبديل به يک ماشين خودپرداز در اين موارد شده بودم.

 

بزرگ‌ترين نعمت تايتانيک اين بود که باعث شد من نقش کاتاليزور پروژه‌ها را ايفا کنم. وقتي با کيت وينسلت، تايتانيک را بازي مي‌کردم، در عرصه سينما تازه‌کار بوديم ولي مي‌دانستيم که پا در راه يک پروژه بسيار عظيم گذاشته‌ايم ولي همان زمان هم برايمان تصورش سخت بود که روزي تبديل به ستاره يا چيزي شبيه به اسطوره در سينما شويم. چيزي که ما را از اين ديوانگي و جنون نجات داد، اين بود که مغرور نشديم. 

 

بيا سري به گذشته بزنيم؛ لئوناردو دي‌کاپريو قبل و بعد از تايتانيک را چطور توصيف مي‌کني؟ 

اگر به من مي‌گفتند روزي عروسک‌هاي ريشدار من ساخته مي‌شود يا صورت من را روي تيشرت و بشقاب و اين جور چيزها چاپ مي‌کنند، هرگز باور نمي‌کردم (مي‌خندد). هيچ‌وقت در عمرم نمي‌توانستم تصور کنم تبديل به يک کالاي بزرگ مصرفي مي‌شوم. اين موارد همزمان غيرمنتظره و البته خيلي هم بي‌ثبات‌کننده بودند.

 

۲۰ سال پيش زماني که تازه از بازي در تايتانيک فارغ شده بودي، در گفت‌وگو با همين روزنامه ما گفتي «حالت به‌هم مي‌خورد از اينکه مي‌گويند خوش‌قيافه‌بودنت باعث فروش مي‌شود» ولي به‌نظرت اگر نگاهي به کارنامه هنري‌ات انداخته شود، بيشترين چيزي که ديده مي‌شود، چيست؟

 

اينکه خوش‌تيپي تو هميشه ارجحيت داشته است. حالا با همين موضوع، امکانش هست که مثلا از فردا تصميم بگيري براي بازي در يک نقش، خودت را زشت گريم کني يا اينکه مثلا ۲۰ کيلو اضافه وزن داشته باشي؟ 

 

مطمئن باشيد که حاضرم چنين کاري کنم. در فيلم «از گور برگشته» (۳) که ديگر نمي‌شود گفت، من آدم خوش‌قيافه و جذابي هستم! عميقا دوست داشتم تجربه‌اي مثل فيلم «گاو خشمگين» (۴) را تجربه کنم؛ کاري که رابرت دنيرو، چند دهه قبل انجامش داد. ازطرفي، من تقريبا چنين تجربه‌اي را در «جي‌ادگار» (۵) هم داشتم

 

ولي مشکلي که آنجا وجود داشت، اين بود که براي آن فيلم استيوود، فقط يک ماه‌و‌نيم زمان داشت. از آنجا که من جوان و لاغر بودم و بعد بايد در فيلم کمي پير و چاق به تصوير کشيده مي‌شدم، زمان لازم را نداشتم که به‌صورت طبيعي و خيلي سريع چاق شوم. به‌همين‌خاطر بود که آنجا، تهيه‌کننده براي من لباسي در نظر گرفته بود که صورت مصنوعي‌ام را چاق نشان مي‌داد. فکر مي‌کنم در صورتم هم چيزي نزديک به صد عنصر مختلف فرو کرده، ساخته بودند و… .

 

تو با تايتانيک به موفقيت زيادي رسيده‌اي ولي لحظاتي بوده که در کارت ترديد هم داشته باشي؟ 

 

بله! هربار که قرار است فيلمي بازي کنم، مضطرب مي‌شوم. از خودم مي‌پرسم آيا در فلان صحنه يا فلان نقش توانستم خوب بازي کنم يا در نقش فرو بروم يا نه. اين ترديد، البته باعث مي‌شود هميشه پيشرفت کنم و هيچ‌وقت در باد گذشته نخوابم. وقتي به مدرسه مي‌رفتم، آدم طراز اولي نبودم و هميشه پسري بودم که با انگشت نشانش مي‌دانند؛ از آن زمان، به بعد هميشه به خودم شک دارم. 

 

مثل شخصيت جک داوسون در تايتانيک، تو هم در يک خانواده متوسط بزرگ شده‌اي. حالا مي‌تواني درباره رابطه‌ات با دلارهاي سبزرنگ حرف بزني؟ 

 

مي‌دانيد چرا ستاره‌ها قيمتشان اين‌قدر‌ گران است چون بايد تمام خزعبلاتي را که درباره آنها نوشته مي‌شود، تحمل کنند (مي‌خندد). اين موضوع را محض شوخي گفتم. اگر مقابل پول گارد نگيريد، خيلي سريع معتاد مي‌شويد؛ به‌ويژه اينکه اين پول قلمبه باشد. ابتداي پولداري، مي‌گذاريد کمي اين اعتياد به سراغتان بيايد، به‌ويژه اينکه در خانواده‌اي زندگي کرده باشيد که مجبور بوده‌ايد براي خريدن چيزهايي که مي‌خواسته‌ايد، صرفه‌جويي کنيد. 

 

«لوکس مطلق» به نظر تو چه‌چيزي است؟ اينکه در کابين «فرست کلس»  بخوابي؟ اينکه براي خودتان هرچيزي را که چهارگوشه دنيا مي‌بينيد، بخريد؟ 

 

يعني اينکه وقت کافي داشته باشي تا بتواني پروژه‌هايي که برايت جالب است، انتخاب کني. اين روزها خودم را در جايگاه راحتي مي‌بينم. آزادي در انتخاب کار‌کردن با آدم‌هايي دارم که تحسينشان مي‌کنم. ديگر نيازي به اطاعت‌کردن از ديکتاتورهاي استوديوها ندارم. ديگر نيازي ندارم از سر اين پروژه بپرم سر آن يکي به خاطر اينکه

 

يخچالم را پرکنم يا خرج کرايه خانه‌ام را درآورم؛ البته اين به آن معني نيست که شير آب من به طلا متصل است يا اينکه در هر طبقه از خانه‌ام، وان‌هاي حمامي از جنس مرمر ناب وجود دارد. 

 

به نظر شما، آدم خوب چه آدمي است؟ يکي مثل جک داوسون است که حس ازخودگذشتگي و عشق دارد؟ 

 

کسي است که هيچ‌وقت نگويد «من» ولي بگويد «ما». کسي است که بقيه نسبت به او حس خوبي داشته باشند. آدم خوب کسي است که خودش را برتر از بقيه نبيند و شرايط آدمي را که در آفريقا به سختي زندگي مي‌کند، درک کند. به نظر من هوش و ذکاوت ارتباط مستقيمي با مهرباني و سخاوت دارد. 

 

پیش آمده فيلمي بازي کني و بعد پشيمان شده باشي؟ شده به خودت گفته باشي «کاش اين کار را مي‌کردم و آن کار را نمي‌کردم»؟ 

 

راستش را بخواهيد، هيچ پشيماني‌ای ندارم. شايد مي‌توانستم نگاهي به عقب بيندازم و به خودم بگويم کاري که نکردي! چرت زدي همش! از فرصتت استفاده نکردي! لگد زدي به شانست! ولي صادقانه بگويم که هيچ‌وقت چنين کاري را نکردم. 

 

در تايتانيک، رز، زني که از حادثه جان سالم به‌ در برده، چند دهه بعد از غرق‌شدن کشتي به تصوير کشيده مي‌شود. هيچ نظري داري که مثلا ۵۰ سال آينده چه شکلي مي‌شوي؟ 

 

وقتي شون گرين، گريمور فيلم «جي‌ادگار»، من را گريم و صورتم را پرچين و چروک ‌می‌کرد و موهايم را سفيد، متوجه شدم که چقدر شبيه مادربزرگم شده‌ام. فکر مي‌کنم وقتي پير شوم، شبيه مادربزرگم شوم چون از لحاظ جسمي هم شبيه به او هستم و… .

 

۱-دارودسته‌هاي نيويورکي «Gangs of NewYork»، ساخته ۲۰۰۲ توسط مارتين اسکورسيزي. طي سال‌هاي ۱۸۵۲ – ۱۸۴۰، شهر نيويورک بر اثر جنگ‌هاي بين آمريکايي‌هاي بومي و ايرلندي‌هاي مهاجر به کوره‌اي داغ از آتش تبدیل شده ‌است. بيل کاتينگ قصاب (با بازي دانيل دي‌لوئيس) سردسته آمريکايي‌ها، حريف ايرلندي خود،

 

کشيش والن (با بازي ليام نيسون) را که سردسته گروهي ايرلندي به نام خرگوش‌هاي مرده است، مي‌کشد و آمريکايي‌ها پيروز مي‌شوند.

 

بعد از گذشت ۱۶ سال، پسر کشيش، آمستردام (با بازي لئوناردو دي‌کاپريو) به نيويورک بازمي‌گردد تا از بيل به خاطر مرگ پدرش انتقام بگيرد. آمستردام ابتدا به‌عنوان دوستي وارد محفل او مي‌شود ولي بعد به‌خاطر خيانت دوستش، هويتش آشکار مي‌شود. حالا او و جني (با بازي کامرون دياز)، دوباره با کمک بازماندگاني از جنگ گذشته

 

در حال جمع‌کردن گروه خرگوش‌هاي مرده براي دومين‌بار هستند. در پايان جنگ، ايرلندي‌ها پيروز مي‌شوند و بيل کاتينگ مي‌ميرد. با مرگ او، ساير ‌دارودسته‌هاي نيويورکي در چهار روز تسليم مي‌شوند. 

 

۲- هوانورد «The Aviator»، فيلمي زندگينامه‌اي، محصول سال ۲۰۰۴ آمريکا به نويسندگي جان لوگان و کارگرداني مارتين اسکورسيزي است. داستان اين فيلم، بخشي از زندگي هاوارد هيوز، کارگردان و تهيه‌کننده و خلبان پرآوازه آمريکايي از اواخر دهه ۱۹۲۰ تا اواسط دهه ۱۹۴۰ است. او که دچار اختلال وسواسي جبري بود، همواره به‌دنبال شکستن رکوردهاي سرعت و فاصله پرواز بود. 

 

۳- «The Revenant»، فيلمي حماسي در گونه وسترن، زندگينامه، درام و مهيج به کارگرداني الخاندرو گونسالس اينياريتو، محصول سال ۲۰۱۵ است. فيلمنامه اين فيلم از رمان «بازگشته» نوشته مايکل پانک اقتباس شده و نويسندگي آن را آلخاندرو اينياريتو و مارک اسميت برعهده داشتند. 

 

۴- گاو خشمگين «Raging bull» به کارگرداني مارتين اسکورسيزي. اين فيلم، درامی ورزشي بوده که بر‌اساس زندگي جيک لاموتا، مشت‌زن معروف آمريکايي ساخته شده است. فيلمنامه این فيلم را پل شريدر و مادريک مارتين بر‌اساس کتاب «گاو خشمگين: داستان من» که زندگينامه جيک لاموتا، مشت‌زن ميان‌وزن آمريکايي است، نوشته‌اند.

 

اين فيلم را چهارمين فيلم برتر و همچنين برترين فيلم ورزشي تاريخ سينما مي‌دانند. رابرت دنيرو، سفارش ساخت اين فيلم را به مارتين اسکورسيزي داد که در آن زمان به‌دليل عدم‌موفقيت فيلم قبلي‌اش «نيويورک، نيويورک» مأيوس بود. دنيرو براي بازي بهتر در نقش لاموتا، چند جلسه با او تمرين مشت‌زني کرد و براي بهتر نشان‌دادن وضعيت بدني لاموتا، پس از دوران افول و قرارگرفتن در نقش، وزن خود را در حدود ۳۰ کيلوگرم زياد کرد. 

 

۵- جي‌ادگار «J.Edgar»، فيلمي در ژانر زندگينامه‌اي و درام به کارگرداني کلينت ايستوود بر‌اساس نوشته‌اي از داستين لنس بلک است. اين فيلم درمورد زندگي حرفه‌اي اولين رئيس اف‌بي‌آي، جي‌ادگار هوور است. اين فيلم همچنين به زندگي خصوصي او هم مي‌پردازد. لئوناردو دي‌کاپريو، آرمي همر، نائومي واتس، ديمن هريمن، اد وستويک و جفري داناوان از بازيگران اين فيلم هستند.

 

 

شخصیت شناسی جالب با استفاده از رنگ ها


شخصیت شناسی جالب با استفاده از رنگ ها


شخصیت شناسی جالب با استفاده از رنگ ها

شخصیت شناسی جالب با استفاده از رنگ ها

شخصیت شناسی جالب با استفاده از رنگ ها 

با استفاده از رنگ ها می توانید روان شناسی بسیار جالبی برای شناخت افراد داشته باشید،شخصیت شناسی با استفاده از رنگ ها را برای شما تشریح می کنیم. هر رنگ ویژگی‌های خاص خود را دارد. برای شما خیلی مهم است که این ویژگی‌ها را بفهمید. این می‌تواند به شما کمک کند آن فرد را از لحاظ روان‌شناختی بهتر درک کنید، و هم‌چنین کمک‌تان می‌کند با او تعامل داشته‌باشید. بنابراین بیایید درباره‌ی انواع آدم‌ها بیش‌تر بخوانیم.

 

در ادامه با ۴ نوع شخصیت بر اساس رنگ ها و چگونگی تعامل با آن‌ها بیشتر آشنا می شویم:

۱ ویژگی‌های شخصیت قرمز

این آدم‌ها رهبران قوی، متفکران پرسرعت، پذیرنده‌ی ریسک، هدفمند، بااراده، نه چندان صبور، دارای انرژی مطلق، آشکارا رقابت‌پذیر، رسمی، عقل‌گرا هستند. ممکن است تشخیص دهید که بسیاری از خصیصه‌های قرمزها در بسیاری از رهبرها وجود دارد، چون آنها مسئولیت کامل را می‌پذیرند، و باید با سرعت زیاد فکر کنند،

 

ریسک را بپذیرند و نسبت به آن هدفمند و مطمئن باشند. سعی نکنید قرمزها را کنترل کنید، آنها به‌طور طبیعی رهبر هستند و دوست دارند احساس کنند کنترل را در دست دارند.

 

چگونه با یک شخصیت قرمز تعامل داشته‌باشیم:

سریع وارد کسب‌وکار شوید، وقتی با یک قرمز تعامل دارید موجز و دقیق باشید، واقعیت‌ها را به آنها بگویید، و از جزییات اجتناب کنید، با آنها درباره‌ی نتایج و محصولات صحبت کنید، آنها برای این‌که سریع تصمیم بگیرند نیاز دارند این چیزها را بشنوند. از وقت‌شان استفاده‌ای کارآمد بکنید، آنها متفکرانی پرسرعت هستند

 

و تمایل دارند افکارشان را به سرعت به چیزی جدید منعطف کنند. قرمزها آدم‌هایی فوق‌العاده برای درمیان گذاشتن ایده هستند، وقتی با یک قرمز صحبت می‌کنید اعتماد به‌نفس داشته‌باشید.

 

۲ ویژگی‌های شخصیت زرد

زردها روح و نشاط میهمانی‌ها هستند، آنها آدم‌هایی خوش‌مشرب، خوش‌صحبت، خیلی خیال‌باف و پراشتیاق هستند. زردها خیلی غیررسمی، خیلی خوش‌بین، و سرزنده هستند. گاهی خیال‌بافی‌شان باعث می‌شود چیزهای احمقانه‌ای بگویند چون آنها متفکرانی خیلی پرسرعت هستند. زردها خیلی روی رابطه تمرکز دارند و با انرژی خیلی زیاد درباره‌ی آینده رویاپردازی می‌کنند. آنها دوست ندارند نظرات‌شان را نقض کنید یا به جزییات خیلی ریز بپردازید.

 

چگونه با یک شخصیت زرد تعامل داشته‌باشیم:

کلید تعامل با یک زرد این است که قبل از هرگونه صحبت درباره‌ی کسب‌وکار با او خوش‌وبش کنید. برای این‌که دل او را به‌دست بیاورید درباره‌ی گزینه‌ها و آدم‌های دیگر صحبت کنید. وقتی ایده‌ها را با او مطرح می‌کنید مشتاق و پرانرژی باشید و در رساندن ایده‌ها سریع عمل کنید. ایده‌های‌تان را پیشنهاد بدهید و از همه مهم‌تر، وقتی این کار را می‌کنید از شوخی استفاده کنید، خوش‌مشرب باشید و داده‌های اولیه‌ی آنها را تقدیر و تحسین کنید.

 

۳ ویژگی‌های شخصیت آبی

آبی‌ها متفکرانی عمقی، ذاتا تحلیل‌گر، شدیدا متمرکز روی جزییات، و در تفکرشان رسمی هستند. ممکن است فردی کناره‌گیر به نظر برسند، اما در رویکردشان سنجیده، اصولی، و دقیق هستند و به جزییات اهمیت می‌دهند. آنها دوست دارند همه چیز در جای خودش باشد، خیلی منظم هستند، و در مدیریت زمان مهارت‌های خوبی دارند.

 

آنها برای فکر کردن وقت می‌گذارند و نسبت به قرمزها و زردها خیلی کندتر هستند. آبی‌ها دوست دارند همه‌ی واقعیت‌ها را داشته‌باشند، و سپس با استفاده از منطق آنها را کنار هم قرار دهند و به یک جواب مناسب برسند. وقتی با یک آبی سر و کار دارید نامنظم و آشفته نباشید، چون آنها خیلی تمیز و مرتب هستند. سعی کنید دیر نرسید چون به موقع رسیدن برای آنها به شدت مهم است. وقتی با یک آبی هستید سعی کنید گستاخ یا تحمیل‌کننده نباشید.

 

چگونه با یک شخصیت آبی تعامل داشته‌باشیم: ‌

وقتی با یک شخصیت آبی معامله می‌کنید سعی کنید به خوبی آماده باشید، وارد جزییات شوید چون آنها عاشق این هستند که همه‌ی واقعیت‌ها را در ذهن‌شان داشته‌باشند. رویکردی واقعیت‌گرا، شفاف و دقیق، و منطقی داشته‌باشید. گوش کردن برای یک آبی مهم است پس با دقت به چیزهایی که باید بگویند گوش کنید،

 

چون آنها از طریق سوال‌های جامع و کامل درباره همه‌چیز افکارشان را به‌صورت شفاهی در می‌آورند. برای پاسخ دادن به آنها زمان بدهید چون متفکرانی کند هستند.

 

۴ ویژگی‌های شخصیت سبز

خونسرد، بی‌خیال، آرام، و صبور بهترین توصیفی است که می‌توان از ویژگی‌های شخصیتی یک سبز ارائه کرد. کنار آمدن با آنها آسان است و رویکردی خیلی غیررسمی دارند. آنها خوش‌مشرب هستند و روی روابط تمرکز دارند برای همین ممکن است عاطفی به نظر برسند. سبزها در فکر کردن خیلی کندتر و آدم‌های بسیار دموکراتیکی هستند.

 

آنها خیلی فهیم و دل‌نشین هستند. سبز می‌تواند بین قرمز و زرد که در برقراری ارتباط خیلی سریع‌تر هستند، میانجی شود. سبزها در درگیری‌ها به عنوان تسهیل‌کننده عمل می‌کنند. وقتی با یک سبز هستید تحمیل‌کننده نباشید یا آنها را در منگنه قرار ندهید، سبزها واقعا از این کار نفرت دارند. سعی نکنید در بحث چیره شوید یا شتاب‌زده عمل کنید، آنها دوست ندارند برای‌شان تصمیم بگیرید، پس از آن اجتناب کنید.

 

چگونه با یک سبز تعامل داشته‌باشیم:

با آنها مهربان و صمیمی باشید و علاقه‌ی واقعی نشان دهید، قبل از این‌که وارد کسب‌وکار شوید گپ بزنید. مهم است که اول اعتمادسازی کنید، غیررسمی باشید و تهدید نکنید.بسیار خوب، امیدوارم بعد از خواندن این مقاله شخصیت بر اساس رنگ ها قبل از برقراری ارتباط با وابستگان‌تان هوشیارتر باشید. سعی کنید بفهمید آن فرد چه نوع شخصیتی دارد: قرمز، سبز، زرد، آبی و به گونه‌ای با آنها صحبت کنید که مناسب‌تر باشد.

 

 

پایان رقابت موتورگازی با «بنز»/ بازی با آبروی فوتبال ایران – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان


پایان رقابت موتورگازی با «بنز»/ بازی با آبروی فوتبال ایران – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان


پایان رقابت موتورگازی با «بنز»/ بازی با آبروی فوتبال ایران – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

خبرگزاری مهر – گروه ورزشی: به نظر می رسد دچار تعارض با خودمان شده ایم، جایی هستیم میان زمین و آسمان، مانده ایم معطل که کدام مسیر را باید برویم. یک ماه قبل در کوران محرومیت های فیفا برخی از ما فریادگوشخراشی سر می دادیم که چرا باشگاه ها ول خرجی می کنند؟ چرا بازیکن خارجی می گیرند، به کدام دلیل بیشتر از ظرفیت خودشان خرج می کنند؟ اما به محض رو در رو شدن با واقعیت های بین المللی تغییر برخورد می دهیم و «جنگ دارا و ندار» راه می اندازیم.

آلزایمر

در واقع هر سال دچار بیماری آلزایمر می شویم و تنها در هنگام لیگ قهرمانان آسیا به یاد می آوریم که با چه رقبایی پنجه در پنجه انداخته ایم. حریفان ما این تیم ها هستند، همین الهلال ها و الاهلی ها و العین ها و …و این بخشی از دنیاست که ما در آن زندگی می کنیم، یعنی خاورمیانه، یعنی حوزه خلیج فارس یعنی پرتنش ترین بخش جهان از همه نظر.

تقریبا در همه بخش های سال فراموش کرده ایم که قرار است این بچه ها پرچم ایران را با آن همه استعداد ذاتی بالا و بالاتر ببرند و کاری کنند که همه خاورمیانه که نه، دیگرانی بالاتر از اینها هم بفهمند ایران چه نیروی انسانی خوبی دارد، چه مدیران منظمی و چه اقتصاد برتری دارد و جنگ های سرد را ببریم.

موقعیت ریاضی

برای اینکه بفهمیم کجا قرار داریم تفسیر کردن را باید کافی دانست باید به اعداد ریاضی نگاه کرد، ما اینجا هستیم وسط این نبرد در آسیا و به ویژه در خاور میانه:لی میونگ جو «کره جنوبی- العین- ۵ میلیون یورو»، کیکو فلورس «اسپانیا- لخویای قطر – ۵ میلیون یورو»، هرنانه «برزیل- النصر عربستان- ۵.۳ میلیون یورو»، دیه گو تاردلی «برزیل- شاندونگ لیونگ- ۵، ۳ میلیون یورو»، ولادمیر وایس «اسلواکی- لخویای قطر- ۵، ۳ میلیون یورو»، موریکی «برزیل- السد قطر- ۵.۹ میلیون یورو»، اسامه السعیدی «مراکش- الاهلی امارات- ۶ میلیون یورو»، آساموا جیان «غنا- العین امارات- ۷، ۵ میلیون یورو»، آلان «برزیل- گوانگجو اوری گراند- ۱۲ میلیون یورو»، اورتون ریبرو «برزیل- الاهلی امارات- ۱۵ میلیون یورو»، «ژاوی- اسپانیا- ۵ میلیون یورو السد قطر».

و حالا بیایید بالاتر برویم و چین را بررسی کنیم:

«هالک برزیلی – ۵۵ میلیون یورو شانگهای چین»، «تکسیرا ۶۰ میلیون یورو جیانگسو سونینگ»، «جکسون مارتینز ۴۵ میلیون یورو – گوانژو»، «رامیرس برزیلی – ۲۸ میلیون یورو – جیانگسو سونینگ»، «الکسون  برزیلی – ۱۸ میلیون یورو» و الی آخر

اینجاست که باید تصمیم بگیریم که چه باید انجام دهیم؟ آیا باید با همین امکانات کم و زمین های خراب و معدود و محدود و بدون ردیف بودجه و بدون حق پخش تلویزیونی و حتی بدون کپی رایت طی طریق کنیم و همینجا بمانیم؟ یا باید آستین همت بالا بزنیم و برخی موارد را عوض کنیم؟

اصلا تصور نکنید آنها دلارهای نفتی را مفت به پای این بازیکنان می ریزند، اصلا تصور نکنید که آنها از جیب پول بی حساب می دهند، این درست نیست، السد قطر از قبل ژاوی که در حدود سالی ۱۷ میلیارد تومان هزینه دارد بالغ بر ۴۰ میلیارد تومان درآمد دارند، از تلویزیون های خصوصی، از اسپانسر ها، از تبلیغات و …

امروز غیرت و تعصب هنوز ما را در مقابل کشور های عربی حوزه خلیج فارس با پرچم‌هایی بر افراشته سربلند نگه داشته اند اما این مسیر انتهایی معلوم دارد و مشخص. اینکه به قول یکی مثل فتح الله زاده جوبیلو ایواتای ژاپن ۱۶ زمین تمرین دارد، مسیر و آینده را مشخص می کند، معلوم می کند.

مهندسی صنعت فوتبال

کی روش خیلی مسائل را در فوتبال به ما یاد داد، او اگر چه بد اخلاق است  اما مهندس فوتبال است، او امروز برنامه ای می دهد که یک سال و نیم بعد در فلان ساعت، روی زمین فلان جا، تمرین ترکیبی برای گروه دوم جوان های پشتیبان تیم ملی خواهم داشت!

بله برای پیشرفت فقط باید برنامه داشت و از همه ظرفیت استفاده کرد، باید نشست و برای آینده مهندسی کرد، باید نخبه ها بنشینند و به جای دعوا با فوتبالی که امروز در ایران اصطلاحا هزینه زاست آن را به صنعت تبدیل کرد، شاید تلویزیون ورزشی خصوصی راهش باشد، شاید مسیرهای دیگری پیدا شود که فوتبال با مدیران ایرانی اش اینگونه زمین گیر نشود و برای «شندر قاز» آبرویشان نرود و آبرویمان را در فیفا و دادگاه «کاس» نبرند و رسم مهمان نوازی ایرانی را اینگونه نمایش ندهند که در دادگاه بین المللی تعداد پرونده های ایرانی اینگونه زیاد باشد که بیش از پنجاه عدد باشد!

فوتبال پولساز است

فوتبال می تواند به کشور کمک کند، صرف نظر از قدرت روحی و ایجاد غرور و مبارزه با افسردگی و ایجاد حرکت و تکاپو در جامعه و مبارزه با مواد مخدر و … می تواند از منظر حضور بخش خصوصی و ساخت هتل ها و فرودگاه ها و رونق شهرها و روستاها کمک کند و درآمد خوبی را هم به جیب دولت سرازیر کند حتی بیشتر از این پولی که امروز تلویزیون با ندادن حق فوتبال به جیب می ریزد. در واقع همت لازم داریم و جمع شدن طراح ها و تصمیم سازها دور هم برای ایجاد جنبش در این بخش از کشور عزیزمان.

موتورگازی و بنز

یاد مرحوم ناصر حجازی گرامی که بیست و چند سال قبل اعلام کرد که تا بیست سال بعد دیگر تیم های ایرانی قهرمان باشگاه های آسیا نخواهند شد. یا علی پروین که می گفت با موتور گازی باید با بنز مسابقه بدهیم و نمی توانیم.

امروز فوتبال ما جلوتر از ۱۰ یا ۱۵ سال قبلی است که خاکپورش صبح تا بعد از ظهر روی تاکسی کار می کرد و بعد به تمرینات تیم ملی می آمد. باید برای فردا هم برنامه بریزیم و اینبار حتی بهتر از ۱۰ یا ۱۵ سال قبل. گل «دیوپ» به استقلال را دیدید؟ او حسینی و رحمتی را با توپ کرد توی گل، وقتی بلند شد تا سر بزند می توانست دیوار را خراب کند. این بازیکنان آموزش دهنده هستند. کرنر زدن و سر زدن را آموزش می دهند وقتی حریف دوندگی و هوشمندی بچه های شیر بیشه ایران نمی شوند  کرنر می زنند و چهار گل از روی کرنر به ما زدند، به نمایندگان ایران. با آنهمه اسم و رسم دیگر نمی توانند در جریان بازی مبهوتمان کنند، نه ژاوی شان توانست نه دیگران. حالا باید جلوتر رفت.

شاید وقت آن رسیده باشد که جور دیگری به فوتبال نگاه کنیم، فوتبالی که در جام جهانی هم رویاهای بزرگی دارد و می تواند به مرحله دوم برسد و ایران را به جهان بشناساند.

مسابقات «کونگ فو توآ» استان مرکزی با شناخت نفرات برتر پایان یافت – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان


مسابقات «کونگ فو توآ» استان مرکزی با شناخت نفرات برتر پایان یافت – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان


مسابقات «کونگ فو توآ» استان مرکزی با شناخت نفرات برتر پایان یافت – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، مسابقات کونگ فو توآ انتخابی استان مرکزی روز جمعه با هدف شناخت نفرات برتر  برای حضور در رقابت های کشوری با شرکت ۵۴ ورزشکار نونهال و نوجوان از شهرستان های اراک، ساوه و خمین در سالن ورزشی صاحب العمر اراک برگزارشد.

در پایان در رده سنی نونهالان امیرعباس سیمرغ، امیرحسین توکلی، عرفان قربانی، بهنام میرزایی، علی فرجی و مهدی جامع بالایی در اوزان مختلف مقام های نخست را کسب کردند.

در رده سنی نوجوانان هم رامین کریمیان، محمدجواد رمضانی، علی بهمنی، امیرحسین ترکمند، ابوالفضل نصیری، سیدمحمدجواد علوی، امیرحسین یاری، میثم ویسی، کیان حبیبی و میلاد محمدی در اوزان مختلف مقام های اول را به خود اختصاص دادند.

مسعود آقازیارتی، رئیس هیات کونگ فو و هنرهای رزمی استان مرکزی به خبرنگار مهر گفت:  ۱۲ کمیته و گروه زیر نظر هیات کونگ فو و هنرهای رزمی استان مرکزی فعالیت دارند که کمیته کونک فوتوآ یکی از این کمیته های دوازده گانه است.

به گفته وی، نفرات برتر این مسابقات به رقابت های قهرمانی کشور که از تاریخ دوازدهم ماه جاری به مدت سه روز به میزبانی کرج برگزار می شود، اعزام خواهند شد.

پست الکترونیکی تبادل مدرک دانشگاه قم با خارج از کشور ایجاد شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان


پست الکترونیکی تبادل مدرک دانشگاه قم با خارج از کشور ایجاد شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان


پست الکترونیکی تبادل مدرک دانشگاه قم با خارج از کشور ایجاد شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، باتوجه به وجود دانشجویان خارجی در دانشگاه قم یک پست الکترونیکی برای تبادل مدرک دانشجویان این دانشگاه به دانشگاه های خارجی ایجاد شد.

براساس این پست الکترونیکی زمینه دریافت تصویر مدارک تحصیلی و تایید رسمی مدرک از سوی اداره پذیرش دانش آموختگان دانشگاه قم فراهم شده است.

همکاری دانشگاه خوارزمی با دانشمندان و متخصصان ایرانی مقیم خارج – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان


همکاری دانشگاه خوارزمی با دانشمندان و متخصصان ایرانی مقیم خارج – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان


همکاری دانشگاه خوارزمی با دانشمندان و متخصصان ایرانی مقیم خارج – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، به منظور گسترش ارتباطات و بهره گیری از آخرین تجربیات و دستاوردهای علمی و دانشگاهی ایرانیان مقیم خارج از کشور، دانشگاه خوارزمی در قالب دوره های پسا دکتری، فرصت مطالعاتی، استاد مدعو، پروژه های کوتاه مدت و بلند مدت و همچنین برگزاری سخنرانی ها و کارگاه های تخصصی، از این استادان و متخصصان ایرانی دعوت به همکاری کرد.

از همه استادان و دانشجویان دوره ی دکتری دانشگاه خوارزمی دعوت شده که برای بهره گیری از این فرصت و ظرفیت جدید که برای دانشگاه خوارزمی ایجاد شده است، با هماهنگی مدیریت همکاری‌های علمی بین المللی دانشگاه، از افراد متخصص خارج از کشور که دارای توان و فرصت برای همکاری های علمی هستند، دعوت کنند تا مقدمات پذیرش آنها در دانشگاه خوارزمی فراهم آید.

هدف این طرح، استفاده از ظرفیت علمی و پژوهشی متخصصان و دانشمندان برجسته ایرانی مقیم خارج کشور در مراکز علمی و فناوری کشور، از جمله دانشگاه خوارزمی است.

دانشگاه خوارزمی می تواند دانش آموختگان دوره دکتری را که در یکی از ۴۰۰ دانشگاه برتر خارج از کشور تحصیل کرده اند، به مدت یکسال در دانشگاه خوارزمی به عنوان پست دکتری پذیرش کند و تمامی هزینه های مربوط به این افراد در قالب این پروژه قابل پرداخت خواهد بود.

به این ترتیب این افراد  می توانند حقوق استادیار پایه یک دانشگاه تهران را به مدت یکسال دریافت کنند و دوره پست دکتری خود را بگذرانند و چنانچه گروه آموزشی مربوط تأیید کرد که این افراد ظرفیت اشتغال در آن گروه آموزشی را دارند، زمینه جذب آنها نیز فراهم می شود.

علاوه بر این، استادان ایرانی که در یکی از ۴۰۰ دانشگاه برتر دنیا اشتغال به تدریس دارند، می توانند به مدت ۳ تا ۱۲ ماه به دانشگاه خوارزمی مراجعه کرده و با یکی از گروه های آموزشی در قالب تدریس و یا فعالیت پژوهشی همکاری داشته باشند.

همچنین دانشگاه خوارزمی می تواند در قالب این طرح استادان ایرانی خارج از کشور را به مدت ۳ ماه برای برگزاری چند واحد درسی در دانشگاه دعوت به همکاری کرده و هزینه آنها معادل رتبه دانشگاهی پرداخت می شود.

به عنوان مثال اگر در دانشگاه خارجی این استادان دارای رتبه دانشیاری باشند، معادل سطح دانشیاری دانشگاه تهران، حقوق دریافت می کنند. علاوه بر این می توانیم در قالب این طرح از ایرانیان مقیم خارج از کشور، برای برگزاری سمینارها و کارگاه های تخصصی در دانشگاه دعوت کنیم.  

نکته حائز اهمیت، حمایت از متخصصان و کارآفرینان ایرانی غیرمقیم است که به هر عنوانی از جمله کارشناس، مشاور، محقق بخش R & D یا مدیر مؤسساتی که در خارج از کشور مشغول فعالیت هستند، می توانند از این تسهیلات استفاده و تجربیات خود را با متخصصان دانشگاه خوارزمی مبادله کنند.

دانشگاه خوارزمی از اعضای هیأت علمی و دانشجویان دوره دکتری تقاضا کرده است افرادی را که در خارج از کشور اقامت دارند و علاقه مند به همکاری با دانشگاه خوارزمی هستند، شناسایی و هرچه سریعتر به مدیریت همکاری های علمی بین المللی معرفی کنند تا این مدیریت بتواند مقدمات حضور آنها را در دانشگاه خوارزمی فراهم کند.

این فرصتی است که به صورت محدود و در یک دوره کوتاه یک ساله در اختیار دانشگاه قرار داده شده است و باید از این فرصت ارزشمند بخوبی استفاده شود.

دیدار جمعی از شاعران مذهبی با رهبر معظم انقلاب


دیدار جمعی از شاعران مذهبی با رهبر معظم انقلاب


دیدار جمعی از شاعران مذهبی با رهبر معظم انقلاب


دیدار جمعی از شاعران مذهبی با رهبر معظم انقلاب

دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب


دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب


دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب

دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب

دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب

دختر مدلینگی که ظاهری بسیار عجیب دارد و چشمان وی بیشتر ما را به تعجب وامی دارد چون خیلی بزرگ است و البته زیبا و جذاب به نظر می رسد. این مدل اکراینی چشمان بسیار بزرگ و زیبایی دارد. برخی اعتقاد دارند او بزرگترین چشمان جهان را دارد. به او «لقب آدم فضایی» یا «پریِ زیبا» را داده‌اند.

 

ماشا تیلنا مدل اوکراینی ۲۲ ساله صاحب بزرگترین چشم های جهان

دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب

دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب

دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب

دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب

دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب

دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب

دختر مدلینگ جذاب با چشمان درشت و عجیب

 

مطالب مرتبط :

عکس هایی از زیباترین دختر ۱۷ ساله مدل مشهور جهان

عکسهای دختر زیبای ایرانی که در هند بازیگری و مدلینگ میکند

دختران مدلینگ در مشهد دستگیر شدند

مراسم انتخاب زیباترین دختر و پسر مانکن در شیراز (عکس)

دختران مدلینگ جذاب در ایران از نوع زیرزمینی

درباره صنعت مدلینگ و مدل شدن در ایران